قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ توسط زهرا | نظرات ()

من تا ابد کنار تو بودم ولی چه سود

خوشبخت آنکسی که دلت را ز من ربود

 

من خواستم که سهم تو باشم ولی نشد

بی تو سفید موی سیاهم دلم کبود


فردا به چشم باغچه ام سرد و خسته است

آخر چگونه بی تو بهارش ز غم زدود؟


دستان تو کنون به چه دستی گره شده؟

یادت که رفت گرمی دستان من چه زود


بال و پرم تویی تو بدان سوخت بال من

پرواز رفته از سر من غصه ره گشود


بی تو تمام شد شب شب بو بدون ماه

در وصف گریه ها دل من سالها سرود

 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

نباید بمیرید تا نغمه ی درونتان هنوز زنده باشد

 جبران خلیل جبران میگه : « وقتی زاده می شوید ، کار شما در دلتان قرار دارد » .

 کار شما چیه ؟ هدفتون چیه ؟ آیا در زندگیتون راهی رو میرید که دلتون میگه برید؟

 یه لحظه به خودتون اشاره کنید . انگشت شما به احتمال زیاد به قلبتون اشاره می کنه نه به مغزتون . شما همونید ، تپش دایمی قلب شما نشونه ی پیوند همیشگی شما با تپش جاودانه ی قلب خداوند یا شعور هستی است .

بعضی از آدما سرونوشت ایوان ایلیچ شخصیت داستانی تولستوی رو پیدا میکنن که در بستر مرگ نگران بود که اگه سرتاسر عمرم رو اشتباه کرده باشم چه ؟ واقعا صحنه ی وحشتناکیه .

نباید چنین سرنوشتی پیدا کنید . به اون رفیق ناپیدای درونتون گوش بدید . به اون نغمه توجه کنید و اعتنایی به نظر اطرافیانتون نداشته باشید .

ممکنه اگه از غرایزتون پیروی نکنید فکر کنید زندگی راحتی دارید . یه زندگی سر به راه و پیش بینی شده ای که طبق رسم و رسوم دارید . اما اینا رو یه کس دیگه ای نوشته . واقعا اینطور زندگی به دلت میشینه ؟

شور و عشق خود رو توی چیزی پیدا میکنید که بیشتر از هر چیز دیگه براتون الهام بخشه . شاید بپرسی الهام یعنی چی ؟ در الهام تلقینی هست که وقتی بهتون الهام میشه دیگه هدف و معنیش رو نمی پرسید ، اونو زندگی می کنید .

شور و شوق شما چیه ؟ چه چیزی به شما هیجان روحی میده و باعث میشه که احساس تمامیت و هماهنگی با اون بکنید ؟ اینو مسلم بدونید که شما با انجام دادن اون ، زندگی حقیقی می کنید و در عین حال به دیگران خدمت می کنید . قول میدم .

تنها چیزی که ممکنه مانع شما بشه ، ترسه . شاید شما از عدم تایید دیگران می ترسید . این ریسک رو بکنید و می بینید که وقتی دنبال تایید مردم نیستید بیشتر مورد تایید قرار می گیرید . باز ریسک کنید و خودتونو به دل ماجرا بزنید . شاید شما از موفقیت می ترسید و فکر می کنید کارآمد نیستید یا مهارت کافی رو ندارید . تنها راه مبارزه با این فکرای عبث اینه که برید سراغش و بذارید که موفقیت دنبالتون بیاد و مسلما هم میاد .

به هر کاری که می کنید عشق بورزید . چون این شور و شوق مفهومی خدایی داره .

من متوجه شدم که اگه به ترس خودتون فائق بیایید و بذارید که عشق و عزت نفس جای اونو بگیره ریسک دیگه خطرناک نیست . اگه به خودتون احترام بذارید اشتباه و خطا باعث ناراحتیتون نمی شه و شما به عنوان اشتباه کننده به خودتون می خندید . وقتی خودتون رو دوست دارید عدم تایید هیچ کسی براتون مهم نیست .

میدونستید ه شکست و پیروزی واقعیت نداره ؟ اینها صرفا در ذهن ما و تصور ما جا داره . جالبه نه ؟؟

از مغزتون کمک بگیرید ببینید احساستون چیه و نغمه ی خودتون رو بنوازید . از هیچ چیز و هیچ کس نباید ترسید و در این صورته که اون وحشت رو تجربه نمی کنید ه روزی در بستر مرگ بگید : اگه سراسر عمرم رو اشتباه کرده باشم چی ؟

به الهامی که بهتون میشه که در واقع راهنمایی از طرف مبدا هستی هست گوش بدید و با نغمه ی درونتون که هنوز در درونتون مترنم هست از دنیا نرید . بهش عمل کنید ، پشیمون نمی شید

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

فرزند این پند را بخوان و از آن عبرت بگیر و بر زور بازوی خود غره نشو و هر دم فکر کن حیلتی از زنی در راه است ،‌ پس هرگز سر آسوده بر بالش نگذار که شاید سنگی بر سرت فرود آید و ترا از هستی ساقط سازد

  آورده اند  مردی بود که پیوسته تحقیق ِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت ،هیچ زنی رامحل اعتماد خود نساخت و کتاب " حیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربه قبیله ای رسید وبه خانه ای مهمان شد.

مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمان را پذیرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد. زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعه میکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوان پیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زنان در حد حصر نیاید . پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته ی ِ او شد. در اثنای آن حال، شوهر او در رسید..

زن گفت : شویم آمد وهمین آن که هر دو کشته خواهیم شد . مهمان گفت:تدبیر چیست؟ گفت :برخیز و در آن صندوق رو . مرد در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد . چون شوهر در آمد پیش دوید و ملاطفت ومجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفریب شوهر را ساکن کرد. چون زمانی گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟ گفت نه بگوی. گفت: مرا امروز مهمانی آمد جوانمردی لطیف ظرایف و خوش سخن و کتابی داشت در مکر زنان و آن را مطالعه میکرد من چون آن را بدیدم خواستم که او را بازی دهم به غمزه بدو اشارت کردم ، مرد غافل بود که چینه دید و دام ندید. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد .و بساط عشق بازی بسط کرد وکار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسید. ساعتی در هم آمیختیم! هنوز به مقام آن حکایت نرسیده بودیم که تو برسیدی وعیش ما منغض کردی! زن این میگفت و شوهر او می جوشید ومی خروشید وآن بی چاره در صندوق از خوف می گداخت و روح را وداع می کرد. پس شوهر از غایت غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت:اینک او را در صندوق کردم و در قفل کردم.. کلید بستان و قفل بگشای تا ببینی. مرد کلید را بستاند و همانا مرد با زن گرو بسته بودند(جناق شکسته بودند) و مدت مدیدی بود هیچ یک نمی باخت. مرد چون در خشم بود بیاد نیاورد که بگوید *یادم * و زن در دم فریاد کشید *یادم تو را فراموش . * مرد چون این سخن بشنید کلید بینداخت وگفت :

" لعنت بر تو باد که این ساعت مرا به آتش نشانده بودی و قوی طلسمی ساخته بودی تا جناق ببردی."

پس با شوهر به بازی در آمد و او را خوش دل کرد .چندان که شوهرش برون رفت ، درِ صندوق بگشاد و گفت: ای خواجه چون دیدی، هرگز تحقیق احوال زنان نکنی؟

گفت:توبه کردم و این کتاب را بشویم که مکر و حیلت ِ شما زیادت از آن باشد که در حد تحریر در آید. 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمین

 

همسران

 

 

 

 

 

پاکیزگى و آراستگى : هر انسانى پاکیزگى را دوست دارد و بى اختیار مجذوب پاکیزگى و آراستگى مى شود و سعى مى کند خود را پاکیزه و آراسته نگه دارد. اسلام بر این موضوع بسیار سفارش کرده و پیامبر اسلام (ص) مى فرمایند: پاکیزگى جزء دین است. و حضرت رضا (ع) پاکیزگى را از خوبترین اخلاق پیامبران الهى مى شمرند. مخصوصاً زن و شوهر باید براى یکدیگر پاکیزه و آراسته باشند و در منزل سر و وضع نامرتب نداشته باشند که در این صورت از مهر همسر کاسته مى شود. رسول خدا (ص) خطاب به مردان سفارش کرده اند که: «شما باید خود را براى همسرتان مرتب و آراسته و آماده گردانید همانطور که دوست دارید او خود را بیاراید و براى شما مهیا و آراسته باشد.» لباس مایه آراستگى و جمال انسان است و زن و مرد باید در منزل هم از لباسهاى آراسته استفاده کنند و از ژولیدگى بپرهیزند.

محبت : همه مردم تشنه دوستى و محبتند. دوست دارند محبوب دیگران‏باشند. دل انسان به محبت زنده است.کسیکه بداند محبوب کسى نیست‏. خودش را بی کس و تنها می شمارد.همیشه پژمرده و افسرده است.خانم‏محترم،شوهر شما نیز از این احساس غریزى خالى نیست. او هم تشنه‏عشق و محبت است. قبلا از محبتهاى بى‏شائبه پدر و مادر برخوردار بود. اما از آن هنگام که پیمان زناشویى بستید خودش را در اختیار تو قرار داد. انتظار دارد محبتهاى آنها را جبران کنى و از صمیم قلب دوستش بدارى.

امام صادق علیه السلام فرمود:وقتى کسى را دوست دارى به او خبر بده. (1)

رشته دوستى را از همه بریده و به تو پیوند کرده انتظار دارد تو تنها، به اندازه‏همه دوستش بدارى.شب و روز براى آسایش و رفاه تو زحمت می کشد وحاصل دسترنج ‏خویش را در طبق اخلاص نهاده تقدیم تو می کند. شریک‏زندگى و مونس دائمى و غمخوار واقعى تو است. و سعادت و خوشى تو عنایت دارد.قدرش را بدان و از صمیم قلب‏دوستش بدار. اگر او را دوست‏بدارى او هم به تو علاقه‏مند خواهد شد. زیرا محبت‏ یک پیوند دو طرفى است و دل به دل راه دارد. اگر محبت دو طرفه شد بنیان زناشویى استوار می شود و خطرجدایى برطرف می گردد.

خداوند بزرگ در قرآن شریف ‏می فرماید: یکى از آیات خدا اینست که همسرانى برایتان آفریده تا بدانها آرامش پیدا کنید و میان شما دوستى و مهربانى نهاد. (2)

 اگر می خواهى عشق او پایدار بماند با رشته محبتهاى دائمى آنرا نگهدارى‏کن. اگر شوهرت را دوست‏بدارى همیشه دلش شاداب و خرم است. درکسب و کار دلگرم و به زندگى علاقه‏مند است. و در همه کارها موفقیت‏خواهد داشت. اگر بداند محبوب واقعى همسرش می باشد حاضر است‏براى تامین سعادت و رفاه خانواده‏اش تا سر حد فداکارى کوشش کند. خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بینداز و بدینوسیله ‏بخانه و خانواده جلبش کن. ممکن است‏شوهرت را قلبا دوست‏ بدارى ‏لیکن اظهار نکنى اما این مقدار کافى نیست. باید آنرا به زبان بیاورى بلکه‏باید از رفتار و گفتار و حرکاتت آثار عشق و علاقه نمایان باشد.

همسران

چه مانع‏دارد گاه گاه بگویى: عزیزم واقعا ترا دوست دارم؟ اگر از سفر آمد دسته گلى تقدیمش کنى و بگویى:خوب شد آمدى دلم برایت تنگ شده‏بود. وقتى در سفر است‏برایش نامه بنویس و از فراق و جدایى اظهار دلتنگى کن. اگر از موقع معمول دیرتر به‏خانه آمد اظهار کن:  از دیر آمدنت ناراحت‏شدم. در غیاب او نزد دوستان و خویشان از او تعریف کن. و اگر کسى خواست‏بدگویى کند دفاع کن،هر چه بیشتر اظهار عشق و علاقه کنى بیشتر به تو علاقه‏مند می شود. درنتیجه پیمان زناشویى شما استوارتر و خانواده خوشبخت‏ترى خواهید بود.

شکسپیر می گوید: چیزیکه در زن قلب مرا تسخیر می کند مهربانى‏اوست نه روى زیبایش.من زنى را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

 

از مکزیکى پرسید: چقدر طول کشید که این چند تارو بگیرى؟

مکزیکى: مدت خیلى کمى !

آمریکایى: پس چرا بیشتر صبر نکردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟

مکزیکى: چون همین تعداد هم براى سیر کردن خانواده‌ام کافیه !

آمریکایى: اما بقیه وقتت رو چیکار میکنى؟

مکزیکى: تا دیروقت میخوابم! یک کم ماهیگیرى میکنم!با بچه‌هام بازى میکنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهکده میچرخم! با دوستام شروع میکنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !

آمریکایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بکنى! اونوقت میتونى با پولش یک قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میکنى! اونوقت یک عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !

مکزیکى: خب! بعدش چى؟

آمریکایى: بجاى اینکه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشتریها میدى و براى خودت کار و بار درست میکنى... بعدش کارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میکنى... این دهکده کوچیک رو هم ترک میکنى و میرى مکزیکو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورک... اونجاس که دست به کارهاى مهمتر هم میزنى ...

مکزیکى: اما آقا! اینکار چقدر طول میکشه؟

آمریکایى: پانزده تا بیست سال !

مکزیکى: اما بعدش چى آقا؟

آمریکایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب که گیر اومد، میرى و سهام شرکتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینکار میلیونها دلار برات عایدى داره !

مکزیکى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟

آمریکایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یک دهکده ساحلى کوچیک! جایى که میتونى تا دیروقت بخوابى! یک کم ماهیگیرى کنى! با بچه هات بازى کنى !

با زنت خوش باشى! برى دهکده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٩ توسط زهرا | نظرات ()


  دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هوای تو را کرده.

  خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم.

  به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم.

  دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.تو را کجا می توان دید؟

  در آواز شب اویز های عاشق؟

  در چشمان یک عاشق مضطرب؟

  در سلام کودکی که تازه واژه را آموخته؟


  دلم می خواهد وقتی باغها بیدارند،برای تو نامه بنویسم.

  و تو نامه هایم را بخوانی و جواب آنها را به نشانی همه ی غریبان جهان بفرستی.

  ای کاش می توانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم و از گوشه های افق برایت آواز 
  بخوانم.

  کاش می توانستم همیشه از تو بنویسم.

  می ترسم روزی نتوانم بنویسم و دفترهایم خالی بمانند و حرفهای ناگفته ام هرگز به 
  دنیا نیایند.

  می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه ی سرود قلبم را نشنود.

  می ترسم نتوانم بنویسم وآخرین نامه ام در سکوتی محض بمیرد وتازه ترین شعرم به تو 
  هدیه نشود.

  دوباره شب،دوباره طپش این دل بی قرارم.

  دوباره سایه ی حرف های تو که روی دیوار روبرو می افتد.

  دلم می خواهد همه ی دیوارها پنجره شوند و من تو را میان چشمهایم بنشانم.

  دوباره شب ،دوباره تنهایی و دوباره خودکاری که با همه ی ابر های عالم پر نمی شود.

  دوباره شب،دوباره یاد تو که این دل بی قرار را بیدار نگه داشته.

  دوباره شب،دوباره تنهایی،دوباره سکوت،دوباره من و یک دنیا خاطره...  

 

منبع سایت : http://hamishebaran.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۱ توسط زهرا | نظرات ()

لذت های کم هزینه

اگر کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ... 
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. 
2 -سعی کنیم بیشتر بخندیم. 
3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم. 

ادامه مطلب را از دست ندهید



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٩ توسط زهرا | نظرات ()

 

 

Bia2BND.Com

اگه یه خانم در دوره جوانی به یه سیب سرخ مثل این تشبیه بشه فکر می کنید این خانم در زمان پیری چه شکلی میشه؟

.

برای اینکه بفهمید چه شکلی میشه حتما برید به ادامه مطلب



ادامه مطلب...
درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.