خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا
سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و
بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل
فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم. ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید. عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.
1- زیاد مطالعه کنید
ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.
2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید
شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.
3- یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید
هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.
4- از افکار دیگران بهره بجویید
بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.
نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.
5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید
گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.
بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.
6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید
ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.
از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.
7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید
همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.
8- به توانایی های خود اتکا کنید
قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.
9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید
خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.
10- به ذهن خود آزادی عمل دهید
آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.
11- ایده های گذشته را از نو بسازید
افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.
12- از الهه وجودتان یاری بخواهید
آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.
یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است
شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه میتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را میکنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده ها خام هستند.
بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.
مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یک فنجان قهوه برای من بیاورید.»
صدایی از آن طرف پاسخ داد: «شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با کی داری حرف می زنی؟»
کارمند تازه وارد گفت: «نه»
صدای آن طرف گفت: «من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق.»
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با کی حرف میزنی، بیچاره.»
مدیر اجرایی گفت: «نه»
کارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز
و دویدن که آموختی ، پرواز را
------------ --
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند
------------ --------- -
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
------------ --------- --
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی
------------ --------- --
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت
------------ ---------
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند
------------ --------- -
پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند
------------ --------- --------
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند
------------ --------- --------
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست
------------ --------- ---
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت
------------ --------- ------
وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..از طوفان ها و امواج نترس
بگذار تا از تو بگذرند ..تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش
همیشه به خاطر داشته باش ..دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهرنمی سازد
------------ --------- -------
جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند
------------ --------- --------- -----
جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ممکن می شودتنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم
------------ --------- -------
چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم
..اعتقادات..اهداف و آرزوها ..عشق ..خانواده و دوستان
------------ --------- --------- --
و از همه مهم تر اعتماد به نفس
خودت را باور داشته باش
میثم تولایی
أین الفاطمیون؟ از مادرم میپرسم "أین الفاطمیون" یعنی چی؟ مادر میگوید: یعنی کجایند فاطمیون.
هرسال دهههای فاطمیه را در کوچه، خیابانهای شهر میتوانم با "أین الفاطمیون"ی که روی در و دیوار نوشتهاند احساس کنم. از زمانی که خواندن و نوشتن را یاد گرفتم این سوال را دهههای فاطمیه زیاد میدیدم و از مادرم میپرسیدم که این جمله عربی چه معنی میدهد؟ و مادرم فقط "أین" را برایم ترجمه می کرد، فاطمیون را دیگر نمیپرسیدم.
فاطمیون چه کسانی هستند؟ فاطمیون کجا هستند؟ چرا پس خودشان را معرفی نمی کنند؟ چرا نمیآیند تا هر سال این سوال تکراری را نپرسیم؟ مردم دیگر خستهاند... چشم انتظاری آنها را خسته کرده، شاید هم این سوال تبدیل به یک سرگرمی شده، همان که حاج کاظم گفت.
در کوچه پس کوچههای ذهنم هستم. فاطمیه است. فرقی ندارد کدام دهه، 75 روز یا 95 روز، آقا گفته، سکوت است، کوچهها خاکی است، خانهها هم. بوی کاه، گل میآید، بوی دود هم. صدای جان دادن غیرت میآید، صدای شکستن هم. بغض صدا ندارد، بو ندارد اما حس دارد، علی آن را احساس می کند.
در کوچه پس کوچهها قدم می زنم، گم شدهام. به دنبال کسی میگردم، یکی میگوید اگر به دنبال خدایی از کوچه اهل بیت برو، چه نام جالبی دارد این کوچه، مردمان این کوچهها، نمی شناسند "اهل بیت" را.
هنوز بوی دود میآید اما صدایی شنیده نمیشود، از کسی میپرسم کجا آتش گرفته؟ پاسخ نداده میرود، انگار میترسد. اوضاع آرام نیست، این را میفهمم. بوی سوختن چوب میآید، بوی خوبی میدهد این سوختن. میرسم به قتلگاه غیرت، شرف و ولایت.
این کیست که میبرندش؟ کسی نمی خواهد جواب بدهد. این خانه کیست که درش آتش گرفته؟ هنوز هم سکوت است، انگار سکوت ها میخواهند دین را به آرامی تشییع جنازه کنند. یکی آرام، پشت سرم، زیر لب میگوید: علی است، داماد رسول خدا، این هم خانه اوست که درش را آتش زدهاند.
مرد اسلام بود که میبردندش، همان که افتخار همسری زهرا(س) را دارد. اولین اسلام آورنده بعد از رسول خدا، همسر فاطمه زهرا و داماد پیامبر خدا بود.
چرا باید بپرسم که آیا اینها را میدانید؟ میدانید او کیست؟
در چوبی هنوز هم بوی خوبی میدهد، بوی شبهایی را میدهد که علی(ع) به خانه میآمد، فاطمه در را با دستانش میگشود، علی خستگی را با دیدن همسرش از یاد میبرد و با دستانش در را میبست. بوی درد و دلهای پنهانی می دهد.
حالا شاهد رد و بدل شدنهای نگاه های علی و فاطمه به هم، دارد می سوزد، شاهدی که ذره، ذره از جسم دو معصوم روی آن نشسته بود میسوزد.
پهلو کجای بدن است؟ درد دارد؟ میگویند فرزندی هم در راه بوده. مادر درد را احساس نمی کند، باز هم به فکر خودش نیست، به فکر حسن است، حسین و زینب که باید همیشه در کنار هم باشند. چه داستان غم انگیزی است داستان این خانواده، 4 معصوم در یک خانواده، باهم سر یک سفره غذا خوردن، مادر، فاطمه بودن، پدر، علی بودن، برادر، حسن و حسین بودن و خود، زینب بودن!
مادر نگران است، نگران بچهها، بچهها دیدند این صحنه را؟ این جنایت را؟ این شکستن را؟ در، حرمت، پهلو و علی شکستن را؟
حسن، حسین و زینب دیدند شکستن پهلوی مادر را؟ شکستن حرمت اهل بیت رسول خدا را؟ سوالی که حالا از مادرم میپرسم.
در کوچه پس کوچههای ذهنم، هرسال، همین موقع، بوی چوب می آید، سوختن چوب، چوبی که درب خانه ای بوده، خانهای که مال علی و فاطمه بوده، خانهای که 4 معصوم در آن زندگی می کردند، بوی چوبی میآید که دست علی و فاطمه هر روز آن را لمس میکردهاند، بوی دستهای پینه بستهای میآید که روزی یتیمان را نوازش میکرده، بوی سوختن می آید.
شب تا دیروقت بیرون سنگر، روی شیب سرازیری خاکریز می نشست وهمین جوری که به آسمان و ماه نگاه میکرد، آرام، هق، هقش بلند میشد، چند ماهی میشد، یک شب رفتم کنارش، تو حال خودش که نه، تو حال خداش بود، پرسیدم کمیل جان قضیه آسمون، ماه و گریههای تو چیه؟ کوتاه گفت و آتشم زد: "حالا که ما از مزار خانم خبر نداریم تا خودمون رو از بغض راحت کنیم، هرشب مییام ماه رو نگاه می کنم چون مطمئنم خانم هم به اون نگاه کرده، با چشمهای پر غم و غصهاش یک دفعه هم که شده به ماه نگاه کرده، از ماه میخوام از بیبی برام بگه، از درد و دلهاش، همین".
حالا دیگه از کوچه رد شده ام اما هنوز بوی دود می آید...
4- بی توجهی کردن
من واقعا به این یکی علاقه دارم. این کوچه علی چپی که شما می روید کجاست؟ من خیلی کنجکاو هستم که بدانم چون خیلی دوست دارم که گاهی اوقات خودم هم به آنجا سری بزنم. شما با این کار خیلی راضی به نظر می رسید و ذهن خود را تماما بر روی آن متمرکز می کنید مثل اینکه اصلا چیزی تا به حال وجود نداشته است، کاملا آرام و خونسرد. اما از سوی دیگر خانم ها هیچگاه نمی توانند نسبت به محیط اطرافشان بی اهمیت باشند و در آن واحد به 10 موضوع مختلف فکر می کنند.
این که شما به راحتی به خواب و خیال فرو میروید و برای محیط اطراف خود ارزش قائل نیستید واقعا ناراحت کننده است. ما خانم ها زمانی راضی می شویم که مردها به چیزهایی که ما می خواهیم توجه کنند.
5- باقی گذاشتن آثار
آقایون چه بخواهند دوش بگیرند، چه آشپزی کنند، حیاط را تمیز کنند و یا اینکه بر روی یک پروژه مهم کار کنند، صفی طولانی از بقایای وسایل مورد استفاده را در پشت سر خود درست می کنند. از لباس های پرت و پلا از اتاق خواب تا در حمام شما متوجه می شوید که آنها داخل حمام هستند. اگر بخواهند به شما در تهیه شام " کمک" کنند شما در آشپزخانه تلی از بشقاب ها و قابلمه ها و ماهی تابه ها را مشاهده خواهید کرد. به همین دلیل خانم ها همیشه به راحتی می توانند تشخیص دهند که شما کجا هستید و چه کاری انجام می دهید. آیا شما به این خاطر از خود رد پا به جای می گذارید تا بتوانید آسانتر راه برگشت را پیدا کنید؟ شاید شما بیش از حد در رویاها و افسانه های شخصیتان غرق شده اید
6- کوتاه کردن و تراشیدن
اگر به دستشویی بروید می بینید که تکه های کوچک موی پا و زیر بغل همه جا هست. جمع کردن موها کار پردردسری است. خوب، زمانیکه موهای خردشده را بر روی لبه های دستشویی و ناخن های کوتاه شده را روی زمین پیدا می کنیم نه تنها برایمان خوشایند نیست بلکه رنجش آور و آزار دهنده نیز می باشد. بعد از اینکه کارتان تمام شد بهتر است همه جا را تمیز کنید.
7- نادیده گرفتن شرایط بدیهی
خیلی جالب است که برخی عادات آزاردهنده آقایون کاملا منطبق بر هم و با هم روی می دهند. البته متوجه نشدن کوتاه کردن موها و یا لباس جدیدی که خانم خریداری کرده است جزء موارد ابتدایی به شمار می روند. آقایون بهتر است زندگی خود را کمی دقیق تر بررسی کنید و در زندگی توجه بیشتری را به خانم ها معطوف کنید.
چه کسی اهمیت می دهد که اگر یک فرش جدید در اتاق نشیمن پهن شده باشد و یا اینکه همسرتان از یک عطر جدید استفاده کرده است؟ شاید چندان هم مهم به نظر نرسد اما یک چنین جزییاتی هستند که زندگی را جالب و پرفروغ می کنند. بنابراین برای چیزهای جزئی و کوچک نیز اهمیت قائل شوید. این یک سرمایه گذاری اساسی بر روی خانم هایی است که دوستشان می دارید.
8- سندرم " من مریضم، ازم مراقبت کن"
به نظر می رسد که بیشتر مردها هنگام مریضی تمایل بسیار زیادی دارند که تبدیل به یک کودک تمام عیار شوند. آنها آه و ناله می کنند، از همه چیز شکایت می کنند و هیچ گاه هیچ چیز در نظر آنها "درست" به نظر نمی رسد. همسرتان با مراقبت و نگهداری از شما هیچ مشکلی ندارد. اما به جای ناله و زاری چرا سعی نمی کنید که از کارهایی که او برای شما انجام می دهد تشکر کنید.
9- چشم چرانی
عده ای از مردها وجود دارند که دارای چشم های جادویی تنبلی هستند، آنها تصادفا به خانم های دیگر تا زمانی که همسرشان متوجه نشود خیره می شوند.
البته گروه دیگری از مردها هم هستند که از روی بی مبالاتی برای خانم هایی که در حال راه رفتن در خیابان هستند سوت می زنند و یا تکه پرانی می کنند. عده ای از مردها نیز سعی می کنند چشم های خود را موقع شناس و با نزاکت تربیت کنند اما به نظر میرسد که باز هم نمی توانند به طور کامل جلوی آن را بگیرند.
چشم های آنها طوری کار می کند که انگار می خواهند جای دیگری را نگاه کنند اما متاسفانه جهت نگاه آنها به طور ناخودآگاه به سمت دیگری کشیده می شود و درست مثل شخصیتهای کارتونی عمل می کنند. بهتر است تا حرکات خود را مجددا باز بینی کنید. این عادت را که می خواهید سر تا پای ما را بر انداز کنید ترک کنید و کنترل نگاههای هرز خود را به دست گیرید. و در آخر نیز رعایت ادب و نزاکت را بیاموزید.
شما در یک خیابان دو طرفه قرار دارید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رفتار خانمها هم غیر قابل پیش بینی میباشد. آنها نیز به نوبه خود رفتارهای آزار دهنده ای را دارند اما اگر بتوانیم تا اندازه ای با خصوصیات جنس مخالف خود آگاه شویم، از این طریق می توانید قدم های موثری را در برطرف کردن دل آزردگی ها و رنجش ها بر دارید.
من از روی تجربه شخصی به شما پیشنهاد می کنم که اگر تنها به خاطر یک بازی کامپیوتری به همسر خود بی توجهی می کنید بهتر است از این کار دست بردارید تا آنها نیز از عادات ناراحت کننده خود دست بردارند. همچنین اگر از گرفتن بینی و خاراندن بخش هایی از بدن خود به صورت آشکارا دست بر دارید، خانم ها نیز دیگر احساس نمی کنند که لازم است دائما دست های خود را بشویند.
هنگامی که ماه عسل تمام می شود رفتارهای آزار دهنده دو طرف آشکار می شود پس بهتر است هر دوی شما برای متوقف کردن آنها تلاش کنید. اگر شما با تماشای تلویزیون نسبت به او بی توجهی نکنید او هم کاری انجام نمی دهد تا شما خیلی بیشتر اذیت شوید. ما باید در این راه با یکدیگر همکاری کنیم، مگه نه؟!
حتما در دوران تجردتان مواقعـی پـیـش آمـده کـه شـنــیـده باشـیـد خــانمها معمولا نمی توانند مرد نجیب، حساس و
خـوب و مـهـربـان مـورد نـظـر خـود را پـیـدا نمایند. همچنین مطمئنا برای شما هم پیش آمده که بخواهید آن مرد مورد نـــظر باشید و حتما فکر کرده اید که نباید در مقابل خانمها
مـقـاومــت زیادی از خود نشان دهید. ولی در کمال نابوری ایــن مورد جواب نخواهد داد، خانمهای زیادی اطراف شــما وجـود خــــواهند داشت اما با هیچ کدام از آنان نمی توانید
رابطه عـاشقـانـه داشـته بـاشیـــد و زندگی مشترک شروع کـنـید. در نـهایـت سرگردان می شـــوید که در چه جهنمی گرفتار آمده اید.
من این قضیه را برای شما روشن خواهم کرد، تفاوت قابل توجهی بین آنچه که خانمها از مرد مورد نظرشان انتظار دارند و خصوصیات واقعی آن شخص وجود دارد. به عبارت دیگر، خصوصیات واقعی فرد مورد نظر و اسطوره ای که طرف مقابل از شخص مورد نظر برای خود ساخته است. آنچه در زیر آمده برخی از عمومی ترین خصوصیات ذکر شده از مرد مورد نظر می باشد، همچنین این مطلب که آیا این موارد آنقدر صحت دارند که بتوان روی آنان حساب کرد نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
مرد حساس
بسیاری از خانمها اذعان می کنند به مرد حساسی علاقه مندند که از بیان مداوم احساسات خود واهمه نداشته باشد، وقتی این مورد زیاد تکرار می شود با احساس زنانه او هماهنگ است حال هر معنی داشته باشد مهم نیست. این مردی است که رفتار مردانه ندارد.
بنابراین چنین مردی در نهایت هر زنی را از خود می راند و انتظارات او را نیز بالا می برد (این مورد زمانی روی می دهد که مرد بسیار احساساتی و نفوذ پذیر باشد). البته این بدان معنا نیست که خانمها یک انسان بی احساس و حیوان صفت را می پسندند که همیشه به آنان بی احترامی نماید و اعصاب آنان را خورد کند. بنابراین خانمها به دنبال چه نوع مردی هستند؟ مردی بین دو مورد ذکر شده. مردی که نه زیاد احساساتی باشد و نه زیاد بی احساس. به عنوان مثال در صورت درگذشت یکی از بستگان نزدیک عادی است که مردها فریاد بزنند اما این مورد برای بیستم بار به یاد آوری یک نمایش، بسیار غیر عادی خواهد بود.
همچنین، زمانی که خانمها به شخصی واقعا علاقه مند باشند، رفتار آنان کمی مرموز و عجیب می شود. پس باید بدانید که چه موقع باید کنار او باشید و چه موقع باید تنهایش بگذارید. به عنوان مثال در صورتی که به شما با حالتی گریان زنگ بزند چرا که یکی از بدترین هفته های زندگی اش را گذرانده و شما به خوبی با او رفتار نکنید، اصلا رفتار خوبی نخواهد بود پس عصبی اش نکنید و به او زنگ بزنید.
بر خلاف باور عمومی سن جوانی سن حساس، خوب و پر از سلحشوری و فتوت میباشد. با این وجود خانمها مرد بسیار احساساتی را دوست ندارند، آنها یک مرد واقعی با احساسات مردانه را می پسندند. اما باز هم سخن از تعادل می باشد. چنانچه سعی در تحت تاثیر قرار دادن ما از طریق احساساتی بودن زیاد دارید، احساسات ما را خاموش خواهید کرد، اما چنانچه با اغوش باز در را به روی همسرتان باز کنید و برایش چای بریزید و به او خسته نباشید بگویید، راه درست را بر گزیده اید.
پولدار پولدار
اغلب آقایان فکر می کنند خانمها یک مرد پولدار موفق با ماشین آخر سیستم و آپارتمان مجلل می خواهند. اما درست نیست، چرا که اغلب خصوصیات خوب آقایان است که خانمها را تحت تاثیر قرار می دهد نه حسابهای بانکی آنان.
خانمها مردی را خواهند پسندید که قادر به ایجاد یک زندگی خوب و راحت باشد همچنین بلند پرواز باشد نه اینکه ناگهان ارث پدری به او رسیده و از طریق آن خوشبخت و پولدار شود. چرا که به قول معروف باد آورده را باد می برد، بنابراین خانهما می خواهند بدانند آیا واقعا مردشان قدرت بدست آوردن پول و جرات چرخاندن یک زندگی را دارد یا نه.
هواداران تام کروز
به غیر از زنان پست و فرومایه و دختران نوجوان، دیگر خانمها از شما انتظار نخواهند داشت که مانند یک ستاره سینما عمل کنید. آنچه که آنان از شما انتظار دارند اینست که از آنچه به دست می آورند، نهایت استفاده را بکنید و به خودتان اهمیت دهید، اعتماد بنفس و جذبه بالائی داشته و توان استفاده از آن در اداره زندگی را داشته باشید. همچنین بدانید که چه مدلها و رنگهایی به شما می آید و از آنان استفاده نمائید.
سعی کنید کسی نباشید که در دراز مدت نتیجه معکوس برای خانمها داشته باشید. به خاطر خدا سعی کنید از شخصیت خودتان لذت ببرید و هوش خانمها را با بازی دادنهای مشخص و واضح آزمایش نکنید تا آنان را مجبور کنید دوستتان داشته باشند.
مرد خانواده
زنی که به دنبال چیزی بیش از یک عیش و نوش زود گذر است می خواهد با مردی باشد که حداقل از زندگی در بین سرو صدای بچه ها برای خود جهنم نسازد و بچه ها را دوست داشته باشد. لازم نیست کژپنداری کنید و فکر کنید که زنها به دنبال پدری برای فرزندان متولد نشده شان هستند. این فقط بدین معناست که چنانچه خانمها برای خود در آینده فرزندی تصور کنند، مایلند شریک زندگی آنان کسی باشد که مانند آنان فکر کند، بنابراین اگر روزی زنی احساس کند که باردار است نگران این نباشد که این قضیه برای همسرش شک بدی است و یا اینکه نگران این نباشد که همسرش از او بخواهد بچه را سقط کند؛ این مرد مورد علاقه اوست.
همچنین اغلب خانمها مایلند با کسی زندگی کنند که با افراد خانواده آنان رابطه خوبی داشته باشد و با آنان با احترام و مهربانی برخورد نماید. این قضیه نشان می دهد که او برای مفهوم خانواده ارزش قائل است و اهمیت یک رابطه خوب و نزدیک داشتن را در خانواده می داند.
خصوصیات دیگری که زنها در زندگی برای مرد مورد علاقه اشان به دنبال آن هستند عبارتند از:
یک اخلاق خوب که فقط مختص به شوخی و مزه ریختن با دیگران نمی شود
وفاداری (هیچ زنی وجود یک هوو را تحمل نمی کند)
احترام
مهربانی
گرما
هوشمندی
تفاهم
موارد بالا را به خاطر بسپارید، چرا که شانس شما برای اینکه مرد مورد علاقه خانمی باشید را افزایش می دهد. نگران نباشید لازم نیست نقش مرد رویائی را بازی کنید که سوار بر اسب سفید برای خوشبخت کردن خانمی از راه می رسد.
a
| هلو میوه ی زیبایی | ![]() |
|
درخت هلو درختی است زیبا ولی کم دوام و عمر ان 5 یا 6 سال است و می توان انرا با درخت بادام یا الو یا زرد الوو شفتالوپیوند زد.برگ های ان دراز و دندانه دار بوده با گلهای درشت به رنگ صورتی و مانند بعضی از گیاهان قبل از بیرون امدن برگ گل میدهد و منظره زیبا و جالبی دارد . |
|
| خشایار شاه که بود و چه کرد ؟ | ![]() |
|
چندی پیش تولید و پخش فیلم موهن 300 که در رابطه با اطلاعات غلطی از نبرد خشایارشاه با یونانیان بود، در یک مقطع زمانی باعث بروز واکنش هایی شد، اما کمتر کسی از اینکه «خشایار شاه که بود و چه کرد؟» سخنی به میان آورد. |
|
برای مثال یکی از بازیکنان به نام تد ویلیامز که لبخندهای واضح به صورت خود داشت در سن 83 سالگی فوت کرد.اما بیل کنی که در تصاویرش لبخندی دیده نمی شد تا 62 سالگی بیشتر عمر نکرد.
حقیقات جدید نشان می دهد با نگاه کردن به چهره انسان ها می توان طول عمر آن ها را پیش بینی کرد.محققان دانشگاه وین استیت در دیترویت تصویر 230 بازیکن بیسبال را که قبل از سال 1950 بازی کردن را آغاز کرده بودند بررسی کردند.آنچه که در این تصاویر بیش از همه برای محققان مهم بود لبخندی بود که هر بازیکن در هنگام عکس برداری روی صورت خود داشت.
ارنست آبل استاد روانشناسی دانشگاه وین استیت در این باره گفت :افرادی که عمیق ترین لبخندها را در تصاویر داشتند بیش از همه عمر می کردند.هر چه قدر لبخند یک شخص عمیق تر و واضح تر باشد نشان می دهد میزان شادی و رضایت او از زندگی بیشتر است و روحیه و رفتار مثبت تری دارد.
محققان برای بررسی این موضوع شروع به جمع آوری اطلاعات در مورد وضعیت تحصیلی ، وضعیت تاهل ، سال تولد ، میزان وزن و دیگر فاکتورها در مورد بازیکنان کردند.
سپس از گروهی از داوطلبان خواستند تا بر اساس نوع لبخندی که تصویر هر بازیکن دارد ، به آن ها عددی بین 1 تا 3 اختصاص دهند.عدد یک به شخصی تعلق میگرفت که در هنگام عکس برداری هیچ لبخندی به روی صورت نداشت ، عدد 2 به شخصی که لبخند مختصر و معمولی داشت و عدد 3 به فردی تعلق می گرفت که به صورت واضح و کامل لبخند می زد به طوری که توجه بیننده را کاملا به خودش جلب می کند.
دانشمندان به دنبال فهمیدن این موضوع بودند که آیا بین نوع لبخند هر نفر و طول عمر او رابطه ای بوجود دارد یا خیر.محققان با بررسی این موضوع متوجه شدند که ارتباط معنی داری بین این دو فاکتور وجود دارد.متوسط عمر افرادی که در تصاویر لبخند نمی زدند 72.9 سال ، افرادی که لبخند جزئی داشتند 75 سال و افرادی که لبخند کامل داشتند 79.9 سال بود.
لبخندهای عمیق و بزرگ که از آن به عنوان لبخند Duchenne یاد می شود توسط یک عصب شناس فرانسوی کشف شد.در این نوع لبخند زدن گونه ها و گوشه های دهان به طور واضح بالا میروند و در اطراف چشم چین وچروکهایی ظاهر می شود.
بعد از آنکه آبل و همکارانش فاکتورهای دیگر مانند وضعیت تاهل ، سال تولد ، وزن و مانند آن را نیز در تحقیقات خود لحاظ کردند باز هم متوجه شدند که رابطه بین نوع لبخند و طول عمر انسان ها به قوت خود باقی است.
برای مثال یکی از بازیکنان به نام تد ویلیامز که لبخندهای واضح به صورت خود داشت در سن 83 سالگی فوت کرد.اما بیل کنی که در تصاویرش لبخندی دیده نمی شد تا 62 سالگی بیشتر عمر نکرد.
سونجا لیوبومیرسکی استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا نتیجه این تحقیقات را منطقی و قابل پیش بینی می داند.او معتقد است لبخند می تواند نمایانگر شادی و اعتماد به نفس انسان ها باشد.
کارشناسان قبلا هم با انجام تحقیقات گسترده متوجه شده بودند که افراد شادتر ، عمر طولانی تری دارند.
![]()
نفت به شکل گیری بسیاری از خاطرات رنگارنگ کودکی در مدرسه و خانه به انسانها کمک کرده است. هر یک از مداد شمعی های جعبه نقاشی کودکان از پارافین تشکیل شده است که یکی از محصولات...
نشریه لایو ساینس در گزارشی به معرفی محصولاتی پرداخته است که با وجود استفاده روزمره از آنها بسیاری از مصرف کنندگان از نفتی بودن منشاء آن اگاهی ندارند.
صنعت نفت فراورده هایی بیش از گازوئیل و بنزین برای تامین سوخت خودروها و هواپیماها دارد. محصولات اصلی و جانبی نفت به تولیداتی ختم می شوند که به صورت روزانه و بدون آگاهی بسیاری از مصرف کنندگان از منشا این محصولات مورد استفاده قرار می گیرند.
بیلیونها پاوند پلاستیکهای پلی اتیلن برای ساخت پاکتهای پلاستیکی، مخازن غذا، انواع اسباب بازی ها و دیگر محصولات مصرفی مورد استفاده قرار می گیرند اما در میان این محصولات نفتی تولیدات متعددی نیز وجود دارد که آگاهی از منشاء نفتی آنها می تواند شما را شگفت زده سازد.
لوازم آرایشی: انسانها برای قرنها از لوازم آرایشی طبیعی استفاده می کردند اما اکثر این لوازم در دنیای امروز کیفیت و مرغوبیت خود را مدیون محصولات جنبی و اصلی نفت از قبیل "کریلت ها"، قطران ذغال سنگ و پروپیلن گلیکول هستند. حتی بسیاری از مصرف کنندگان این لوازم آرایشی برای پاک کردن آنها از صورت خود از وازلین که خود ماده ای نفتی به شمار می رود استفاده می کنند.
صفحات خورشیدی : صفحات خورشیدی می توانند به مالکان خانه ها در گسترش انرژی قابل احیا به واسطه ذخیره ساختن انرژی خورشیدی کمک کنند. با این حال اکثر این صفحات بر اساس رزینهای پایه نفتی و عناصر پلاستیکی در سلولهای خود ساخته شده اند. موادی که به تدریج و با جایگزین کردن پلاستیکها و رزینهای زیستی به دست فراموشی سپرده خواهند شد.
لباسهای ضد چروک : شاید الیاف و پارچه های پنبه ای تمامی نیاز پوشاک ما را در زندگی تحت الشعاع خود قرار دهند اما پارچه های پلی استری می توانند هدیه ای به نام لباسهای ضد چروک و مقاوم را به انسان ارزانی دارند. این خصوصیات ناشی از منشا نفتی پلی استرها در پالایشگاه های نفت هستند که در آنها موادی برای تولید پوشاک مورد نیاز میلیونها انسان به وجود می آید.
آدامس : افرادی که جویدن آدامسهای بادوام را دوست دارند باید ممنون پلیمرهای نفتی باشند. آدامسهای امروزی می توانند ترکیبی از شیره های گیاهی طبیعی و محصولات نفتی مانند پلی اتیلن یا پارافین باشند و به بیانی دیگر اکثر آدامسهای تولید شده قابل بازیافت نخواهند بود.
مداد شمعی : نفت به شکل گیری بسیاری از خاطرات رنگارنگ کودکی در مدرسه و خانه به انسانها کمک کرده است. هر یک از مداد شمعی های جعبه نقاشی کودکان از پارافین تشکیل شده است که یکی از محصولات نفتی مشهور به شمار می رود. این ماده بیشتر در تولید شمع شهرت یافته است.
آسپیرین : یکی از ایمن ترین و قابل اطمینان ترین داروها طی دهه های گذشته آسپیرین بوده است که انسانها سالانه بیلیونها قرص از آن را برای درمان سردرد، تب و جلوگیری از حملات قلبی مصرف می کنند. "اسیتیل سالیسیلیک اسید" موجود در آسپیرین از ویژگی های تخفیف درد ماده شیمیایی سالیسین در درخت بید برخوردار است و در حال حاضر بیشتر تولیدات این دارو با استفاده از بنزن آغاز می شود. هیدروکربنی که معمولا از تولیدات نفتی به دست می آید.
جوراب نایلنی : یکی از پرمصرف ترین پوشاکهای زندگی مدرن جورابهای نایلونی هستند که از زمان جنگ جهانی دوم استفاده از آنها رواج پیدا کرد. این محصولات از پلاستیکهای حرارتی تولید شده اند که در سال 1935 ابداع شده و یکی از محصولات جانبی نفتی به شمار می رود. این ماده امروزه برای تولید محصولات متنوعی مانند انواع الیاف ظرف شویی و چترهای نجات مورد استفاده قرار می گیرد

روز سیزده نوروز برای هر ایرانی یادآور خاطرات شیرینی است که حتی طعم تلخ "نحسی" های گاه و بیگاه آن هم نمیتواند از این شیرینی کم کند. البته برای عده ای از بچه های بازیگوش، نحسی روز سیزده به شکل مشقهای ننوشته عید ظاهر میشد و گاهی بزرگترها دلشان به رحم می آمد و کمک میکردند تا مشقهای مفصل عید تمام شوند.
جالب است که در طی سالهای اخیر که بیشتر رسوم عید و سال نو به فراموشی سپرده شده اند، هنوز هم روز سیزده بدر مانند گذشته به دور هم جمع شدن و شادمانی میگذرد و اداب آن تا حدی اجرا میشود. با این حال بد نیست با نگاهی به گذشته، با فلسفه وجودی این روز و چگونگی آداب و رسوم آن بیشتر آشنا شویم.
نحوست سیزده
ریشه اعتقاد به شوم بودن و نحسی عدد سیزده مشخص نیست اما آنچه مسلم است این است که ایرانیان، به خلاف اروپائیان و اعراب سیزده را شوم نمیدانسته اند و اتفاقا روز سیزده هر ماه برایشان روزی گرامی بوده است. ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه خود نوشته است: ایرانیان باستان هر روز از ماه را به نامی می خوانند و سیزدهمین روز ماه ، « تیر » نامیده می شود و « تیر » نام فرشته ای عزیز و نام ستاره ای بزرگ و نورانی و خجسته است. بنا براین سیزده نمی تواند نحس باشد.
- بر اساس اساطیر ایرانی در این روز، سرحد ایران و توران با تیر انداختن آرش مشخص می شود. به این معنا که میان افراسیاب که بر شهرهای ایران مسلط شده بود و منوچهر که در قلعه ترکستان متحصن گردیده بود، صلح می افتد و این دو موافقت می کنند که یک تن از لشکر منوچهر با همه توان خود تیری بیندازد و هرجا که آن تیر فرود آمد مرز دو کشور باشد ؛ وسرانجام ، آرش تیری از قله دماوند می افکند که در کنار جیحون فرود می آید و به این ترتیب ، ایرانیان در" تیر" روز از تیرماه که آن را « تیرگان » می خوانند از محنت رهایی می یابند. به همین سبب در این روز جشنی برپا می داشتند که همچون مهرگان و نوروز خجسته ومبارک است. .
- سیزدهم هر ماه ِ شمسی که تیر روز نامیده می شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که " تیر " نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر می گویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد.
- ایرانیان ِ قدیم نیز پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می رفتند و شادی می کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند. (به نقل از خانم نسرین قاسم پورملکی، سایت تبیان))
ظاهرا اعتقاد به نحوست سیزده از تبادلات فرهنگی بین ایران و اروپا به وجود آمده است و از آنجایی که علاقه به فرنگی شدن در تمام جنبه های زندگی رسوخ میکرد، یمن و مبارکی سیزده، به راحتی به شومی و نحسی مبدل شد..
گشت و گذار و شادی:
روز سیزده برای خانواده ها روز آخر تعطیلات نوروزی به حساب می آمد و باید از فردای آن به سلامتی روانه کار شده و به زندگی عادی خود بازگردند.
این روز ، مبارک یا شوم، در خارج از خانه و در دامن طبیعت سپری میشد و از یکی دو روز مانده به سیزده، خانمها بساط خوردنیها را فراهم میکردند، کاهوی مفصلی تهیه کرده، مقداری سکنجبین میپختند و اسباب غذا، از برنج و روغن و سایر مخلفات را جور میکردند. علاقه مردم به این "پیک نیک" بهاری به قدری بود که حتا عده ای صبحانه را هم در خارج از خانه و در کنار جوی آب و دامن سبزه صرف میکردند.
یکی ازمهمترین کارهای صبح روز سیزده، به آب سپردن سبزه عید بود. این سبزه که بنا به اعتقاد عامه، تمام شر و بدی را از خانه گرفته بود را به آب روان می انداختند و دو مرتبه از روی جوی آب میپریدند و اعتقاد داشتند که ناراحتیها و مشکلات خانه با این سبزه از آنها دور میشود.
یکی از اعتقادات بی اساس سیزده این بود که تا ظهر سیزده، به خانه کسی نروند تا با سردی و بی حرمتی صاحبخانه روبرو نشوند، چرا که مهمان در این روز، نحوست سیزده خودش را به خانه دیگران می برد! !!
محل مناسب برای اطراق کردن:
درقدیم مناسبترین محل برای به در کردن سیزده، بیرون دروازه های شهر و در هر زمین سبز و سایه درختی که در نزدیکی آب باشد، بود. در این میان عده ای از افراد نادرست، ناخنکهای فراوانی هم به محصولات باغات میزدند که گاهی به مرافعه شدید ختم میشد و خوشی را از بین میبرد.
اما بیشتر روز، پس از رسیدن و نشستن، به ساز و آواز، بازیهای دسته جمعی مانند الک-دولک، جفتک چارکش و چلتوپ میگذشت. هر دسته برای خود ساز و ضربی جور میکرد و یا از مطربهای اجرتی دعوت میکرد و خلاصه دشت و صحرا پر از آواز و ساز و رقص و شادی بود.
اماامروزه هرجایی که اندکی سرسبزباشدوخوش آب وهوامی تواندمکانی برای گذراندن سیزده باشد.
اماباهمه این اوصاف نبایدمحیط زیست رابه دست فراموشی سپردوبی رحمانه باآن رفتارکرد.بهتراست زباله های غیرقابل تجزیه رادرطبیعت به حال خودرهانکنیم وباخنجروتبربی رحمی اسم خودرابه عنوان قاتلان محیط زیست روی تنه وپیکره درختان ننویسیم.چوب آنهارانشکنیم وباآن آتشی برای گرم کردن خودکه نه، بلکه برای سوزاندن آینده فرزندانمان محیا کنیم،چراکه محیط زیست ماباسرعت بی سابقه ای روبه افول ونابودی است.
امیدوارم سیزده بدرشادوخوبی داشته باشیدوخوش باشیددرکنارطبیعت واین جشن راپاس داشته وبه رسوم گذشتگان ارج نهاده وبه آنچه مربوط به هویت ایرانی است ،افتخارنماییم.
لوگوهای نوروزی گوگل از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۹
لوگوهای نوروزی گوگل از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۹
گوگل از سال ۲۰۰۴ میلادی تا کنون یعنی هفت سال پیاپی با قرار دادن لوگو به مناسبت عید نوروز این مناست را گرامی داشته است.
این لوگوی گوگل برای سال ۱۳۸۹ است که تنها در صفحه فارسی گوگل دیده می شود.

لوگوی گوگل در سالهای گذشته:
۱۳۸۸

۱۳۸۷
۱۳۸۶
۱۳۸۵
۱۳۸۴
۱۳۸۳
طرف میره جوراب بخره میگه آقا یه جوراب بده
فروشنده : مردانه؟
طرف : بخدا راست میگم آقا یه جوراب بده
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
شاعری غزلی بی معنا و بی قافیه سروده بود . آن را نزد جامی برد . پس از خواندن آن گفت : (( همان طوری که دیدید ، در این غزل از حرف الف استفاده نشده است )) . جامی گفت : (( بهتر بود از سایر حروف هم استفاده نمی کردید ! ))
لویی هیجدهم دوست داشت علم شیمی بیاموزد . معلمی آوردند تا به او شیمی یاد بدهد . هنگام آزمایش معلم چاپلوس گفت : اکسیژن و هیدروژن کمال افتخار را دارند که در حضور اعلیحضرت همایونی با یکدیگر ترکیب شده و تولید آب بنمایند !
شبی ملانصرالدین خواب دید که کسی 9 دینار به او می دهد ، اما او اصرار می کند که 10 دینار بدهد که عدد تمام باشد . در این وقت ، از خواب بیدار شد و چیزی در دستش ندید . پشیمان شد و چشم هایش را بست و گفت : (( باشد ، همان 9 دینار را بده ، قبول دارم . ))
ملا نصردین روی زمین دنبال چیزی میگشت.
یک نفر او را دید که به دنبال چیزی میگردد .
پرسید :
"دنبال چه میگردی ، ملا ؟"
ملا گفت: " دنبال کلیدم ."
آنگاه آنها با هم چهار دست و پا شروع کردند به گشتن .
بعد از مدتی،آن مرد از ملا پرسید :
"دقیقا کجا گمش کردی ؟"
ملا گفت :"در خانه ."
- خوب،پس چرا اینجا دنبالش میگردی ؟
- به خاطر اینکه اینجا روشن تر از درون خانه است
انیشتین روزی به چارلی چاپلین نابغه ی سینمایی گفت : آنچه که باعث شهرت عظیم تو شده است و در همه جای دنیا تو را می شناسند این است که با حرکات تو همه زبان تو را می فهمند .
چارلی در جواب گفت : برعکس من ، آنچه که باعث شهرت فراوان تو شده این است که اغلب مردم حرف های تو را نمی فهمند
صحبت دو دوست
اولی: روز تولد زنت چه هدیه ای بهش دادی؟
دومی: گردنبند الماس.
اولی: یک چیز می خریدی که به درد خودت هم می خورد. مثلاً موتور …
دومی: شوخی می کنی، مگه موتور مصنوعی هم میشه پیدا کرد؟
*
هدیه
- عزیزم، سال نو نزدیکس، چه هدیه یی برایت بخرم؟
- آخ، عزیزم، تشکر، نمی دونم چی انتخاب کنم…
- خوب، پس یک سال وقت می دهم تا فکر خوب خوب کنی…
*
شباهت
می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن
*
کدوم
لطیفه های کوتاه
این یکی به اون یکی دوتا انگشت نشون میده، میگه: این چند تاست؟
اون یکی میگه: کدوم یکی!؟
*
احتیاط . ترس
نکته های با مزه وحکمت آموز
توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟
سرباز میگه: وقتی یک فرمانده عقب نشینی کنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه!
*
مزاح جالب نبی و وصی
نکته های با مزه وحکمت آموز
«نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.»
*
زن
لطیفه های سیاسی
یارو تو انتخابات کاندید میشه، بعد که رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یکی میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یک زنه دیگه هم وسطه!
*
دعوا
لطیفه های خانوادگی
زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
*
هواپیما
لطیفه های کودکانه
معلم: کی می دونه چرا هواپیما، پروانه داره؟
بهرام: آقا اجازه، برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
بهرام: آقا اجازه، یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا میکردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!!!
*
سیگار
لطیفه های پزشکی
اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
اولی: نه حالا دیگه کار نمیکنم
*
ماشین
نکته های با مزه وحکمت آموز
اولی: از ماشینت راضی هستی؟
دومی: مکانیکم خیلی راضیه!!!
*
خواستگاری
لطیفه های سیاسی
پسره می ره خواستگاری، پدر دختر سوال می کنه شغلت چیه؟ پسره جواب می ده: بیکار، اما تو خوشه سوم ام دهک اول!
*
خوشه بندی
لطیفه های سیاسی
هموطن گرامی! شما جزو خوشه بندی قرار نمی گیرید. خوشه شما را بز خورده!
مرکز آمار ایران
*
مدیر عامل
لطیفه های مدیریتی
معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟
بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه!
معلم ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟
بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!
*
عصبی
لطیفه های خانوادگی
همسر یک تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه: غصه نخور عزیزم، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
زنه میگه: خوب همین عصبی ام میکنه دیگه
*
خونه
لطیفه های خانوادگی
یکی دوستش رو تو خیابون با صورت کبود، پای لنگ و گلوی زخم و زیلی میبینه! با نگرانی بهش میگه: چی شده پسر؟ چه اتفاقی برات افتاده؟ بیا ببرمت خونه اتون.
دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا میام!
*
چراغ قرمز
لطیفه های کوتاه
یه افسر به یکی از سربازاش می گه امشب از اول این کوچه تا اون چراغ قرمز کشیک بده و فردا صبج هم بیا پاسگاه.
خلاصه فردا و پس فردا از سربازه خبری نیست روز سوم سربازه پریشون میاد پاسگاه.
افسر ازش می پرسه: چرا اینقدر دیر اومدی؟
سرباز می گه: آخه اون کامیون از تهران می رفت قم. چراغ قرمزی که گفتید، چراغ ترمز اون کامیون بود.
*
چراغ قرمز
لطیفه های کوتاه
یکی دو تا چراغ قرمز رو رد میکنه. پلیس نگهش میداره، ازش می پرسه چرا پشت چراغ قرمزا واینمیستادی؟
میگه من از یه نفر آدرس پرسیدم گفت چراغ اولو رد میکنی! چراغ دومو رد میکنی! رسیدی چراغ سوم میپیچی دست راست!
*
سه سال اول ازدواج
لطیفه های خانوادگی
در سال اول ازدواج، مرد حرف مى زند و زن گوش مى کند.
در سال دوم، زن حرف مى زند و مرد گوش مى کند.
از سال سوم به بعد، هر دو حرف مى زنند و همسایه ها گوش مى کنن
به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است
راهیان نور نقشی پر رنگ در علاقه مند کردن افراد به ارزشها ندارد
آسیب شناسی سفر معنوی راهیان نور:
راهیان نور نقشی پر رنگ در علاقه مند کردن افراد به ارزشها ندارد
کلمه راهیان نور چند سالی بیش نیست که وارد ادبیات سفرهای مردم خصوصا در ایام تعطیلات نوروز شده ، البته در گذشته نیز بودند رزمندگانی که به یاد دوستان شهیدشان هر از چند گاهی به این وادی عشق قدم میگذاشتند.
اگر از چرایی عدم توجه به این مقوله سوال کنید بهتر است شما را به تفکرات تکنوکراتی و توسعه سیاسی رجوع دهم که جایگاهی برای این ارزش ها قائل نبودند.
گرچه از شرقیترین نقطه جهان تا غربیترین نقطه آن در فراسوی اقیانوس اطلس حفظ یاد کشته شدگان در راه ایئدولوژی یا وطن امری با ارزش به حساب میآید اما باید معترف بود که سالهای متمادی ما در یاآوری شهدای خود غفلت کردیم.
البته قصد ما از تحریر این نوشتار نه رجوع مجدد به کم کاری فرهنگی در سالهای گذشته، بلکه آسیب شناسی وضعیت موجود و حرکت به برگزاری قوی تر این برنامه معنوی به حساب میآید.
راهیان نور شاید یکی از دلگیرترین سفرها ست، نه از آن منظر که نفس و اصل این سفر غمناک است بلکه از ان دیدگاه که تمام تلاش مسئولین و راویان در معرفی زشتیهای جنگ و در نهایت جاری کردن اشک مردم خلاصه میشود.
راویان جوانی که گاها خود جنگ را ندیدهاند گاها فراموش میکنند که در جبهههای ما فقط خون و ترکش نبوده بلکه عشق و لبخند هم حضوری پر رنگ داشته است .
به موجب این القای غم و تبلیغات فراوان رسانه ای در نمایش اشک و ناله زائرین، خیلی از افراد این مکان را برای شروع سال نو مکانی مناسب نمی پندارند.
اکثر سفرها در سه روز خلاصه می شود و زائرین بعضی از مکانها را بیش از دقایق نمی توانند ببینند و باید به سمت مقصد بعد راهی شوند و این امر سرانجام موجب خستگی مسافرین و عدم برقراری ارتباط مخاطب با محیط می شود.
نکته دیگری که شاید تا به حال مورد توجه مسئولین قرار نگرفته است قشری است که در این مکانها حضور می یابند.
با رجوع به زائرین این سفر معنوی متوجه خواهید شد که اکثریت مطلق مسافرین افراد معتقد به ارزشها هستند و همیشه در برنامه های مشابه نیز شرکت می کنند، به عبارت دیگر حضور این افراد و هزینه برای آنها نقشی در علاقه مند کردن آنان به انقلاب ندارد چراکه آنان معتقد و پایبند به انقلاب به حساب میآیند.
بنابر این مهمترین افرادی که با حضور در این مکانهای معنوی و البته با هنرمندی مسئولین در انتقال این فرهنگ ناب میتوان امید ایجاد نقطه عطفی در زندگی آنها را داشت، دانشاموزان مدارس و نوجوانان به حساب میآیند، لیکن باید معترف بود این قشر کمرنگ ترین حضور را در این عرصه دارند.
اما تنها نفس حضور نوجونان در این عرصه کافی نیست باید برای جوانان و نوجوانان جایگاه و برنامه خواص مد نظر گرفت تا در اثر همراهی با افراد مسنتر و کم حوصله در عصر تذکرات انان دلزده نشوند.
در نهایت باید به ایجاد تسهیلات مناسب برای سفری بیدغدغه نیز اشاره کرد، به عبارت دیگر برای زائری که کیلومترها سفر کرده باید بستری مهیا شود تا وی دغدغه مکانی مناسب برای خود یا خانواده خویش را نداشته باشد.
امنیت مسیر رفت آمد نیز یکی از مهمترین دغدغههای مسافرین و خانوادههای آنها به حساب میآید متاسفانه هر سال به علت خواب الودگی راننده یا بدی مسیر، شاهد مخاوره اخباری مبنی بر پر کشیدن جمعی از زائرینی هستیم.
علی رغم حضور فعال نهاد های نظامی نظیر سپاه در عرصه اقتصادی، ستاد راهیان نور فاقد هیچ رام قطار جهت جابجایی زائران راهیان نور است و در نتیجه به علت ترافیک کاری، راه اهن کشور توانایی سرویس دهی به زائران راهیان نور را ندارد.
سال ۱۳۸۹مبارک
چهار دعای برتر لحظه تحویل سال
اول دعا برای ظهور آن بی مثال
دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال
سوم رسیدن ما به قله های کمال
چهارم تمام جیب ها پر ز پول ، اما حلال
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
شیشه عطر بهار، لب دیوار شکست و همه جا پر شد از بوی خدا
همه جا آیت اوست ، نوروزتان مبارک
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
سال خود را با بهترین ۷سین آغاز کنید:
سلام قولا” من رب الرحیم
سلام علئ موسى و هارون
سلام علئ ابراهیم
سلام علئ نوح فى العالمین
سلام علئ المرسلین
سلام علئ إلیاسین
سلام هی حتى مطلع الفجر
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
سال ۸۸ با تمام ادعاهاش رفیق نیمه راه از آب در اومد امیدوارم سال ۸۹
مثل اجدادش نارفیق نباشه و با ظهور آقا رفاقت خودش رو ابدی کنه . . .
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
اگر در نوروز کسی برات اس ام اس خالی فرستادناراحت نشو بدون انقدر دوستت داره نمی دونه چی بگه
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
مهربان من
درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی
اندیشه ای پویا و ازادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادیارزومندم . . .
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
جشن است که نوروز به پا خاسته است ، شادی وسعادت جهان ان تو باد
از هر دو جهان فقط تو را می خواهم . . .
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
بهار آمد که تا گل باز گردد / سرود زندگی آغاز گردد
بهار آمد که دل آرام گیرد / ز درد و غصه ها فرجام گیرد
بهار ۱۳۸۹ بر شما مبارک
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
ساقیا آمدن عید مبارک بادت / وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک . . .
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد . . .
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده
کمکم باید از خواب زمستونی بیدار بشی !
.
.
.
اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز ۸۹ ،
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
سال ۱۳۸۹مبارک
|
لیست قیمت شمع های تزیینی و عروسکی
|
|
برای دریافت تصاویر روی هر یک کلیک راست کرده و گزینه Save Picture As را انتخاب نمایید. |
|
لیست قیمت مخصوص نمایندگی پس از موفقیت در اخذ نمایندگی به وسیله پست پیشتاز برای نماینده ارسال می گردد. |
انواع عشق
1- عشق امیدوارانه یا عشقی که براساس خوش بینی زیاد بوجود آمده است: زمانیکه عاشق می شویم ،تصور می کنیم که آن فرد زندگی مان را متحول خواهد کرد ، ممکن است آن فرد به ما کمک کند تا ناراحتی و غصه های خود را فراموش کنیم و به ما آرامش هدیه کند ،اما بیشتر این نوع عشق ها در ظاهر آرام و منطقی به نظر می رسند.
2- عشق نجات دهنده : در این قسمت ما به خاطر این عاشق فردی می شویم که ما را از تنهایی نجات می دهد. به این نوع عشق ،عشق ناجی گفته می شود ؛ در این مرحله نیز مانند قسمت قبل فرد سعی می کند حقایق را نادیده گرفته و به خود امید واهی بدهد.
3- عشق به خاطر از خود متنفر بودن : در این مرحله ما به خاطر این عاشق می شویم که شخص مورد علاقه ما با مابدرفتاری می کند چرا که ما هم اعتقاد داریم که شایسته آن بدرفتاری ها هستیم. نمونه این آدم ها ، افراد بدزبان ، پرخاشگر و یا کسانی هستند که از طرف مقابل شان سوء استفاده جنسی می کنند. این دقیقا با عشق واقعی در تضاد است.
4- عشق خریدنی : در این قسمت ما برای این عاشق شخصی می شویم که فکر می کنیم این عشق باعث می شود زندگی ما دارای مفهوم و ارزش بیشتری شود . این عشق تقریبا مشابه عشق امیدوارانه است ، اما ممکن است این نوع عشق شدیدتر باشد ، شاید به خاطر این باشد که دیگر تحول و دگرگونی که در زندگی ما بوجود می آیدفقط ظاهری نیست.
5- عشق کاربردی : ما در این مرحله زمانی عاشق می شویم که متوجه می شویم علایق و آرزوها و هدف های فردی مشابه هدف های ماست. فکر می کنیم ممکن است این فرد به ما کمک کند تا سریع تر به هدف های مشترک مان برسیم.
6- عشق متضاد: این قسمت ما به خاطر این که فرد مورد نظر ما شخصیت مرموز و غیر قابل فهمی دارد عاشقش می شویم. او کارهای عجیبی انجام می دهد که ما را سرگرم می کند و برای ما جالب است. این فرد شخصیتی دارد که دقیقا متضاد با شخصیت خود ماست و ما به همین دلیل عاشقش می شویم. این عشق در نقطه مقابل عشق حقیقی قرار دارد.
7- عشق حقیقی: و در این قسمت ما زمانی عاشق فرد مقابل مان می شویم که شخصیت خودمان را در وی می بینیم. او فردی است که علایق و آرزوها و اخلاقی مانند ما دارد.
نرم افزار کسب درآمد
در گوش سمت راست بگوئید
دانشمندان اعلام کردند برای اینکه بتوانید فردی را راضی به انجام کاری کنید، درخواست خود را در گوش راست وی بگویید.
تحقیقات جدید نشان میدهد افراد بیشتر ترجیح میدهند از طریق گوش راستشان مورد خطاب قرار گیرند زیرا در این صورت پردازش اطلاعات و اجرای درخواست در آنها بهبود یافته و سرعت میگیرد.
دانشمندان معتقدند این پدیده که با عنوان "برتری گوش راست" شناخته می شود به این دلیل شکل میگیرد که اطلاعات دریافت شده از گوش راست در نیمکره چپ مغز که نسبت به نیمکره راست از قدرت پردازش منطقی بالاتر برخوردار بوده و در رمزگشایی اطلاعات کلامی قدرتمندتر است، پردازش میشوند.
محققان به منظور دستیابی به این نتایج رفتارهای شنیداری افراد در شرایط طبیعی مورد بررسی قرار داده و چگونگی پاسخ آنها را تحت نظر گرفتند. طی این مطالعات که توسط دانشمندان دانشگاه کیه تی در ایتالیای مرکزی انجام گرفته است رفتارهای شنیداری صدها نفر در سه رستوران مورد بررسی قرار گرفتند.
دانشمندان از روی عمد از 176 نفر از حاضرین این اماکن درخواست سیگار کردند که این درخواستها از طریق گوش چپ و راست به این افراد انتقال یافت. نتایج نشان داد که میزان پذیرفته شدن درخواست توسط افرادی که در گوش راست آنها درخواست عنوان شده است نسبت به کسانی که از گوش چپ آنها برای درخواست کرده استفاده شده، بسیار بیشتر است.
بر اساس گزارش تلگراف، نتایج این مطالعات می تواند "برتری گوش راست" را در ارتباطات کلامی تایید کرده و میزان موفقیت در پذیرفته شدن درخواست را در این ارتباطات با استفاده از گوش راست مخاطب افزایش دهد.
چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟...
|
خبرگزاری فارس: چهارشنبه آخر سال که میشود، صدای بمب و ترقه از هر سو به گوش میرسد، گروهی بی خیال از روی آتش میپرند، گروهی از درد سوختگی و شکستگی فریاد میکشند و کسانی در غم از دست دادن عزیزی، شب را با گریه به صبح میرسانند. به گزارش خبرنگار اجتماعی فارس، چهارشنبه آخر سال نزدیک است، سهشنبه 25 اسفند امسال درست در سالروز بمباران شیمیایی حلبچه در سال 66 که البته همزمان با روز بزرگداشت پروین اعتصامی شاعر نامی معاصر است، همان که میگفت: "علامت خطر است این قبای خون آلود- هر آنکه در ره هستی است در ره خطری است. " همین چهارشنبه سوری پارسال بود که به گزارش مسئولان وزارت بهداشت 306 نفر حادثه دیدند و راهی بیمارستان شدند که البته 55 درصد نسبت به چهارشنبه آخر سال 87 کمتر بود و البته حداقل یک نفر در همین شب بر اثر حادثه بازی با آتش جان خود را از دست داد. |
آدمها مثل کتاب میمونن. مثل یه نوشته.
اولش برا خوندن همشون مشتاقی، بعضیا رو نخونده تا آخرشو حدس میزنی، بعضیا رو تموم میکنی، بعضیا تو هر صفحه حرف تازهای دارن، بعضیا رو دوست داری بارها و بارها بخونی، بعضیا رو وقتایی که بهش احتیاج داری میای سراغش، بعضیا رو تو یه روز تموم میکنی، بعضیا انقدر زیادن که سالها طول میکشه خوندنش، بعضیا هر سال جلد بعدیش میاد دستت، بعضیا رمانن، بعضیا درام، بعضیا نمایشنامه، بعضیا فکاهی، بعضیا ترسناک، بعضیا جفنگ، بعضیا شگفتانگیز. بعضیا کاملا طبق روال داستان، بعضیا غیرقابل پیشبینی! بعضیاشون سراسر دروغ، بعضیاشون تماما راست. بعضیاشون کاملا قابل اعتماد، بعضیاشون مندرآوردی.
بعضیاشو میخای تا کتابخونهت قشنگ بشه، بعضیاشو میخای تا برات سرمایه بشه، بعضیاشو میخای تا همیشه پیشت باشه، بعضیاشو میخای فقط داشته باشی، بعضیاشو میخای تا بلندت کنن، بعضیاشو میخای تا تظاهر کنی اهل کتابی! بعضیاشو داری چون همه دارن!!
بعضیا چاق و تپلن، بعضیا نازک، بعضیا جلد چرم، بعضیا شومیز، بعضیا جیبی، بعضیا وزیری، بعضیا طلاکوب، بعضیا کاهی، بعضیا گلاسه، بعضیا ۵٠ گرمی، بعضیا ١٢٠ گرمی، بعضیا ارزون، بعضیا گرون، بعضیا درپیت، بعضیا نفیس!
بعضیا رو ورمیداری بخونی دیگه نمیتونی بزاری زمین، بعضیا رو تا باز میکنی نخونده میندازی زمین. از گرفتن بعضیا خوشحالی، از داشتن بعضیا پشیمون. دلت میخواد بعضیا رو برسی بهشون و خلاص شی از شر بعضیا. بعضیا رو کاملا تصادفی بهشون رسیدی، بعضیا رو کلّی سفارش کردن، بعضیا خودشون اومدن دستت، بعضیا خودت رو کشتی تا رسیدی بهش، بعضیا رو هم نرسیدی و نخواهی رسید . . .
کتابها همیشه اولین چیزی که میبینی ازشون اسمشون هست و جلدش. تا نخونی نمیفهمی همونی هست که میگه یا میگن؟ و حتی ممکنه با خوندن هم درست نفهمیش.
بهت برنخوره. حواست باشه که تو هم کتابی. تو هم یکی هستی مثل بالاییا. منهم هستم. منهم یه کتابم. راستش خودم هم نمیدونم کدوم یکی هستم. برا بعضیا جزوه هستم! برا بعضیا کتاب عتیقه! برا بعضیا با ارزش، برا بعضیا مثل یه روزنامه .
از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی کسب درآمد 499 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی نرم افزار کسب درآمد
دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بینالمللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار میشود و دعاهای بچههای دنیا را جمع آوری میکند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه میدهد. دعاهایی که میخوانید از بچههای ایران است. لطفاً آمین بگوئید:
آرزو دارم سر آمپولها نرم باشد! (تاده نظربیگیان / ۵ ساله)
خدای مهربانم! من در سال جدید از شما میخواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)
بسم الله الرحمن الرحیم.. خدایا! از تو میخواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه میخورد و میگوید کی کارت پایان خدمت میگیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)
ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا میکنم. از تو میخواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاهها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را میخواهم میگوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)
خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)
خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر رهگوی / 7 ساله)
خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)
آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدیهایی را که من جمع میکنم از من میگیرند و به بچه آنهایی میدهند که به من عیدی میدهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)
ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)
خدایا! کاری کن وقتی آدمها میخوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)
خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا میکنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)
خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)
ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)
خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو میخواهم که به پدر و مادر همه بچههای تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانهیمان مانند بچههای سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)
دلم میخواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژلهای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)
خدایا! شفای مریضها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچکس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)
خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)
خدایا! تمام بچههای کلاسمان زن داداش دارند از تو میخواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)
ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم میرسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)
ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش میکنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)
خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلممان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)
خدیا! دعا میکنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)
ای خدا! من بعضی وقتها یادم میرود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)
خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونهها را میزدیم و فرار میکردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمیکنم! (دلنیا عبدیپور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم میفهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمیگرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)
خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) میخوان دعا میکنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)
خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)
خدایا! میخورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)
خدایا! من دعا میکنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)
من دعا میکنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)
خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمیخواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا میکنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)
اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول میزنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)
خدای مهربان! من یک جفت کفش میخواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)
خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمیکند فقط میخوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد.. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما.. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)
در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:
"هزاران نفر برای باریدن باران دعا میکنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمههایش سوراخ است."
پی نوشت۱)نقل قول از یه جایی از یه دوستی
پی نوشت ۲)به زودی زود میام...
حرفه ها را بهتر بشناسیم
حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند
بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد
مشاور : کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید
اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد
روزنامه نگار: کسی است که 50% از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و 50% بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند
ریاضیدان : مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست
هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد
فیلسوف : کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند
استاد : کسی است که کاری ندارد ولی حداقل می داند چرا
روانشناس : کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد
معلم مدرسه : کسی است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد
جامعه شناس : کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند ، او به مردم نگاه می کند
برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل می کند

بعضی ها مزه آب پنیر یا آب ماست را دوست ندارند ، در حالیکه دیگران آن را خیلی دوست دارند . آب پنیر یا آب ماست مایعی است که هنگام تهیه ماست یا پنیر از شیر جوشیده و غلیظ شده تشکیل می شود و روی سطح ماست یا پنیر قرار می گیرد . در حالیکه تمام پروتئین به پنیر یا ماست منتقل می شود ، مواد حیاتی در آب آن جمع می گردد .( به دلیل یکسان بودن خاصیت آب پنیر و آب ماست، برای جلوگیری از تکرار هر دو لغت در این مطلب، فقط از کلمه آب ماست استفاده میکنیم ولی منظور هر دوی آنهاست.)
« آب ماست از یبوست جلوگیری می کند . منبع پروتئین خوبی برای مشکلات کلیوی است و سلول های ایمنی بدن را فعال می کند. »
با توجه به اینکه آب ماست مقدار کمی چربی و پروتئین دارد ولی دارای مقادیر زیادی مواد معدنی خصوصاً کلسیم و ویتامین های محلول در آب مثل2B و6B می باشد ، در مقایسه با شیر میزان مواد با ارزش آن در هر کالری بیشتر است. بنابراین به فردی که باید چربی و پروتئین کمی مصرف کند و در مقابل به مواد معدنی و ویتامین نیاز دارد ، توصیه می شود آب ماست بیشتری مصرف کند .
مصرف آب ماست ، نه بار کلیه ها را سنگین می کند و نه دارای پروتئین است که در اثر تجزیه موادی تشکیل گردد که باعث چاق شدن باسن و ران و شکم گردد .
کلیه ها می توانند مقادیر کم پروتئین را تحمل کنند ، زیرا در صورت مصرف زیاد پروتئین مواد حاصل از تجزیه آن، فشار را در کلیه ها افزایش داده و در نهایت اجزاء تشکیل دهنده کلیه صدمه دیده و حساس می شوند .
به استثنای آب ماست، تقریباً تمام مواد لبنی که منبع تأمین کلسیم و ویتامین می باشند ، دارای مقادیر زیادی پروتئین هستند . آب ماست دارای مقادیر کمی پروتئین است و بدن می تواند به راحتی از این مقدار پروتئین ، به طور مطلوب استفاده کند . بنابراین برای افرادی که به دلیل داشتن پروتئین بالا ، از خوردن شیر منع شده اند ، آب ماست به عنوان یک جایگزین مناسب توصیه می شود .
با نوشیدن آب ماست به جنگ سلول های چربی بروید
با رژیم محتوی آب ماست ، خیلی از افراد چاق وزن خود را کم می کنند . نبودن چربی ، پایین بودن کالری ، و وجود ویتامین و مواد معدنی در آب ماست، بدون ایجاد کمبود مواد مغذی ، لاغر شدن را تسهیل می کند . علاوه بر این ، خوردن آب ماست هضم غذا را شدت می بخشد.
پروتئین آب ماست برای سیستم ایمنی بدن مناسب است
علاوه بر باکتریهای اسید لاکتیک موجود در آب ماست تازه ، پروتئین موجود در آن به سیستم ایمنی بدن قدرت می بخشد .
آب ماست کمک خوبی برای رفع یبوست است
کسانی که از یبوست رنج می برند با خوردن آب ماست می توانند این مشکل را رفع کنند . کافی است هر روز یک لیوان آب ماست بنوشند . با نوشیدن آب ماست ، اسید لاکتیک و میکروب های اسید لاکتیک موجود در آب ماست ، روده را به راحتی تحریک می کند .
نسخه آب ماست :
یک هندوانه را نصف کنید ، هسته های آن را خارج کنید ، گوشت آن را جدا کرده و با نیم لیتر آب ماست ، آن را به صورت پوره در آورید . با افزودن وانیل و شکر ، مزه آن را بهتر کنید.
تذکر* :
کسانی که یبوست ندارند باید از مصرف زیاد آب پنیر یا آب ماست خودداری کنند زیرا باعث اسهال می شود.
واکنش بالاترین به حماسه 22 بهمن
|
سایت بالاترین، که در آشوبهای پس از انتخابات نقش موثری در هماهنگی معترضان و ایجاد پیوند میان معترضان واقعی و گروههای ضدانقلاب ایفا کرد، پس از حماسه عظیم و بیسابقه 22 بهمن ملت ایران دیدنی بود. |
![]() |
عکس زیر مربوط به بعدالظهر روز پنجشنبه 22 بهمن و ساعاتی پس از تظاهرات بیسابقه امروز است که از واکنش جالب بینندگان سایت بالاترین به اخبار و عکسهای این تظاهرات بیسابقه ملی را نشان میدهد:
ادامه مطلب...

شلیک علی مطهری، دسته گلی برای روزنامه آمریکایی
همانگونه که دیروز در یادداشت جوان آنلاین با عنوان «سخنی برادرانه با علی مطهری» متاسفانه آقای علی مطهری بر خلاف مشی پدر بزرگوارشان فقیه زمان شناس و فیلسوف بابصیرت استاد شهید مرتضی مطهری ، طی ماه های اخیر به دلیل بغض شخصی نسبت به احمدی نژاد به وادی خطرناکی درغلتیده و با عدم درک شرایط زمانی ، موضع گیری هایی می کند که دشمنان تابلودار نظام بیشترین بهره را از آن می برند.علی مطهری روز گذشته بلافاصله بعد از راهپیمایی باشکوه 22 بهمن که موجب بهت جهان و یاس دشمنان انقلاب شد ،در مصاحبه با یک سایت خبری حامی موسوی و مروج فرقه سبز ، تحلیل مغلوط و بی ربط از این راهپیمایی ارائه کرد که به سرعت با استقبال رسانه های آمریکایی مواجه شد.
در شرایطی که وحدت و انسجام ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن و حضور دهها میلیونی آن ها موجب سردرگمی رسانه های غربی و ضدانقلاب شده و سایت های ضدانقلاب رسما" به شکست تاریخی خود بواسطه حضور آگاهانه و معنادار ملت اینران اعتراف می کنند ، مصاحبه کذایی علی مطهری با سایت فرقه سبز- خبرآنلاین- با استقبال روزنامه آمریکایی «لس آنجلس تایمز» مواجه شد. لس آنجلس تایمز با درج عکس و مصاحبه علی مطهری این گونه تیتر کرده است: «ایران: یک روز بعد از راهپیمایی 22 بهمن ، یک رقیب محافظه کار احمدی نژاد آتش گشود».
لس آنجلس تایمز در انعکاس این مصاحبه علی مطهری چنین نوشته است:«ااگر محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری ایران فکر می کرد دولت او بعد از راهپیمایی و در هم شکستن اعتراضات مخالفان ، توانسته جان سالم به در ببرد ، او روز جمعه یک بیدارباش سفت و سخت دریافت کرد. علی مطهری نماینده مجلس و یکی از محافظه کاران مهم رقیب احمدی نژاد هشدار داد که ایران هنوز از بحران خارج نشده است.»
سایت فرقه سبز-خبرآنلاین- نیز با ذوق زدگی انعکاس مصاحبه خود با علی مطهری در لس آنجلس تایمز را تیتر کرده ، بدون اشاره به این که که این روزنامه آمریکایی با چه هدفی این مصاحبه را درج کرده و چه تیتری برای آن انتخاب کرده است.
احتمالا" توجیه آقای علی مطهری برای مصاحبه مذکور این است که ما حرف حق(!) را می زنیم و کاری نداریم که دیگران چه استفاده ای از آن می کنند اما حضرت امام(ره) یک شاخص اساسی برای تشخیص افراد از درستی و نادرستی مواضع سیاسی خود به دست داده اند و آن این که: هر گاه دیدید دشمنان از شما تعریف می کنند ، ببینید کجای کارتان ایراد دارد!
افراد از روی رنگ چشم، گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بیتاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود، مشکلات زیادی را حل خواهد کرد. مطلب زیر که توسط یکی از انجمنهای اینترنتی عربی منتشر شده است، به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن میپردازد.
● رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان دهنده آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و ارادهای بالا دارند. در تصمیمگیریها، خیلی محکم عمل میکنند و تا حدی خود رای و مغرور نیز هستند. این افراد، اعتماد به نفس بالایی دارند و تا آخرین توان خود به دیگران کمک میکنند.
● رنگ چشم آبی
دارندگان چشمهای آبی، دارای نگاهی عمیق هستند و شخصیتی حساس دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل میکنند.
● رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی، انسانهایی رویایی هستند که در فضای شاعرانهای زندگی میکنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی میکنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند. این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.
● رنگ چشم قهوهای
چشم قهوهای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیرهتر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوهایها، بسیار خونسردند و هرچه را که میخواهند به راحتی تصاحب میکنند.
● رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشمهای خاکستری، دو دسته هستند. یا از شخصیتی آرام برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند، ولی در مجموع انسانهایی سرسخت و سنگین دل هستند.
● رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلیها، انسانهایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست میگردند. چشم عسلیها معمولاً از کودکی روی پای خود میایستند و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند
به گزارش ایرنا، این علما بیان کردند: مردم با حضور میلیونی خود در راهپیمایی میلیونی 22 بهمن نشان دادند به دور از هیچ گونه تاثیر پذیری از گروه خاصی، یا دسیسه ها و توطئه های رسانه های تحت سلطه استکبار جهانی به وظیفه الهی خود عمل کردند.
آنان می گویند: ملت آگاه و هوشیار ایران اسلامی با تبعیت از ولایت فقیه و دفاع از دستاوردهای نظام اسلامی پاسخ تمام یاوه گویی های دشمنان و معاندین نظام اسلامی را با خلق حماسه ای ماندگار به شایستگی دادند و حال نوبت به خدمتگزاران خود در بدنه دستگاههای اجرایی و سه قوه است.
**استکبار جهانی به توطئه های خود علیه نظام اسلامی ادامه خواهد داد
امام جمعه مهاباد اظهار داشت: حضور دشمن شکن مردم در راهپیمایی 22 بهمن ماه نشانه حمایت از دستاوردهای نظام اسلامی است و کارگزاران باید سعی و تلاش خود را کم کردن مشکلات مردم به کار ببندند.
ماموستا قادر سهرابی تاکید کرد: دولت مردان کاخ سفید نیز پاسخ تمام یاوهگوییهای خود را در روز 22 بهمن گرفتند و بهتر است به جای هزینه کردن میلیاردها دلار برای ایجاد اختلاف بین ملت بزرگ ایران به فکر رفع مشکلات مردم درمانده خود در امریکا باشند.
وی تصریح کرد: مردم بدانند استکبار جهانی هیچگاه از دشمنی با ملت ایران دست برنخواهد داشت و به توطئه های خود علیه نظام اسلامی ادامه خواهد داد.
**نوبت کارگزاران نظام اسلامی است
مسوول مرکز بزرگ اسلامی مهاباد گفت: مردم با حضور پرشور و میلیونی به وظیفه دینی و انقلابی خود عمل کردند، حال نوبت کارگزاران نظام اسلامی است.
حجت اسلام سعید عسگر، افزود: با این حضور مردم و دفاع جانانه آنان از دستاوردهای انقلاب و نظام اسلامی، مدیران تنها با خدمت رسانی بیشتر و تلاش برای آینده روشنتر باید پاسخ این حضور حماسه ساز ملت را بدهند.
وی تاکید کرد: ملت برای تجدید میثاق با امام راحل و رهبرمعظم انقلاب به میدان آمدند ولی مسوولان و کارگزاران نظام اسلامی باید بیش از گذشته قدردان این ملت فهیم و هوشیار باشند.
وی تصریح کرد: یکی از راههای پاسخ شایسته مدیران به مردم حضور در محافل و مجالس عمومی و با مردم و در میان آنان بودن است.
وی اظهارداشت: پاسخگویی بیشترمسوولان به مردم از دیگر راههای قدردانی از این ملت بزرگ و غیرتمند است و این اقدام مدیران دستگاههای اجرایی در بدنه دولت خدمتگزار موجب اقتدار و اعتماد به نفس خود کارگزاران نیز می شود.
**از هیچ فشار داخلی و خارجی هراس نداریم
یک روحانی اهل تسنن مهابادی، تامین امنیت و آرامش را یکی از وظایف اصلی دولت مردان اعلام کرد و گفت: کشوری که از حمایت بالای مردم خود برخوردار است، از هیچ فشار داخلی و خارجی نباید هراس داشته باشد.
فاروق بایزیدی تاکید: دولت مردان ایران اسلامی باید از حق مسلم این ملت درعرصه های بین المللی با شجاعت بیشتری دفاع کنند زیرا در دنیا هیچ حکومتی از پشتیبانی عظیم مردمی خود همانند نظام اسلامی ایران برخوردار نیست.
وی تصریح کرد: فرزندان این ملت در کنار پیشرفت های به دست آمده در زمینه های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی برای تامین معیشت مردم توجه بیشتری داشته باشند.
**راهپیمایی 22 بهمن بیعت دوباره مردم با ولایت فقیه بود
یک روحانی بوکانی، گفت: با توجه به برنامه ریزی های دولت خدمتگزار و مردمی طرحهای عمرانی زیادی انجام شده ولی امیدواریم در خصوص کاهش تورم و افزایش توان خرید مردم اقدامات بیشتری انجام شود.
ماموستا عثمان ادیب افزود: مردم همیشه وفادار به ولایت فقیه و نظام اسلامی هیچ وقت بر سر اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) و آرمانهای رهبر معظم انقلاب ذره ای کوتاه نخواهند آمد و راهپیمایی 22 بهمن بیعت دوباره مردم با ولایت فقیه بود.
وی گفت: مردم در 22 بهمن به وظیفه خود عمل کردند و حال باید مسوولان با تلاش بیشتری برای رسیدن به آینده ای روشن تلاش کنند.
وی تصریح کرد: ایران اسلامی برای رشد و توسعه همه جانبه خود نیازمند آرامش و امنیت بوده و باید مسوولان در تمام عرصه ها تلاش مضافی از خود نشان دهند.
**نباید حرکت رو به جلوی کشور لحظهای کند شود
رییس اداره تبلیغات اسلامی مهاباد ضمن تقدیر و تشکر از حضور حماسی مردم در راهپیمایی 22 بهمن ماه، در خصوص وظیفه مسوولان اظهار داشت: طبق فرموده رهبر معظم انقلاب، "اصلی ترین وظیفه مسوولان هم تلاش، کار بی وقفه و همه جانبه و تدبیر برای حل مشکلات و سرعت بخشیدن به حرکت رو به جلوی کشور است".
حجت الاسلام محمد داداش زاده افزود: ایشان وظیفه مسوولان کشور را نیز کار و تلاشِ همراه با تدبیر برای حل مشکلات دانستند و خاطرنشان کردند که مسوولان قوای سه گانه و همه مسوولان باید کار برای مردم و تدبیر در امور را وظیفه خود بدانند و لحظه ای از آن غفلت نکنند.
وی تاکید کرد: نباید حرکت رو به جلوی کشور لحظه ای کند شود بلکه باید با انگیزه بالا خدمت رسانی به مردم در مناطق محروم جامعه را مد نظر قرار داد.
22 بهمن هر سال، میعادگاه حضور همه مردم ایران با همه گرایش های سیاسی درون نظام است کما اینکه در طول 30 سال گذشته، حامیان احزاب و گروه های مختلف سیاسی از چپ و راست و اصلاح طلب و اصولگرا، در این روز بزرگ، فارغ از اختلاف نگاه های سیاسی شان، گرد هم آمده و در جشن تولد انقلاب بزرگ شان، شعار وحدت و پاسداری از شعار محوری انقلاب یعنی "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی" را سر داده اند.
امسال، هر چند به دلیل اتفاقات ماه های گذشته، فضای سیاسی کشور دیگرگونه است، اما در موضوع محوری حفظ نظام و پاسداشت قانون اساسی، همه گروه های سیاسی داخل نظام، ولو آن که با یکدیگر اختلاف نظر هم داشته باشند، متفق القول اند و تردیدی نیست که روز ملی 22 بهمن، محکی است برای سنجش عیار صداقت جناح ها و گروه ها در اعلام وفاداری به آرمان های انقلاب و امام راحل(ره).
طی چند روز اخیر، از رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقلید گرفته تا احزاب و گروه های سیاسی، آحاد مردم را به حضور گسترده در راهپیمایی امسال 22 بهمن دعوت کرده اند و از این رو پیش بینی می شود، بهمن 88، شاهد یکی از پرشکوه ترین آیین های بزرگداشت 22 بهمن باشد.
طبیعتاً همه کسانی که در این روز بزرگ گردهم خواهند آمد، عضو یا هوادار یک جناح خاص نیستند و در مسائل سیاسی، متفاوت از همدیگرند و این، از برکات جشن پیروزی انقلاب است که همه سلائق را دور هم جمع می کند.
با این حال، وقایع ماه های گذشته، برخی را به این سمت و سو می کشد که گردهمایی سلائق مختلف در یک زمان و مکان مشترک، می تواند تنش زا باشد و این، درست همان نقطه ای است که بعضی ها برایش طرح و برنامه ریخته اند تا شاید بتوانند جشن ملی 22 بهمن را به صحنه ناآرامی تبدیل کنند کما اینکه در روزهای اخیر، محور رسانه های خارجی ضد نظام نیز همین بوده است.
بی گمان، چنین رویدادی اگر رخ دهد، هیچ برنده ای در داخل کشور برایش متصور نخواهند بود و همه گروه های مختلف فکری و سیاسی داخلی و در واقع همه ملت ایران از آن آسیب خواهند دید؛ این نکته ای است که تجربه 31 ساله ملت به طور عام و تجربه 8 ماه اخیر به طور خاص، بر درستی آن صحه می گذارد و از این روست که انتظار می رود همه کسانی که با سلائق مختلف سیاسی به مراسم 22 بهمن می روند، با درک شرایط موجود، حفظ احترام همدیگر را اولویت نخست خود قرار دهند و همان گونه که مقتضای هر جشنی است، دوستی پیشه نمایند.
دادن شعارهای انحرافی و ساختار شکنانه و بی ارتباط به جشن انقلاب اسلامی، اهانت به چهره های سیاسی طرفین و خدای ناکرده دست زدن به اعمال خشونت بار، حتماً و حتماً خواسته کسانی است که خوش نمی دارند آب خوش از گلوی این ملت پایین برود.
در این که اختلاف سلائق سیاسی در کشور وجود دارد، شکی نیست و اتفاقاً این، از علائم یک جامعه زنده و پویاست اما بعد از گذشت 31 سال، همه باید آموخته باشیم که اعلام اختلاف و نزاع سیاسی، جایی دارد و تاکید بر اصول مشترک جایی دیگر و 22 بهمن نیز، نه جایگاه اختلاف، که روز جشن ملی است.
اگر عرصه انتخابات یا میتینگ های سیاسی و مناظره های تلویزیونی، آوردگاه رقابت و دعواهای جناحی است، جشن ملی 22 بهمن، روز همدلی ها و پاسداشت چارچوب مشترکی به نام جمهوری اسلامی است.
|
صرف چای طی روز پیشگیری مناسبی برای جلوگیری از کابوسهای شبانه است. |
|
به نقل از روزنامه اینترنتی روسی ایزوستیا حاکیست : دانشمندان ژاپنی طی تحقیقاتی متوجه شده اند احتمال دیدن خوابهای پریشان در کسانی که در طول روز بیش از یک فنجان چای می نوشند در مقایسه با انهایی که تقریبا اصلا چای نمی نوشند پنجاه درصد کمتر است. محققان مدرسه پزشکی دانشگاه نیهون ژاپن تاکید کرده اند که هنوز به علت اصلی این مسئله پی نبرده اند اما به عقیده آنها مواد شیمیایی فعال موجود در چای بویژه اسید آمینه تانین موجب کاهش اضطراب و آرام کردن فعالیت الکتریکی منفی مغز می شود. پزشکان ژاپنی به طور همزمان متوجه شده اند زنان هشتاد درصد بیشتر از مردان کابوس می بینند. آنها هنوز برای این مسئله هم توضیحی نیافته اند هر چند روانشناسان معتقدند این مسئله به ساختار روانی زنان مربوط می شود. |
1) وقتی از همسرتان می خواهید که کاری را انجام دهد بهتر است بگویید: می شه این کار رو انجام بدی؟ نه این که می تونی این کار رو انجام بدی.
بیشتر زنان در این مواقع از کلمه «می تونی» استفاده می کنند، چرا که به نظر می رسد مودبانه تراست. ولی در این صورت، شما از همسرتان درباره توانایی او سوال می کنید تا این که به او بگویید کاری را انجام دهد. مردان ترجیح می دهند که درخواست شما مستقیم باشد. هر چند ممکن است که در ابتدا برای شما سخت باشد ، ولی بهتر است درخواست هایتان را مستقیماً به انها بگویید. بیشتر مردان صحبت مستقیم را به ایما و اشاره ترجیح می دهند.
2) رک و مستقیم با آنها صحبت کنید
سعی کنید که دقیقاً آن چه را که مد نظر دارید به آنها بگویید و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازید که بعد هم از آنها انتظار داشته باشید تا منظور شما را دریابند. زنان بیشتر از مردان قادر به این کار هستند . پس ساده و بی پرده مسایل را مطرح کنید.
۳) مختصر و مفید حرفتان را بزنید.
مردان توجه چندانی به جزییات اطراف خود ندارند. مثلاً برای آنها مهم نیست که پرده های خانه فلانی چه رنگی بود یا بلوز پشمی فلان خانم دست باف بود یا حاضری؟ پس سعی کنید تا حد امکان از پرداختن به جزییات نزد همسرتان چشم پوشی کنید مگر این که او مرد نکته سنج و ظریفی باشد که این هم بسیار نادر است.
4) وقتی از او می خواهید که نظرش را راجع به چیزی بدهد، مطمئن شوید که منظورش را فهمیده اید، در غیر این صورت دوباره بپرسید تا مطمئن شوید.
مثلاً وقتی می خواهید لباسی را بخرید و از او نظرش را می پرسید شاید بگوید که چندان برایش مهم نیست و هر چه که شما بپسندید او هم می پسندد. ولی وقتی که لباس را خریدید ممکن است رنگش را چندان جالب نداند. بنابراین قبل از خرید بهتر است رنگ لباس را به او نشان دهید تا نظرش را دقیقاً بدانید حتی اگر بگوید برایش فرقی ندارد.
5) او را به گوش نکردن به حرف هایتان متهم نکنید.
این کار شما حس تحقیر و ناپختگی را در او ایجاد می کند و او شما را ، همانند کنترل کننده ای برای خود خواهد دید. مطالب و گفته های خود را کوتاه کنید و فرض کنید که او هم گوش می کند.
6) درک کنید که زنان بیشتر از مردان به گوش کردن بها می دهند.
برای یک زن، گوش دادن به صحبت طرف مقابل در حکم راهی برای بیان عشق و علاقه به او و حتی منعکس کننده یک ارتباط است. ولی برای یک مرد، نه.
7) وقتی که به شما گوش می دهد از او تشکر کنید:
مردان به این نوع تایید و تصدیق از جانب شما نیاز دارند، به خصوص که در حیطه روابط میان شما هم باشد. آنها اغلب احساس می کنند بر لبه پرتگاهی قرار دارند و نمی توانند نیازها و خواسته های همسرشان را کاملاً دریابند. به همسرتان کمک کنید تا اعتماد به نفس بیشتری را حس کندو این کار را با تقدیر و تشکر از تلاش هایش انجام دهید. این برخورد شما اشتیاق او را برای تلاش در جهت بهبود ارتباط با شما بیشتر خواهد کرد.
8) زمانی که با دوستان و نزدیکان تان هستید به آنها بگویید که همسرتان چقدر شما را درک می کند.
با این کار شما، او احساس می کند که یک مرد افسانه ای و اسطوره ای است و به زودی او نیز شنونده خوبی برای شما خواهد بود
در این مطلب قصد داریم راهی ایمن به شما معرفی کنیم تا بتوانید از شر تحریمهای غیرعادلانه شرکتهای نرمافزاری مانند گوگل و مایکروسافت بر علیه کاربران ایرانی رها شوید.
شبکه ایران نوشت؛ همواره برای کاربران ایرانی دسترسی به برخی برنامههایی که از سوی شرکتهای نرمافزاری برای بیشتر کشورها به طور رایگان عرضه شده امری دشوار به نظر رسیده است.
به طور مثال شرکت گوگل برنامههای رایگان خود را که در روی پایگاه اینترنتی خود عرضه میکند همواره برای کاربران ایرانی دانلود آن را ممنوع کرده و در برابر درخواست کاربران ایرانی برای دانلود این برنامهها اعلام میکند که استفاده از این برنامه در کشور شما مقدور نمیباشد.
ما در این مطلب قصد داریم راهی به شما معرفی کنیم که با استفاده از ان بتوانید از شر این تحریمهای غیرعادلانه شرکتهای نرمافزاری مانند گوگل و مایکروسافت بر علیه کاربران ایرانی رها شوید و بتوانید با خیال راحت برنامههای مورد نیاز خود را دانلود و بارگذاری کنید.
صرفنظر از استفاده از برخی برنامهها برا تغییر آیپی که خطرات مهمی برای شما در پی دارد استفاده از سایت "فایل هیپو " راحتترین روش برای بارگذاری و استفاده از این برنامههاست.
وبسایت فایل هیپو به آدرس www.filehippo.com به رغم اینکه سایت بیسر و صدا و کمادعایی است و شاید در ایران کمتر شناخته شده باشد همیشه نرمافزارهای به روزی را عرضه میکند.
از محاسن این سایت نرمافزارهای بروز آن دستهبندیهای متنوع و مختلف آن است که برنامهها را به صورت منظم در ان طبقهبندی کردهاند تا کاربران در پیدا کردن نرمافزار مورد علاقه خود سردرگم نشوند.
در این سایت همچنین تمامی نرمافزارها به صورت اورجینال آرشیو میشوند و کد MD5 آنها نشانگر اطمینان و دستنخورده بودن کدهای نرمافزاری این برنامهها است.
امیدوارم با لغو تحریمهای ناعادلانه این شرکتها علیه کاربران ایرانی دیگر نیازی به استفاده از وبسایتهای واسطه نباشد.
رابطه مثبت با همکاران باید بر مبنای احترام به حریم شخصی، مقام و شخصیت آنها باشد و مراقب کلیه رفتارهای خود، گپ های دوستانه، شوخی و خنده، و اختلافات باشید.
در گفتگوهای خود با همکارانتان، چه گپ های دوستانه باشد و چه صحبت های جدی کاری، یکی از سریعترین راه ها برای از خود راندن دیگران، تجاوز به حریم شخصی آنهاست.
به جای ازدحام کردن به دور کسانی که با آنها صحبت می کنید، کمی عقب تر بایستید (نیم متر فاصله به نظر مناسب است).
اگر یکی از همکارن صدایی آرام و ملایم داشت، ممکن است برای درک صحبت های او کمی خم شوید، اما وقتی نوبت به حرف زدن خودتان رسید باید به حالت معمول برگردید.
هنگام گفتگو با طرف مقابل ارتباط چشمی پیدا کنید. داشتن سیمایی مشتاق و علاقه مند، که با ارتباط چشمی آغاز می شود، تاثیر بیشتری بر مخاطب خواهد گذاشت.
حواستان به اختلاف های قدی باشد: اگر با یکی از همکاران اختلاف قدی زیادی داشتید، هنگام صحبت کردن با وی، به اندازه کافی از او دور بایستید تا او مجبور نباشد مدام بالا یا پایین را نگاه کند.
مراعات حال همکاران ناتوان جسمی خود را بکنید—مثا آنها که روی ویلچر هستند یا آنها که مشکل ناشنوایی دارند.
اگر با همکاران بین المللی در ارتباط هستید، باید از فرهنگ و آداب سخن گفتن آنها آگاه باشید.
درخواست و اعاده کمک
مسلماً هیچکس از افرادی که کار و مسئولیت هایشان را خودشان به موقع انجام نمیدهند و برای اتمام کار خود همکاران را وادار به کمک می کنند، خوشش نمی آید. همینطور آندسته از افراد که سیستم فایل بندی شرکت را هیچوقت یاد نمی گیرند و مدام برای آموزش به این و آن متوسل می شوند. در نتیجه، بعضی از کارمندان خوب هم به خاطر اینکه می ترسند با چنین افراد بی مسئولیتی اشتباه گرفته شوند، در درخواست کمک از همکاران خود تردید می کنند. اما در بیشتر شرکت ها و ادارات، کارمندان برای کمک به آندسته از همکاران که قبلاً به یاری آنها آمده اند، مشتاقند.
بهترین راه برای درخواست کمک، کمک کردن به دیگران است. مثلاً اگر وقتی می بینید یکی از همکاران در ساعت ناهار مشغول رسیدگی به پرونده های مشتریان است که روی هم تلمبار شده، به او کمک کنید، مطمئناً این سخاوت و خیرخواهی شما بیپاسخ نخواهد ماند. البته این کار داوطلبانه جزء اضافه کاری های شما ثبت نخواهد شد که با ازای آن مزد بگیرید، پاداش شما تشکر و قدردانی همکارتان خواهد بود. از این دید نگاه نکنید که هر کار نیکتان باید با مزد و اجرت جبران شود، و هیچوقت هم این کمک های دوستانه تان را به همکاران خاطرنشان نکنید تا ثابت کنید چه انسان فداکار و باگذشتی هستید.
و وقتی هم یکی از همکاران در کارها به کمک شما می آید، تشکر و قدردانی فراموشتان نشود، حتی اگر کمکی ناچیز و جزئی باشد. و وقتی هم که یکی از همکارات از ساعت ناهارش برای کمک به شما می گذرد، به نظر من یک هدیه کوچک یا یک دعوت به ناهار ضروری باشد.
تعریف کردن و تعریف شنیدن
همه ی کارمندان گه گاه نیاز دارند تا کسی از آنها تعریف و تمجید کند. مدیران شرکت معمولاً مشاورانی را استخدام می کنند تا به آنها آموزش دهند که چطور کارمندان را مورد تشویق و تحسین قرار دهند، اما راهکرد اصلی این است که فردی همدل باشید و برای دیگران احساس داشته باشید. گفتن "آفرین"، یا "کارت عالی بود" به کارمندان، انگیزه و روحیه آنها را بالا می برد. همچنین نشان می دهد شما فردی باملاحظه و هوشیار هستید و می دانید که چه زمان باید چه کسی را تشویق و تحسین کنید. اما حواستان باشد که اغراق نکنید و بیش از اندازه از همکارانتان تعریف نکنید، چون اینکار ارزش تمجیدهایتان و صمیمیتتان را کم می کند.
قدردانی از تعریف و تمجیدهای دیگران برای خیلی از افراد به نظر مشکل است. خیلی ها که از بچگی یا گرفته اند خودنما و فخر فروش نباشند، آنقدر درمورد شایستگی نداشتن در برابر تعریفات دیگران موشکافی می کنند، که جنبه منفی به آن می دهند. این اندازه شکسته نفسی و فروتنی هم اصلاً خوب نیست. پس از این به بعد به جای دلیل و برهان آوردن برای عدم لیاقت و شایستگی شما برای تعریف فلان نفر از کارتان، بهتر است بگویید، "کارم را خوب انجام دادم، نه؟"
حل همه ی این مشکلات با گفتن یک کلمه ساده حل می شود: "متشکرم".
چه بگویید وقتی....
یکی از همکاران نامزد یا عروسی می کند
"تبریک می گویم"، "برایت آرزوی خوشبختی و موفقیت می کنم"، "عروسیت مبارک باشد". طبیعتاً در چنین مواقعی باید برای فرد مورد نظر آروزی خوشبختی کنید. درمورد همسری که انتخاب کرده، کنجکاوی نکنید. لازم هم نیست برای او توصیه های مخصوص ازدواج بکنید یا تجربیات تلخ خود و اطرافیانتان را برای او عنوان کنید.
یکی از همکاران حامله می شود
اظهار خوشحالی کنید، اما دست از فضولی کردن بردارید. از ارائه توصیه هایی که مخالف پزشکی روز است هم خودداری کنید. مطمئن باشید او برای خود پزشک متخصص دارد که راهنماییش کند. از تعریف کردن داستان های وحشتناک درمورد وضع حمل و این قبیل چیزهای مربوط به حاملگی و به دنیا آوردن بچه خودداری کنید.
یکی از همکاران سقط جنین می کند
سقط جنین هم مرگ یک انسان است که باید برای آن غصه دار شد. با درک عمق این فقدان برای همکارتان، با او همدلی کنید. از گفتن جملاتی مثل "خدا اینطور خواسته..." یا "حتماً صلاح بر این بوده.." و از این قبیل خودداری کنید. و هیچوقت، تحت هیچ شرایطی به همکارتان نگویید که این سقط جنین به خاطر کارهایی است که او کرده یا نکرده.
یکی از همکاران طلاق می گیرد
طلاق هم نوعی مرگ است. در چنین موقعیتی بهتر است به جای حرف زدن به حرف های همکارتان گوش بدهید. در صورت لزوم هم می توانید توصیه های خود را (درمورد مراقبت از فرزندان، مالیات بر درآمد به عنوان سرپرست خانواده و.....) ارائه دهید.
یکی از همکاران یا اطرافیان او بیمار می شود
اگر یکی از همکاران یا نزدیکان او شدیداً بیمار می شود، رفتار و عمل شما بیش از حرف هایتان اهمیت پیدا می کند. با کمک به فرد مورد نظر در کارهایش، همدلی خود را به او نشان دهید. از غیبت های او گلایه نکنید. می توانید کسی را برای جانشین موقتی او در شرکت بگذارید تا کارهای مربوط به او را انجام دهد. و فرد مورد نظر را از جریان کار آگاه کنید.
یکی از نزدیکان همکاران فوت می کند
وقتی یکی از همکاران عزیز خود را از دست می دهد، تسلیت خود را به صورت کتبی و شفاهی به او اعلام کنید. اگر از همکاران نزدیک شماست، حتماً در مراسم تدفین و عزاداری شرکت کنید. از گفتن جملاتی مثل، "خدا را شکر کن، عذابش تمام شد" یا مشیت خدا این بوده" و ... خودداری کنید. کارهایی که از دستتان برمی آید را برای او انجام دهید و موقعیتش را درک کنید. مرگ یکی از عزیزان ممکن است حال وهوای همکارتان را به کلی تغییر دهد، پس توقع نداشته باشید بعد از یکی دو هفته همان همکار سابق شما شود.
یکی از همکاران اخراج شده یا منتقل می شود
با او همدردی کنید، اما طوری در این رابطه با او صحبت نکنید که داغش را تازه تر کنید. توضیح او را درمورد دلیل اخراجش بپذیرید و بیش از آن کنجکاوی نکنید. اگر کمکی از دستتان برمی آید دریغ نکنید، توصیه ای، تنظیم دوباره رزومه، پیدا کردن کاری جدید، یا هر چیز دیگری. اما این همدلی خود را تا جایی ادامه ندهید که دست به همکاری در اعمال مخرب او مثل نوشتن نامه های تهدیدآمیز و...بزنید. و تعجب نکنید اگر آن همکار سابق از زندگی شما بیرون برود، چون او دیگر عضوی از محل کار شما نیست و به جای جدید وارد می شود و ممکن است شما را فراموش کند

اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کیو ضایع می کرد؟
اگه پسرا نبودن کی تو کلاس می رفت گچ می یاورد؟
اگه پسرا نبودن کی اشغالا رو می ذاشت جلوی در؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چی می خندیدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کیو سر کار می ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن کی مامانا رو دق می داد؟
چکیده
اصـلاح و اصـلاحـات دو واژه اى هـستند که پس از دوم خرداد 1376 در جامعه اسلامى ایران فـراوان اسـتـعمال مى شود. مقام معظم رهبرى در سالهاى اخیر بیانات و رهنمودهایى در این مـورد داشـتـه انـد. این مقاله سعى دارد دیدگاههاى ایشان را در این زمینه بیان کند. تعریف اصـلاحـات ، ضـرورت و اهـمـیـّت ، انـواع ، مـوضـوعـات ، نـکـات قابل توجه و آسیب شناسى اصلاحات از جمله مباحث این نوشتار است .
کـلیـد واژه هـا: اصـلاح ، اصـلاحـات ، اصـلاح طـلبـى ، اصـلاحـات انـقـلابـى و اسلامى ، اصلاحات آمریکایى .
مقدمه
شـعارهاى اصلاح و اصلاح طلبى و اصلاحات همواره به عنوان مبنایى براى ایجاد تغییر در نظامهاى سیاسى مورد استفاده احزاب ، گروهها و جریانهاى سیاسى قرار گرفته است و معمولا از آن در انتخابات بیشتر استفاده مى شود. اصلاحات به معناى سامان بخشى به نـظـم مـوجـود در جـهت نیل به وضع مطلوب و سازگارى با شرایط و مقتضیات زمان است . بـر ایـن اسـاس ، اصـلاحـات هـمـان روش بـهـبـود و سـازمـان بخشى به وضع موجود به شـکـل تـدریـجـى در زنـدگـى سیاسى ، اجتماعى و اقتصادى و ایجاد تغییرات سودمند به شـیـوه تـکـامـلى و مسالمت آمیز جهت دستیابى به تعادل نظام و رفع معایب ، تصحیح خطاها براى جلوگیرى از هرگونه بحران در جامعه است . علاوه بر این ، اصلاحات ممکن است یک راه و روش جدید برنامه ریزى شده برون رفت از تنگناها و مشکلات جامعه از طریق تغییر ساختار و نظمى بهتر، کارآمدتر و خردمندانه تر با به کارگیرى منابع مادى و انسانى باشد.
نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى ایـران ، در طـول تـحول خود در مقاطع و دورانهاى مختلف پس از شکل گیرى على رغم همه دشواریها، با ابتناء به آموزه هاى دینى و آرمان متعالى اسلام و اصـل پـویـاى اجتهاد که در اصل ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسى تبلور یافته است ، اصـلاحـات زیـادى در جـامـعـه انـجام داده است . از جمله این موارد، اصلاح زیر ساختهاى مهم سـیـاسـى ، اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى ، حقوقى و نظامى و امنیتى باقى مانده از رژیم پادشاهى بوده است . این روند در سالهاى بعد از پایان جنگ تحمیلى و دوران سازندگى در زمـیـنـه اصـلاح زیـر سـاخـتـهـاى اقـتـصـادى و سـازنـدگـى ادامـه داشـت . امـا بـه دلیـل نـادیـده انگاشتن عدالت اجتماعى ، شرایطى را فراهم کرد که منشاء اصلى تحولات سـالهـاى بـعـدى در زمـینه پذیرش شعار اصلاح طلبى و اصلاحات در سالهاى 1375 و 1376 ش شد.
مـقـام مـعـظـم رهـبـرى ، حـضـرت آیـت اللّه العـظـمـى خـامـنـه اى در طـول سـالهـاى ریـاسـت جمهورى جناب آقاى خاتمى که محور اصلى کارش ، شعار اصلاح طـلبى بود، رهنمودهاى مهمى در زمینه اصلاح ، اصلاح طلبى و اصلاحات ایراد کرده اند. مـقـاله حـاضـر در صـدد اسـت تـا دیدگاههاى معظم له را در زمینه هاى تعریف ، ضرورت ، اولویت ها، انواع و آسیب هاى اصلاحات توضیح دهد.
تعریف اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبرى
در ادبـیـات سـیـاسـى ، دو واژه ((انـقـلاب )) و ((اصـلاحات )) از نظر معنا و کاربرد با هم مـتـفـاوت انـد دامنه تغییرات در انقلاب بسیار گسترده تر، اساسى تر، بنیادى تر و همه جـانـبـه تـر از اصلاحات است . حال سؤ الى که مطرح مى شود این است که رابطه این دو چیست ؟ آیا انقلاب شامل اصلاحات نیز مى شود یا اینکه این دو اصطلاح ، دو مقوله جدا از هم مى باشند؟ در جواب این پرسش مى توان گفت که چون تغییر و تحولات در انقلاب بسیار گـسـتـرده تـر از اصـلاحـات است ، انقلاب شامل اصلاحات نیز مى شود. به عبارت دیگر، وقـتـى انـقلاب به وقوع مى پیوندد، اصلاحات نیز در جامعه خود به خود انجام مى شود. اصـولا یـکـى از اهـداف مـهـم انـقـلاب در جـامـعه ، اصلاح امور است که اصلاحات سیاسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى ، حقوقى و... را در بر مى گیرد.
مقام معظم رهبرى به این نکته مهم توجه کرده ، معتقدند که اصلاحات در ذات و هویت انقلاب نـهـفـتـه اسـت . بـه عـبـارت دیـگـر، انـقـلاب از نـظر ایشان بزرگ ترینِ اصلاحات است . حال با توجه به موارد فوق ، این دو اصطلاح از دیدگاه ایشان تعریف خواهند شد:
اصـلاحـات یـعـنـى ایـن کـه نـقـاط مـثبت و منفى را فهرست کنیم و نقاط منفى را به نقاط مثبت تبدیل کنیم . (1)
ایشان در جاى دیگر در تعریف اصلاح و رابطه آن با انقلاب مى گویند:
اصـلاح ایـن اسـت که هر نقطه خرابى ، هر نقطه نارسایى و هر نقطه فاسدى به نقطه صـحـیـح تبدیل شود. انقلاب خودش یک اصلاح بزرگ است ... خودِ انقلاب ، بزرگ ترین اصـلاح اسـت ، تـداوم اصـلاحـات در ذات و هـویـت انـقلاب نهفته است ، ... انقلاب که بدون اصلاحات امکان ندارد.(2)
مقام معظم رهبرى اصلاحات را چیزى جدا از انقلاب نمى داند. و در واقع ، انجام اصلاح امور در نظام جمهورى اسلامى از دیدگاه ایشان از ابتداى پیروزى انقلاب شروع شده و هنوز هم ادامه دارد، چرا که مى فرمایند:
یک ملت انقلابى و هوشیار و شجاع ، به طور دائم نگاه مى کند تا ببیند فسادهایى که از قبل در میان او مانده ـ بر اثر غفلت ها، و سوء مدیریت ها و سوء تدبیرها و تجاوزها ـ کدام است تا آنها را اصلاح کند. اشتباهات و خطاها کدام است تا آنها را اصلاح کند. (3)
هـمـان طـور کـه مقام معظم رهبرى فرموده اند، این دو واژه همزاد و همراه یکدیگر مى باشند؛ زیـرا بـسـیـارى از رهـبران و مردم انقلابى چون نظام سیاسى موجود کشورشان را اصلاح پذیر نمى دانند، انقلاب را سازماندهى مى کنند تا اصلاحات اساسى و همه جانبه پس از وقـوع انـقـلاب انجام شود. بدیهى است که روند اصلاحى پس از انقلاب به یکباره انجام نـخـواهـد شـد. بـلکـه سـالهـا طـول مى کشد. گاهى ممکن است اصلاح امور تندتر و زمانى کـنـدتـر باشد، امّا هیچ گاه متوقف نخواهد شد. سخن ایشان نیز دقیقا همین موضوع را نشان مـى دهـد. حـال بـا تـوجـه بـه ایـنـکـه ایـشـان اصـلاح را در داخـل انـقلاب مستقر مى داند باید مشخص شود که معظم له چه تعریفى از انقلاب ارائه مى دهند.
البته انقلاب به عنوان یک اصطلاح سیاسى عبارت است از: ((تغییر ناگهانى که در هر نـظـم اجـتـمـاعـى ، نـهـادى و سـیـاسـى مـسـتـقـر، تـحـت تـاءثـیـر نـیـروهـاى مـعـمـولا مـتـشـکـل و برتر از نیروهاى حافظ نظم موجود، و نه در جهت جابه جایى افراد، بلکه با هدف ایجاد یک نظم جدید به وقوع مى پیوندد.)) (4)
و انقلاب اسلامى یعنى ((تغییر حاکمیت طاغوت )) ـ هر تجاوزگر یا هر معبودى غیر از خداى تعالى ـ به منظور استقرار حاکمیت اللّه .)) (5)
مقام معظم رهبرى در تعریف انقلاب مى فرمایند:
انـقـلاب بـاعـث یـک تـحـول بـنـیـادین بر اساس یک سلسله ارزشها و یک حرکت رو به جلو مـحـسـوب مـى شـود. آنـچـه در کـشـور مـا واقـع شـد، انـقـلاب اسـلامـى اسـت کـه تـحـول عـظیمى در ارکان سیاسى ، اقتصادى و فرهنگى جامعه و یک حرکت روبه جلو و یک اقدام به سمت پیشرفت این کشور و این ملت بود.(6)
و در جاى دیگر مى گویند:
انـقـلاب یـک امـر دفـعـى نـیـسـت ، یـک امـر تدریجى است . یک مرحله انقلاب که تغییر نظام سیاسى است ، دفعى است ، اما در طول زمان ، انقلاب باید تحقق پیدا کند. این تحقق به آن اسـت کـه بـخـشـهـایـى کـه عـقـب مـانـده و تـحـول پـیـدا نـکـرده اسـت ، تحول پیدا کند. (7)
تعریف ایشان از انقلاب اسلامى ایران داراى ویژگیهاى زیر است :
اولا تـعـریـف مـقـام مـعـظـم رهـبـرى ، بـا تـعـریـف اصـطـلاحـى و رایـج انقلاب که آن را یک تـحـوّل اسـاسى و بنیادى در زمینه هاى سیاسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى مى داند، مطابقت دارد.
ثـانـیـا، انـقـلاب را نـه یـک حـرکـت دفـعـى و فـورى ، بـلکـه یـک حـرکـت تـدریـجى و در طـول زمـان مـى دانـد؛ هـر چـنـد کـه مـمـکـن اسـت تـغـیـیـر نـظـام سـیـاسـى یـک عمل دفعى باشد.
ثـالثـا، ایـشـان انقلاب را یک حرکت رو به جلو و رو به پیشرفت مى داند که همواره به سمت تکامل و توسعه حرکت مى کند تا به اصول ، اهداف و آرمانهاى خود برسد.
رابـعـا، انـقـلاب در رونـد حـرکـتـى خـود بـه سـمـت پـیـشـرفـت و تکامل ، باعث اصلاح در بخشهایى مى شود که به هردلیلى ، اصلاح نشده اند. بنابراین ، انقلاب همواره به طور مستمر در حال اصلاح امور پیش مى رود.
خـامـسـا، ایـن تعریف از انقلاب ، شامل اصلاحات نیز مى شود که در تعریفهاى دیگر کمتر بـه آن تـوجـه شـده اسـت . پـس انـقـلاب هـمـیـشـه و بـه شکل ذاتى اصلاحات را نیز به همراه خود دارد؛ چرا که مردمى که انقلاب کرده اند، به این نـتـیـجـه رسـیـده اند که نظام موجود قابل اصلاح نیست و براى اصلاح امور باید ساختار موجود را سرنگون کرد و سپس به تدریج اصلاحات را انجام داد.
اهمیت و ضرورت اصلاحات
سـؤ الى کـه در ایـنـجـا مطرح مى شود این است که چه ضرورتى به انجام اصلاحات مى باشد. در جواب این سؤ ال مقام معظم رهبرى اصلاحات را از چند نظر ضرورى مى دانند:
1. فریضه بودن انجام اصلاحات :
اصـلاحات جزء ذات هویت انقلابى ، دینى نظام ماست . اگر اصلاحات به صورت نو به نـو انـجام نگیرد، نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت . اصلاحات یک فریضه است . (8)
2. ضرورى بودن اصلاحات :
بـنـده مـعـتـقدم که اصلاحات یک حقیقت ضرورى و لازم است و باید در کشور ما انجام گیرد. اصـلاحـات در کـشـور ما از سر اضطرار نیست که فلان حاکمى مجبور شود مورد مطالبات سخت قرار گیرد و گوشه و کنارى را اصلاح کند. (9)
3. پاسخگو بودن مسئولان و نهادها :
اصلاحات به معناى حقیقى کلمه ، شامل همه دستگاههاى کشور مى شود. هیج دستگاهى نباید خـود را از انـتـقـاد و نـقـد مـصون و از عیب خالى بداند. همه دستگاههاى کشور باید موردنقد مـنـصـفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چارچوب آن ، رفتار خود را اصلاح کـنـنـد. هـمـه دسـتـگـاهـهـا و مـسـئولان مـشـمـول قـاعـده کـلى نـقـد، اصلاح و پاسخگویى مى باشند. (10)
4. ضرورت اصلاحات براى دفع آفات و آسیبهاى نظام :
طبق نظر مقام معظم رهبرى انجام اصلاحات یک کارِ لازم است و باید انجام بگیرد. وقتى اصلاحات انجام نشود آفتها و آسیب هایى به شرح زیر براى نظام جمهورى اسلامى پیش مى آید:
1. توزیع ناعادلانه ثروت ؛
2. تسلط نوکیسه هاى بى رحم بر گوشه و کنار نظام اقتصادى جامعه ؛
3. گسترشِ فقر؛
4. سخت شدن زندگى براى مردم ؛
5. استفاده ناصحیح از منابع کشور؛
6. فرار مغزها و عدم استفاده از مغزهایى که مى مانند. (11)
ادامه دارد...
پی نوشت ها :
1. بیانات مقام معظم رهبرى در اجتماع زائران حرم مطهر امام رضا(ع )، 2 / 1 / 1383.
2. بیانان مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز جمعه تهران ، 26 / 1 / 1379.
3. همان .
4. عـلى آقـا بـخـشـى و مـیـنـو افشارى راد، فرهنگ علوم سیاسى (تهران ، نشر چاپار، 1379) ص 507.
5. همان ، ص 302.
6. بیانان مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز جمعه تهران ، 26 / 2 / 1379.
7. همان .
8. دیدار با کارگزاران نظام ، 19 / 4 / 1379.
9. همان .
10. سخنرانى در اجتماع زائران حرم مطهر امام رضا (ع )، 20 / 1 / 1383.
11. پرسش و پاسخ از محضر رهبر معظم انقلاب اسلامى (گردآورى و تنظیم مؤ سسه فرهنگى قدر ولایت ، 1380) ص 349.
منبع:حصون ، زمستان 1385، شماره 10
نویسنده:محبوبه افتخاری
جشنوراه فیلم فجربه بیست و هشتمین دوره اش رسید.این دوره هم مثل دوره های قبلی پراز حاشیه ها و نکته های با مزه است.خیلی اسم ها هستند و خیلی ازبزرگ ها نیستند.عشق فیلم ها دارند جدول اکران فیلم ها را بالا،پایین می کنند.از الآن سر اینکه چه کسی سیمرغ می گیرد بحث و جدل به وجود آمده. خلاصه طبق معمول سر سینما شلوغ است. ما هم به پیشواز این کارناوال سینمایی رفته ایم. در این مقاله سراغ ده فیلم مطرح و پرحاشیه بخش مسابقه رفته ایم. آنها را روی دایره ریخته ایم تا ببینیم چقدر حال و هوای جوانانه دارند و با جوان های این فیلم ها راجع به کارهایشان حرف زدیم.سراغ فیلم های پشت خط مانده هم رفته ایم با دو کارگردان جوان درباره این وضع گپ زدیم.
میلاد برج سینما
ما ایرانی ها اصولاً به اتفاق عادت داریم؛اینکه با آمدن یک مدیر به یک ساختمان،مجموعه،مؤسسه،دانشگاه و... کلی از برنامه های اصلی آن ساختمان،مجموعه؛موسسه،دانشگاه و... زیرورو شود و همه چیزشکل و شمایل جدیدی به خودش بگیرد. این عادتمان هم باعث می شود زیروروشدن شکل و شمایل قوانین و اجراهای مهم ترین اتفاق سینمایی کشور برایمان چندان عجیب و غریب نباشد.بنابراین ازهمین چند ماه پیش وقتی وزیر ارشاد و معاون سینمایی اش و به دنبال آن مدیر سازمان فارابی و باقی مدیران سینمایی ـ عوض شدند،خیلی ها حدس می زدند که امسال با یک جشنواره فیلم «متفاوت» رو به رو خواهیم بود؛تفاوت هایی که به عبارتی به دو دسته اجرایی و محتوایی تقسیم می شوند.اولین تفاوت اجرایی ای که ازچند ماه پیش اعلام شد،ساده ترین تفاوت جشنواره امسال است.امسال بعد از 28 سال سینماگران، منتقدان سینمایی، روزنامه نگاران و حوزه های فیلم و سینما به جای 12 تا 22 بهمن، از 5 تا 15 بهمن روز و شبشان را با جشنواره فیلم می گذرانند.این تغییر زمانی هم یک دلیل ساده دارد:مصادف شدن عزاداری های ایام اربعین با جشنواره.
«کاخی» برای سیمرغ
اگر کمی اهل جشنواره بازی باشید حتماً خبر دارید که مخاطبان جشنواره دو گروهند؛خودی ها و غیرخودی ها. خودی ها شامل سینماگران ـ تهیه کننده ها،کارگردان ها، بازیگرها،تدوین گرها و... روزنامه نگارها و منتقدان سینمایی می شوند و غیرخودی ها شامل مخاطب های عادی جشنواره که بدون شک بیشترشان جوانند و دانشجو.طبق سنت 28 سال پیش تماشاگرهای خودی دو سالن سینمای ویژه بیشترنداشتند؛ سالن سینمای هنرمندان و سالن سینمای مطبوعات ـ البته نشست های مطبوعاتی همیشه هنرمندان را به سالن مطبوعات می کشاند ـ اما امسال مدیران عزیر فارابی این دو سالن را تبدیل به یک سالن کرده اند تا این دو گروه خودی ده روزشان را تمام و کمال کنار هم بگذرانند.اما از آنجایی که ما سالن سینمایی به این بزرگی نداریم تا همه هنرمندان و مطبوعاتی ها بتوانند با هم در آن فیلم ببینند و از آنجایی که جشنواره فیلم ما چیزی ازجشنواره های فیلمی مثل ونیز و کن کم ندارد،مدیران محترم تصمیم گرفتند برای این تماشاگران خودی یک «کاخ» دست و پا کنند؛«کاخ جشنواره» و این کاخ جایی نیست جز برج میلاد.امسال قراراست همه اتفاقات جشنواره ـ از افتتاحیه و اختتامیه و نمایش فیلم ها گرفته تا بازار فیلم و نشست های مطبوعاتی و... ـ درکاخ جشنواره بیفتد.این کاخ محترم که البته برای برگزاری جشنواره کن فیکون نشده و حتی ظاهرش هم همان ظاهرهمیشگی است،قراراست پراز امکانات رفاهی باشد؛ آن قدرکه هنرمندان و مطبوعاتی ها این ده روز فقط برای خواب شبانه نیازبه ترک برج میلاد پیدا کنند.
بلیت بدون انتظار
برای تماشاگرهای غیرخودی که البته بیشتر از خیلی از خودی ها برای جشنواره هیجان دارند و برای دیدن فیلم های انتخاب شده در بخش مسابقه سر و دست می شکنند هم امسال سال متفاوتی بود و هست.امسال دیگر لازم نبود کارمندها،روزنامه نگارهای غیرسینمایی و ازهمه مهم تر دانشجوها ازنیمه های شب جلوی سالن سینما فلسطین صف بکشند تا بتوانند سری بلیت های بخش های مختلف جشنواره را دستی بخرند؛امسال تکنولوژی ازبهترین نوعش درجشنواره رونمایی شد و از 25 دی ماه خوره های محترم جشنواره که همه لذت جشنواره رفتن را به حداقل یک سری بلیت آماده داشتن می دانند،می توانستند اینترنتی سینما و سئانس های مورد نظرشان را انتخاب کنند و بلیت بخرند.
تنفس فیلم های «درمحاق توقیف»
ازتغییرات اجرایی جشنواره امسال که بگذریم،مهم ترین تغییر غیرمنتظره برای اهالی سینما و طرفدارهای پیگیرجشنواره حول و حوش فیلم هایی بود که امسال درجشنواره خواهیم دید. امسال هم مثل چند سال قبل و البته بیشتر،کارگردان های بزرگ یا فیلم نساخته بودند و فقط از دور به اوضاع درهم سینما نگاه می کردند یا فیلمشان را برای جشنواره نفرستادند و گفتند:«تمایلی به شرکت فیلمم در جشنواره ندارم» یا اینکه به خودشان سخت نگرفتند تا مثل شخصیت کارگردان فیلم «میکس» داریوش مهرجویی تا حد مرگ برای رسیدن فیلمشان به جشنواره زحمت بدهند و از بهرام بیضایی و ناصر تقوایی و عباس کیارستمی و بهمن فرمان آرا گرفته تا خسروسینایی، احمدرضا درویش، رخشان بنی اعتماد، رسول صدرعاملی، بهروزافخمی، مجید مجیدی، رضا کریمی، اصغر فرهادی، مانی حقیقی و... به عبارتی جشنواره امسال از فیلم های دو سوم کارگردان های خوب و حرفه ای سینما فیلمی ندارد. اما جز غایبان؛حاضران جشنواره هم حسابی پرحاشیه و پرخبر بودند.دربیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر برای اولین بار و تقریباً به دستورمستقیم جواد شمقدری ـ معاون سینمایی وزارت ارشاد ـ سه فیلم توقیف شده این سال ها بالاخره از محاق توقیف درآمدند؛«به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی کیا،«100 سال به این سال ها»سامان مقدم و «تسویه حساب» تهمینه میلانی؛البته فیلم هایی مثل «پاداش» کمال تبریزی، «آتشکار» محسن امیریوسفی و «هیچ» عبدالرضا کاهانی ـ اولی کامل و دومی و سومی نصف و نیمه ـ پشت در جشنواره ماندند.چند فیلم هم تا زمان نوشته شدن در جشنواره را به لقایش بخشیدند و فیلمشان را به دلیل انتخاب نشدن بخش مسابقه از جشنواره بیرون کشیدند؛«شکلات داغ» حامد کلاهداری،«آدم کش» رضا کریمی و «لطفاً مزاحم نشوید» محسن عبدالوهاب.
حالا فقط دو روز دیگر به شروع جشنواره فیلم مانده؛جشنواره فیلمی که به عقیده خیلی ها واقعاً آن قدر فیلم خوب و غافلگیر کننده کم دارد که نمی تواند ده روز هیجان انگیز سینمایی برای خیلی ها بسازد؛تا ببینیم سیمرغ ها چه سرو صدایی به پا می کنند.
روز داوری
دعوت و انتخاب داوران جشنواره امسال هم کم سر و صدا نبوده
گرچه دیدن فیلم هایی که به جشنواره راه پیدا می کنند جذاب ترین قسمت جشنواره فیلم است اما کسی نمی تواند منکراین شود که چیزی که بعد ازجشنواره تا مدت ها می تواند محل حرف و حدیث و بحث و گفت و گو باشد سیمرغ هایی است که بالای سرشرکت کنندگان دراین مسابقه عجیب و غریب پرواز می کنند.سیمرغ ها را هم کسی به پرواز در نمی آورد جز داوران جشنواره.
بنابراین اینکه از چه کسانی برای داوری در جشنواره دعوت می شود،چه کسانی داوری را می پذیرند و بالاخره چه کسی قرعه سیمرغ ها را به نام سینماگران می زند،موضوعی است که می تواند از فیلم دیدن هم مهم ترباشد.
این موضوع مهم امسال کمی دردسرساز شد و مدیران فارابی و مسؤولان جشنواره دست روی هر داوری که گذاشتند تقریباً «نه» شنیدند.«نه» اول را عزت الله انتظامی و اصغر فرهادی گفتند.عزت الله انتظامی گفت کسالت دارد و گرنه خودش را از جشنواره جدا نمی داند و اصغر فرهادی شرکت و حضور در جشنواره های خارجی برای نمایش فیلمش ـ درباره الی ـ را به داوری فیلم هایی که خیلی هایشان چنگی به دل نمی زنند، ترجیح داد.
بعد ازاین «نه» گفتن ها نوبت به فاطمه گودرزی رسید تا پیشنهاد داوری را اول به خاطر یک سفر شخصی رد کند اما چند روزبعد اعلام کند سفرش لغو شده و حاضر به داوری فیلم های جشنواره امسال است.
گرچه تا امروز ـ پنج روزمانده به جشنواره ـ هنوز ترکیب هیأت داوران دقیقاً مشخص و اعلام نشده و بعضی از سینماگرها مثل داریوش مهرجویی به این بلاتکلیفی اعتراض کردند ولی احتمالاً محسن علی اکبری (تهیه کننده)،مسعود جعفری جوزانی (کارگردان) و فرهاد توحیدی (فیلمنامه نویس و مدرس سینما) به علاوه فاطمه گودرزی به عنوان داوران بخش مسابقه سینمای ایران و ابوالقاسم طالبی (کارگردان) و سیروس الوند (کارگردان) به عنوان داوران بخش فیلم های اول و دوم تکلیف سیمرغ ها را روشن می کنند.
گرچه جشنواره امسال احتمالاً تا لحظه های آخر خبرهای جدیدی خواهد داشت.
منبع:نشریه همشهری جوان،شماره247
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر . مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم . متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر . بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم . چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم . زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان . ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر . بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم . ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم . فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را . بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم . عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر . کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم . اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی . فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده
از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید
کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی
علماى اسلامى به استناد آیات و روایات، بحثى را تحت عنوان "احباط و تکفیر" مطرح کردهاند.
"احباط" از واژه "حبط" به این معنا است که برخى گناهان چنان سنگین است و آثار منفى و تخریبى دارد که موجب باطل شدن و بى اثر گشتن تمام یا برخى اعمال صالح و کارهاى خوب مى گردد، مانند آتشى که جنگل زیبا و پر درخت را مى سوزاند. بر عکس، برخى امور و کارها نزد خدا از چنان ارزشى و فضیلتى برخوردارند که باعث ریزش همه یا برخى گناهان مى گردد که به آن "تکفیر" مى گویند.
به بیان دیگر: خداوند به خاطر انجام آن کارهاى نیک، آثار تشریعى گناهان را مى پوشاند.
این عمل را "تکفیر" (پوشانیدن آثار گناه به وسیله اعمال صالح) مى گویند.
در ذیل به برخى از کارهایى که باعث تکفیر (پوشش یا ریزش) گناهان مى گردد، اشاره مى کنیم:
1- ایمان به خدا و وحى و آن چه از جانب خداوند بر حضرت محمد(ص) نازل شده است همراه با عمل صالح.
قرآن کریم مى فرماید: "هر کس که به خدا ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، خداوند گناهان او را مى پوشاند و محو مى کند و او را در باغ هایى که نهرها در پایین آن جارى است، وارد مى سازد و براى همیشه در آن جا خواهد بود و این رستگارى بزرگى است".(1)
2- توبه و پشیمانى از گناهان: توبه حقیقى تنها گفتن استغفراللَّه نیست، بلکه پشیمانى واقعى که همراه با سوز و آه و حسرت از خطاها و گناهان گذشته و تصمیم بر ترک و جبران آن است. قرآن مجید مى فرماید:
"اى افرادى که ایمان آوردهاید، صادقانه به سوى خدا توبه کنید. امید است خداوند گناهان شما را بپوشاند و ببخشد و در بهشت هایى که از پایین آنها نهرها جارى است، داخل نماید".(2)
3- پیوسته با وضو بودن و اقامه نماز با حضور قلب و در اوّل وقت. سلمان فارسى مى گوید: روزى در خدمت پیامبر اکرم(ص) زیر درختى نشسته بودیم. پیامبر شاخه خشک درختى را گرفت و تکان داد تا تمام برگ هایش فرو ریخت. بعد از من پرسید: از علت این کار سؤال نکردى، عرض کردم: خودتان بفرمایید، فرمود: "وقتى که مسلمانى وضو مى گیرد، و خوب وضو مى گیرد، سپس نمازهاى پنج گانه را به جا مى آورد، گناهان او فرو مى ریزد، همان گونه که برگهاى این شاخه فرو ریخت".(3)
4- اجتناب از گناهان به خصوص گناهان کبیره.
گناهان را از دو منظر مى توان مورد مطالعه قرار داد: یکى از آن جهت که "گناه" نافرمانى خدا است که در این صورت، همه گناهان کبیرهاند و هیچ گناه صغیرهاى وجود ندارد. در نگاه دوم، برخى از آنها را با برخى دیگر مقایسه کنیم، که در این صورت به دو نوع صغیره کبیره تقسیم مى شوند.
قرآن کریم مى فرماید: "اگر از گناهان بزرگ اجتناب نمایید، گناهان کوچک شما را مى پوشانیم و شما را در جایگاه ارجمندى وارد مى سازیم".(4)
5- هجرت در راه خدا و تحمّل سختىها و اذیتها براى خدا:
اگر چه هجرت، در زمان پیامبر(ص) با دست کشیدن از مال و زندگى و وطن، و کوچ کردن از مکّه به مدینه تحقق مى یافت، امّا منحصر به آن نیست، بلکه در هر کشور یا شهرى و حتى جمعى و جلسهاى که معصیت خدا مى شود و انسان توانایى ندارد با نهى از منکر تأثیر گذار باشد، لازم است از آن مکان هجرت کند و دور شود.
جهاد در راه خدا، شهادت، صدقه و انفاق پنهانى، پرداختن مالیاتهاى دینى چون خمس و زکات، قرض الحسنه دادن، عفو و گذشتن از خطاى دیگران، براى حفظ دین و مقدّسات آن به استقبال خطر رفتن، قرائت قرآن به خصوص در شب و بعد از نماز صبح و تقیّد به نماز شب... از امورى هستند که باعث ریزش گناهان مى گردند. براى مطالعه بیشتر به کتاب منشور جاوید، جلد 8 از آیةاللَّه جعفر سبحانى مراجعه فرمایید.
موفقیت برای افراد مختلف میلیون ها معنی متفاوت در بر دارد. شاید معنایی که یک فرد در نظر خود از موفقیت مجسم می کند، از دیدگاه شخص دیگر چیزی جز شکست و عقبگرد به حساب نیاید. بنابراین می توان گفت که موفقیت یک چیز (یا چیزهایی) کاملا شخصی می باشد. ممکن است یک فرد استاندارهای متعددی را در زندگی خود معین کند، و احساس کند که با اتکا به آنها می تواند به موفقیت دست پیدا کند. به هر حال همه افراد نیازمند استراتژی هایی هستند که به هر ترتیب آنها را به سوی موفقیت هدایت کند. همانطور که اشاره شد، جزئیات این استراتژی ها به طور کامل برای افراد مختلف، متفاوت می باشد.
کاشتن دانه های موفقیت
اگر به اطراف خود با دقت بیشتری نگاه کنید، به آسانی متوجه خواهید شد که یکی از درس های بزرگ زندگی را می توانیم از باغبانان و کشاورزان یاد بگیریم. از قدیم گفته اند هر زمان دانه ای را بکارید، بالاخره یک روزی نوبت به برداشت محصول هم خواهد رسید. قوانین و قراردادهای اجتماعی به وضوع این مطلب را منعکس می کنند که موفقیت امری نیست که بتوانید آنرا یک شبه بدست آورید. نباید بنشینید و دست روی دست بگذارید و رشد و شکوفایی دیگران را تماشا کنید. پیشرفت و ترقی در گرو کار و تلاش دائمی به وجود می آیند. می بایست هر روز و در هر زمان، برای رسیدن به آن تقلا کنید. کشاورزان هر روز به دانه های کاشته شده سر می زنند و از آنها مراقبت و نگهداری کرده و تا آنجا که از توانشان بر می آید سعی می کنند در این کار کوتاهی نورزند. در نهایت زمانی که موعد مقرر فرا می رسد، پاداش تلاش های خود را دریافت خواهند کرد.
موفقیت هم چیزی جز این نیست. پشتکار و ثبات قدم معجزه می کند؛ روزی فرا میرسد که در زندگی خود یک دنیا تفاوت احساس می کنید. دست به هر چیز می زنید طلا می شود و در هر رشته ای که وارد می شوید، چیزی جز پیشرفت و موفقیت انتظارتان را نمی کشد.
مشاهده و درک تصاویر دراز مدت
یکی از حقایق تلخی که به هر تقدیر می بایست در مورد موفقیت قبول کرد، این است که در راه رسیدن به آن، هیچ میان بری وجود ندارد. طول مسیر به تعهد و تلاش فردی که خواستار موفقیت است، بستگی دارد و کوتاهی و بلندی آنرا خودتان تعیین میکنید. یکی دیگر از فاکتورهای حیاتی در این زمینه، دانش و آگاهی است. شما با چه سرعتی می توانید اطلاعات لازم را بدست آورده و در به کارگیری آنها تسلط پیدا کنید؟ پیش از هر چیز رشته اصلی فعالیت خود را انتخاب کنید و با دیدی باز به اهداف خود نزدیک شوید. معمولاً همیشه اینطور است که هر چقدر شما بیشتر تلاش کنید بالطبع سفرتان نیز کوتاهتر خواهد بود. اگر بخواهید گاه و بی گاه از مسیر اصلی گریز بزنید، این احتمال وجود دارد که در طول مسیر دچار یاس و ناامیدی شوید. شاید بتوان گفت شانس و اقبال تا حدی می تواند در کسب موفقیت ایفای نقش کند، اما میان برها، هیچ سودی در راه موفقیت به دنبال ندارند. از سوی دیگر، همواره باید آگاه باشید که می توانید شانس خود را از طریق پافشاری و استمرار، سختکوشی، یادگیری، و به کارگیری آموخته های خود همواره افزایش دهید.
بازبینی مسیر موفقیت
همانطور که برای سفر کردن ابتدا مسیر را مشخص نموده و سپس راههای رسیدن را به آن را تعیین می کنید، در راه رسیدن به موفقیت نیز باید پروسه مشابهی را طی کنید. مسیر راه را همواره در دسترس نگه دارید و تلاش های خود را هر چند وقت یک بار مورد باز بینی قرار دهید. در نظر داشتن تلاش هایی که انجام داده اید این امکان را برای شما فراهم می آورد که متوجه شوید چه اموری را به درستی انجام داده و چه اموری با مشکل مواجه بوده است. اگر در طول این سفر فردی هر چند وقت یکبار عملکرد خود را زیر ذره بین قرار دهید، می توانید به درستی طرح و برنامه خود را تعدیل کرده و مقصد را واضح تر ببینید. هر چه بیشتر پذیرای شرایط جدید باشید و بهتر بتوانید خود را با آن وقف دهید، آنگاه با سرعت بیشتری قادر خواهید بود که به سمت اهداف و مقاصد خود حرکت کنید.
مبارزه با استرس
یکی از حقایق کاملاً بارز که به طور گسترده در زندگی هر انسانی که نفس می کشد، سایه می افکند، این است که چه بخواهد یا خیر، به هر حال باید با تنش ها و استرس های بیشماری دست و پنجه نرم کند. استرس جزء لاینفک زندگی هر انسانی است و در عین حال یکی از مباحث ضروری در مسیر پیشرفت و ترقی به شمار می آید. اگر واقعاً می خواهید تبدیل به یک فرد موفق شوید، ما به شما توصیه می کنیم که حتما با تکنیک های مبارزه با استرس و جلوگیری از رشد آن آشنا شوید.
دو مقوله پیرامون بحث استرس وجود دارد: ابتدا باید یاد بگیرید که میزان استرس های روزانه خود را تعدیل کنید؛ و دوم اینکه به خود بیاموزید که چگونه می توانید انرژی های استرس زا را به مسیر دیگری منتقل کنید و از آن به نفع خود بهره بجویید. بله؛ درست است. حتی استرس هم می تواند به شما سود برساند و از جایگاه یک دشمن مرموز به یک دوست صمیمی، تغییر موضع بدهد. سعی کنید تا آنجایی که در حد توانتان است، انرژی های استرس زا را تبدیل به فاکتورهایی برای ایجاد انگیزه کرده و از آنها به عنوان مشوق خود استفاده کنید؛ بنابراین از این پس هر زمان که احساس استرس به شما دست داد، کانال آنرا عوض کنید، تا دست آخر شما را حتی شده یک گام به سوی موفقیت نزدیک تر کنند، و کاری مثبت و مفید به سمت اهداف و آرزوهایتان انجام داده باشید. از همه این ها مهم تر، باید به خاطر داشته باشید که هیچ گاه صرفاً به دلیل بروز استرس، تزلزل به خود راه ندهید و از اهدافتان روی برنگردانید.
مثبت باشید و منفی گرایی را از زندگی خود حذف کنید
شاید به زبان آوردن مطلب فوق خیلی راحت تر از عمل کردن به آن باشد، اما راهکارهایی وجود دارند که با اتکا به آنها قادر به انجام چنین اموری خواهید شد. بهتر است در آغاز، از حذف کردن تاثیرات منفی، بر روی زندگی خود شروع کنید. این کار صد در صد عملی است و من خودم به شخصه آنقدر این امر را تمرین کرده ام که دیگر ذهنم به صورت اتوماتیک وار آنرا پی گیری می کند. اگر بخواهم تجربه شخصی ام را با شما در میان بگذارم، باید بگویم که پس از چندی توانستم زندگی ام را به طور کلی عوض کنم و به شادی و شادکامی دست یابم.
زمانی که افکار منفی از زندگی رخت بربندند، راههای مثبت اندیشی پیش رویتان قرار خواهند گرفت. اطراف خود را با اشیائی پر کنید که به شما فایده می رسانند و در تقویت روحیه شما موثر هستند. همچنین وقت خود را نیز در کنار افراد مثبت گرا، موفق، و روشن فکر بگذرانید. به هیچ وجه نباید با کسی که همواره بدبخت و منفی نگر است، ارتباط برقرار کنید.
همیشه افراد مثبت اندیش را در کنار خود جمع کنید و سعی کنید تا آنجاییکه می توانید از تاثیرات نیک آنها بهره ببرید؛ اجازه دهید این افراد بر روی اخلاق و روحیاتتان تاثیر گذاشته و شما را جذب خود نمایند
شرکت مایکروسافت تحول بزرگی در استفاده از اینترنت ایجاد می کند و بدون استفاده از رایانه اینترنت را همگانی می کند.

رئیس شرکت مایکروسافت در نمایشگاه فناوری لاس وگاس عنوان کرد سال دو هزار و ده سال استفاده از صفحات لمسی اینترنتی خواهد بود که نیازی به رایانه ندارد
این صفحات لمسی تا شش ماه دیگر روانه بازار می شود که هدف از آن همگانی کردن استفاده از اینترنت بدون استفاده از تلفن همراه یا رایانه عنوان شده است.
هنوز نام این صفحه نمایش و قیمت آن مشخص نشده است
مایکروسافت همچنین در سال دوهزار و ده دومین مدل از کنسولهای بازی رایانه ای خود را روانه بازار می کند که رقیبی جدی برای کنسولهای بازی «وی» شرکت نینتندو به شمار می رود.
این کنسول بازی موسوم به ناتال امکان بازی رایانه ضمن حرکت کاربر را فراهم می کند و به عبارتی موجب ورزش دادن او می شود.
این کنسول بازی جدید قابل نصب بر روی ایکس باکس خواهد بود.
منبع : سایت www.aftab.ir

انسان موجودى اجتماعى است و براى آنکه بتواند نیازهاى خود را در قبال تداوم حیات استمرار بخشد به زندگى گروهى و ارتباط با سایر همنوعان خود نیازمند است. از جمله نیازمندىها، نیازهاى روحى و جسمانى است که با ازدواج و تشکیل خانواده برآورده مىشود. ازدواج عبارت است از «پیوند بستن دینى و رسمى یک زن و مرد براى شروع زندگى مشترک.» (انورى، 1381: 345) و یا «رابطه حقوقى است که براى همیشه یا مدت معین به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مىدهد که از یکدیگر تمتع جنسى ببرند.» (معین، 1377:216)
ازدواج عاقلانه
حساسیت و اهمیت ازدواج تا اندازهاى است که بسیارى از پژوهشگران پیش از آنکه به عوامل شایع در روابط ارتباطى و محیطى خانواده گسیخته توجه کنند به زیرساخت و زیربناى خانواده نظر مىکنند. روشن است هر چه اساس و پایه زندگى بر حسب کنش منطقى و تفکرى صحیح صورت گیرد در آینده، کمتر با انباشت ناسازگارىها و اختلاف همسران روبهرو خواهد بود.
طبق دیدگاه پارتو (جامعهشناس ایتالیایى)، کنش منطقى داراى سه جنبه متفاوت و مرتبط با هم است: هدف عینى، ابزار و وسایل متناسب با اهداف و در انتها تأیید آگاهان.
سؤالها مىتواند به این شکل مطرح شود: آیا مىتوان ازدواج را یک هدف عینى تلقى کرد؟ براى موفقیت در ازدواج نیاز است چه ابزار و وسایلى داشته باشیم؟ نقش والدین و دیگران تا چه اندازه مهم و معتبر است؟
در پاسخ به سؤال اوّل باید بپذیریم که ازدواج یک هدف عینى در جهت ارضاى نیازهاى درونى و تکامل روحى و حتى جسمانى است. اهداف ازدواج، در یک بیان کلى و همهپسند که مکتب اسلام بیان کرده، به اختصار عبارت است از:
1- پاسخ به نداى غریزه و فطرت 2- ایجاد کانون آرامش براى همسران 3- داشتن فرزند و تربیت کودکان و فرزندان سالم
4- حفظ عفت و پاکدامنى 5- دوستى، محبت و عشق 6- اجراى سنت رسولاللَّه(ص) 7- تأمین سلامت جسم و روان و برقرارى تعادل در وجود آدمى 8- کمک به تکامل و رشد یکدیگر.
با چنین کارکردهایى ازدواج یک هدف عینى است؛ منتها براى تکمیل شدن ابعاد کنش منطقى نیاز است به دو شرط دیگر نظرى بیندازیم.
ابزارها و وسایل متناسب ازدواج را مردان و زنان تشکیل مىدهند ولى شیوه چیدمان آنها در کنار یکدیگر و اینکه چه کسى، در چه صورت و با چه ویژگىهایى با شخصى ازدواج کند که نهایت کامیابى و لذت را در زندگىاش تجربه کند، بحث مفصلى است. گوناگونى فرهنگى، نژادى، قومى و حتى ژنتیکى سبب شده انسانها هر کدام نسبت به دیگران منحصر به فرد و یگانه باشند. اندیشه دو نفر کاملاً شبیه به هم نیست؛ این مورد حتى در باره دوقلوهایى که از بسیارى جهات همانند هستند، قابل بیان است. این موضوع زمانى حساستر مىشود که دو انسان از دو جنس مخالف قصد دارند روزها، ماهها و سالهاى زیادى در زیر یک سقف زندگى کنند. «باید چنان رفتار کنند که گویى مىخواهند دوست و رفیقى از جنس خود (نه از جنس مخالف) براى همه عمر برگزینند تا از افسون شهوت مصون بمانند.» (مساواتىآذر، 1374: 274).
منابع اسلامى ملاکهاى ازدواج را غالباً به این شکل مطرح مىکند:
1- توجه به بُعد مذهب و دیندارى 2- داشتن اخلاق نیکو و حُسن خلق 3- سلامت جسمانى 4- توجه به خانواده 5- توجه به اصل کفویت (همشأن بودن).
انتخاب همسر متناسب و شایسته بیش از هر مسئله دیگرى در زندگى، نیازمند تأمل و دقت است. اهمیت این مسئله به خاطر این است که چون ازدواجى صورت گرفت گسست و فسخ قراردادى بدون تحمل فشارهاى روحى و آسیبهاى اجتماعى میسر نیست. امرى که با گزینش صحیح سبب خوشبختى و سرور مىشود اما در مقابل، گزینش ناصحیح، کوهى از مشکلات را به دنبال دارد.
شرط سوم در کنش عقلایى تأیید آگاهان است. در این قسمت مىتوان به حضور والدین و سایرین اشاره کرد. به نوعى مىتوان والدین و بزرگترها را «مظهر گرایش اولى» نامید (ساروخانى، 1375: 104).

ازدواج احساسى
در چنین ازدواجهایى همسران کفو هم نیستند. ملاکها و همسانىها رعایت نشده و موازین، آن گونه که باید در نظر گرفته شود ، خواه به عمد و خواه ناآگاهانه به فراموشى سپرده شده است.
اهداف هم مىتواند ناصحیح و نامناسب باشد ، از جمله ازدواج تنها به خاطر کامجویى و لذت جنسى، ازدواج تنها به خاطر کسب مال و ثروت، ازدواج به خاطر رسیدن به پست و مقام و ... .
عوامل زیادى در چگونگى شکلگیرى ازدواج عاشقانه مؤثر است مانند فقر فرهنگى، فقر اقتصادى، ازدواج تحمیلى، ازدواج ترحمى و موردى که در جامعه زیاد دیده مىشود. «شاید کمتر ازدواجى را بتوان سراغ گرفت که در آن هم مظاهر عالى عشق به چشم خورد و هم با تمامى معیارهاى مصلحت سازش یابد. در آنان که فقط به توسن علایق فردى و احساسات مجال مىدهند به زودى با سرماى سخت زمستانِ واقعیت مواجه شده و خواهند لرزید.» (ساروخانى، 1375: 104)
عشق بیانگر دلبستگى فیزیکى و شخصى متقابلى است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس مىکنند.
عشق چیست؟
عشق بیانگر دلبستگى فیزیکى و شخصى متقابلى است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس مىکنند. این روزها بسیارى از ما در باره این نظر که عشق همیشگى است تردید داریم اما معمولاً فکر مىکنیم که عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانى ناشى مىگردد. براى زوجى که عاشق مىشوند کاملاً طبیعى به نظر مىرسد که بخواهند زندگى مشترکى را آغاز کنند و رابطهشان با یکدیگر در جستجوى ارضاى شخصى و جنسى باشد.
عشق در بهترین حالت یک ضعف اجتنابناپذیر و در بدترین حالت نوعى بیمارى روانى تلقى مىگردد. (گیدنز، 1989: 10)
عشق: بد یا خوب
منطقى بودن رفتار ممکن است این تصور را در ذهن ایجاد کند که عشق در روابط همسران غیرضرورى و غیرقابل پذیرش است. اما هرگز چنین نیست بلکه عشق براى تداوم زندگى پس از ازدواج ضرورى و مهم است. عشق عنصر ناگریز خوشبختى است و هدیهاى است که از سوى خداوند براى زن و مرد از آسمان فرود مىآید ؛ پیوند دهنده قلبها و روشنى بخش چشمهایى است که به امید داشتن هدفهایى والا مبادرت به آن کردهاند. هدف ما از بحث، عشقزدایى کردن و پاکسازى آن در ازدواج نیست زیرا همان گونه که ازدواج کورکورانه در اثر عشقى آتشین، ویران کننده و نامطمئن است، حسابگرى کامل در ازدواج، سرانجام مطمئنى نخواهد داشت.
«مهمترین دلیل جدایى به فرایند معیوب انتخاب همسر برمىگردد و اینکه ازدواج صرفاً بر اساس روابط احساسى و زودگذر شکل مىگیرد. تحقیقات نشان داده است 30 درصد طلاقها در سه سال اوّل ازدواج رخ مىدهد چرا که در طى دو سال اوّل زندگى احساسات فروکش کرده و چهره واقعى افراد مشخص مىشود و مشکلات زندگى خود را نمایان مىسازد.» (تواناعلمى،1383)
آسیبشناسى ازدواج عاشقانه
فروپاشى و از بین رفتن بیشتر خانوادههایى که روزى عاشق یکدیگر بودهاند اولین آسیبى است که ازدواجهاى نامقعول و غیرمنطقى مىبیند. البته گاهى هم اتفاق مىافتد که منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناکتر از پیش مىباشد. افسردگى روحى، خودکشى و نومیدى از زندگى مىتواند بعدها در روابط فردى به وجود آید. دسته دیگر علاوه بر چشیدن ناکامى، متوسل به خشونت مىشوند و مىخواهند از این طریق آنچه را که نتوانستند به دست بیاورند جبران کنند. تیتر روزنامه در صفحههاى حوادث، هر روز از چنین اتفاقاتى خالى نیست و ما شاهد هستیم قتلها و جنایتهاى وحشتناکى به نام عشق و روابط عاشقانه صورت مىگیرد که نشان از جنون و بیمارى روانى آنهایى دارد که به نوعى سرخورده از عشق لقب گرفتهاند.
منصفانه نیست مانند دکتر استلپنستى، عشق را نوعى تصور و تفاهم فرض کنیم و یا مانند «گیدنز» یک بیمارى روانى قلمداد نماییم ولى هر چه که هست اگر ادعا کنیم ازدواج هر چه سنجیدهتر و مناسبتر و بر اساس عقل و منطق صورت پذیرد استحکام و پایدارى خانواده بیشتر خواهد بود؛ و هر چه زناشویى نامناسبتر و بر اساس رفتارى غیرعقلایى تأثیر گرفته باشد گسیختگى خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد.
منبع :فارس

1) زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زوج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی که از یکدیگر دارند مطرح می کنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فکر کنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می کنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موکول می کنند تا همدیگر را درک کنند و به توافق برسند.
2) زوج های موفق فردیت خود را حفظ می کنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها کم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می کنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می کنند. آنان یکدیگر را تشویق می کنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به کارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می کند و زندگی ، شاداب می شود.
3) زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست کم نمی گیرند و همیشه به فکر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی کنند. ولی زوج های موفق، کارهای کوچک نظیر اولویت قرار دادن نیازها و کارهای همسر و کارهای بزرگ نظیر احترام و گوش کردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می کنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی کنید. درعوض به کار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مرکز توجه قرار می دهند.
4) زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس که 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه کرده، عامل اصلی موفقیت یا شکست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما کاملاً با هم یکی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل کنید. زوج های موفق با هم صحبت می کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاکره می کنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یکدیگر حمایت می کنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.
5) زوج های موفق با هم رشد می کنند. مسلماً فردی که امروز با او ازدواج می کنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می کنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند که یکی یا هر دو در طول زندگی تغییر می کنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر کنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض کنید.
6) زوج های موفق برای حفظ روابط می کوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی کرده و با هم صحبت می کنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترک مطمئن شوند. اگر یکی ، یا هر دو شما از زندگی مشترک ناراضی هستید، مشکلتان را حل کنید.
7) از مراجعه به مشاور خجالت نکشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی کنند. آنان می کوشند که مشکلات را در اولین فرصت حل کنند.
با برقراری اولین ارتباط اینترنتی مستقیم بین آیتالله مقتدایی، مدیر حوزههای علمیه و دکتر لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، امروز اولین پروژه مترو اینترنت ایران در قم افتتاح شد.
به گزارش مرکز خبر حوزه، آیتالله مقتدایی در مراسم افتتاحیه پروژه مترو اینترنت، اظهار داشت: قم شهری است که حوزه علمیه به عنوان پایگاه علمی جهان تشیع در آن قرار دارد و با حضور مراجع عظام تقلید، علما،اساتید و دانشمندان، دارای امتیازات ویژهای میباشد و هر اقدامی که در این شهر مقدس انجام شود، بسیار مبارک است.
وی افزود: پروژه مترو اینترنت و شبکه استانی دارای ظرفیت بالایی است و امیدواریم حوزه علمیه قم که مرکز تولید علوم و معارف اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) است بتواند با بهرهمندی از این تکنولوژی جدید، تشیع را به افرادی که عطش بالایی برای فراگیری معارف اهلبیت (علیهم السلام) دارند، معرفی نماید.
مدیر حوزههای علمیه ادامه داد: ارایه مفاهیم غنی اسلامی و علوم شیعی اعم از تفسیر، علوم قرآن، فلسفه، کلام، فقه و اصول و سایر علوم دینی از این طریق دارای سهولت بیشتری است.
آیتالله مقتدایی بیان داشت: حوزه آمادگی این امر را دارد تا در عرصه گسترش علمی جهان تشیع، با بهرهگیری از امکانات نوین گامهای بلندی بردارد.
مدیر حوزههای علمیه در ادامه بهرهبرداری از این سیستم را فرصتی مغتنم برای حوزه دانست و اظهار داشت: با افتتاح این پروژه، امکانی فراهم میشود که بتوانیم علوم اسلامی را با استفاده از مترو اینترنت به سراسر جهان برسانیم.
وی ادامه داد: البته تحقق این امر نیازمند برنامهریزی دقیق میباشد تا علاقهمندان بتوانند در اقصی نقاط دنیا از معارف غنی اهلبیت (علیهم السلام) استفاده کنند.
همچنین مهندس فرجیان، مدیر دفتر فناوری اطلاعات حوزههای علمیه در گفتوگو با مرکز خبر حوزه،گفت: این تکنولوژی که اصطلاحا مترو اینترنیت نامیده میشود با استفاده از خطوط فیبر نوری با سرعت 1 گیگابایت کار میکند.
این کارشناس فناوری اطلاعات به جزئیات این پروژه اشاره کرد و بیان داشت: «مترو اینترنت» پروژهای است که از دو ماه قبل در قم تاسیس و تجهیزات آن در مراکز مختلف نصب شده است، این امکان را فراهم می کند تا در همه جای شهر ارتباط پرسرعت در حد شبکههای محلی برقرار شود و این امر در تبادل ارتباطات بسیار موثر است.
وی افزود: حوزه علمیه میتواند در نقاط مورد نیاز با استفاده از این بستر و برقراری ارتباط پرسرعت، در آینده فعالیتهای تبلیغی خود را جهانی کند.
مهندس فرجیان عنوان کرد: این افتتاحیه به دنبال صدور مجوز از سوی شرکت مخابرات و شروع بهره برداری از این سرویس بوده است و از این به بعد حوزه علمیه با مراکز دیگر حوزوی ارتباط پرسرعت برقرار خواهد کرد.
به واسطه تفاوت برخی سخنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت با مواضع عملی اوست که اظهارات امروزش کم و بیش دو پهلو تلقی شده، بویژه اینکه آقای هاشمی در این سخنان به مرز حامیان انقلاب اسلامی با فتنه گران، دشمنان و رویدادهای...
به واسطه تفاوت برخی سخنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت با مواضع عملی اوست که اظهارات دیروزش کم و بیش دو پهلو تلقی شده، بویژه اینکه آقای هاشمی در این سخنان به مرز حامیان انقلاب اسلامی با فتنه گران، دشمنان و رویدادهای افراطی اخیر هم، هیچ اشاره ای نکرده است.
پس از آنکه رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات اخیر خود بر پرهیز خواص از "موضع گیری دو پهلو" تاکید کردند، آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام امروز با تاکید بر نقش محوری ولایت فقیه، سعی کرد که به این بیانات جامعه عمل بپوشاند که البته به دنبال آن ابهامات جدیدی مطرح شده است.
دیدار آقای هاشمی با اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه را که اکثر آنان از یاران نزدیک او هستند و گفته می شود از همکاران حقوق بگیر بخش پژوهش مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص هستند، شاید بتوان یک "دیدار خانوادگی" نامید.
شاید به همین دلیل است که سخنان امروز آقای هاشمی رفسنجانی، حداقل در بیان تا حدودی متفاوت از مواضع اخیر اوست.
او در این دیدار، با اشاره به مواضع پیش و پس از انقلاب خود، گفت که سخن و عمل خود را بر مبنای اعتدال و دوری از افراط و تفریط قرار داده است.
* با الهام از بزرگان سکوت کرده ام
آقای هاشمی رفسنجانی افزود: در بیان مواضع خود همواره منافع اسلام، انقلاب و مردم را مورد اهمیت قرار دادهام و همچنین در مواقعی به دلیل شرایط نامناسب با الهام از روش بزرگان دینی سکوت اختیار کردهام.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت دو هفته پیش، در دیدار اعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی، در واکنش به انتقاد فعالان سیاسی موضعی متفاوت اتخاذ کرده بود.
او مدعی شده بود که سکوت نکرده و همواره برای کمک به حل مشکلات تلاش کرده است.
آقای هاشمی در بخش دیگری از سخنان امروزش، در پاسخ به پرسش حاضران تاکید کرد: در شرایط امروز نیز برای برونرفت از وضعیت فعلی راهحلهایی را که با توجه به تجربیاتم به ذهنم میرسید در خطبه نماز جمعه مطرح کردهام و هنوز نیز در کلیات به آن معتقدم هرچند که ممکن است نواقص و زوایدی داشته باشد.
او در نمازجمعه 26 تیرماه خواستار آزادی تمامی کسانی شد که در اغتشاشات نقش داشته اند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین گفته بود که باید بخشی از تریبون رسانه ملی را در اختیار این گروه قرار داد.
اما آنچنان که پیداست، او به این نتیجه رسیده که پیشنهاداتش دارای نواقصی است. راهپیمایی ده ها میلیونی مردم در روز 9 دی ماه، یکی از دلایل رسیدن آقای هاشمی به این تصمیم عنوان شده است.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه سخنانش، اقدامات کسانی که او آنان را "افراطیون" نامید، در راستای فضاسازی برای ضد انقلاب جهت ضربه زدن به اسلام، دانست.
*رهبری، اصلحترین فرد برای حل مشکلات
آقای هاشمی با اشاره به شناخت خود از رهبر معظم انقلاب تصریح کرد: اقدامات خلاف قانون و تندرویها از سوی هر جناحی هیچگاه مورد تایید ایشان نبوده و نخواهد بود.
وی تاکید کرد: در شرایط فعلی اینجانب اصلحترین فرد را برای حل مشکلات فعلی جمهوری اسلامی ایشان میدانم و مطمئن هستم با کمک افراد معتدل از هر دو جناح موجود کشور با تدبیر رهبری مسائل موجود قابل حل و فصل است و در صورت حل مشکلات جاری، دشمنان خارجی و ضد انقلاب مایوس خواهند شد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تاکید کرد: نظام جمهوری اسلامی ایران با اتکا بر حمایتهای مردمی و رهبری داهیانه حضرت امام (ره) که بر قلوب مردم حکومت میکرد توانست مراحل استقرار و تثبیت را به خوبی پشت سر گذارد و امروز پاسداری از این میراث عظیم بر عهده همه نیروهای وفادار به انقلاب و نظام است که در این مسیر حرکت کنند.
اگرچه سخنان امروز آقای هاشمی رفسنجانی تا حدودی متفاوت از مواضع اخیر اوست اما به گفته فعالان سیاسی این مواضع نمی تواند گرد ابهام را از رویکرد ماه های اخیر او پاک کند، بویژه اینکه برخی اظهارات رئیس مجمع تشخیص تاکنون توجیه روشنی نیافته است.
"نامه تند" آقای هاشمی به رهبر معظم انقلاب که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم نوشته و با پوشش سایت های بیگانه همراه شد، یکی از مواضع جنجالی اوست که اعتراض حامیان انقلاب اسلامی را به دنبال داشته است.
سخنان رئیس مجمع تشخیص در نماز جمعه 26 تیرماه هم، نمونه دیگری از مواضع خبرساز آقای هاشمی است که بازتابی مشابه نامه جنجالی او پیدا کرد اما رئیس مجمع تا امروز که به ناقص بودن آن اذعان کرد، بر این سخنانش اصرار می ورزید.
* تداوم مواضع دو پهلو با غلظت کمتر
با این حال، آقای هاشمی در موضعی که مثبت خوانده شده، فرد اصلح برای حل مشکلات کنونی را "رهبر معظم انقلاب" دانسته است.
البته فعالان سیاسی در پاسخ به این گونه مواضع بر اجرایی شدن این اظهارنظرها و پیروی عملی از رهبر معظم انقلاب تاکید کرده اند، چنانچه رهبر انقلاب پیش از تاکید اخیرشان بر پرهیز خواص از "موضع گیری دو پهلو"، در سخنرانی های مختلف دیگری، خواستار ورود خواص به عرصه سیاسی، شکستن پوشش سکوت و ایفای نقش "عماریاسر" شدند تا "فتنه اخیر" مردم را دچار تردید نکند.
با وجود این تاکید، برخی از شخصیت ها که در گفتار بر تبعیت از ولایت فقیه تاکید کرده بودند، حاضر به موضع گیری صریح در برابر فتنه گران نشده و به بیان اظهاراتی مبهم بسنده کردند.
شاید بر همین اساس بود که سکوت و مواضع "دوپهلوی" برخی شخصیت های مطرح، با شعارهای که در راهپیمایی میلیونی 9 دی ماه داده شد و نوشته و تصاویری که بر دست مردم حمل می شد، مورداعتراض قرار گرفت.
گفتنی است که آقای هاشمی رفسنجانی در اوایل مهرماه هم، به همراه دیگر اعضای مجلس خبرگان رهبری در بیانیه ای "ضمن بیعت مجدد با رهبر معظم انقلاب"، تاکید کرده بود که "همچنان معظمله را تنها گزینهای میدانیم که لباس رهبری امت به قامتش زیبنده است."
به واسطه تفاوت برخی سخنان رئیس مجمع تشخیص مصلحت با مواضع عملی اوست که اظهارات امروزش کم و بیش "دو پهلو" تلقی شده، بویژه اینکه آقای هاشمی در این سخنان به مرز حامیان انقلاب اسلامی با فتنه گران، دشمنان و رویدادهای افراطی اخیر هم، هیچ اشاره ای نکرده است.
فیلم سینمایی "از ما بهتران" به کارگردانی مهرداد فرید اوایل اسفندماه آماده نمایش میشود. مهرداد فرید در این ارتباط گفت: صداگذاری این فیلم توسط محمود موسوینژاد و ساخت موسیقی توسط آلبرت آرکلیان به نیمه رسیده...
فیلم سینمایی "از ما بهتران" به کارگردانی مهرداد فرید اوایل اسفندماه آماده نمایش میشود.
مهرداد فرید در این ارتباط گفت: صداگذاری این فیلم توسط محمود موسوینژاد و ساخت موسیقی توسط آلبرت آرکلیان به نیمه رسیده و این فیلم اوایل اسفند ماه آماده نمایش است. به زودی پخش کننده فیلم از ما بهتران اعلام شده و با توجه به فضای طنز این فیلم برای اکران نوروزی تلاش می کند.
رضا عطاران، الناز شاکردوست، بهنوش بختیاری، بیژن بنفشهخواه، ملکه رنجبر، مریم امیرجلالی، بروز ارجمند، نادر سلیمانی، مریم سعادت و ارژنگ امیرفضلی و.. بازیگران این فیلم هستند.
"از ما بهتران" داستان احسان روزنامهنگاری است که تاکنون هر چه نوشته مورد توجه مردم واقع نشده است. تا اینکه برخلاف رویه معمول گزارشهایی عامهپسند درباره رمالی مینویسد. انتشار این گزارشها گرچه احسان را به عنوان روزنامهنگار موفق سر زبانها میاندازد، اما به تدریج او را دچار دردسرهای عجیب و غریب میکند.
عوامل تولید فیلم عبارتند از نویسنده، تهیهکننده و کارگردان: م. فرید، مدیر فیلمبرداری: بایرام فضلی، برنامهریز: علی تهرانی، صدابردار: مرتضی اصلانزاده، صداگذار: سیدمحمود موسوینژاد، طراح صحنه و لباس: سارا سمیعی، طراح چهرهپردازی: محمدرضا قومی و جانشین تولید: حسین سبزی.
مهرداد فرید پیش از این فیلمهای سینمایی "آرامش در میان مردگان" و "همخانه" را کارگردانی کرده است
روی آوردن به حجاب توسط زنان خواننده و بازیگر عرب ادامه دارد.در اقدامی ناگهانی « هیفا الوهبی » یکی از دو خوانننده مشهور لبنان با ترک کشور خود به مصر رفته و با برگزیدن پوشش حجاب در صف نمازگزاران مسجد «...
روی آوردن به حجاب توسط زنان خواننده و بازیگر عرب ادامه دارد.
در اقدامی ناگهانی « هیفا الوهبی » یکی از دو خوانننده مشهور لبنان با ترک کشور خود به مصر رفته و با برگزیدن پوشش حجاب در صف نمازگزاران مسجد « الحسین » قاهره دیده می شود.
این خواننده پس از آنکه به مصر منتقل شده پوشش کامل حجاب را رعایت کرده و در این شهر شنیده شده که به مذهب تشیع نیز روی آورده است .
به گزارش « الجمهوریه » مصر دلیل اینکه گفته می شود الوهبی شیعه شده این است که او از میان مساجد متعدد قاهره مسجد « الحسین » را که یکی از مساجد پرجمعیت شیعیان است برگزیده و با پوشش کامل بدون اینکه شناخته شود به موسسات خیریه رفت و آمد کرده و به آنها کمک مالی می کند
رولند امریش - که یکی از فیلمسازان صاحبنام دراین ژانر است - در ساخت ۲۰۱۲ از کن فیکون، ترکخوردن و زیر-و-زبر-شدن زمین و زلزلهها و جابهجایی دریاها که در داستان نوح در کتب مقدس آمده الهام میگیرد تا آخرالزمان...
داستانهای کتب مقدس ادیان ابراهیمی، برای سینمای هالیوود همواره دستمایهای تمامنشدنی بوده است. از آدم و حوا گرفته تا سلیمان و ملکهی صبا و سامسون و دلیله، و از «ده فرمان» موسی و کتاب آفرینش گرفته تا عیسی بن مریم و مصائب
مسیح، قصص تاریخی- مذهبی با سینما پیوندی دیرین داشتهاند. فیلمهایی از این دست، عمدتا در ژانر درام تاریخی یا درام و تاریخی ساخته شده و میشوند. اما، داستان حضرت نوح، تنها داستانی است که میشود بر پایهاش
فیلمی در ژانر فاجعه ساخت.
رولند امریش - که یکی از فیلمسازان صاحبنام دراین ژانر است - در ساخت ۲۰۱۲ از کن فیکون، ترکخوردن و زیر-و-زبر-شدن زمین و زلزلهها و جابهجایی دریاها که در داستان نوح در کتب مقدس آمده الهام میگیرد تا آخرالزمان را با قصهی
خودش و به شیوهی خودش و در دنیای امروزی به تصویر بکشد.
در این روند الهامگیری، مهمترین چالش او دینستیزی و دینزدایی در رویارویی
با فاجعه است. حضرت نوحی که در کتب عهد عتیق سُکاندار کشتی نجات بود، در
دنیای فیلم نام پسرکی است که هیچکاری از دستاش برنمیآید و تنها با تلاش
پدرش که قهرمان فیلم است میتواند مسافر قاچاقی کشتی باشد.
دیدگاه فیلم بر پایهی نوعی از پراگماتیسم استوار شده است که به نفی تاثیر
معتقدات و امور مذهبی میپردازد و تنها چارهی کار در رویارویی با فاجعه را
نه توسل به خدا، که دست-به-کار-شدن و عملکردن میداند.
در صحنهای که مردم در خیابانها و در مقابل تلویزیونهای بزرگ در حال شنیدن
نطق رییسجمهور آمریکا هستند، وقتی رییسجمهور به جملهی «... و خداوند چوپان
من است» میرسد، صدا و تصویرش قطع میشود. وقتی مسیحیان در کلیسای سیستین در
واتیکان دست به دعا برداشتهاند، گنبد کلیسا فرومیریزد و همه را زیر آوار
له میکند.
ساشا خلبان روس نیز، زمانی که میپندارد از مرگ جسته است روی سینهاش صلیب
میکشد و درست همان لحظه به ته دره سقوط میکند. روحانی که در معبد بوداییان
بر بلندیهای تبت به طبل میکوبد به یکباره و بههمراه آن معبد عظیم، در موجی
بلندتر از کوه ناپدید میشود.
رییسجمهوری که به جای فرماندهی پروژهی نجات بشریت، به کلیسا پناه میبرد هم
پایانی جز فرورفتن زیر موجهای کوبندهی چندصدمتری ندارد.
با آنکه پروژهی ساخت کشتیهای عظیمالجثه بین آمریکا و کشورهای صنعتی جهان
مشترک است، ایتالیا بهعنوان مرکز مسیحیت، تنها کشوری است که از ابتدا به
این طرح نپیوسته است. حیوانات هم نه با پای خودشان و به فرمان پروردگار،
که با هلیکوپترهای غولپیکر به کشتی منتقل میشوند.
سقف کلیسای سیستین که نقاشی معروف میکل آنژ- آفرینش انسان- رویاش نقش
بسته، درست از جایی ترک میخورد که حد فاصل انگشت خدا و آدم است. این صحنه
به شکلی کنایهآمیز بر نفی آفرینش یا روند نابودی بشریت اشاره دارد.
همهی اینها بهروشنی نشان میدهد که رولند امریش تا چه حد به آخرالزمان
نگاهی ضددین دارد. در برخی از مطبوعات ایران نوشته بودند که خانهی کعبه
تنها مکانی بود که در این فیلم ویران نشد.
تنها دلیل این امر میتواند این باشد که کارگردان فیلم نمیخواسته سرنوشتی همچون تئو ونگوگ فیلمساز یا سلمان رشدی داشته باشد.
روایت فیلم بر خلاف جلوههای ویژهاش بهشدت تصنعی و منطقگریز است. کافیست به
دو صحنهی فرار از آتش و زمینهایی که دهان باز میکنند با اتومبیل، و دو
صحنهی مشابه در پرواز هواپیماها، نگاه شود.
در تمامی این صحنهها شانس و تصادف، ردشدنهای میلیمتری و ثانیهای و بخت و
اقبال بسیار بلند قهرمان فیلم است که او و همراهاناش را بهسلامت به مقصد
میرساند. انگار که همهشان نظرکردهی حضرت ابوالفضلند! این همه تکرار و تکیه
بر شانس، روایت داستان را اندکی مضحک و ناباورانه جلوه میدهد.
دنیای فیلم بهشدت قطبی و تبعیضآمیز و از نظر سیاسی جانبدارانه است. آمریکا
در پروژهی نجات حیات حرف اول را میزند و مدیریت دنیا را بر عهده دارد.
چهرهای که از روسها و چینیها و ملل جهان سوم ارایه میشود، با تبعیض نژادی
محسوسی همراه است.
از منظر اقتصادی نیز، برتری مطلق با ثروتمندان است. مسافران کشتی نجات،
ثروتمندانند نه صالحان و توانمندان و صنعتگران. سگهای ملکهی الیزابت هم
اجازهی ورود به کشتی را دارند اما کارگران چینی که کشتیها را ساختهاند حق
سوارشدن و زندهماندن ندارند.
جلوههای ویژهی فیلم، حیرتآور و چشمگیر است. مشخص است که نهتنها بخش زیادی
از هزینهی چشمگیر ساخت فیلم صرف جلوههای ویژه شده، که بهترینها و
پیشرفتهترین تکنولوژِیها هم در این خصوص به کار گرفته شده است.
دقت در جزییات، مثالزدنی و ستایشبرانگیز است. مثلا در صحنهای که یک موج
چندصدمتری ساختمانی را در دوردستها درهممیکوبد، انفجاری در درون ساختمان
رخ میدهد که روی پرده چیزی بیشتر از یک نقطهی نورانی به نظر نمیرسد و تنها
کمتر از یک ثانیه – و قبل از فرورفتن زیر امواج – دیده میشود.
اما هیچکدام از اینها که برشمرده شد ۲۰۱۲ را به یک فیلم شاخص و مهم بدل
نمیکند. اهمیت این فیلم در نوع و گستردگی فاجعهای است که به تصویر میکشد.
تا پیش از این فیلمهای این ژانر، یا به رخدادهای طبیعی مثل زلزله،
آتشفشان، گردباد، سقوط بهمن، تسونامی و برخورد شهابسنگ به زمین میپرداخت و
یا فجایع آسمانی و فضایی مطرح میشد.
و هر بار میشد با گسترش فاجعه نسبت به فیلمهای قبلی، بر میزان هراس و
جذابیت فیلم افزود. اما اینبار امریش دست روی موضوعی گذاشته که
فاجعهالفجایع است. یعنی فراتر از اینکه زمین زیر و رو شود و همهی موجودات
زنده را به کام مرگ کشد، نمیتوان فاجعهای را تصور کرد. حال پرسش اینجاست
که پس از این فیلم، آیا هنوز راهی برای پرداختن به این ژانر باقی مانده
سهیلا ثقفی
مدرسه که میرفتیم معلم ادبیات وقتی میخواست ضمیرها را به ما یاد بدهد میگفت: "من، تو حاضریم اما "او" غایب است. در واقع "او" بین من و شما قرار ندارد و آن دورترهاست و به همین خاطر به "او" میگوییم ضمیر غایب!"
اما الان که بزرگتر شدهایم میبینیم که خیلی وقتها حتی موقعی که تنها هستیم، باز نمیتوانیم فکر و حواسمان را جمعوجور کنیم و همیشه "اویی" که باید ضمیر غایب باشد، خودش را میاندازد داخل ذهن ما و حتی خیلی مواقع جای "من" وجودی ما را هم میگیرد.
خوب به خودتان نگاه کنید. وقتی تنها هستید و غیر از "من" خودتان هیچکس با شما نیست، این "او" چرا خودش را وسط میاندازد و همه فکر و ذکر ما را به خود مشغول میسازد.
میخواهیم درس بخوانیم این "اوی غایب" خاطرهای را از خرابههای حافظه بیرون میکشد و دایم آن را جلوی ما تکرار میکند. درست مثل فیلمی که بعضی صحنههای آن پشت سر هم تکرار شود و وقتی به خودمان میآییم میبینیم کلی وقت از دست دادهایم و هیچ درس نخواندهایم فقط به این دلیل ساده که "او" و خاطرهاش نگذاشت ما با "من خودمان" تنها شویم.
این "اوی مزاحم" میتواند هر خاطرهای باشد. هر خاطرهای از هر فردی که در زندگی با او برخورد کردهایم. میتواند جمله و نقلقولی از یک شخص باشد که حتی شاید هیچوقت او را ندیدیم. این "اوی مزاحم" که اجازه نمیدهد به خودمان برسیم و حواسمان جمع خودمان باشد میتواند شخصی باشد که فقط یک بار در کل عمرمان میبینیمش و یا برعکس فردی باشد که هر روز با او ملاقات میکنیم. مهم این است که این "اوی مزاحم" وقتی که غایب است و حضور ندارد، وارد ذهن ما میشود و شروع به مصرف کردن انرژی ذهنی ما میکند. این "اوی مزاحم" بعضی مواقع حتی موقع غذا خوردن، بازی کردن، تماشای فیلم و صحبت با عزیزانمان هم دست از سرمان برنمیدارد. "او" همیشه میخواهد ما را از خودمان و انسانهایی که عزیزشان میداریم جدا کند. "اوی مزاحم" دوست دارد دایما ذهن ما را به خود مشغول سازد. "او" دشمن تنهایی ماست. چرا که میداند اگر فرصت تنها بودن با خودمان و عزیزانمان را پیدا کنیم آنقدر شاد میشویم که دیگر به "او" فکر نمیکنیم و برای همین دایم جلوی ذهن ما یک صحنه و خاطره خاص را تکرار میکند و تکرار میکند و تکرار میکند.
"اوی مزاحم" نمیگذارد صبح به موقع از جا برخیزیم و به همه کارهای خود برسیم. موقع انجام کار فکر ما را به آنجا که دلش میخواهد میبرد. موقع درس خواندن نمیگذارد فکرمان متمرکز شود و چیزی از آنچه میخوانیم بفهمیم. حتی موقع رانندگی هم بعضی اوقات هوش و حواس ما را به سمت خود جلب میکند طوری که خیلی مواقع حتی جاده مقابل خود را هم نمیبینیم. "اوی مزاحم" کار خودش را خوب بلد است. اصلا هم "غایب" نیست. بلکه با کمال پررویی "من" و "تو" را جلوی چشم خودمان از ذهنمان بیرون میکند و خودش تنهایی ساعتها به جولان و نقشبازی میپردازد.
به راستی با این "ضمیری که قرار بود غایب باشد" چه باید کرد؟
چاره کار در وجود خود ماست. من و تو نباید اجازه دهیم این "اوی" مزاحم هر وقت دلش خواست وارد ذهن ما شود. به همین سادگی!
یعنی خیلی ساده نباید عنان اسب ذهن خود را دست او بدهیم که هر جا خواست فکر و هوش و حواس ما را ببرد. باید در هر لحظه از زندگی خود حواسمان جمع باشد که آنها که همین الان اطرافمان حضور دارند و برایمان مهم هستند بپردازیم. اگر میبینید دانشآموزی گله میکند که قادر به تمرکز افکار و جمع کردن حواسش نیست و فکرش دایم از این موضوع به آن موضوع بیربط میپرد و خلاصه کلام قادر به تثبیت افکار خودش نیست خیلی ساده به او بگویید که مقصر فقط و فقط خودش است. باید یاد بگیرد که "او" ضمیر غایبی بیش نیست. نباید او را حاضر کرد و در ذهن جای داد. نباید پشت سر کسی بدگویی کرد و با غیبت کردن شخصی را که غایب است، در ذهن خود حاضر کنیم و بخشی از انرژی ذهنی و وقت و انرژی حیاتی خود را به او اختصاص دهیم.
از سوی دیگر اگر کسی در گذشته پشت سر ما بد گفته و یا حرکت توهینآمیزی انجام داده و الان دیگر مقابل چشمان ما نیست. از این لحظه به بعد دیگر نباید به خاطره "او" اجازه دهیم که صحنه توهین را مقابل چشمان ما تکرار کند. یعنی از همان آغاز نباید اجازه دهیم که "او" بدون اینکه مقابلمان حاضر باشد در ذهنمان اجازه حضور یابد و ما را به خود سرگرم کند. این دقیقا همان اتفاقی است که او با توهین کردن و بدگویی انتظار داشته رخ دهد و ما باید آرزوی ورود به ذهن خودمان را بر دلش بگذاریم. اگر چنین کنیم "او" در چشمان ما میخواند که امکان و مجوز ورود به ذهن ما را هرگز ندارد و نخواهد داشت و در نتیجه همیشه باید داغ حسرت یک ذره توجه از سوی ما را در دل خود نگاه دارد. فراموش نکنید که این "اوهای مزاحمی" که در طول شبانهروز فضای ذهن ما را جولانگاه خود قرار میدهند به اجازه خود ما مجوز ورود به ذهنمان را گرفتهاند و ما خیلی ساده با باطل کردن مجوز آنها میتوانیم برای همیشه از دستشان خلاص شویم و فرصتی دگر باره برای بودن با خودمان و عزیزانمان را پیدا کنیم.
بالا بردن رتبه، وب 2، طراحی سایت و میزبانی وب
10/20/2009 معرفی سایت به موتورهای جستجو
در حقیقت شما میخواهید موتور جستجو زودتر و بیشتر به سایت شما مراجعه کند و تعداد صفحات بیشتری از آن را بخواند تا همواره آخرین اطلاعات...
10/19/2009 صفحه 404 چیست و چرا طراحی میشود؟
هدف از تعبیه صفحه 404 در سایت، کمک به کاربرانی است که به اشتباه وارد سایت شدهاند یا دنبال آدرسی بودهاند که حالا وجود ندارد. این صفحه طراحی...
وب 2 موجی زودگذر یا آینده وب؟
در یکی دو سال اخیر کسب و کارهای مختلف، مراجع دانشگاهی و متخصصان فنی به بحثهای بسیاری درباره "وب 2" پرداخته اند. اخبار، نوشته ها، نقدهای...
تگ چه دارد؟ - What's in a Tag
تگینگ چیست؟ چرا تگینگ یک گام به جلو برای کاربران در شیوه به یادآوری شده است؟ چرا اطلاعات تولیدی کاربران و آنچه که عموم می اندیشد مهم است؟
وب 2 چیست؟
موجی از یکنواختی بر وب حکمفرما شده بود اما مدتی است که حباب وب ترکیده است. در هفته های گذشته "وب 2" را دنبال می کردم. برای آنکه خیالتان را...
وب فارسی به چه سمتی می رود؟
وب فارسی را نمی توان تافته ای جدا بافته از کل وب دانست و طبیعتاً بسیاری از رویدادهای کلی وب در وب فارسی نیز اتفاق می افتد. اما با اینحال وب فارسی...
تحلیل بازار هاستینگ ایران
عموما افراد و شرکتهای داخلی برای دریافت خدمات ثبت دامنه و میزبانی وب به شرکتهای ایرانی مراجعه می کنند. در این مقاله هاستینگ در ایران، بازار...
سایت های فلش و موتورهای جستجوگر
قدرت فلش در خلق گرافیک جذاب، ترکیب تصاویر متحرک، صوت و برنامه نویسی خاص آن، چیزی است که حتی به رویاهای HTML هم خطور نمی کند. امروزه سایت های بسیاری...
هر چقدر که تیغ می برد!
صنعت طراحی وب ایران عمر کوتاهی دارد و همانند بسیاری از کشورهای دیگر به طور کلی صنعتی نوپاست. بازار این صنعت در داخل کشور، بسیار گسترده و بزرگ...
مفاهیم و اصطلاحات دنیای جستجو و موتورهای جستجوگر
قبل از شروع گفتگو درباره هر موضوعی نیاز به آن است که مفاهیم اولیه و اصطلاحات رایج در آن موضوع، بیان شود تا طرفین گفتگو راحت تر به منظور یکدیگر...
SEO and SEM
هدف SEO اصلاح کدها و ساختار سایت برای بالا بردن شانس آن در کسب رتبه های بالا در نتایج جستجو است.
شباهتهای آفلاین و آنلاین: موتور جستجوگر و شکارچی
مهران در روستایی زیبا نزدیک منطقه حفاظت شده ابیورد واقع در شمال شرقی ایران زندگی می کند. او شکارچی ماهری است و همیشه با گوشت لذیذ شکار از میهمانانش...
موتور جستجو چیست؟ (موتور جستجوگر و اهمیت آن)
دنیای وب منبع عظیمی از اطلاعات است که روزبه روز برحجم آن افزوده می شود. در حال حاضر میلیاردها صفحه که اطلاعات فراوانی از موضوعات مختلف را در...
موتور جستجو چگونه کار می کند؟
وقتی جستجویی در یک موتور جستجوگر انجام و نتایج جستجو ارایه می شود، کاربران در واقع نتیجه کار بخش های متفاوت موتور جستجوگر را می بینند. موتور...
اینترنت، شهر برفی!
هر رسانه نوینی در روزهای نخستین حضور خود باید کارایی خود را اثبات کند تا بتواند به محبوبیت دست یابد و به زندگی مردم نفوذ کند. کاری که تلویزیون...
از آن هنگام که تاریخ بشر مکتوب شد و جغرافی بگونهای علمی در مقیاس با سطح و حد تحقیق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسی قرار گرفت، نام خلیج فارس جزء چهار دریای شناخته شده بوده که به اعتقاد یونانیان کهن همگی از یک اقیانوس عظیم به وسعتی معادل همه آبهای جهان سرچشمه میگرفتند و بسیار پیش از آنکه داریوش هخامنشی امپراتور ایران در کتیبههای خود از دریای پارس سخن براند، حتی غیرایرانیان هم این پهنه آبی را با نام پارس میشناختند. خلیج پارس نامی است به جای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از سدههای پیش از میلاد سر بر آورده است، و با پارس و فارس (نام سرزمین ملت ایران) گره خورده است. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عدهای معتقدند: خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است. ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند. اما دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد.
داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ و بحر احمر کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن ترعهای (کانالی) را داد و کشتی هایش از طریق همین ترعه به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را داده ام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود. داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام دریایی که از پارس می آید نام برده است و این نخستین مدرک تاریخی است که درباره خلیج فارس موجود است. از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است.
پس از اسلام نیز جملگی علمای غیرایرانی و حتی دانشمندان عرب مانند "شهابالدین النویری" و "ابن حوقل النصیبی بغدادی" که نام خلیج فارس را همراه با نقشه آن بگونهای مستند مشخص کرده است، با حفظ حرمت قلم، در نام این دریا را حتی در ذهن خود خطور ندادند و پایبندی به صداقت و راستاندیشی را از خود به یادگار گذاردند. از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. خلیج فارس، دریای کم عمق و نیمه بسته ای است با مساحت حدود 240 هزار کیلومتر مربع که در جنوب غربی قاره آسیا و در جنوب ایران قرار دارد.
زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشت های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده ای معتقدند: خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا مبدا پیرائی نوع بشر است.
اولین بار یونانی ها بودند که این خلیج را پرسیکوس سینوس یا سینوس پرسیکوس که همان خلیج فارس است، نامیده اند. از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشته اند آمده است، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز پارسه و پرسپولیس یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می کند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام (پرسیکون کیت) که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام می برد.
خلیج فارس و نام پرتوافکن آن میراث گرانسنگ ایرانیان باستان است. میراثی که ایرانیان آزاد اندیش روزگار کهن برای فرزندان خود به یادگار گذاردهاند تا مایه فخر و مباهات نسلهای بعدی باشد و ایرانیان همواره به خاطر آورند که نمادهای میهنی و ملی آنان که با پوششی از باورهای ژرف انسانی مزین شده است، در همیشه تاریخ موجب بالیدن آنان بوده و خواهد بود.
۱_قدم اول این است که خودتان را درست بشناسید و مطمئن باشید که واقعا تصمیم دارید ازدواج کنید یا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دلیل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصیتش؟ یا صرفا برای اینکه از خانه پدری فرار کنید؟
کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ریزی می کند، آرزوهایش را روی کاغذ میآورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسایی می کند.
کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثیر حرف دیگران مسیر زندگی اش را تغییر می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، یک دختر ۱۷ ساله دوست دارد در سن ۳۰ سالگی جراح زنان و زایمان باشد، در شیراز زندگی کند ویک بچه داشته باشد.
ادامه مطلب...
هنگامی که امام حسین (ع) با سپاه حر برخورد می کند ، دروقت نماز برای اصحاب خویش خطبه ای خواند؛ در قسمتی ازاین خطبه چنین آمده است : ای یاران من! می بینید که چگونه بلا و شدت بر ما وارد گردیده. همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت کریه و زشت آن پدیدار گردید، و از نیکویی و معروف چیزی مگر بسیار ناچیز و فریبنده بر جای نمانده است و بر این برگشتگی خود ادامه داد، زیستن در این روزگار سخت ناگوار است. آیا نمی بینید که کسی به حق عمل نمی کند و برای باطل انتهایی نیست؟ در چنین وضعی یک مرد خدا باید طالب مرگ باشد و بدون تردید لقای پروردگار خود را آرزو کند و من در این شرایط مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران و ناپاکان را جز ذلت و ننگ نمی بینم. سوگواری سالار شهیدان بر همه آزاد مردان تسلیت باد
ادامه مطلب...
کلمات مختلفی هستند تا بهانه ایی باشند برایمان که یادی از او بکنیم . بالای نامه ها اسمش هســت که بگوییم به یادش هستیم . به چه کسی بگوییم به او یا به خودمان یا به دیگران ؟
خیلی وقت ها ،خیلی جاها از او صحبت می کنیم اسمش را به زیبایی نقش میزنیم از صمیم قلب به او ابراز مهر و دوستی می کنیم سعی میکنیم خودمان را از تبار او بدانیم ،هنگامه ی طاعات خودمان را می آراییم ، خوشبو میکنیم که در آغوشش آرام گیریم ، بدون وضو به اسمش دست نمی زنیم و...
ریاکارانه میخواهیم به او ثابت کنیم به عنوان تنها معبود و معشوق می پرستیمش اما او که فریب نخواهد خورد با این حال او مأمن تمام غمهای ماست ، آغوش گرمش همیشه ما را می طلبد ، هرگز نمیگوید باید ویزیت بگیرید سرم شلوغ است وقت ندارم ،پرواز دارم،همیشه آنلاین است ، هیچ وقت بی حوصله نیست همیشه پای حرفهایمان می نشیند و همیشه درکمان میکند و بهترین مسیر را پیش رویمان می گذارد ، پاسخ این مهر و محبت بی دریغ خوب بودن است که خودمان از خوب بودنمان لذت ببریم و ما در ازای همه ی این محبتها نازش را نمی خریم و انتظار داریم او ناز ما را بخرد ، سرش داد میزنیم ،خم به ابرو نمی آورد، قهر میکنیم و مثل بچه های لوس مدام بهانه می گیریم با همه ی اینها اویی که هیچ نسبت فامیلی با ما ندارد پیش قدم میشود ما را ببخشد ، نه مانند مادر بلکه بالاتر از مادر(که آورده اند خدا هفتادهزار که بلکه بالاتر بی نهایت بالاتر از مادری که کودکش را دوست دارد بنده اش را دوست دارد.) ما را با همان چهره ی عبوسمان به آغوش و دست نوازش به سرمان می کشد و کارها را برایمان پیش میبرد تا رنجور نباشیم که بدانیم او همیشه کنار ماست ،بعد از اینکه کارها درست شد با بی شرمی در مقابل او می ایستیم و می گوییم خودمان کارهایمان را درست کردیم تو که توی سختی تنهایم گذاشتی...
گاهی همینکه از آن فضای عاشقانه خارج می شویم و یاد مشکلات زندگیمان می افتیم انگار دنیا روی سرمان خراب می شود و خدایی که آنهمه دوستش داشتیم (که این دوست داشتن با علاقه ی مطلق نیسـت و ما بخاطر منافع مادیمان سعی می کنیم به او ابراز علاقه کنیم)را با بی میـلی بر بالای کاغذی کثیـــف و کهنه نقش میزنیم تا برای چندرغاز پول ،درخواستی به رئیس اداره بدهیم تا ایشان با هزار منت پول خودمان را که شش ماه است نداده اند مرحمت بفرمایند که ما بزنیم به درد هایمان شاید امشب سرمان را راحت بذاریم روی زمین...
اما چـــــــــــرا در بالای یک کاغـذ با نام تسلی بخشش یـک نـامه ی پراز صداقـت و راستـی به خودش نمی نویسیم ؟؟؟
برای اینکه ما به او و تواناییهایش ایمان نداریم ،همیشه می گوییم نمی توانیم اما ما می توانیم به او ایمانی راسخ داشته باشیم باید باور کنیم که او هسـت و ما هر چه داریـم و هر چه هستیـم از اوسـت که هستیــم، تمام گیاهان از دانه( با محبت های بی دریغ خدا) درختی بارور میشوند و ما اگر انسانی کاملیم از خـــدا و وجود اوست که هستیم.
من تقریبا این حرفها را باور نداشتم اما درطول زندگی یاری دهنده را در کنارم احساس کردم ونمی توانم بگویم با تمام وجود اما بیشتر از گذشته عاشقش شده ام اما نه برای مادیات بلکـه برای عشــق واقعی اش به خودم .
اینطور نیست که بگویم نیازهای مادی مرا کسی جز او برآورده می کند چون او تنها کسی است که بی تعارف می توانم با او صحبت کنم و منــتی هم در کار نیست (زحمت من ولطف بی اندازه ی او که از آن به برکت تعبیر می شود.)
او نیز احساس و ادراک دارد اما هیچ چیز در این دنیا بی حساب نیست ،زیستن بی زحمت نیست اما به زحمتش می ارزد.
*****
سعی کنیم وقتی خیلی ناراحتیم به خودمان مسلط باشیم ،منطقی باشیم اگرخطایی ازمان سر زده محصول عمل خود ماست اگر خواسته یمان برآورده نشده شاید به صلاحمان نبوده است ، گاهی با عصبانیت می گوییم اصلا ما صلاح نخواستیم اوس کریم ما الا وبلا همینو می خوایم ،اما جهان هستی قوانین و نظم خاصی دارد ،گاهی انسان ظرفیت داشتن یک ماشین گرانقیمت را ندارد اما آن را طلب می کند ، شاید اگر آن را داشت جانش را خیلی زود از دست می داد ،شاید آن شخص در آینده یکی از ثروتمند ترین افراد روزگار خودش شود آنوقت در برابر خدایی که این همه به او لطف داشته شرمنده میشد.
چه خوب است انسان به داشته هایش قانع و به دست یافتن به اهداف و آرزوهایش در آینده امیدوار باشد چون در این جهان پر رمز و راز (که ما سعی می کنیم واقعیات را با چشم درک کنیم و دیگر حواس ما عملا در درک واقعیات هیچ نقشی در زندگی ما ندارند)هیچ چیز غیر ممکن نیست .
آرزوها واهداف با سرعتی بالاتر از سرعت نور به جلو پیش می روند اما توانایی های انسان به کندی و با طی زمان افزایش می یابند(درست مانند پدر و فرزندی در حال قدم زدن که فرزند برای خرید خوراکی دوان دوان به سمت فروشگاه می دود و پدرآرام اما پیوسته به مقصد می رسد و خوراکی را میخرد و آنوقت است که شیرینی دست یابی به هدف خودش را در کام می نمایاند.) به این خاطر است که زمان دست یافتن به اهداف نامشخص است و هدف بسته به بزرگی یا کوچکی زمان بیشتر یا کمتری را برای محقق شدن می طلبد.
بیاییم خدایمان را باور داشته باشیم و صمیمانه عاشقش
باشیم،او اینجا کنار ماست.
در دوران غیبت امام عصر (عج ) , منتظران واقعی آن امام بزرگوار وظایفی را بر عهده دارند که می بایست با آگاهی کامل از آنها , فعالیتهای لازم را داشته و زمینه ظهور منجی عالم بشریت را فراهم آورند
در دوران غیبت امام عصر (عج ) , منتظران واقعی آن امام بزرگوار وظایفی را بر عهده دارند که می بایست با آگاهی کامل از آنها , فعالیتهای لازم را داشته و زمینه ظهور منجی عالم بشریت را فراهم آورند.یاد امام زمان , دعوت برای شناخت امام زمان , دعا برای سلامتی امام زمان , دعا برای تعجیل ظهور آن حضرت , ندبه بر امام زمان , زیارت امام زمان , خودسازی و ایجاد شرایط لازم برای ظهور آن حضرت از جمله وظایفی است که برای منتظران واقعی امام زمان (عج ) مطرح شده است :
یاد امام
وظیفه یک شیعه و یک عاشق دلسوخته قبل از هر چیز , یاد امام زمان است , یاد امام نه تنها یک وظیفه است بلکه آرام بخش و نشاط آور , سازنده و تربیت کننده , اصلاح گر وشور آفرین و وسیله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ است .
دعا برای شناخت امام
معرفت و شناخت امام زمان , امری حتمی و ضروری است , بنابراین یکی از وظایف مسلم انسان این است که امام زمان خود را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد. از جمله اقداماتی که در این راستا می توان داشت , دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است , در واقع می بایست از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسرو مقدور کند.
دعا برای سلامت امام
یکی ازوظایف دوستان و منتظران امام زمان این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند , با هر زبانی دعا کنند.
دعا برای تعجیل در ظهور امام
یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان , دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است . شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز , دست حاجت به پیشگاه خدای مهربان دراز کرده و از او ظهور مولایش را می طلبد.
کسی که شیفته واقعی امام زمان است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست , بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود , گمشده اش را می طلبد , تنها زبانش سخن نمی گوید , بلکه قلبش در هجران یار می سوزد , دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است . گردش زبانش در کام , همچون اشکهای غلطانش برگونه , نشانه محبت درونی و علاقه قلبی او به مولا و محبوب اش است .
ندبه بر امام
ندبه بر حضرت مهدی اظهار شوق به لقای او , گریه و ابراز نگرانی از مفارقت ومحروم بودن از فیض حضور او , دعا برای تعجیل فرج وظهور او , ذکر مناقب وفضایل و اقدامات و برنامه های انقلابی و اصلاحی آن وجود مبارک و اظهار تاسف از اوضاع ناهنجار و روی کار بودن حکومتهای باطل ومستبد و روشهای بیدادگرانه , سنت حسنه ای است که همواره شیعه بر آن مداومت داشته و آنرا شعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تاسیس حکومت جهانی اسلام , آزادی و نجات تمام انسانها , این شعار برقرار بوده و روشنگر خواسته های ارزنده و با ارج و هدفهای مترقی و نجات بخش اسلام است .
زیارت امام
از جمله وظایف دوستان امام عصر(عج ) این است که در هر روز بویژه در روز جمعه به زیارت امام بپردازند و یکی از زیارتنامه هایی که برای آن حضرت در کتب دعا معرفی شده را بخوانند.
توسل به امام
همانگونه که هر عبدی اگر مبتلا به مشکلی شود به مولای خود پناه می برد و رفع شدائد و مشکلات را از او می طلبد , بویژه اگر آن مولا توان رفع مشکل راداشته باشد , شیعه نیز باید در همه حالات بویژه درهنگام شداید وتهاجم دشمن , به امام زمان (عج ) متوسل شود و رفع مشکل را از مولای خود بخواهد.
خودسازی
شیعه درطول غیبت کبری به انتظار نشسته که چه زمانی یوسف گم گشته باز آید و غم هجران یعقوبی آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه امید شیعه این است که روزی در زیر پرچم امام عصر به جهاد علیه دشمنان خدا و دین پرداخته و از جمله یاران امام و شهدا در رکاب حضرت باشد. می دانیم که این مقامات با آلودگی و پلیدی سازگار نیست و از سوی دیگر چون آمدن امام , زمان دقیقی ندارد , پس شیعه منتظر باید در تمام ابعاد زندگی خودسازی کند , هم در بعد عقیده و هم در بعد نفسانیات , اخلاق و عمل , چرا که نه شخص فاسد العقیده در حریم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان آلوده به گناه .
ایجاد زمینه برای آمدن امام
منظور از ایجاد زمینه تنها آمادگی شخصی نیست که هر فردی موظف باشد خود را در بعد عقیدتی , اخلاقی و عملی آماده سازد , بلکه مقصود آن است که افراد صالح و ذی نفوذ , مانند مراجع تقلید ودانشمندان , خطیبان و صاحبان قلم , دست به یک اقدام اصلاحی در جامعه بزنند ومردم را با تبلیغات از خطر دشمنان آگاه کرده و به آثار وجودی امام زمان و بیان زندگی سعادتمندانه وشرافتمندانه در عصر ظهور توجه دهند و آنها را مهیا و آماده سازند.
انتظار فرج آن حضرت
از دیگر وظایف شیعه انتظار ظهور و فرج آن حضرت است . در این مورد روایات بسیاری وارد شده است .
اظهار حزن , ذکر فضایل و مناقب , اظهار علاقه , شرکت در جلسات مربوط به آن حضرت , رعایت حقوق امام و رعایت حقوق برادران دینی از دیگر وظایف منتظران در عصر غیبت است .
یکی از وظایف مربی این است که به مربیان خویش الگویی نشان دهد،تا از گفتار و رفتار او پیروی نموده و وی را سرمشق زندگی خود قرار دهند. برخی از الگوها در همة امور زندگی شایستگی پیروی دارند،مانند پیغمبر اسلام که پروردگار حکیم او را در همة ابعاد زندگی الگو قرار داد و فرمود:« براستی که رسول خدابرای شما اسوه و مقتدایی نیکوست»[1] و برخی دیگر، در یک زمینة معین به عنوان الگومعرفی شده اند ،مانند حضرت ابراهیم که خداى تعالی او را دربیزارى جستن ازمشرکان و دوست داشتن خدا الگو قرار داد و فرمود: « ابراهیم و یارانش برای شما مومنان الگو ومقتدایی نیکویند،آنگاه که به قوم مشرک خود گفتند: ما از شما و آنچه جز خدا می پرستید به شدّت بیزاریم و مخالف و منکر شما هستیم و تا وقتی که تنها به خدای یگانه ایمان آورید،میان ما و شما دشمنی و کینه بر قرار خواهد بود.» [2]
در خودسازیهای فردی و چه در تربیت های اجتماعی،(نمونه عملی )سهم عمده ای ایفا می کند. مقصود ، الگوها و سرمشق هایی است که تجسّم آرمانها و بعد عینیّت یافته یک مرام و مکتب است. در زبان قرآن ، از این گونه سرمشق های کمال و الگوهای تزکیه و تربیت ، به«اسوه» یاد شده است.
این ، توجه قرآن کریم را به تأثیر گذاری صفات و رفتار الگوها و قهرمانها و انسانهای شایسته و برجسته ، بر رفتار پیروان و هواداران ، نشان می دهد در بحث های تربیتی و اخلاقی نیز ، گاهی می توان به صورت «اخلاق نظری» تعالیم دین و قرآن را مطرح کرد و گاهی به شکل «اخلاق عملی». اماآنچه به نظر سازنده تر می رسد ، پرداختن به سیرة عملی و روشهای رفتاری بزرگانی است که جنبه اسوه و الگویی دارند و نوعی «میزان» به حساب می آیند.
در حدیث است مردم را به سوی خیر و نیکی بخوانید، ولی به غیر زبان، یعنی به وسیلة عمل و پیش قدم شدن. فرزندان آدم با آن که دارای قوة فکر و تشخیص می باشند و می بایست همواره مستقل فکر و عمل کنند، کم و بیش تحت تأثیر عمل و روش دیگران می باشند.
برای هدایت وراهنمایی بشر دو راه است: یکی راه گفتن و نوشتن و دیگر راه پیش قدم شدن، و هرگز گفتن به قدر پیش قدم شدن اثر ندارد. به قول بزرگان: «دوصد گفته چون نیم کردار نیست.» از سخنان علی (علیه السلام) است که فرمود: «میدان حق برای سخن وسیع ترین و بازترین میدانهاست، ولی برای عمل تنگ ترین میدانهاست.»
...من منتظر نظرات شما هستم و شما منتظر ادامه مطلب باشید.
اکثر اندیشمندان تلاش نمودند تعریف جامع و کاملی از موفقیت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گیرد، اما شمار فراوان این تعاریف خود موجب گردیده است که تا به حال توصیف دقیق و مشخصی از این کلمه در دست نباشد و در واقع ندانیم که اصولاً موفقیت چیست و ما دستیابی به چه چیزهایی را موفقیت مینامیم.
یکی از دلایل عمده ی تعدد تعاریف موفقیت، برداشتهای گوناگونی بوده که از این مفهوم شده است. بسا افرادی که به دلیل دستیابی به خواستههایشان، خود را موفق و کامیاب میپندارند، امّا این موفقیت از نظر دیگران چندان ارزش و اعتباری ندارد. و یا افرادی هستند که احساس میکنند، موفق شدهاند ولی وقتی واقعاً در آن تفکر میکنند، میبینند پدیده ی فوق واقعاً، آن موفقیتی که فکر میکردند نیست. بنابراین موفقیت امری نسبی بوده و هرگز تعریف واحدی به خود نمیپذیرد.
«آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است»
آلفرد اوستن
در نظر اکثریت مردم فرد موفق کسی است که به آرزوهای خود رسیده و در درون،احساس رضایت خاطر دارد، که این خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگی میباشد. البته این را هم باید دانست که هیچکس واقعاً موفق نیست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد.
میتوان گفت موفقیت به مفهوم برخورداری از بسیاری مواهب است، از جمله: رفاه نسبی در زندگی، کسب احترام، بزرگی و عزّت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع، رهایی از نگرانی، سرخوردگی و شکست. موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است، هر انسانی خواهان موفقیت بوده و طالب بهترین چیزهایی میباشد که از روزگار میتواند بدست آورد. نخستین و بهترین ایستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که میخواهند از روزگار کام ستانند.
موفقیت، جریان مداومی است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفیقهای بیشتری هستیم. و در واقع راه موفقیت همیشه در دست ساختن است.
موفقیت پیش رفتن در مسیر است، نه به نقطه ی پایان رسیدن.
موفقیت واقعی چیست؟
کوشیدن، جستن، یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت واقعی است؛ که اگر به آن دست یابیم با تمام وجود احساس رضایت خواهیم کرد.
در این سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره می کنیم که با انجام آنها به موفقیت واقعی میتوان دست یافت:
در این مقاله به بحث نیروهای درونی می پردازیم.
۱- نیروهای درونی خود را آزاد کنید:
امام علی (ع) میفرماید:
آیا میپنداری که جسم کوچکی هستی،
در حالی که در درون تو جهان بزرگی نهفته است.
لحظاتی با خود خلوت کنید، در چشمه ی صاف و فراوان اندیشهها، غرق شوید و نیروهای عظیم و حیاتبخش خود را در نظر آورید!
کاوشها و پژوهشهای عصر حاضر در مورد انسان حاکی از آن است که برخلاف آنچه تصور میکنند، انسانها، کم یا بیش دارای منابع و ذخایر بالقوه و خداداد مشابهی هستند و از این لحاظ تفاوت فاحشی بین آنها وجود ندارد.
عدهای این استعداد و ذخایر را در وجود خویش کشف میکنند و با بکار بستن آن به نتایج عظیم و شگرفی دست مییابند و عدهای دیگر از تواناییهای بالقوه ی خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور میبرند. تفاوت انسانهای موفق جهان با سایر افراد در همین است.
نیروهای آشکار و پنهانی که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرایط محیطی خاص، از طریق نظام عصبی واکنش نشان میدهند عبارتند از: شعور و آگاهی، قدرت جسمانی، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقیّت، ایمان، پشتکار، خشم، شهوت، کینه، اعتماد به نفس، اراده، شادی و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگرانی، حساسیت، کنجکاوی، مهر و محبت و …
هر یک از این نیروها همانند یک بردار، دارای شدت و جهت معینی هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالتهای گوناگون با یکدیگر تفاوت دارد. این نیروها نیز فعال نیستند و تأثیر چندانی در رفتارها ندارند. فرآیند مجموع این نیروهاست که روحیه و عملکرد انسان را شکل میدهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محیطی میکند. اگر این نیروها تحت تأثیر محرکها با شرایط ویژهای آزاد و همسو شوند، نیروی عظیمی پدید میآید که دارای انرژی خارقالعادهای است و انسان را بسیار نیرومند میکند به طوری که قادر خواهد بود حتی بعضی از کارهای غیرممکن را، ممکن کند.
اگر همسو شدن نیروها در جهت مثبت باشد، انرژی بیکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگی حرکت میدهد و اگر این نیروها به هر دلیل و تحت هر شرایطی در جهت منفی و مخالف، همسو شوند، آنگاه همین نیروی عظیم در جهت تخریب و نابودی انسان عمل میکند. سستی و تنبلی، افسردگی و کسالت روحی، خشم و خشونت، کشتار دستهجمعی، قتل عام و بسیاری از رویدادهای دیگر، از همین قبیل است.
«موفقیت همیشه با ذهنیتهای مثبت ایجاد میگردد و زاییده آن است.»
«وین دایر» در تشریح تصویر یک شخصیت سالم مینویسد:
«داشتن انرژی سرشار و قابل ملاحظه، از ویژگیهای شخصیت سالم است. شور زندگی در وجودش موج میزند. عشق و اشتیاق، انرژی پر قلیانی را در او متمرکز میکند و او را به چنین تکاپو وا میدارد. ساعات کمی را به خواب اختصاص میدهد و مفهوم بیحوصلگی و کسالت را نمیفهمد. مجموعه رویدادهای زندگیاش، حاصل احساسات، اندیشهها، تلاشها و فرصتهاست، حتی اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بدیهی بکار میاندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگی جلوگیری کند.»
پس نتیجه میگیریم که اگر این نیروها به طور سازنده و مثبت با یکدیگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در میآیند.
حال وقت آن است که ابتدا این نیروها را آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گیریم. با این کار، نیروی درونی ما بسیار قدرتمند میشود و قادر خواهیم بود اختیار زندگی و سرنوشت خویش را در قلمرو ممکنها بدست گیریم.
امام علی (ع) میفرماید: درد تو از توست، ولی تو بدان بصیرت نداری و درمان تو نیز در درون توست، لیکن تو بدان آگاهی نداری.
در دیدگاه حضرت علی (ع) انسان تمامی هستی را در درون خویش دارد ولی بدان آگاهی و شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان، آگاهی یافته و نسبت به آنها علم حضوری پیدا کند.

1- برای شروع راه موفقیت ، داشتن یک ایده خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.
2- مشغولیت ذهنی تاجران موفق ، ارائه خدمات بهتر به مشتری است.
3-مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.
4- توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات ، خود تعیین کننده موفقیت شما در بازار است.
5- پیشرفت در تجارت نتیجه یافتنِ راه های سریع تر، ارزان تر، بهتر و آسان تر برای انجام یک کار است.
6- کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست شما می شوند مشخص کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.
7- برای موفقیت در تجارت، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار با بهترین روش به کار گیرید.
8- یکی از دلایل اصلی شکست در تجارت ، غیر تخصصی کار کردن است.

9- موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند.
10- تعیین و متمرکز کردن تلاشهایتان روی این گروه خاص و اصلی رمز سوددهی است.
11- اولین کار در مدیریت تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید.
12- هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .
13- هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود.
14- هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید ، احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود.
15- روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد.
ساختن ایمیل یا پست الکترونیک بر روی اینترنت
ساختن ایمیل یا پست الکترونیک بر روی اینترنت بسیار ساده است. سایت های زیادی وجود دارند که به شما امکانات یک صندوق الکترونیک رایگان را می دهند این مطب شما را راهنمایی می کند.
گرفتن mail از سایت Yahoo...
برای گرفتن یک mail از سایت Yahoo ابتدا وارد سایت Yahoo به آدرس اینترنتی www.yahoo.com
در صفحه اول یاهو و در قسمت Personal Assistant در گوشه چپ بالای صفحه گزینه Sign up را انتخاب و وارد صفه بعد میشویم(اگر قبلاً در یاهو ID داشته اید و می خواهید یک ID جدید بگیرید در قسمت Personal Assistant گزینه Sign out را کلیک کنید) در این صفحه سه بخش وجود دارد که بخش اول یعنی Free Yahoo! Mail به کار ما می آید و برای گرفتن میل در دوبخش دیگر که امکاناتبیشتر دارد باید پول پرداخت کرد. در بخش اول در زیر عبارت Free Yahoo! Mail گزینه Sign up now را کلیک می کنیم و وارد صفحه بعد می شویم در این صفحه باید این فرم را به طور کامل پر کرده و برای ثبت در یاهو ارسال کنیم
نحوه پر کردن فرم...
email
در مقابل عبارت Yahoo! ID: نامی برای ای-میل مان در نظر می گیریم توجه داشته باشید که در این قسمت مجازید از زیر خط و تمامی حروف لاتین و اعداد استفاده کنید که بهتر است از اعداد برای کمتر شدن احتمال تکراری بودن ID استفاده کنید و در ضمن لازم نیست عبارت @yahoo.com را بنویسید چون به طور خودکار به ID شما اضافه خواهد شد.
در قسمت Password یک کلمه رمز حداقل 6 حرفی انتخاب می کنیم و در قسمت Re-type Password دوباره آن را تایپ میکنیم
در قسمت Security Qustion یک سوال پیش فرض را انتخاب کرده و در قسمت Your Answer جواب آن را می دهیم این قسمت برای زمانی مفید خواهد بود که کلمه رمز خود را فراموش کرده باشیم
در قسمت Birthday تاریخ تولد را به ترتیب ماه روز و سال میلادی وارد میکنیم
در قسمت Current Email (Optinal) اگر قبلاً در یاهو ای-میل داشته ایم آدرس آن را می نویسیم که این گزینه اختیاری است می توانید آن را خالی بگذارید
در قسمت First Name نام و در قسمت Last Name نام خوانوادگی مان را تایپ میکنیم و در قسمت Language & Content زبان و منطقه را انتخاب می کنیم
در قسمت Zip/Postal Code کد پستی و در قسمت Gender جنسیت را انتخاب میکنیم ( مذکر=Male و موئنث=Female )
در قسمت Industry حرفه ای که به آن مسفول هستید را انتخاب می کنید
و در آخر یک کلمه به تو غیر واضح نمایش داده شده و در صورتی که قادر به خواندن آن هستید آن را در مربع بالای شکل تایپ می کنید
حال با کلیک بر روی دکمه Submit This Form فرم پر شده را برای یاهو ارسال می کنیم
گرفتن mail از سایت msn...
برای گرفتن mail از سایت msn ابتدا باید وارد سایت msn به آدرس اینترنتی www.msn.com در صفحه اول msn در قسمت بالای صفحه در قسمت لینک ها با کلیک بر روی لینک hotmail وارد صفحه hotmail می شویم در این صفحه با انتخاب سربرگ New Account Sign up فرم ثبت در msn نمایش داده میشود که آن را پر کرده و برای msn ارسال میکنیم
نحوه پر کردن فرم...
پر کردن این فرم نیز مانند فرم یاهو با اندکی تفاوت است که آن را پر کرده برای msn ارسال میکنیم.
استفاده از Outlook Express...
با کلیک بر روی آیکون Outlook Express در Desktop و اجرای برنامه در صفحه اول و در قسمت E-mail بر روی گزینه Set up a mail account… کلیک می کنیم و در صفحه ای که باز می شود در مقابل عبارت Display Name نام و نام خانوادگی خود را تایپ می کنیم در صفحه بعد در مقابل عبارت E-mail address با تایپ آدرس ای-میل وارد صفحه بعد می شویم (با این پیش فرض که شما قبلاً یک ای-میل (ID) در سایت msn داشته اید) در این صفحه با کلیک کردن دکمه Next به صفحه بعد می رویم در این صفحه در مقابل عبارت Account name آدرس ID خود را مشاهده می کنید و در مقابل عبارت Password رمزی را که ساختن ای-میل در سایت msn داده اید تایپ می کنید و بهتر است عبارت Remember password را فعال بگذارید و با کلیک کردن Next و Finish در صفحه بعد از برنامه Outlook Express استفاده کنید.
|
نزدیک 90% از بازدید کنندگان یک سایت از طریق موتورهای جستجو به آن می رسند. شما اگر وب مستر هستید و یا وبلاگ دارید این ترفندها خیلی به درد شما می خورد تا با گوگل برقصید. cache:www.mysite.comبا استفاده از این دستور، سایت مورد نظر ما اگر توسط گوگل ذخیره شده باشه، آخرین نسخه ذخیره شده در سرورهای گوگل رو برای ما نشون میده.البته معمولا ورژن ذخیره شده مربوط به روزهای گذشته میباشد.با این روش میتوانید ببینید سایت مورد نظر آخرین بار چه زمانی توسط گوگل ذخیره شده. link:www.mysite.comبا این دستور گوگل کلیه سایت هایی که به سایت مورد نظر ما (در اینجا mysite.com) لینک داده اند را لیست میکند. related:www.mysite.comاگر میخواهید سایت های هم خانواده و شبیه به سایت مورد نظر خود را پیدا کنید از این دستور استفاده کنید.تا اونجایی که من دیدم این دستور بیشتر برای سایت های معروف جواب میده. info:www.mysite.comاطلاعاتی در مورد سایت مورد نظر، که گوگل میتواند ارایه کند. site:www.mysite.com mywordبا استفاده از این روش کلمه مورد نظر خودمون رو میتونیم در یک سایت جستجو کنیم. به جای myword کلمه یا کلمات مورد نظر و به جای mysite سایتی که میخواهیم در آن جستجو کنیم قرار میدهیم. allintitle:word1 word2 word3;در این روش نتایج جستجو محدود میشود به کلماتی که در عنوان (title) سایت ها بکار رفته.در این مثال کلیه سایت هایی که کلمات word1 word2 word3 در قسمت عنوان آنها بکار رفته لیست میشوند. intitle:word1 word2 word3جستجوی word1 در قسمت عنوان و word2 و word3 در عنوان و متن سایت ها. allinurl:word1 word2 word3گوگل در این روش کلیه سایت هایی که در آدرس آنها (URL) کلمات مورد نظر ما به کار رفته را لیست میکند. inurl:word1 word2 word3جستجوی word1 در آدرس سایت ها و بقیه کلمات در قسمت آدرس و متن سایت ها. filetype:myfiletypeاگر به دنبال فایل هستید با این روش میتونید فایل هایی که پسوند خاصی دارند را جستجو کنید.مثلا filetype:doc به دنبال فایل های doc میگردد intext:word1 word2با این روش گوگل تنها در متن سایت ها به دنبال کلمات میگردد و از سرچ در عنوان و آدرس سایت ها صرف نظر میکند. برگرفته از سایت شبکه آموزشگاههای تهران |

من اگر مشتی گناه و شقاوتم، دلم را چه میکنی؟
با چشمهایم که یک دریا گریسته است چه میکنی؟
با سینهام که شرحه شرحه از فراق است چه خواهی کرد؟
از ندبههای من که در هر صبح غیبت از آسمان دلتنگیهایم
فرود آمدهاند چگونه خواهی گذشت؟
میدانم که تو نیز با گریه عقد برادری بستهای
و حرمت آن را نیکو و پاس میداری،
میدانم که تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگری دوست میداری
میدانم که تو جمعهها را خوب میشناسی
و هر عصر آدینه، خود در گوشهای اشک میریزی،
میدانم که میآیی ...
پس باز هم برای آمدنت دعا میکنم.
اللهم عجل لولیک الفرج
خبر شهادت دانشمند هستهای کشور، استاد متعهد وانقلابی دانشگاه تهران، دکتر مسعودعلی محمدی، لحظاتی پس از انتشار در فضای رسانه ای، موضوع داغ خبری کشورشد و جایگاه خبر اول را در اغلب خبرگزاریها و سایتهای به روز خبری به خود اختصاص داد.
با انتشار این خبر اولین سوالی که همزمان با ذهن مخاطبین، قلم نویسندگان رسانه ای را به خود مشغول کرد این بود که چه کسی و با کدام انگیزه دست به چنین جنایتی زده است؟
در پاسخ به این سوال البته برخی رسانه ها سعی کردند برای این جنایت سرنخهای داخلی بیابند.
کارشناسان امنیتی اما از همان ابتدا تاکید داشتند که اگرچه برخی رفتارهای زشت سیاسی نخبگان داخلی در ماههای اخیر توانسته زمینه و پوشش را برای برخی ناامنی ها و انجام این جنایت فراهم و متهمین اصلی را نسبت به ارتکاب این رفتارتروریستی در پایتخت کشورمان جری کند اما انگیزه این جنایت نمی تواند از داخل باشد.
با گذشت چند ساعت از این ماجرا و در میان اطلاعاتی که درباره این عملیات تروریستی با عنوان"تکمیلی" هر لحظه در رسانه ها منتشرمی شد شاید یکی از مهمترین ها، که بلافاصله اذهان تحلیلگران و کارشناسان سیاسی-رسانه ای را به خود جلب نمود، اعلام تخصص ویژه این استاد انقلابی بود:"دکتر علی محمدی در مباحث فیزیک هسته ای و کوانتوم تخصص ویژه داشت وبا رتبه عالی استاد تمامی، مدتی هم رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه تهران بود.دکتر علی محمدی همچنین در طول دوران دفاع مقدس با سپاه پاسداران همکاریهایی هم داشت "
این جملات بخشهایی از این دست سوابق استاد فقید بود که بلافاصله اذهان را به سمت متهم و انگیزه اصلی از این عملیات تروریستی سوق می داد.
برای یک تحلیلگر سیاسی چندان دشوار نبود یافتن سرنخ های مرتبطی از این ماجرا که در سالیان اخیر اتفاق افتاده است.
*******
"اسرائیل به عنوان بخشی از یک جنگ غیرمستقیم و پنهانی علیه برنامه هستهای ایران، در حال ترور دانشمندان هستهای ایران است."
اگر گمان کرده اید که این جمله را یک تحلیلگر سیاسی یا امنیتی کشورمان صبح سه شنبه و در پی شهادت دکتر علیمحمدی بیان کرده است، اشتباه می کنید.
این جمله بخشی از گزارش مفصلی است که روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف یازده ماه قبل از این و به نقل از "منابع آگاه اطلاعاتی غرب" گزارش داده است.
این گزارش روزنامه انگلیسی همان زمان نوشت که مرگ مشکوک دکتر "ارشیر حسن پور"،دانشمند برجسته هستهای کشورمان در نیروگاه اصفهان که سه سال پیش در اثر خفگی با گاز فوت کرد نیز در راستای این پروژه بوده است.
همچنین به نوشته این روزنامه مشهور انگلیسی، دیگر مرگهای اخیر اشخاص مهم ایرانی در امور هستهای یا ایرانیهایی که در خارج و یا داخل ایران در امور هستهای تحصیل کردهاند با دخالت موساد بوده است؛ تا بدین وسیله تهران از فنون و تجارب فنی در امور هستهای محروم شود.
این روزنامه همچنین در این گزارش خود که سال گذشته چاپ شد به نقل از منابع اطلاعاتی در آمریکا گزارش داد که اسرائیل تلاش میکند با استفاده از خرابکاری، شرکتهای مهم و جاسوسان دوجانبه در برنامه هستهای ایران اختلال به وجود آورد.
در این راستا بود که "جیمز رایزن"،روزنامه نگار مشهور آمریکایی هم سال گذشته اعلام کرد که سازمان سیا و موساد با همکاری یکدیگر یکسری عملیات های خرابکارانه را علیه برنامه هستهای ایران طرح ریزی کرده اند که از آن جمله میتوان به تلاش برای صدمه زدن به سیستم ها و تجهیزات کامپیوتری مناطق هستهای ایران اشاره کرد.
علاوه بر صهیونیستها که به موازات خرابکاری، تلاش برای ترور دانشمندان هسته ای کشورمان را دنبال می کردند، موضوع "حذف دانشمندان هسته ای" کشورمان از همان زمان با پیشنهاد کارشناسان اطلاعاتی آمریکا در دستور کار مقامات آمریکایی هم که با شعار "تغییر" به کاخ سفید راه پیدا کرده بودند، قرارگرفت.
در این راستا بود که "روا بالا" یک تحلیلگر برجسته شرکت استراتفورد( شرکت خصوصی امور اطلاعاتی در آمریکا که روابط نزدیکی با کاخ سفید دارد) نیز اعلام کرد که استراتژی ما این است که افراد مهم برنامه هستهای ایران "از میان برداشته شوند".
ربایش دانشمند هسته ای کشورمان با نام "شهرام امیری" که بنابر اطلاعات متقن وزارت خارجه، هنگام سفر زیارتی به عربستان، ازسوی دستگاه های جاسوسی غربی و با آگاهی نهادهای اطلاعاتی عربستان ربوده شد و تا امروز از سرنوشت او اطلاعات دقیقی در دست نیست؛
تهدید های پرحجم تبلیغاتی مبنی بر ادعای بمباران و یا موشک باران تاسیاسات هسته ای از سوی مقامات رسمی رژیم صهیونیستی و منابع غیر رسمی آمریکایی؛
تلاش برای تعطیلی کلیه مراکز هسته ای کشورمان و تعلیق فعالیتهای صلح آمیز هسته ای در کشور از جمله غنی سازی اورانیوم؛
بیان صریح مقصود دیپلماتیک از اعمال فشارهای سیاسی بر کشورمان در جریان مذاکرات هسته ای تیم اسبق هستهای و اعلام اینکه برای تامین رضایت غرب لازم است تا تمامی مراکز آزمایشگاهی-پژوهشی ایرانی در زمینه هسته ای تعطیل شوند و یا حتی بیان صریح و خجالت آور این نکته که لازم است تا جمهوری اسلامی ایران از تدریس "فیزیک" در مقاطع آموزشی هم منصرف شود؛
و...
همه و همه بخشهایی از استراتژی کلی آمریکا ورژیم اسرائیل برای متوقف کردن ملت ایران در دستیابی به پیشرفتهای هسته ای است.
استراتژی ای که کشورهای غربی تا پیش از روی کارآمدن دولت نهم، بر مبنای آن تاکتیک "تهدید نرم" رادر پیش گرفتند و توانستند به واسطه انفعال مسوولین وقت کشور، فعالیتهای هسته ای کشورمان را تعطیل کنند.
از بدو حاکمیت دولت نهم اما با درایت مقام معظم رهبری ، شجاعت و ایستادگیهای شخص رئیس جمهور و سایر مسوولین در برابر تهدیدهای نرم و ازجمله تهدید به ارسال پرونده هسته ای کشورمان به شورای امنیت، تحریم ایران در شورای امنیت و ...، این تاکتیک شکست خورد و آغازی شد بر هسته ای شدن کشورمان.
با شکست تاکتیک تهدید نرم، مشخص است که غربیها در راستای به تعویق انداختن پیشرفتهای هسته ای ایران قصد دارند (همانگونه که به صراحت در رسانه های خود گفته اند) همزمان با اعمال تاکتیک تهدید سخت(تهدید حمله به مراکزهسته ای)، بدنه کارشناسی هسته ای کشورمان را هم به قول خود" حذف" کنند.
تدارک چنین رفتارهای تروریستی، البته در بطن خود یک پیام شفاف دارد و آن نکته ای است که بارها مورد تاکید مسوولین کشور قرار گرفته است: "غرب نه با تولید سلاح هسته ای که اساسا با فعالیتهای صلح آمیز هسته ای کشورمان سر خصومت دارد."
به راستی اگر غیر از این بود، چرا باید اساتید دانشگاهی کشورمان که جرمشان تدریس و آموزش علم به دانشجویان این مرز و بوم است مورد این رفتارهای زشت ضدبشری قرار بگیرند؟ و آیا هیچ عقل سلیمی در دنیا می پذیرد که یک استاد دانشگاه متهم به ساخت سلاح هسته ای باشد؟
********
می ماند یک سوال و آن اینکه نتیجه این رفتار تروریستی چیست؟ آیا اساتید و دانشجویان نخبه کشورمان در دانش هسته ای که در سالیان اخیر بار اصلی پیشرفتهای خیره کننده کشور را به دوش کشیده اند با حذف یک یا دو نفر تمام می شوند و آیا کشور با این رفتارهای خرابکارانه از پیشرفت علمی منصرف می شود؟
جواب این سوالات را به سادگی می توان در آیینه تاریخ انقلاب اسلامی جست؛ اگر ترور مردم بی گناه و مقامات ارشد کشور در سالهای ابتدایی انقلاب اسلامی از سوی منافقین توانست حرکت ملت ایران در دستیابی به استقلال سیاسی را متوقف کند، عوامل سرویسهای جاسوسی غرب و سران این کشورها می توانند به ثمردهی این پروژه ضدانسانی امیدوار باشند و اگر نه که "الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء"
درهر جامعه ای کم و کاستی هایی وجود دارد. در جوامع غربی رونق اقتصادی بیشتر است و در جوامع غربی، جای رونق اقتصادی را روابط اجتماعی پر می کند. یک کشور از منابع بسیار زیاد زیر زمینی برخوردار است و کشوری دیگر، از دانش و نخبگان.
و به همین صورت، هر کشور و هر جامعه ای چیزهایی دارد و چیزهایی ندارد. اما در جامعه ای که اخلاق نباشد، انسانیت نباشد، زندگی به سختی می گذرد.
بعضی بر این گمانند که انسان هایی که ما از آن ها به عنوان امام نام می بریم و امام به معنای پیشوا است، یعنی کسی که قرار است الگو و جلودار ما باشد، تنها انسان هایی ستودنی و غیرقابل دسترس هستند، و به همین صورت آن ها را به تاریخ می سپارند. در صورتی که این افراد می بایست به عنوان الگوی ما در زندگی جاری مان قرار بگیرند.
بزرگان، همانگونه که در زندگانی شان درس های زیادی برای ما بر جای گذاشته اند، از مرگشان هم درس هایی به ما داده اند.
امیرالمونین نه به مرگ طبیعی مرد و نه به ضربتی ناگهانی در دم به شهادت رسید ... و این فاصله، برای آن بود تا درس هایی از او بگیریم. یکی از این درس ها را می توان در این شعر شهریار دید که :
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا
هر چند به نظرم، این شعر نیز در راستای آنچه گفتم، او را نه به الگویی برای زندگی ما، که به اسطوره ای در تاریخ تبدیل می کند، چه اینکه می گوید به جز او کسی چنین چیزی به پسر خود درباره قاتلش نمی گوید.
اگرچه این کار، بسیار انسان منشانه و بزرگوارانه است، اما به یاد داشته باشیم الگوی صحیح اخلاقی و انسانی این است و جز این نیست ! گمان نبریم که کار یا کارهایی که او و سایر پیشوایان ما انجام دادند تنها مربوط به آن ها و عصر خودشان بوده است، بلکه آن ها می خواستند درس هایی جاودان به ما بدهند.
کمی به آن ها که داعیه پیروی شان را داریم نگاهی بیاندازیم. آن ها که حتی با قاتل خود به مدارا رفتار می کردند.
کمی به اخلاق و انسانیت باز گردیم.
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.
مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد . باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.
دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.
سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود. پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد...
اما.........گاو دم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزشهای دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.
امروزه با توجه به مقتضیات و به جهت کسب منافع بیشتر بسیاری از افراد زیرک و با هوش در مطالب سایت ها و وبلاگ های خود از کلید واژه ها و جملاتی استفاده می کنند که بیشترین متقاضی را دارد به عبارت دیگر مواردی را در صفحات و عبارات خود بکار می گیرند که بتواند بازدیدکنندگان را ولو برای یکبار به سایت آن ها هدایت کند و از این طریق میزان آمار بازدیدکنندگان خویش را افزایش داده، ایجاد فضای کاذب نموده از سایر حواشی مربوطه بهره برداری نمایند.
اینگونه اشخاص عموما با توجه به علائق افراد به مسائل و در اصل اخبار روز و یا مد جامعه، واژه ها و یا عبارات خود را انتخاب کرده و سعی دراثر گذاری خود می نمایند،















