قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٤/۱ توسط زهرا | نظرات ()

در یک  شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد که از قرار معلوم فروشنده مهربانی بود.

بادکنک فروش برای جلب توجه یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از مشتریان جوان را جذب خود کرد .

سپس بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد ازآن یک بادکنک سفید را رها کرد . بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند.

پسرکی سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود.

تا این که پس از لحظاتی به بادکنک فروش نزدیک شد و با تردید پرسید :

 ببخشید آقا! اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت ؟

مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و با دندان نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت وپس از لحظاتی گفت :

" پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد . 

   =============

دوست من ... چیزی که باعث رشد آدمها میشه رنگ و ظواهر نیست ...

رنگ ها ... تفاوت ها ... مهم نیستند...  مهم درون آدمه ، چیزی که در درون آدم ها است تعیین کننده مرتبه و جایگاهشونه و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه ، جایگاه والاتر و شایسته تری نصیب آدم ها میشه.

بادکنکهای  قرمز ، زرد ، آبی
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٤/۱ توسط زهرا | نظرات ()

 

کاریکاتور سیاسی جنگ لفظی بین کودک یهودی و فلسطینی برنده جایزه  بهترین کاریکاتور در امریکا

کاریکاتور سیاسی جنگ لفظی بین کودک یهودی و فلسطینی برنده جایزه بهترین کاریکاتور در امریکا

کودک یهودی : پدر من به من گفته شما شرور، تروریست و حیوان صفت هستید.

کودک فلسطینی: ولی پدر من چیزی بهم نگفته. آخه پدر تو اون رو کشته.

قضاوت با شما کی تروریسته !!

در این بازی که به خاطر ثبت در رکورد گینس و همچنین طولانی بودن زمان آن دو تیم با 18 بازیکن به جای 11 بازیکن به میدان آمده بودند، حق 9 تعویض داشتند.

بازیکنان دو تیم "کاستولد ال استارس" و "ال استارس" هند برای ثبت نامشان در کتاب گینس 35 ساعت فوتبال بازی کردند.

 به گزارش فوتبال 3،  درعجیب ترین مسابقه فوتبال جهان بازیکنان دو تیم کاستولد ال استارس و ال استارس هند مسابقه ای را با زمان 35 ساعت برگزار کردند که دراین دیدار عجیب 2100 دقیقه ای، 626 گل از خط دروازه ها عبور کرد.

بازیکنان حاضر در لیگ کاستولد چرچ، ساعت 18:30 دقیقه بعد ازظهر جمعه گذشته بازی را شروع کرده و در ساعت 6:30 دقیقه صبح روزیکشنبه با به صدا درآمدن سوت داور خسته و از نفس افتاده به این بازی پایان دادند.

این بازی که با نیت کمک به خیریه برگزار شد، آنقدربرای تماشاگران جذاب بود که اکثر قریب به اتفاق آنها تا پایان بازی بیدارماندندو عده دیگری هم از مردم به فراخور زمان بازی درساعات مورد نظرشان وارد ورزشگاه می شدند.

عواید این بازی که 30 هزار پوند بود، برای ساخت یک مدرسه در هند اختصاص یافت که در نوع خود جالب به نظر می رسد و اگر بارش سیل آسای باران به خاطر آب و هوای شرجی این روزهای هند، شرایط را برای ادامه بازی خطرناک نمی کرد، حتی این بازی می توانست به مدت طولانی تری برگزار شود.

در این بازی که به خاطر ثبت در رکورد گینس و همچنین طولانی بودن زمان آن دو تیم با 18 بازیکن به جای 11 بازیکن به میدان آمده بودند، حق 9 تعویض داشتند. در نهایت چندین بازیکن از این دو تیم 18 نفری به دلیل مصدومیت از زمین بازی خارج شدند و آنقدر به نفس زدن افتاده بودند که نای تکان خوردن نداشتند.

هر بازیکن به مدت سه ساعت در زمین بود و به مدت 5 دقیقه فرصت تعویض و استراحت داشت. همچنین هیچ یک از اعضای تیمها حق ترک زمین بازی را در حین بازی نداشتند و دقیقا قوانین فوتبال پیاده شد، ضمن اینکه سه تیم داوری هم این دیدار را قضاوت کردند.

پیت شپرت بازیکن تیم ال استارس درگفتگو با خبرگزاریها اعتراف کرد از سختی بازی شوکه شده بود. این بازیکن 24 ساله گفت:ما جلسات تمرینی بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم اما این جلسات نمی توانند برای بازی سخت و طولانی مثل این بازی شما را کاملا آماده کنند.90 دقیقه زمان طولانی است اما پیش از اینکه استراحتی داشته باشید باید دو برابر این مدت بازی کنید.

هندیها در فوتبال هم به نوعی مرتاض شده اند، پیش از این در مسابقه ای که در منطقه بیشاپس کلیو و ورزشگاه گلوسسترشایر برگزار شد، تیم کاستولد ال استار تیم کامبرا اف سی را با نتیجه 333 بر 293 به عنوان طولانی ترین مسابقه شکست داد تا این رکورد در کتاب گینس ثبت شود.
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٤ توسط زهرا | نظرات ()


ادامه مطلب این پست رو از دست ندید خیلی قشنگه

کودکان زیبا - www.pix4pix.net



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/٢/٤ توسط زهرا | نظرات ()

 

* برای دیدن والپیپر ها در سایز اصلی رو عکس مورد نظر کلیک کنید *



ادامه مطلب...


حتما در دوران تجردتان مواقعـی پـیـش آمـده کـه شـنــیـده باشـیـد خــانمها معمولا نمی توانند مرد نجیب، حساس و
خـوب و مـهـربـان مـورد نـظـر خـود را پـیـدا نمایند. همچنین مطمئنا برای شما هم پیش آمده که بخواهید آن مرد مورد نـــظر باشید و حتما فکر کرده اید که نباید در مقابل خانمها
مـقـاومــت زیادی از خود نشان دهید. ولی در کمال نابوری ایــن مورد جواب نخواهد داد، خانمهای زیادی اطراف شــما وجـود خــــواهند داشت اما با هیچ کدام از آنان نمی توانید
رابطه عـاشقـانـه داشـته بـاشیـــد و زندگی مشترک شروع کـنـید. در نـهایـت سرگردان می شـــوید که در چه جهنمی گرفتار آمده اید.

 

من این قضیه را برای شما روشن خواهم کرد، تفاوت قابل توجهی بین آنچه که خانمها از مرد مورد نظرشان انتظار دارند و خصوصیات واقعی آن شخص وجود دارد. به عبارت دیگر، خصوصیات واقعی فرد مورد نظر و اسطوره ای که طرف مقابل از شخص مورد نظر برای خود ساخته است. آنچه در زیر آمده برخی از عمومی ترین خصوصیات ذکر شده از مرد مورد نظر می باشد، همچنین این مطلب که آیا این موارد آنقدر صحت دارند که بتوان روی آنان حساب کرد نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

 

مرد حساس

بسیاری از خانمها اذعان می کنند به مرد حساسی علاقه مندند که از بیان مداوم احساسات خود واهمه نداشته باشد، وقتی این مورد زیاد تکرار می شود با احساس زنانه او هماهنگ است حال هر معنی داشته باشد مهم نیست. این مردی است که رفتار مردانه ندارد.  

بنابراین چنین مردی در نهایت هر زنی را از خود می راند و انتظارات او  را نیز بالا می برد (این مورد زمانی روی می دهد که مرد بسیار احساساتی و نفوذ پذیر باشد). البته این بدان معنا نیست که خانمها یک انسان بی احساس و حیوان صفت را می پسندند که همیشه به آنان بی احترامی نماید و اعصاب آنان را خورد کند. بنابراین خانمها به دنبال چه نوع مردی هستند؟ مردی بین دو مورد ذکر شده. مردی که نه زیاد احساساتی باشد و نه زیاد بی احساس. به عنوان مثال در صورت درگذشت یکی از بستگان نزدیک عادی است که مردها فریاد بزنند اما این مورد برای بیستم بار به یاد آوری  یک نمایش، بسیار غیر عادی خواهد بود.

همچنین، زمانی که خانمها به شخصی واقعا علاقه مند باشند، رفتار آنان کمی مرموز و عجیب می شود. پس باید بدانید که چه موقع باید کنار او باشید و چه موقع باید تنهایش بگذارید. به عنوان مثال در صورتی که به شما با حالتی گریان زنگ بزند چرا که یکی از بدترین هفته های زندگی اش را گذرانده و شما به خوبی با او رفتار نکنید، اصلا رفتار خوبی نخواهد بود پس عصبی اش نکنید و به او زنگ بزنید.

بر خلاف باور عمومی سن جوانی سن حساس، خوب و پر از سلحشوری و فتوت میباشد. با این وجود خانمها مرد بسیار احساساتی را دوست ندارند، آنها یک مرد واقعی با احساسات مردانه را می پسندند. اما باز هم سخن از تعادل می باشد. چنانچه سعی در تحت تاثیر قرار دادن ما از طریق احساساتی بودن زیاد دارید، احساسات ما را خاموش خواهید کرد، اما چنانچه با اغوش باز در را به روی همسرتان باز کنید و برایش چای بریزید و به او خسته نباشید بگویید، راه درست را بر گزیده اید.  


پولدار پولدار

اغلب آقایان فکر می کنند خانمها یک مرد پولدار موفق با ماشین آخر سیستم و آپارتمان مجلل می خواهند. اما درست نیست، چرا که اغلب خصوصیات خوب آقایان است که خانمها را تحت تاثیر قرار می دهد نه حسابهای بانکی آنان.

خانمها مردی را خواهند پسندید که قادر به ایجاد یک زندگی خوب و راحت باشد همچنین بلند پرواز باشد نه اینکه ناگهان ارث پدری به او رسیده و از طریق آن خوشبخت و پولدار شود. چرا که به قول معروف باد آورده را باد می برد، بنابراین خانهما می خواهند بدانند آیا واقعا مردشان قدرت بدست آوردن پول و جرات چرخاندن یک زندگی را دارد یا نه.

 


هواداران تام کروز

به غیر از زنان پست و فرومایه و دختران نوجوان، دیگر خانمها از شما انتظار نخواهند داشت که مانند یک ستاره سینما عمل کنید. آنچه که آنان از شما انتظار دارند اینست که از آنچه به دست می آورند، نهایت استفاده را بکنید و به خودتان اهمیت دهید، اعتماد بنفس و جذبه بالائی داشته و توان استفاده از آن در اداره زندگی را داشته باشید. همچنین بدانید که چه مدلها و رنگهایی به شما می آید و از آنان استفاده نمائید.

سعی کنید کسی نباشید که در دراز مدت نتیجه معکوس برای خانمها داشته باشید. به خاطر خدا سعی کنید از شخصیت خودتان لذت ببرید و هوش خانمها را با بازی دادنهای مشخص و واضح آزمایش نکنید تا آنان را مجبور کنید دوستتان داشته باشند.

 

مرد خانواده

زنی که به دنبال چیزی بیش از یک عیش و نوش زود گذر است می خواهد با مردی باشد که حداقل از زندگی در بین سرو صدای بچه ها برای خود جهنم نسازد و بچه ها را دوست داشته باشد. لازم نیست کژپنداری کنید و فکر کنید که زنها به دنبال پدری برای فرزندان متولد نشده شان هستند. این فقط بدین معناست که چنانچه خانمها برای خود در آینده فرزندی تصور کنند، مایلند شریک زندگی آنان کسی باشد که مانند آنان فکر کند، بنابراین اگر روزی زنی احساس کند که باردار است نگران این نباشد که این قضیه برای همسرش شک بدی است و یا اینکه نگران این نباشد که همسرش از او بخواهد بچه را سقط کند؛ این مرد مورد علاقه اوست.

همچنین اغلب خانمها مایلند با کسی زندگی کنند که با افراد خانواده آنان رابطه خوبی داشته باشد و با آنان با احترام و مهربانی برخورد نماید. این قضیه نشان می دهد که او برای مفهوم خانواده ارزش قائل است و اهمیت یک رابطه خوب و نزدیک داشتن را در خانواده می داند.

خصوصیات دیگری که زنها در زندگی برای مرد مورد علاقه اشان به دنبال آن هستند عبارتند از:

 یک اخلاق خوب که فقط مختص به شوخی و مزه ریختن با دیگران نمی شود
 وفاداری (هیچ زنی وجود یک هوو را تحمل نمی کند)
 احترام
 مهربانی
 گرما
 هوشمندی
 تفاهم
موارد بالا را به خاطر بسپارید، چرا که شانس شما برای اینکه مرد مورد علاقه خانمی باشید را افزایش می دهد. نگران نباشید لازم نیست نقش مرد رویائی را بازی کنید که سوار بر اسب سفید برای خوشبخت کردن خانمی از راه می رسد. 

a

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱/۱٧ توسط زهرا | نظرات ()
فنون زیبایی خانم ها picture

مهمترین و حساس ترین عضو بدن که در عین حال نقش مهمی در زیبایی ایفا می کند, پوست است. بهتر است بگوییم پایه زیبایی صورت داشتن پوستی زیبا , سالم و نرم است. به چند نکته مهم برای داشتم پوستی سالم

توجه کنید:
۱ – تغذیه مناسب اثر بسیار مطلوبی روی پوست صورت دارد. میوه و سبزیجات تازه( بخصوص سبزیجاتی که رنگی هستند مانند هویچ, گوجه فرنگی و کرفس) را حتما در رژیم غذایی خود جای دهید.
۲ – از خوردن سرخ کردنی ها و سسهای چرب خودداری کنید.
این را بدانید که اولین اصل برای داشتن پوست زیبا و شاداب , درونی سالم است.
۳ – یکی از مهمترین مراقبت های پوست ،تمیز نگاه داشتن آن است. گرد و غبار , آلودگی هوا, کم بودن رطوبت هوا از جمله عواملی هستند که باعث پیری زود رس می شوند.
اما در ابتدا به چگونگی تمیز کردن پوست صورت می پردازیم:
بهترین روش برای از بین بردن آلودگی پوست, پاک کننده های مناسب است هرگز از صابون عادی برای شستشو صورت استفاده نکنید زیرا باعث خشکی و شکستگی آن می شود.
هرگز با آرایش نخوابید, زیرا بهترین زمان برای تغذیه و تنفس پوست ،شب هاست. بنابر این قبل از خواب صورت خود را تمیز کنید و سپس کرم شب و دور چشم را استفاده کنید.

برای تمیز کردن صورت به این نکات توجه کنید:
۱ – ابتدا صورت خود را با شیر پاک کن تمیز نموده سپس با آب فراوان ۱۰ تا ۱۵ بار شستشو دهید.
۲ – بدون اینکه پوست را خشک کنید بعد از ۵ دقیقه کرم شب را به صورت مالیده و کرم دور چشم را زیر چشم از استخوان بالای گونه به طرف داخل با نوک انگشتان با حرکاتی آرام بمالید.
هرگز دور چشم را ماساژ ندهید زیرا پوست این ناحیه بسیار حساس است , سعی کنید همیشه دور چشم را مرطوب نگه دارید.

شلوار های جین کشی زیبا هستند اما هرکسی در آن احساس راحتی نمی‌کند. در عوض شلوارهای جین راسته، شبیه شلوارهای کش هستند اما پاچه آنها تنگ و چسب نیست. این نوع شلوارهای جین راسته شما را قد بلندتر و باریک تر نشان می‌دهند.

اگر می‌خواهید یک کیف را در چند فصل استفاده کنید، به پیشنهاد ما توجه کنید. یک کیف کلاسیک با ظاهری شبیه خورجین شتر. حتما به سایز آن توجه کنید که زیاد بزرگ یا کوچک نباشد . به راحتی می‌توانید آن را با انواع جین‌ها یا کت و شلوار ست کنید.

استفاده از طلا و نقره با هم به نظر موجه می‌رسند، اما هیچ وقت گوشواره‌های طلا با نگین قرمز را به همراه ساعت طلای زرد و گردنبند طلا سفید نیاندازید.
در این صورت انگار یادتان رفته که چه نوع جواهراتی را با هم به کار برده‌اید و به نظر می‌رسد که فقط خواسته‌اید جواهراتی را که دارید به نمایش بگذارید بدون این‌که هیچ‌گونه هماهنگی داشته باشد.

اگر موهای سفیدتان رشد زیادی دارند و دایم باید آن را رنگ کنید از رنگ موهای تیوپی استفاده کنید.این تیوپ‌های رنگ درد سر وکثیفی مخلوط کردن اکسیدان و رنگ را ندارند چون هر دو با هم از تیوپ خارج می‌شوند.
آیا می‌خواهید هرچه سریعتر از شر چین و چروک‌هایتان خلاص شوید؟ می‌توانید نوارهای کاغذی مخصوص را از داروخانه تهیه کنید( البته اگر این چسب‌ها در داروخانه‌های ایران هم موجود باشد) و شب‌ها قبل از خواب آن را روی خط‌های پیشانی و یا چروک‌های دور چشم بچسبانید و صبح آنها را کنده و در همان نقاط کرم ضد چروک بمالید.

اگر پوستی خشک دارید به جای استفاده از پنکیک یا رژگونه‌های پودری از کرم پودر یا رژگونه‌های کرمی استفاده کنید.
سایه‌ای را انتخاب کنید که از رنگ طبیعی گونه‌هایتان روشن‌تر باشد چون چهره شما را شاداب و زنده‌تر نشان می‌دهد. با انگشت اشاره رژگونه کرمی را روی گونه با ضربات کوچک پخش کنید.
اگر به حفاظت از چشمتان در مقابل اشعه ماوراء بنفش توجه نمی‌کنید منتظر افزایش خطر بیماری‌های چشم‌تان باشید.
بنابراین به دنبال عینک‌های آفتابی باشید که حداقل ۹۹ درصد اشعه‌های ura و urb را برگردانند.

پیراهن‌های نخی مخصوصا برای تابستان بسیار مناسب و زیبا هستند اما مراقب طرح روی آن باشید. گل‌های روشن باید کوچک باشند و گل‌های تیره درشت. می‌توانید آن را با یک ژاکت خشک و شق ورق یا یک کمربند سفت و پهن بپوشید.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

 

  

فرق نیمرو درست کردن :

 آقایان و خانم ها !

 

خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟

۱-ماهیتابه را میزارن رو گاز
۲- توی ماهیتابه روغن میریزن
۳- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
۴- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
۵- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن

آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟
۱- توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
۲- توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
۳- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
۴- توی ماهیتابه روغن میریزن
۵- توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
۶- یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
۷- چند تا فحش میدن
۸- دنبال کبریت میگردن
۹- با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
۱۰- ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد )!
۱۱- ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
۱۲- تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
۱۳- چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
۱۴- میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
۱۵- تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
۱۶- روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
۱۷- تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
۱۸- دنبال نمکدون میگردن
۱۹- نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
۲۰- دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
۲۱- نمکدون رو پر از نمک میکنن
۲۲- صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
۲۳- نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
۲۴- بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
۲۵- چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
۲۶- توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
۲۷- با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
۲۸- صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
۲۹- سریع برمیگردن توی آشپزخونه
۳۰- تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
۳۱- ماهیتابه رو میندازن توی سینک
۳۲- دنبال ظرفهای مسی میگردن
۳۳- قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
۳۴- چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
۳۵- یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
۳۶- چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
۳۷- یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
۳۸- روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
۳۹- چند تا فحش میدن و بلند میشن
۴۰- نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
۴۱- قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
۴۲- چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
۴۳- با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
۴۴- پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن

 و

۴۵- نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن ! ! !

This Is A Men World . . . 


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱/۱٠ توسط زهرا | نظرات ()


اس ام اس تبریک سال نو

—————————

امروز ۲ نفر آدرس و شماره تلفنت رو ازم خواستن منم بهشون دادم

یکیشون خوشبختی و اون یکی سعادت

سال ۸۹ میان سراغت !

—————————

عاقبت زمستون رفت و رو سیاهیش برای ما موند !

امضاء حاجی فیروز !!!

—————————

دنیا را برایتان شاد شاد و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزو مندم

هر روزتان نوروز . . . سال ۸۹ مبارک

—————————

تو عید میوه ها گرون میشه ، قدر خودتو بدون گلابی !!!

—————————

شیشه می شکند و زندگی می گذرد.

نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

نوروز ۸۹ مبارک

—————————

با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

—————————

لحظه ای که سال تحویل می شه

تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی

کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه

تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه

سال ۸۹مبارک

—————————

در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم

نوروز ۸۹ مبارک

—————————

بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است

نوروز مبارک

—————————

چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را بریم

رقم زدی امسال با رفتنت بد ترین نوروز را تجربه میکنم

امید وارم شیرینی لحظهایت به اندازه تلخی لحظها هایم زیاد باشد

—————————

ستاره بختتان بالا
سپیده صبحتان تابناک
سایه عمرتان بلند
ساز زندگیتان کوک
سرزمین دلتان سبز
سال جدید مبارک

—————————

دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند

—————————

اس ام اس سرکاری مخصوص عید نوروز ۸۹

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز،

امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز، اسگول شدی امروز!

—————————

e

… ei

… eid
. .. eide

. .. eidele ghafel

. .. didi sale 88 ham tamoom shod?

—————————

با توجه به گران شدن نرخ sms پیشاپیش نوروز ۸۹ ، ۹۰

تولدت ، تولدم ، پیوندتان و قدم نورسیده مبارک.نور به قبرت بباره !!

—————————

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
سال نو و نوروز باستانی مبارک
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز ۸۹ مبارک
—————————
با آرزوی
۱۲ ماه شادی،
۵۲ هفته پیروزی،
۳۶۵ روز سلامتی،
۸۷۶۰ ساعت عشق،
۵۲۵۶۰۰ دقیقه برکت،
۳۱۵۳۰۰۰ ثانیه دوستی.
سال نو مبارک باد
—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
********سال نو مبارک********

><(((>
><(((>
><(((>
من اولین کسی بودم که برای تو ماهی عید فرستادم.
سال نو مبارک
—————————
بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
—————————
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو،
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
—————————
عاقبت زمستان رفت و رو سیاهیش برای ما موند
..

….
….
امضا
حاجی فیروز
—————————
سایه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستی بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
این است هفت سین آریایی
نوروز مبارک
—————————
بهار،نـیم بهار،ربـع بـهار، بهار را قسمت کردند؛بازارشان سکه شد!
دوست عزیز سبز ترین و همیشگی ترین بهار ها را برایت آرزو مندم
—————————
سلامتی
سعادت
سیادت
سرور
سروری
سبزی
سرزندگی
هفت سین سفره زندگیتان باشد.
نوروز مبارک
—————————
نزدیک عیده، توی خونه ت*****یه دلت، مارو بیرون نکنی!!!
—————————
امروز ۲ نفر از من آدرس و شماره تلفن تو رو گرفتن که بیان پیشت
منم دادم. سال دیگه می یان سراغت
یکیشون خوشبختی بود
اون یکی هم موفقیت
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
سلام، ببخشید این موقع شب بیدارت کردم.
.
.
خواستم یادآوری کنم: سال نو شده.
.
.
.
کم‌کم باید از خواب زمستونی بیدار بشی
—————————
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی . نوروز مبارک
با تبریک سال نو
—————————
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد
رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما
آن هم شب عید تقدیم تو باد
—————————
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سنبل خوشبو
مثل سیب خوش رنگ
و مثل سکه با ارزش باشید
سال نو مبارک
—————————
سال و مال و فال و حال و اصل و نسل و بخت و تخت
بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش،
اصل ثابت، نسل باقی، تخت عالی، بخت رام
******** سال نو مبارک ********
—————————
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸٩/۱/۱٠ توسط زهرا | نظرات ()

داستان کوتاه

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. “رضایت کامل”.

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

 

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.

داستان کوتاه

خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش “زندگی” و “عشق به همنوع” به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.

بد نیست بدانید که تدى استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است

همین امروز گرمابخش قلب یک نفر شوید… وجود فرشته ها را باور داشته باشید

و مطمئن باشید که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت





از قهوه خانه تا پیتزا فروشی(شغل دوم فوتبا لیست ها)

برخلاف تصور همه که فکر می کنند پول در فوتبال است، فوتبالی ها معتقدند پول در بیرون مستطیل سبز است.


ر روزگاری که فوتبال کشورمان را حرفه ای خطاب می کنند، ورزشکاران ما با داشتن چند شغل غیر از فوتبالشان عملا نشان داده اند که فوتبالشان حرفه ای نیست. وفوتبال تنها یکی از حرفه های آن هاست. درروزگار ما، پول وفوتبالست های ایرانی مسیرشان یکی شده وبازیکنان تنها به پول فوتبال دل نبسته اند و رو به کارهای متفاوتی آورده اند تا پس از پایان عمر ورزشی شان از لحاظ مالی در شرایط خوبی باشند.
دراین گزارش به سراغ شغل دوم و.... برخی بازیکنان فوتبال ومربیان و در انتها چند تن از غیر فوتبالیست ها می رویم.

درابتدا از علی داییشروع می کنیم که اوهمان طور که در زمین سبز عناوین و رکوردهای ملی و بین المللی را تصاحب کرده ، در زمینه ی اقتصادی هم سرمایه گذاری کلانی انجام داده است.
فعالیت های اقتصادی او از تولیدی پوشاک ورزشی گرفته تا برج سازی و مغاره داری وشرکت در تجارت جهانی، مشارکت در ساخت یک شهرک توریستی دراطراف چالوس، مالکیت چندین فروشگاه و گالری کفش ولباس درمراکز خرید یوسف آباد، منیریه، میدان محسنی و میلاد نور وهمچنین اداره موسسه پوشاک ورزشی دایی را شامل می شود. دایی عنوان پولدارترین ورزشکار ایرانی را یدک می کشد.
 
 
بعد از دایی نوبت به غزال تیزپای فوتبال کشورمان می رسد که فعلاً او رقیب اصلی دایی به شمار می رود.
خدا داد عزیزی علاوه برمالکیت یک گالری طلا فروشی درخیابان کریم خان زند ، صاحب یک شرکت تولید قطعات یدکی در سنگاپور نیز هست ودر دبی هم سرمایه گذاری های خوبی انجام داده است.



جواد نکو نام
بیرون فضای فوتبال حسابی فعال است و شهرت برای آقا جواد بدجوری کار ساز و پول ساز شده و جواد در کار واردات عطر وپوشاک فعالیت خوبی دارد وهم چنین به اتفاق چند تن از دوستانش یک شرکت تولید پوشاک ولوازم ورزشی تاسیس کرده است. البته او در اسپانیا روزگار می گذراند وکارهایش را دوستانش برایش انجام می دهند
یحیی گل محمدی، بازیکن سابق تیم ملی وپرسپولیس ، به همین چند روزه شهرت وقدرت، دل خوش نکرد واداره یک آرایشگاه مجهز به نام هنر پرشیا را برعهده دارد ویک قهوه خانه هم به نام سیاوش در میدان هفت تیر تهران دارد.



کریم خان باقری هم که این روزها به ستاره لیگ بدل شده ومرتب برای پرسپولیس گلزنی می کند،  در امر صادرات فرش و ارز آوری هم تجربه و تبحر بالایی دارد ، باقری به همراه پدر همسرش ویکی از تجار فرش فعالیت اقتصادی انجام میدهد.البته گفته می شود که کریم باقری تعدادی تریلی دارد که کارهای ترانزیتی انجام می دهند .




حسین کعبی، ها فبک استیل آذین سود وپول را در صنعت پررونق خرید و فروش ملک و ساخت وساز دیده والبته چند باب مغازه و منزل نیز دارد که با اجاره و رهن آنها برای خودش منبع درآمد دست وپا کرده است.



کریمی هم که عاشق پیتزا است .یک پیتزا فروشی بزرگ در کرج باز کرده تا به آرزوی کودکی اش برسد علی کریمی بازار تجارت را مثل فوتبالش خوب دریبل می زند. این بازیکن سال  قبل کارخانه تولید لوازم آرایشی  داشت وهم چنین حالا درکنار پیتزا فروشی درکار ساخت و ساز است و در فردیس کرج ساختمان سازی می کند.
 


از میان مربیان پرمشغله می توان علی پروینرا نام برد.
فعالیت های اقتصادی علی آقا شامل تمام رشته ها می شود از نمایشگاه ماشین و مانتو فروشی گرفته تا دفتر بیمه وخرید وفروش زمین . دفتر بیمه علی پروین  در خیابان توانیراست  ونام سلطان سبب شده تا شرکت ها وافراد بسیاری در دفتر بیمه او خود را بیمه کنند.
 

حسین رضا زاده ، ورزشکار غیر فوتبالی، سرپرست فعلی فدارسیون وزنه برداری، شرکت ها ی بیمه ای در اردبیل دارد و توانسته با توجه به آوازه ونامش مشریان زیادی برای خودش دست وپا کند.



تکواند وکار نامی کشورمان که نماینده مردم تهران در شورای اسلامی شهر تهران است، نمایندگی آدیداس را که برند بسیار مطرحی درتولید لوزام ورزشی است را در اختیار دارد، البته نمایندگی هادی ساعی به لوازم وتجهیزات ورزشی های رزمی  محدود می شود.




حمید سوریان ، فرنگی کار شایسته کشورمان که مدال های طلای رقابت های جهانی را در کار نامه دارد در عرصه تجارت و پول در آوردن نیز عملکرد فوق العاده ای داشته و با شهرداری پایتخت در پروژه های عمرانی همکاری قابل توجهی دارد. سوریان مدیر تربیت بدنی شهرداری شهر ری است و روی مجموعه ورزشی حمید سوریان در شهر ری نظارت دارد. هم چنین او با قرار دادی یک میلیارد تومانی طرح سامان دهی پیاده روهای تهران را دردست گرفت.
 
 



/
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٢/۸ توسط زهرا | نظرات ()

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:

آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

 

بسم الله الرحمن الرحیم.. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)

ای خدا! کاری کن که دزدان کور شوند ممنونم! (صادق بیگ زاده / 11 ساله)

خدایا! در این لحظه زیبا و عزیز از تو می‌خواهم که به پدر و مادر همه بچه‌های تالاسمی پول عطا کنی تا همه ما بتوانیم داروی "اکس جید" را بخیریم و از درد و عذاب سوزن در شبها رها شویم و در خواب شبانه‌یمان مانند بچه‌های سالم پروانه بگیریم و از کابوس سوزن رها شویم... (مهسا فرجی / 11 ساله)

دلم می‌خواهد حتی اگر شوهر کنم خمیر دندان ژله‌ای بزنم! (روشنک روزبهانی / 8 ساله)

خدایا! شفای مریض‌ها را بده هم چنین شفای من را نیز بده تا مثل همه بازی کنم و هیچ‌کس نگران من نباشد و برای قبول شدن دعا 600 عدد صلوات گفتم ان شاء الله خدا حوصله داشته باشد و شفای همه ما را بدهد. الهی آمین. (مهدی اصلانی / 11 ساله)

خدایا! دست شما درد نکند ما شما را خیلی دوست داریم! (مینا امیری / 8 ساله)

خدایا! تمام بچه‌های کلاسمان زن داداش دارند از تو می‌خواهم مرا زن دادش دار کنی! (زهرا فراهانی / 11 ساله)

ای خدای مهربان! من سالهاست آرزو دارم که پدرم یک توپ برایم بخرد اما پدرم بدلیل مشکلات نتوانسته بخرد. مطمئن هستم من امسال به آرزوی خودم می‌رسم. خدایا دعای مرا قبول کن... (رضا رضائی طومار آغاج / 13 ساله)

ای خدای مهربان! من رستم دستان را خیلی دوست دارم از تو خواهش می‌کنم کاری کنی که شبی او را در خواب ببینم! (شایان نوری / 9 ساله)

خدایا ماهی مرا زنده نگه دار و اگر مرد پیش خودت نگه دار و ایشالله من بتوانم خدا را بوس کنم و معلم‌مان هم مرا بوس کند!! (امیرحسام سلیمی / 6 ساله)

خدیا! دعا می‌کنم که در دنیا یک جاروبرقی بزرگ اختراع شود تا دیگر رفتگران خسته نشوند! (فاطمه یارمحمدی / 11 ساله)

ای خدا! من بعضی وقت‌ها یادم می‌رود به یاد تو باشم ولی خدایا کاش تو همیشه به یاد من بیوفتی و یادت نرود! (شقایق شوقی / 9 ساله)

خدای عزیزم! سلام. من پارسال با دوستم در خونه‌ها را می‌زدیم و فرار می‌کردیم. خدایا منو ببخش و اگه مُردم بخاطر این کار منو به جهنم نبر چون من امسال دیگه این کار رو نمی‌کنم! (دلنیا عبدی‌پور / 10 ساله)

آرزو دارم بجای این که من به مدرسه بروم مادر و پدرم به مدرسه بروند. آن وقت آنها هم می‌فهمیدند که مدرسه رفتن چقدر سخت است و این قدر ایراد نمی‌گرفتند! (هدیه مصدری / 12 ساله)

خدایا مهدکودک از خانه ما آنقدر دور باشد که هر چه برویم، نرسیم. بعد برگردیم خانه با مامان و کیف چاشتم. پاهای من یک دعا دارند آنها کفش پاشنه بلند تلق تلوقی (!) می‌خوان دعا می‌کنند بزرگ شوند که قدشان دراز شود! (باران خوارزمیان / 4 ساله)

خدایا! برام یک عروسک بده. خدایا! برای داداشم یک ماشین پلیس بده! (مریم علیزاده / 6 ساله)

خدایا! می‌خورم بزرگ نمیشم! کمکم کن تا خیلی خیلی بزرگ شوم! (محمد حسین اوستادی / 7 ساله)

خدایا! من دعا می‌کنم که گاو باشم (!) و شیر بدهم تا از شیر، کره، پنیر و ماست برای خوراک مردم بسازم! (سالار یوسفی / 11 ساله)

من دعا می‌کنم که خودمان نه، همه مردم جهان در روز قیامت به بهشت بروند. (المیرا بدلی / 11 ساله)

خدای قشنگ سلام! خدایا چرا حیوانات درس نمی‌خواننداما ما باید هر روز درس بخوانیم؟ در سال جدید دعا می‌کنم آنها درس بخوانند و ما مثل آنها استراحت کنیم! (نیشتمان وازه / 10 ساله)

اگر دل درد گرفتیم نسل دکترها که آمپول می‌زنند منقرض شود تا هیچ دکتری نتواند به من آمپول بزند! (عاطفه صفری / 11 ساله)

خدای مهربان! من یک جفت کفش می‌خواهم بنفش باشد و موقع راه رفتن تق تق کند مرسی خدایا! (رویا میرزاده / 7 ساله)

خدایا! من یک دوستی دارم که پدرش کار نمی‌کند فقط می‌خوابد و همین طور تریاکی است! خدایا کمک کن که از این کار بدش دست بردارد.. خدایا ظهور آقا امام زمان را زود عنایت فرما.. (لیلا احسانی فر / 11 ساله)

در یادداشت دبیر جشنواره در ابتدای کتاب نوشته شده:

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

 

پی نوشت۱)نقل قول از یه جایی از یه دوستی

پی نوشت ۲)به زودی زود میام...

چگونه از دندان‌پزشکی سالم خارج شویم؟

١- با دندان‌پزشکتان سر فوتبال بحث نکنید، شاید پرسپولیسی بود

٢- در مورد دندان‌هایی که نزد دندان‌پزشکی دیگر پر کرده‌اید به او گلایه نکنید، ممکن است خود را موظف بداند به خرج شما تمام افتضاحات پیشینیان را بر طرف سازد

٣-  قانعش کنید بین زدن آمپول بی حسی و شروع به کار پر کردن دندان، بیشتر از نیم ساعت فاصله نگذارد. ویسکی هم بود اثرش می‌پرید

۴- وقتی دستش تا مرفق در دهان شماست، وول نخورید. دستش خط می خورد لثه تان جر.

۵- موقع خروج، وقتی خانم منشی برای جلسه بعد وقت تعیین کرد برنگردید بگویید«پس یکشنبه می بینمتون». آنجا دندانپزشکی است نه کافی شاپ

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ توسط زهرا | نظرات ()

می دونی زندگی ما تو دنیا شبیه چیه ؟ اصلا تا حالا بهش فکر کردی !!!

(اوشو ) تصور خودشو اینطوری به زبان آورده :

به دنیا پا نهاده ای ، درست مانند :  کتابی باز ، ساده و نانوشته ...

باید سرنوشت خود را رقم بزنی ...   خود و نه کس دیگر...

چه کسی میتواند چنین کند ؟  چگونه ؟ چرا ؟

به دنیا آمده ای !  هم چون یک بذر زاده شده ای ، میتوانی همان بذر بمانی و بمیری ، اما می توانی گل باشی و بشکفی ، میتوانی درخت باشی و ببالی !!


 

10 کلید طلایی که هر زن شیک باید داشته باشد

ارسال کننده: رحمان شجاعی   طبقه بندی: روانشناسی، مطالب جالب، 

مجلات مختلف همچون الی و ووگ چیزهای زیادی در مورد نحوه لباس پوشیدن می گویند، اما واقعیت این است که زنان همانند مردان نیاز به چیزهای دارند که داشتن آنها برای اینکه شیک و مد باشند، ضروری است و بدون آنها مثل این است که یک راهبه و فرد روحانی بدون دعا و نماز باشد

1- یک پیراهن مشکی:

داشتن آن برای هر زنی ضروری است. این لباس اشخاصی مانند آدری هیپبرن درفیلم  صبحانه ای برای تیفانی و مونیکا بلوچی در فیلم مالن را ماندگار کرد. پیراهن مشکی لباسی است که می توان آن را در تمام موقعیتها و در هر زمان و مکانی پوشید.

2- یک کیف دستی شیک و با کیفیت خوب:

 کیف هایی که از مواد خوبی تهیه شده باشند و ظاهر شیکی داشته باشند، باعث می شوند که به شما توجه شود. کیف نخستین چیزی که افراد متخصص مد و خوش سلیقه در افراد مشهور به آن توجه می کنند.

3- عینک آفتابی:

 عینکها مکمل صورت شما هستند و زمانی که آن را به چشم می زنید، شما را اسرار آمیز و مرموز نشان می دهند.

4- یک دستبند یا النگوی طلا:

به شما زیبایی و شیکی خاصی می بخشد. خصوصا اگر دستبندی داشته باشید که نام شما در سرتاسر آن نوشته شده باشد.

5- عطری گرانبها و خوشبو:

بوی فریبنده و برانگیزنده عطری عالی، حسی از جذابیت و فریبندگی و مرموز بودن را به شما می بخشد. این عطر باعث می شود که فردی آن را بو کرده است، بخواهد تا شما را بشناسد و اسرار شخصیت شما را بداند.

6- کفش هایی عالی با پاشنه بلند:

این کفش ها ظاهر شما را برازنده تر می کنند و با آنها زیباتر قدم بر می دارید.

 7- کت پوست و خز یا کتی از چرم عالی:

خواه شما به خز اعتقاد داشته باشید یا نه( در این صورت می توانید از نمونه مصنوعی استفاده کنید) یک کت خز همیشه قابل پوشیدن است و همیشه زیبا و شیک است. خزهای گران قیمت، پوست سمور و روباه است و نمونه ارزان، پوست و خز خرگوش است. یادتان باشد یک کت از چرم بسیار عالی می تواند جایگزین یک کت خز شود.

 8- یک ساعت جواهرنشان و شیک:

 نیازی نیست که مارک خیلی معروف و گرانی باشد. فقط کار کند و شیک و زیبا باشد.

9- روسری های ابریشمی:

این نوع روسری ظاهر شما را بهتر نشان می دهد و هیچ وقت از مد نمی رود.

   10- اعتماد به نفس:

 اینکه لباس را به خوبی بپوشید و با اعتماد به نفس رفتار کنید، هیچ هزینه ای برای شما ندارد. خودتان باشید و به خودتان اعتقاد داشته باشید

 

 

تعلل کشورهای طرف مذاکره ایران در زمینه تبادل سوخت هسته‌ای حتی پس از آنکه رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، سه‌شنبه هفته گذشته در گفت‌وگوی تلویزیونی خود با صراحت از آمادگی ایران خبر داد، موجب شد وی صبح امروز در نخستین نمایشگاه دستاوردهای مرکز ملی علوم و فنون لیزر ایران، دستور آغاز غنی‌سازی 20 درصد را صادر کرد.

این دستور در شرایطی از سوی دکتر احمدی‌نژاد صادر شد که وی هفته گذشته از اطمینان خود نسبت به همکاری طرف‌های مذاکره کننده خبر داده بود، با این حال، وی امروز به رئیس سازمان انرژی اتمی دستور داد با سانتریفیوژهایی که دارید غنی‌سازی 20 درصد را آغاز کنید.

وی البته خاطرنشان کرد راه تعامل باز است، اگر این کشورها بدون پیش شرط بیایند راه برای تبادل همکاری باز است، به طوری که حتی رئیس سازمان انرژی اتمی از این دستور به نوعی آماده‌باش تعبیر و خطاب به غرب تاکید کرد فرصت زیادی برای تبادل سوخت ندارد.

به نظر می‌رسد تعلل غرب در اقدام برای تبادل سوخت در حالی که حدود 4 ماه از مذاکرات وین می‌گذرد، دلیل اصلی دستور رئیس‌جمهور برای تولید سوخت 20 درصد باشد چرا که با گذشت زمان و نزدیک شدن به پایان سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران، در صورتی که جمهوری اسلامی دست برتر را نداشته باشد، طرف مقابل امکان امتیازگیری و تحمیل خواسته‌های خود را خواهد داشت.

رآکتور تهران، رآکتوری تحقیقاتی است که نیاز دارویی بیش از 180 بیمارستان داخل کشور را تولید می‌کند، رادیوداروهایی که در این رآکتور تولید می‌شوند، اغلب با نیمه عمر بسیار کوتاه هستند که حتی در برخی موارد امکان انتقال آن‌ها از یک کشور دیگر به داخل وجود ندارد.

احمدی‌نژاد همچنین از دستیابی ایران به دانش غنی‌سازی اورانیوم به وسیله لیزر خبرداد و گفت: استفاده از لیزر باعث انقلاب در صنعت و فنون می‌شود و از لیزر می‌توان در غنی‌سازی اورانیوم نیز استفاده کرد و ما به این فناوری دست پیدا کرده‌ایم و می‌توان به وسیله آن غنی‌سازی با سرعت و دقت بالا انجام داد با هر درصدی که بخواهید؛ ولی ما الان بنا نداریم که از آن استفاده کنیم.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ توسط زهرا | نظرات ()

 

 

خدایا...مرا ببخش اگر نفهمیده به تو خورده می گیرم.

مرا بفهم اگر تو را نمی فهمم.

و به من نشان بده چیزهایی را که نمی بینم.

 

دیوانگی هایم در حد خود من است! در حد انسان بودنم....

که خدایم گواه است می کوشم باشم!

تو می کوشی من بیشتر شوم و من سختم است...

خوب می دانی که خوب ماندن سخت است.

 

خدایا مرا داری بزرگ می کنی؟

و من هراسان که نکند اسباب بازی هایی را که از من گرفته ای دیگر به من بازنگردانی!

آخر من کوچکم هنوز...

خدایا! یادت هست افتادم و گریه کردم؟

مرا ببخش اگر از افتادن می ترسم! اگر در برابر بزرگ شدن ایستادگی می کنم.

اگر می جنگم تا خورد نشوم و دوباره ساخته شوم...

ولی مگر می شود تو بخواهی و من نه؟

بگو قدم بعدی چیست....  با اشک هایم هم شده می آیم! فقط تو تنهایم نگذار.

حتی آن زمان که فریاد می زنم بر سرت که چرااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٦ توسط زهرا | نظرات ()

در زیر یه نامه می بینید که اسرارآمیزه. می دونید چرا ؟

نامه رو به دو طریق بخونید : یک بار کامل بخونیدش و بار دوم از بالا یک خط در میان بخونید ! چه تفاوتی احساس می کنید ؟

محبت شدیدی که سابقاً به تو ابراز می کردم

دروغ وبی اساس بود و در حقیقت نفرت به تو

روز به روز زیادتر می شود و هرچه بیشتر ترا می شناسم

پستی و وقاحت تو بیشتر در نظرم آشکار می گردد.

در قلب خود احساس می کنم که ناچار باید

از تو دور باشم و هیچگاه فکر نکرده بودم که

شریک زندگی تو باشم زیرا ملاقاتهایی که اخیرا با تو کردم

طبیعت و زمانه روح پلیدت را آشکار ساخت و

بسیاری از اخلاق و صفات تو را به من شناساند و می دانم که

خشونت طبع و تند خوئی ترا بدبخت خواهد کرد.

اگر عروسی ما سر بگیرد مسلما همه عمر خود را با تو

به پریشانی و بد بختی خواهم گذراند و بدون تو عمر خود را

در نهایت شادکامی طی خواهم کرد در نظر داشته باش که روح من

هیچگاه به تو رام نخواهد شد و نفرت و کینه ام پیوسته

متوجه تو است این نکته را باید در نظر داشته باشی و بدانی که

از تو می خواهم آنچه را که گفته ام شوخی و مسخره نکنی و بدانی که

این نامه را از صمیم قلب می نویسم و چقدر تاسف می خورم اگر

باز هم در صدد دوستی با من باشی با نهایت نفرت از تو می خواهم

که از پاسخ دادن به این نامه خودداری کنی زیرا نامه های تو سراسر

مهمل و دروغ است و نمی توان گفت که دارای

لطف و حرارت می باشد بطور قطع بدان که همیشه

دشمن تو هستم و از تو به شدت متفنر هستم و نمی توانم فکر کنم که

دوست صمیمی و وفادار تو هستم!



ادامه مطلب...

چکیده 

اصـلاح و اصـلاحـات دو واژه اى هـستند که پس از دوم خرداد 1376 در جامعه اسلامى ایران فـراوان اسـتـعمال مى شود. مقام معظم رهبرى در سالهاى اخیر بیانات و رهنمودهایى در این مـورد داشـتـه انـد. این مقاله سعى دارد دیدگاههاى ایشان را در این زمینه بیان کند. تعریف اصـلاحـات ، ضـرورت و اهـمـیـّت ، انـواع ، مـوضـوعـات ، نـکـات قابل توجه و آسیب شناسى اصلاحات از جمله مباحث این نوشتار است . 

کـلیـد واژه هـا: اصـلاح ، اصـلاحـات ، اصـلاح طـلبـى ، اصـلاحـات انـقـلابـى و اسلامى ، اصلاحات آمریکایى . 

مقدمه 

شـعارهاى اصلاح و اصلاح طلبى و اصلاحات همواره به عنوان مبنایى براى ایجاد تغییر در نظامهاى سیاسى مورد استفاده احزاب ، گروهها و جریانهاى سیاسى قرار گرفته است و معمولا از آن در انتخابات بیشتر استفاده مى شود. اصلاحات به معناى سامان بخشى به نـظـم مـوجـود در جـهت نیل به وضع مطلوب و سازگارى با شرایط و مقتضیات زمان است . بـر ایـن اسـاس ، اصـلاحـات هـمـان روش بـهـبـود و سـازمـان بخشى به وضع موجود به شـکـل تـدریـجـى در زنـدگـى سیاسى ، اجتماعى و اقتصادى و ایجاد تغییرات سودمند به شـیـوه تـکـامـلى و مسالمت آمیز جهت دستیابى به تعادل نظام و رفع معایب ، تصحیح خطاها براى جلوگیرى از هرگونه بحران در جامعه است . علاوه بر این ، اصلاحات ممکن است یک راه و روش جدید برنامه ریزى شده برون رفت از تنگناها و مشکلات جامعه از طریق تغییر ساختار و نظمى بهتر، کارآمدتر و خردمندانه تر با به کارگیرى منابع مادى و انسانى باشد. 

نـظـام جـمـهـورى اسـلامـى ایـران ، در طـول تـحول خود در مقاطع و دورانهاى مختلف پس از شکل گیرى على رغم همه دشواریها، با ابتناء به آموزه هاى دینى و آرمان متعالى اسلام و اصـل پـویـاى اجتهاد که در اصل ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسى تبلور یافته است ، اصـلاحـات زیـادى در جـامـعـه انـجام داده است . از جمله این موارد، اصلاح زیر ساختهاى مهم سـیـاسـى ، اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى ، حقوقى و نظامى و امنیتى باقى مانده از رژیم پادشاهى بوده است . این روند در سالهاى بعد از پایان جنگ تحمیلى و دوران سازندگى در زمـیـنـه اصـلاح زیـر سـاخـتـهـاى اقـتـصـادى و سـازنـدگـى ادامـه داشـت . امـا بـه دلیـل نـادیـده انگاشتن عدالت اجتماعى ، شرایطى را فراهم کرد که منشاء اصلى تحولات سـالهـاى بـعـدى در زمـینه پذیرش شعار اصلاح طلبى و اصلاحات در سالهاى 1375 و 1376 ش شد. 

مـقـام مـعـظـم رهـبـرى ، حـضـرت آیـت اللّه العـظـمـى خـامـنـه اى در طـول سـالهـاى ریـاسـت جمهورى جناب آقاى خاتمى که محور اصلى کارش ، شعار اصلاح طـلبى بود، رهنمودهاى مهمى در زمینه اصلاح ، اصلاح طلبى و اصلاحات ایراد کرده اند. مـقـاله حـاضـر در صـدد اسـت تـا دیدگاههاى معظم له را در زمینه هاى تعریف ، ضرورت ، اولویت ها، انواع و آسیب هاى اصلاحات توضیح دهد. 

تعریف اصلاحات از دیدگاه مقام معظم رهبرى 

 

در ادبـیـات سـیـاسـى ، دو واژه ((انـقـلاب )) و ((اصـلاحات )) از نظر معنا و کاربرد با هم مـتـفـاوت انـد دامنه تغییرات در انقلاب بسیار گسترده تر، اساسى تر، بنیادى تر و همه جـانـبـه تـر از اصلاحات است . حال سؤ الى که مطرح مى شود این است که رابطه این دو چیست ؟ آیا انقلاب شامل اصلاحات نیز مى شود یا اینکه این دو اصطلاح ، دو مقوله جدا از هم مى باشند؟ در جواب این پرسش مى توان گفت که چون تغییر و تحولات در انقلاب بسیار گـسـتـرده تـر از اصـلاحـات است ، انقلاب شامل اصلاحات نیز مى شود. به عبارت دیگر، وقـتـى انـقلاب به وقوع مى پیوندد، اصلاحات نیز در جامعه خود به خود انجام مى شود. اصـولا یـکـى از اهـداف مـهـم انـقـلاب در جـامـعه ، اصلاح امور است که اصلاحات سیاسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى ، حقوقى و... را در بر مى گیرد. 

مقام معظم رهبرى به این نکته مهم توجه کرده ، معتقدند که اصلاحات در ذات و هویت انقلاب نـهـفـتـه اسـت . بـه عـبـارت دیـگـر، انـقـلاب از نـظر ایشان بزرگ ترینِ اصلاحات است . حال با توجه به موارد فوق ، این دو اصطلاح از دیدگاه ایشان تعریف خواهند شد: 

اصـلاحـات یـعـنـى ایـن کـه نـقـاط مـثبت و منفى را فهرست کنیم و نقاط منفى را به نقاط مثبت تبدیل کنیم . (1) 

ایشان در جاى دیگر در تعریف اصلاح و رابطه آن با انقلاب مى گویند: 

اصـلاح ایـن اسـت که هر نقطه خرابى ، هر نقطه نارسایى و هر نقطه فاسدى به نقطه صـحـیـح تبدیل شود. انقلاب خودش یک اصلاح بزرگ است ... خودِ انقلاب ، بزرگ ترین اصـلاح اسـت ، تـداوم اصـلاحـات در ذات و هـویـت انـقلاب نهفته است ، ... انقلاب که بدون اصلاحات امکان ندارد.(2) 

مقام معظم رهبرى اصلاحات را چیزى جدا از انقلاب نمى داند. و در واقع ، انجام اصلاح امور در نظام جمهورى اسلامى از دیدگاه ایشان از ابتداى پیروزى انقلاب شروع شده و هنوز هم ادامه دارد، چرا که مى فرمایند: 

یک ملت انقلابى و هوشیار و شجاع ، به طور دائم نگاه مى کند تا ببیند فسادهایى که از قبل در میان او مانده ـ بر اثر غفلت ها، و سوء مدیریت ها و سوء تدبیرها و تجاوزها ـ کدام است تا آنها را اصلاح کند. اشتباهات و خطاها کدام است تا آنها را اصلاح کند. (3) 

هـمـان طـور کـه مقام معظم رهبرى فرموده اند، این دو واژه همزاد و همراه یکدیگر مى باشند؛ زیـرا بـسـیـارى از رهـبران و مردم انقلابى چون نظام سیاسى موجود کشورشان را اصلاح پذیر نمى دانند، انقلاب را سازماندهى مى کنند تا اصلاحات اساسى و همه جانبه پس از وقـوع انـقـلاب انجام شود. بدیهى است که روند اصلاحى پس از انقلاب به یکباره انجام نـخـواهـد شـد. بـلکـه سـالهـا طـول مى کشد. گاهى ممکن است اصلاح امور تندتر و زمانى کـنـدتـر باشد، امّا هیچ گاه متوقف نخواهد شد. سخن ایشان نیز دقیقا همین موضوع را نشان مـى دهـد. حـال بـا تـوجـه بـه ایـنـکـه ایـشـان اصـلاح را در داخـل انـقلاب مستقر مى داند باید مشخص شود که معظم له چه تعریفى از انقلاب ارائه مى دهند. 

البته انقلاب به عنوان یک اصطلاح سیاسى عبارت است از: ((تغییر ناگهانى که در هر نـظـم اجـتـمـاعـى ، نـهـادى و سـیـاسـى مـسـتـقـر، تـحـت تـاءثـیـر نـیـروهـاى مـعـمـولا مـتـشـکـل و برتر از نیروهاى حافظ نظم موجود، و نه در جهت جابه جایى افراد، بلکه با هدف ایجاد یک نظم جدید به وقوع مى پیوندد.)) (4) 

و انقلاب اسلامى یعنى ((تغییر حاکمیت طاغوت )) ـ هر تجاوزگر یا هر معبودى غیر از خداى تعالى ـ به منظور استقرار حاکمیت اللّه .)) (5) 

مقام معظم رهبرى در تعریف انقلاب مى فرمایند: 

انـقـلاب بـاعـث یـک تـحـول بـنـیـادین بر اساس یک سلسله ارزشها و یک حرکت رو به جلو مـحـسـوب مـى شـود. آنـچـه در کـشـور مـا واقـع شـد، انـقـلاب اسـلامـى اسـت کـه تـحـول عـظیمى در ارکان سیاسى ، اقتصادى و فرهنگى جامعه و یک حرکت روبه جلو و یک اقدام به سمت پیشرفت این کشور و این ملت بود.(6) 

و در جاى دیگر مى گویند: 

انـقـلاب یـک امـر دفـعـى نـیـسـت ، یـک امـر تدریجى است . یک مرحله انقلاب که تغییر نظام سیاسى است ، دفعى است ، اما در طول زمان ، انقلاب باید تحقق پیدا کند. این تحقق به آن اسـت کـه بـخـشـهـایـى کـه عـقـب مـانـده و تـحـول پـیـدا نـکـرده اسـت ، تحول پیدا کند. (7) 

تعریف ایشان از انقلاب اسلامى ایران داراى ویژگیهاى زیر است : 

اولا تـعـریـف مـقـام مـعـظـم رهـبـرى ، بـا تـعـریـف اصـطـلاحـى و رایـج انقلاب که آن را یک تـحـوّل اسـاسى و بنیادى در زمینه هاى سیاسى ، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى مى داند، مطابقت دارد. 

ثـانـیـا، انـقـلاب را نـه یـک حـرکـت دفـعـى و فـورى ، بـلکـه یـک حـرکـت تـدریـجى و در طـول زمـان مـى دانـد؛ هـر چـنـد کـه مـمـکـن اسـت تـغـیـیـر نـظـام سـیـاسـى یـک عمل دفعى باشد. 

ثـالثـا، ایـشـان انقلاب را یک حرکت رو به جلو و رو به پیشرفت مى داند که همواره به سمت تکامل و توسعه حرکت مى کند تا به اصول ، اهداف و آرمانهاى خود برسد. 

رابـعـا، انـقـلاب در رونـد حـرکـتـى خـود بـه سـمـت پـیـشـرفـت و تکامل ، باعث اصلاح در بخشهایى مى شود که به هردلیلى ، اصلاح نشده اند. بنابراین ، انقلاب همواره به طور مستمر در حال اصلاح امور پیش مى رود. 

خـامـسـا، ایـن تعریف از انقلاب ، شامل اصلاحات نیز مى شود که در تعریفهاى دیگر کمتر بـه آن تـوجـه شـده اسـت . پـس انـقـلاب هـمـیـشـه و بـه شکل ذاتى اصلاحات را نیز به همراه خود دارد؛ چرا که مردمى که انقلاب کرده اند، به این نـتـیـجـه رسـیـده اند که نظام موجود قابل اصلاح نیست و براى اصلاح امور باید ساختار موجود را سرنگون کرد و سپس به تدریج اصلاحات را انجام داد. 

اهمیت و ضرورت اصلاحات 

 

سـؤ الى کـه در ایـنـجـا مطرح مى شود این است که چه ضرورتى به انجام اصلاحات مى باشد. در جواب این سؤ ال مقام معظم رهبرى اصلاحات را از چند نظر ضرورى مى دانند: 

1. فریضه بودن انجام اصلاحات : 

 

اصـلاحات جزء ذات هویت انقلابى ، دینى نظام ماست . اگر اصلاحات به صورت نو به نـو انـجام نگیرد، نظام فاسد خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت . اصلاحات یک فریضه است . (8) 

2. ضرورى بودن اصلاحات : 

 

بـنـده مـعـتـقدم که اصلاحات یک حقیقت ضرورى و لازم است و باید در کشور ما انجام گیرد. اصـلاحـات در کـشـور ما از سر اضطرار نیست که فلان حاکمى مجبور شود مورد مطالبات سخت قرار گیرد و گوشه و کنارى را اصلاح کند. (9) 

3. پاسخگو بودن مسئولان و نهادها : 

 

اصلاحات به معناى حقیقى کلمه ، شامل همه دستگاههاى کشور مى شود. هیج دستگاهى نباید خـود را از انـتـقـاد و نـقـد مـصون و از عیب خالى بداند. همه دستگاههاى کشور باید موردنقد مـنـصـفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چارچوب آن ، رفتار خود را اصلاح کـنـنـد. هـمـه دسـتـگـاهـهـا و مـسـئولان مـشـمـول قـاعـده کـلى نـقـد، اصلاح و پاسخگویى مى باشند. (10) 

4. ضرورت اصلاحات براى دفع آفات و آسیبهاى نظام : 

 

طبق نظر مقام معظم رهبرى انجام اصلاحات یک کارِ لازم است و باید انجام بگیرد. وقتى اصلاحات انجام نشود آفتها و آسیب هایى به شرح زیر براى نظام جمهورى اسلامى پیش مى آید: 

1. توزیع ناعادلانه ثروت ؛ 

2. تسلط نوکیسه هاى بى رحم بر گوشه و کنار نظام اقتصادى جامعه ؛ 

3. گسترشِ فقر؛ 

4. سخت شدن زندگى براى مردم ؛ 

5. استفاده ناصحیح از منابع کشور؛ 

6. فرار مغزها و عدم استفاده از مغزهایى که مى مانند. (11) 

ادامه دارد... 

پی نوشت ها : 

1. بیانات مقام معظم رهبرى در اجتماع زائران حرم مطهر امام رضا(ع )، 2 / 1 / 1383. 

2. بیانان مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز جمعه تهران ، 26 / 1 / 1379. 

3. همان . 

4. عـلى آقـا بـخـشـى و مـیـنـو افشارى راد، فرهنگ علوم سیاسى (تهران ، نشر چاپار، 1379) ص 507. 

5. همان ، ص 302. 

6. بیانان مقام معظم رهبرى در خطبه هاى نماز جمعه تهران ، 26 / 2 / 1379. 

7. همان . 

8. دیدار با کارگزاران نظام ، 19 / 4 / 1379. 

9. همان . 

10. سخنرانى در اجتماع زائران حرم مطهر امام رضا (ع )، 20 / 1 / 1383. 

11. پرسش و پاسخ از محضر رهبر معظم انقلاب اسلامى (گردآورى و تنظیم مؤ سسه فرهنگى قدر ولایت ، 1380) ص 349. 

 

منبع:حصون ، زمستان 1385، شماره 10

مقالات مرتبط

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

 

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر . مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم . متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر . بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم . چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم . زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان . ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر . بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم . ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم . فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را . بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام می رسانیم . عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر . کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم . اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی . فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

  از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

 

 

 

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

همان طور که می گویند شما همان چیزی هستید که میل می کنید درست غذا خوردن به حفظ یک زندگی سالم و در عین حال حفظ چهره ای سالم کمک می کند .وقتی احساس خوبی در مورد چیز هایی که میل میکنید دارید و زمانی که موادی که مصرف می کنید برا یشما مفید است . این شانس را دارید که از چهره ای که می خواهید بر خوردار باشید در اینجا ده ماده غذایی که نه تنها به شما کمک میکند احساس خوبی داشته باشید بلکه کمک می کند چهره ای فوق العاده نیز داشته باشید معرفی می شود:

 

آب

نوشیدن مقادیر کافی آب در هر روز به پوست کمک می کند که ظاهری صاف نرم انعطاف پذیر و جوان تر داشته باشید. وقتی بدن را هیدراته(دارای آب) نگه میدارید ظاهر کلی شما از نظر بافت پوست مو ناخن ها بهبود می یابد. اگر احساس رم می کنید ممکن است به دلیل افزایش میزان سدیم بدن شما باشد. افزایش دریافت آب به خروج سدیم از بدن کمک می کند.

ویتامین c

ویتامین c به بدن کمک میکند تا با عفونت ها و بیماری ها مبارزه نماید . این ویتامین سیستم ایمنی را تقویت کرده و نیز بهبود بیماری ها را تسریع میکند.آیا می دانید که ویتامین c برای ساختن کلاژن ضروری است؟کلاژن به پوست کمک می کند تا الاستیک و در عین حال محکم باقی مانده و در نتیجه پوست بدون چروک باقی بماند.مرکبات توتها گوجه فرنگی گل کلم و کلم بروکلی همگی از جمله مواد غنی از ویتامین c هستند.

چای سبز

چای سبز غنی از آنتی اکسیدان ها است. همچنین نشان داده شده است که مسبب کاهش سطح کلسترول تقویت عملکرد ایمنی و کاهش ریسک ابتلا به برخی از انواع سرطان ها می شود.با مصرف چای سبز شما متوجه کاهش وزن خود می شوید . در حالی که از کافئین دریافتی خود نیز احساس رضایت می کنید.

سویا

پروتئین های سویا غنی از آمینو اسید ها ویتامیتE و بسیاری از آنتی اکسیدان ها هستند. این موارد موجب می شوند که پوست مرطوب و بدون چروک باقی بماند.

اسید های چرب ضروری

اسید های چرب ضروری (SAFE) مانند امگا ? و امگا ? که به عنوان چربی های خوب شناخته می شوند به عملکرد سلولی کمک می کنند.مانند سایر غذا های مفید اسید های چرب ضروری به سلول ها کمک می کنند تا اعمالشان را به درستی انجام داده و از این رو سبب پاکسازی پوست جلوگیری از ایجاد لک های پوستی کاهش چروک ها بهبود و سلامت مو و رشد ناخن می گردند.

شیر

شیر غنی از کلسیم ویتامین هایB12 B2 و D است و کلسیم به همراه ویتامینD که افزایش دهنده جذب کلسیم میباشد به حفظ استخوان های محکم و دندان هایی سالم کمک می کند.

ویتامین هایB12 B2برای رشد گلبول های قرمز خون که حاملین اکسیژن مورد نیاز سلول ها هستند ضروری است این مواد کمک می کنند تا پوست و مو سالم تر و زنده تر به نظر برسند.

سبزیجات سبز

سبزیجاتی مانند اسفناج و کلم پیچ غنی از ویتامین های C E Aو آهن و فیبر هستند . ما قبلا در مورد فواید ویتامین C صحبت کرده ایم دریافت ویتامیتن های E وA نیز به همان میزان برای زیبایی چهره مهم است.

ماست

از آنجا که ماست یک فراورده لبنی است تماو خواص شیر برای آن قابل ذکر است. ماست همچنین حاوی باکتری های مفیدی است که به هضم مواد غذایی کمک کرده سیستم ایمنی را تقویت کرده و زمانی که به عنوان ماسک استفاده می شود می تواند سبب آب رسانی و پاک سازی پوست شود.

سیر

مطالعت نشان داده که این ماده غذایی اعجاب انگیز سبب کاهش فشار خون کاهش کلسترول و حتی پیشگیری از سرطان میشود . این ماده غذایی سر شار از آنتی اکسیدان ها است که کمک می کنند شما جوان بمانید.

شکلات

شاید شکلات بهترین ماده غذایی برای حفظ سلامتی در دنیا نباشد اما از طریق افزایش میزان اندورفین ها و سروتونین ها اثرات مثبتی بر خلق و خوی شما می گذارد. و سبب آرامش و احساسی خوشایند در شما می شود.

 

سه نکته برای داشتن پوستی لطیف

زنانی که با وجود عیب های صورتشان زیبا جلوه می کنند، زنانی هستند که می دانند، پاک کردن، تقویت کردن و غذا دادن، رساندن مواد مغذی به پوست، سه اصل اساسی برنامه مراقبت از پوست است.

برای این منظور به نکات زیر توجه کنید: برای مالیدن کرم به صورت، نوک انگشتان را با ملایمت و به صورت دایره وار از پایین به بالا روی صورت حرکت دهید تا کرم جذب پوست گردد. صورت را ماساژ دهید تا کرم جذب شود. حدوداً ?? دقیقه طول می کشد تا کرم کاملاً جذب پوست صورت شود. اجازه ندهید کرم بیش از ?? دقیقه روی صورت شما باقی بماند، زیرا پس ازاین مدت باعث جذب دوده و گرد و غبار می شود و ممکن است سبب انسداد منافذ پوست شود.

برای پاک کردن کرم از یک تکه پنبه یا دستمال کاغذی مرطوب استفاده کنید تا رطوبت پوست ازبین نرود. حوله مخصوص صورتتان را تمیز و نرم نگه دارید. هنگام خواب کرم روی صورتتان را پاک کنید و با کرم روی صورت به رختخواب نروید.

به عبارتی اگر از کرم های شب استفاده می کنید، نیم ساعت قبل از خواب به صورتتان کرم بمالید. ?? دقیقه صبر کنید تا کرم کاملاً جذب پوست شما شود. سپس به آرامی با یک تکه پنبه مرطوب صورتتان را پاک کنید.

 

مرطوب کننده پوست را فراموش نکنید

«اگر فقط قدرت خرید یک محصول بهداشتی را دارید، یک مرطوب‌کننده خوب و مناسب بخرید.» دکتر روانارین، استاد دانشگاه نیویورک و رییس انجمن جراحان پوست آمریکا، پس از این توصیه می‌گوید: «گاهی وقت‌ها پوست شما تنها چیزی که لازم دارد، یک مرطوب‌کننده مناسب و یک شوینده ملایم است. پوست وقتی خشک است، چروک‌ها را بیشتر و واضح‌تر نشان می‌دهد و باعث می شود آدم پیرتر به نظر برسد.»

به نظر بیشتر متخصصان پوست، اگر شما ?? تا ?? ساله باشید، مرطوب‌کننده‌ها می‌توانند از پوست شما در مقابل پیری زودرس محافظت کنند. در این سن و سال، مرطوب‌کننده‌ها قادرند جایگزین بسیاری از محصولات بهداشتی و محافظتی پوست شوند.

مرطوب‌کننده خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟

دکتر چارلز کراچ فیلد، استاد دانشگاه پزشکی مینه‌سوتا و متخصص پوست، در پاسخ به این سوال می‌گوید: «مرطوب‌کننده‌ها محصولاتی هستند که با داشتن ترکیبات مفید برای پوست، در تامین رطوبت مورد نیاز به پوست کمک می‌کنند. این‌که چه مرطوب‌کننده‌ای برای شما مناسب‌تر است، به مشخصات پوستتان بستگی دارد. اگر پوستتان معمولی یا خشک است، بهتراست از مرطوب‌کننده‌های حاوی آلفاهیدروکسی‌اسید استفاده کنید که در تولید رطوبت بیشتر به پوست کمک می‌کنند.»

دکتر کراچ فیلد همچنین توصیه می‌کند که مرطوب‌کننده‌ها را وقتی روی پوست‌تان بمالید که پوست‌تان کمی مرطوب است؛ چون این کار موجب می‌شود رطوبت در داخل پوست‌تان محبوس نشود.

بنا به توصیه او، اگر پوست شما خیلی خشک باشد، باید از محصولاتی استفاده کنید که با روش امولسیون کیسه‌ای تهیه شده‌اند. در این تکنیک،‌ سلول‌های میکروسکوپی جایگزین لایه‌های رطوبت می‌شوند و با آبی که به تدریج در طول روز آزاد می‌کنند، پوست را مرطوب نگه می‌دارند.

اگر پوست شما چرب است، توصیه می‌شود دنبال یک مرطوب‌کننده ملایم باشید و به هیچ وجه، استفاده از آن را پشت گوش نیندازید؛ چون به گفته دکتر کراچ فیلد، چربی اصلا رطوبت‌بخش نیست و حتی اگر پوست شما دارای چربی اضافی باشد، این چربی جایگزین رطوبت نخواهد شد

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ توسط زهرا | نظرات ()

من از خدا خواستم که زشتی‌های وجود مرا از بین ببرد. 

 

خدا گفت: «نه آنها برای این در تو نیستند که من آنها را از بین ببرم، برای این هستند که تو در برابرشان استقامت به خرج دهی.» 

من از خدا خواستم که سلامتی و هماهنگی بدنم را کامل سازد.

خدا گفت: «نه. روح تو کامل است، اما جسم و بدن تو موقتی است.»

من از خدا خواستم که به من صبر دهد.

خدا گفت: «نه. صبر بر اثر سختی‌ها به دست می‌آید. شکیبایی و صبوری دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است.»

من از خدا خواستم به من خوشبختی دهد.

خدا گفت: «نه. من به تو برکت می‌دهم، اما خوشبختی به خودت بستگی دارد.»

من از خدا خواستم تا از درد و رنج رهایم کند.

خدا گفت: «نه. درد و رنج تو را از این جهان دور و به من نزدیک‌تر می‌کند.»

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد.

خدا گفت: «نه، تو خودت باید رشد کنی، اما من تو را کمک می‌کنم تا میوه دهی.»

من از خدا خواستم به من چیزهایی بدهد که زندگی را دوست داشته باشم.

خدا گفت: «نه، من به تو زندگی می‌بخشم تا تو از همه لحظات آن لذت ببری.»

نهایتا من از خدا خواستم که کمکم کند تا دیگران را همان‌طور که هستند و او آنها را دوست دارد، دوست داشته باشم.

خدا گفت: «سرانجام حکمت را آموختی.»

امروز روز توست. پس آن را هدر نده تا خداوند نیز به تو برکت دهد. وقتی آنچه را رخ می‌دهد درک کنی و به مردم محبت کنی برکت خواهی یافت

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را

 

 

صائب تبریزی:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

 

شهریار:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را

هر آنکس  چیز می بخشد بسان مرد می بخشد

نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

 

 

محمد عیادزاده:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را

مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً

که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را

فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

 

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

نباید بمیرید تا نغمه ی درونتان هنوز زنده باشد

 جبران خلیل جبران میگه : « وقتی زاده می شوید ، کار شما در دلتان قرار دارد » .

 کار شما چیه ؟ هدفتون چیه ؟ آیا در زندگیتون راهی رو میرید که دلتون میگه برید؟

 یه لحظه به خودتون اشاره کنید . انگشت شما به احتمال زیاد به قلبتون اشاره می کنه نه به مغزتون . شما همونید ، تپش دایمی قلب شما نشونه ی پیوند همیشگی شما با تپش جاودانه ی قلب خداوند یا شعور هستی است .

بعضی از آدما سرونوشت ایوان ایلیچ شخصیت داستانی تولستوی رو پیدا میکنن که در بستر مرگ نگران بود که اگه سرتاسر عمرم رو اشتباه کرده باشم چه ؟ واقعا صحنه ی وحشتناکیه .

نباید چنین سرنوشتی پیدا کنید . به اون رفیق ناپیدای درونتون گوش بدید . به اون نغمه توجه کنید و اعتنایی به نظر اطرافیانتون نداشته باشید .

ممکنه اگه از غرایزتون پیروی نکنید فکر کنید زندگی راحتی دارید . یه زندگی سر به راه و پیش بینی شده ای که طبق رسم و رسوم دارید . اما اینا رو یه کس دیگه ای نوشته . واقعا اینطور زندگی به دلت میشینه ؟

شور و عشق خود رو توی چیزی پیدا میکنید که بیشتر از هر چیز دیگه براتون الهام بخشه . شاید بپرسی الهام یعنی چی ؟ در الهام تلقینی هست که وقتی بهتون الهام میشه دیگه هدف و معنیش رو نمی پرسید ، اونو زندگی می کنید .

شور و شوق شما چیه ؟ چه چیزی به شما هیجان روحی میده و باعث میشه که احساس تمامیت و هماهنگی با اون بکنید ؟ اینو مسلم بدونید که شما با انجام دادن اون ، زندگی حقیقی می کنید و در عین حال به دیگران خدمت می کنید . قول میدم .

تنها چیزی که ممکنه مانع شما بشه ، ترسه . شاید شما از عدم تایید دیگران می ترسید . این ریسک رو بکنید و می بینید که وقتی دنبال تایید مردم نیستید بیشتر مورد تایید قرار می گیرید . باز ریسک کنید و خودتونو به دل ماجرا بزنید . شاید شما از موفقیت می ترسید و فکر می کنید کارآمد نیستید یا مهارت کافی رو ندارید . تنها راه مبارزه با این فکرای عبث اینه که برید سراغش و بذارید که موفقیت دنبالتون بیاد و مسلما هم میاد .

به هر کاری که می کنید عشق بورزید . چون این شور و شوق مفهومی خدایی داره .

من متوجه شدم که اگه به ترس خودتون فائق بیایید و بذارید که عشق و عزت نفس جای اونو بگیره ریسک دیگه خطرناک نیست . اگه به خودتون احترام بذارید اشتباه و خطا باعث ناراحتیتون نمی شه و شما به عنوان اشتباه کننده به خودتون می خندید . وقتی خودتون رو دوست دارید عدم تایید هیچ کسی براتون مهم نیست .

میدونستید ه شکست و پیروزی واقعیت نداره ؟ اینها صرفا در ذهن ما و تصور ما جا داره . جالبه نه ؟؟

از مغزتون کمک بگیرید ببینید احساستون چیه و نغمه ی خودتون رو بنوازید . از هیچ چیز و هیچ کس نباید ترسید و در این صورته که اون وحشت رو تجربه نمی کنید ه روزی در بستر مرگ بگید : اگه سراسر عمرم رو اشتباه کرده باشم چی ؟

به الهامی که بهتون میشه که در واقع راهنمایی از طرف مبدا هستی هست گوش بدید و با نغمه ی درونتون که هنوز در درونتون مترنم هست از دنیا نرید . بهش عمل کنید ، پشیمون نمی شید

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

 

1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود

بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

 

2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی

بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

 

3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود

بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

 

4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی

بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

 

5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی

بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

 

6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود

بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

 

7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود

بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

 

8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی

بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

 

9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی

بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

 

10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی

بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

پسر جوان پس از مدتها از منزل خارج شد . بیماری روحیه او را مکدر کرده بود . و حالا با اصرار مادرش به خیابان آمده بود . از کنار چند فروشگاه گذشت . ویترین یک فروشگاه بزرگ توجه او را به خود جلب کرد و وارد شد . در بخشی از فروشگاه که مخصوص موسیقی بود چشمش به دختر جوانی افتاد که فروشنده آن قسمت بود . فروشنده دختر ی بود همسن خودش و لبخند مهربانی بر لب داشت . لبخند آن دختر به نظر خودش زیباترین چیزی بود که به عمر دیده بود! دختر نگاهی به او کرد و پرسید :

- می توانم کمکتان کنم؟

در یک نگاه در وجودش علاقه ای را نسبت به او احساس کرد ولی هیچ عکس العملی از خود نشان نداد . فقط گفت :

- من یک لوح موسیقی می خواهم .

یکی را انتخاب کرد و به دست دختر داد دختر لوح را گرفت و با همان لبخند گفت :

- میل دارید این را برایتان کادو کنم؟ 

و بدون این که منتظر جواب شود به پشت ویترین رفت و چند لحظه بعد بسته کادو پیچ شده را به پسر داد . پسر جوان با کادویی که در دست داشت به خانه رفت و از آن روز به بعد هر روز به فروشگاه می رفت و یک لوح می خرید و دختر نیز لوح را کادو می کرد و به او می داد . پسر بارها خواست علاقه خود را به فروشنده جوان ابراز کند ولی نتوانست . مادرش که متوجه تغییر در رفتار پسر شده بود علت این پریشانی را از او جویا شد و وقتی متوجه علاقه او شد پیشنهاد کرد که این موضوع را به خود دختر بگوید و نظر او را هم بپرسد . ولی پسر نپذیرفت او هر بار که می خواست با دختر صحبت کند نمی توانست و فقط با خرید یک لوح خارج می شد .

بیماری جوان کم کم شدیدتر می شد و او نمی توانست علاقه اش را به دختر ابراز کند . یک روز که به فروشگاه رفت فقط شماره تلفنش را روی کاغذ نوشت و روی ویترین گذاشت و خارج شد! و روز بعد دیگر به فروشگاه نرفت!

چند روز گذشت و دختر از نیامدن پسرتعجب کرد و به یاد شماره تلفن افتاد و با منزل او تماس گرفت . مادر پسر جوان گوشی را برداشت و وقتی متوجه شد که او همان دختر فروشنده است با گریه گفت :

- تو دیر تماس گرفتی!! ... پسر من دو روز پیش از دنیا رفت.

دختر بسیار متاثر شد و از مادر نشانی اش را پرسید تا او را ببیند . وقتی به منزل پسر رسید از مادرش خواهش کرد  که اتاق پسر را ببیند . در اتاق پسر انبوهی از لوحهای موسیقی روی هم چیده شده بود که کادوی آنها باز نشده بود!!

مادر یکی از کادوها را باز کرد و با تعجب داخل آن یک یادداشت دید که رویش نوشته بود

" تو پسر مودب و با شخصیتی هستی و اگر مایل باشی می توانیم با هم یک فنجان قهوه بخوریم . "

یادداشت ازطرف دختر فروشنده بود . مادر بسته بعدی را باز کرد و باز هم همان یادداشت!

مادر گفت :

- پسرم به تو گفته بودم که اگر واقعا او را دوست داری احساسات را ابراز کن و بگذار او هم بداند که احساسی نسبت به او داری . ممکن است او هم به تو علا قمند و منتظر تو باشد 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ?? سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.

در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای مستمعین صحبت کند.

پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ?? سال قبل وارد این شهر شدم.

انگار همین دیروز بود.

راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.

به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.

آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد.

در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، او اولین کسی‌ بود که برای اعتراف مراجعه کرد.

نتیجه اخلاقی‌: وقت شناس باشید !

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ توسط زهرا | نظرات ()

 

 

 

http://seven.persiangig.com/image/seven2.jpg
1 - چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن می‌شوید و یا موفق نمی‌شوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق می‌شوند.

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٩ توسط زهرا | نظرات ()

  • وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است 

 

  • دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

  • اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

  • اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است 

  • وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم 

  • اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری 

  • به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٩ توسط زهرا | نظرات ()



لحظه نبودن نیستن ها ، اگر منت می نهی بر کلام من ، با حترام سلامت می گویم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هدیه می دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

دیرروز یادگاری هایت همدم من شدند و به حرفهای نگفته من گوش دادند.

 و برایم دلسوزی کردند. البته به روش خودشان که همان سکوت تکراری بود و

یادآوری خاطرات با تو بودن.

دست نوشته ات را می بوسیدم و گریه می کردم. زیبا ، به بزرگی مهربانی ات ببخش

 که اشکهایم دت خطت را بوسیدند. باز هم ستاره به ستاره جستجویت کردم.

ولی نیافتمت.


از کهکشان دلسپردگی من خسته شدی که تاب ماندن نیاوردی و بی خبر رفتی ؟

مهتاب کهکشان نیافتنی من ، آنقدر بی تاب دیدنت شده ام که دلتنگی ام را به قاصدک سپردم

 و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوی تو فرستادم.

روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را ندیدند. قاصدک هم برنگشت.

 شاید او هم شیفته نگاه مهربانت شد. باشد،

اشکالی ندارد. تو عزیزی ، اگه یه قاصدک هم از من قبول کنی ، خودش دنیایی است.

کاش یاسهایی که برایت پرپر شدند و به سویت آمدند، دوست داشتنم را برایت آواز

کنند.کاش باران بعد از ظهرهایت، تو را به یاد اشکهای من بیندازد.

نازنین ، هر پرنده سفر کرده ای از تو می خواند و هر غنچه ای که می شکفد،

 نام تو را بر زبان می آورد. نیم نگاهی به روزهای تنهایی ام کن و

 لحظه های زرد و بی صدای مرا تو آبی و ترانه باران کن.

بگذار باز هم قاصدک ترانه های من در هوای دلتنگی تو پرواز کند.

 همین حوالی بی قراری ها باز هم گلهای بی تابی شکفته.

 زیبا ، امشب ، شام غریبان عاشقانه من و تو است. به

یادت مثل شمع می سوزم و ذره ذره وجودم آب می شود.

تو هم به یاد بی تابی هایم شمعی روشن کن و بگذار مثل من بسوزد.

مهربانی باران ، یادم کن در هر شبی که بی ستاره شد.

منبع سایت : http://hamishebaran.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٩ توسط زهرا | نظرات ()

  • حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، اما افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی نامیدند.

 

  • دیدم عده ای مرده ی متحرک را که بر یک زنده ی همیشه جاوید عزاداری می کنند .

  • در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست.

  • . آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند .

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۸ توسط زهرا | نظرات ()

((قاصدک این نامه را با خود ببر ))

 

قاصدک از تو خبر آوردند!

که دلت خسته ز دیدار من است!؟

 

همه سرمای زمستان دیدم

تو فقط پیک بهارم بودی

 

قاصدک،پر پرواز تو را باد بچید!

که پیام دل ما را به آن کوچه رساندی دیشب!؟

 

تا به کی گوش به فرمان نسیم سحری؟

گر نداری دل عاشق لااقل آزاده باش!

 

گفته بودی دلخوشی خوشتر ز دل‌باختگیست!! دل مباز

گر دل ببازی خوشی دل را ز یادت میبرد؟!!

 

گفته بودم : آرزویم را به تو ای نارفیق!

راز دل را بر دل بیگانگان پنهان بدار ، من نگفتم؟؟

 

داد از این بیداد تو!!

 

چون دو هفته سال بهر انتظار یک خبر آسان نبود

قاصدک همخانه‌ای اینجا نبود قاصدک میخانه‌ها جای دل تنها نبود

 

جام می را من به خون دل همی پر کرده‌ام

 

 

آشیان دل به پابوس پیام آور نشست

بس که شلاقش زده آن نارفیق پایش شکست

 

قاصدک این رسم دلداری نبود

قاصدک این رسم دلداری نبود

 

دوش رفتم که سر کوچه ببندم تاج گل

گر تو آئی خستگی را سرکنی بر بام گل

 

لنگ لنگان آمدم بهر پیامت قاصدک

سر آن کوچه دگر بلبل بیچاره نبود!!

 

در سکوت دل خود زیر مهتاب بلبلک آنجا نبود

به قفس خندیدم که درش باز و پیامی بر جاست

 

خط این نامه به امضای تو بود!!

که دلت خسته شده از دل ما

 

قاصدک هر جا که هستی خوش نشین باش و بدان

ساده دل دل را به زلف یار میبازد چه خوش

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٤ توسط زهرا | نظرات ()

پیله ابریشم : 
روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای 

بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید 

که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه 

کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه 

اش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت 

پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محاٿظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه 

ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند . آن شخص 

مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه 

قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان 

پرواز دهد . گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ

مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و هر گز نمی توانستیم 

پرواز کنیم

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٤ توسط زهرا | نظرات ()

ادامه مطلب را حتما ببینید



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۳ توسط زهرا | نظرات ()

من خودمم خوندم :

 

 

یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست

 که اگر پیدا کردی قدرش را بدان

  

فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است   

آدمی ساخته افکار خویش است 

  فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد

 

برای روز های بارانی سایه بانی باید ساخت 

   برای روزهای پیری اندوخته ای باید داشت

  

برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند 

  هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی

 

فرق است بین دوست داشتن و داشتن دوست 

دوست داشتن امری لحظه ایست

ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است

 

 

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند 

  ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود!

 

 

علف هرز چیه؟؟

گیاهی که هنوز فوایدش کشف نشده

 

 

زنان هوشیارتر از آن هستن که مردانگی خود را به همسران خود نشان بدهند

 

 

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۳٠ توسط زهرا | نظرات ()

سه قدرت بر جهان حکومت می‌کند ترس،حرص و حماقت .      اینشتن. 

اگر کشوری توقع داشته باشه که هم نادان باشه و هم آزاد چیزی رو انتظار داره که نه بوده و نه هیچ وقت خواهد بود .      توماس جفرسون 

از فردا نمی ترسم چراکه دیروز را دیده ام و امروز را دوست دارم .      ویلیام وایت 

عاقلانه است که در ذهن داشته باشیم که نه موفقیت و نه شکست به منزله پایان نیستند .      روجر بابسون.

وقتی به خودمان دروغ می گوییم آن را بلند تر فریاد می زنیم .      اریک هافر 

چیزهایی وجود دارند که آنقدر جدی هستند که فقط می توان در موردشان جوک ساخت .      هایزنبرگ!

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ توسط زهرا | نظرات ()

 

1- برای شروع راه موفقیت  ، داشتن یک ایده خوب تنها چیزی است که به آن نیاز دارید.

2- مشغولیت ذهنی تاجران موفق ، ارائه خدمات بهتر به مشتری است.

3-مشتری همیشه به دنبال بهترین و بیشترین است با پایین ترین قیمت ممکن.

4- توانایی شما در افزودن ارزش به محصولات و یا خدمات ، خود تعیین کننده موفقیت  شما در بازار است.

5- پیشرفت در تجارت نتیجه یافتنِ راه های سریع تر، ارزان تر، بهتر و آسان تر برای انجام یک کار است.

6- کارهایی را که منجر به موفقیت یا شکست  شما می شوند مشخص کنید و سپس با بهره گیری از این اطلاعات، برای داشتن عملکرد بهتر در هر زمینه برنامه ریزی کنید.

7- برای موفقیت در تجارت، باید ابتدا محصول یا خدمات بخصوصی را انتخاب کنید و سپس تمام توانایی خود را برای انجام کار  با بهترین روش به کار گیرید.

8- یکی از دلایل اصلی شکست در تجارت ، غیر تخصصی کار کردن است.

 

9- موفقیت در بازار در گرو تمرکز کامل بر روی مشتریان بخصوصی است که می توانند از ویژگی های خاص کالا یا خدمتی که ارائه می دهید بیشترین استفاده را ببرند.

10- تعیین و متمرکز کردن تلاشهایتان روی این گروه خاص و  اصلی رمز سوددهی است.

11- اولین کار در مدیریت  تعیین و بهبود بخشیدن به حوزه ای است که می توانید در آن برتر باشید.

12- هر رخدادی به میزان معینی احتمال وقوع دارد . برای افزایش احتمال وقوع رخداد مورد نظر خود ، تعداد موارد را افزایش دهید .

13- هر چقدر کارهای بیشتری را به دفعات بیشتر امتحان کنید، احتمال موفقیت شما نیز بیشتر می شود.

14- هر چقدر با وضوح بیشتری بدانید که چه می خواهید و حاضرید چه اقداماتی برای دستیابی به آن انجام دهید ، احتمال موفق شدن و رسیدن به آنچه می خواهید بیشتر می شود.

15- روشن بودن اهداف مورد نظر مانند مغناطیسی عمل می کند که اقبال را به سوی شما می کشد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ توسط زهرا | نظرات ()

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ توسط زهرا | نظرات ()

 

مرسلی

ای یوسف خوش نام ما      خوش  می​روی  بر  بام   ما
ای درشکسته جام  ما       ای   بر    دریده    دام    ما
ای نور ما ای سور    ما       ای     دولت    منصور    ما
جوشی بنه در شور ما        تا   می  ​شود    انگور   ما
ای دلبر  و  مقصود   ما        ای   قبله   و   معبود    ما
اتش  زدی  در  عود  ما        نظاره   کن   در   دود    ما
ای   یار   ما   عیار   ما        دام    دل      خمار       ما
پا   وامکش از  کار   ما        بستان    گرو   دستار   ما
در  گل بمانده پای  دل         جان می​دهم چه جای دل
وز   آتش  سودای  دل         ای  وای  دل  ای  وای  ما

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()

عشـق یعنـی هـمون سـلام اول

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی

عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن

عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست

عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره

عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی

عشق یعنی من وتو ما میشویم

عشق یعنی حرفشو باور کنی

عشـق یـعنی جادوش کنی

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()

این  هم پیامکی که دوست دوستم واسه دوستم فرستاده بود و چون دوستش داشتم دوست داشتم که شما دوستان هم بخونینش.امیدوارم دوست داشته باشید

 

روزی دروغ به حقیقت گفت میل داری باهم به دریا برویم و شنا کنیم,حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد, وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباساشو در اورد,دروغ لباسای حقیقتو پوشید و رفت, از اون روز حقیقت همیشه زشت و عریان است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()


من اگر مشتی گناه و شقاوتم، دلم را چه می‌کنی؟

با چشم‌هایم که یک دریا گریسته است چه می‌کنی؟

با سینه‌ام که شرحه شرحه از فراق است چه خواهی کرد؟ 

از ندبه‌های من که در هر صبح غیبت از آسمان دلتنگی‌هایم

فرود آمده‌اند چگونه خواهی گذشت؟ 

می‌دانم که تو نیز با گریه عقد برادری بسته‌ای

و حرمت آن را نیکو و پاس می‌داری،

می‌دانم که تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگری دوست می‌داری

می‌دانم که تو جمعه‌ها را خوب می‌شناسی

و هر عصر آدینه، خود در گوشه‌ای اشک می‌ریزی،

می‌دانم که می‌آیی ...

پس باز هم برای آمدنت دعا می‌کنم.


اللهم عجل لولیک الفرج

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()

بسم الله....

 

الان آروم ترم میتونم بنویسم......

موبایلم تو دستم سنگی میکرد دیگه صدای طرف مقابل رو نمیشنیدم.....ماتم برده بود....فکر کردم همه چیز شوخی به آسمون نگاه کردم ....بغض بدی آزرم میده.....همه چیز از ۴ سال پیش شروع میشد.....همه چیز از یه بحث شروع شد....که آره شما بچه مایدار فقط به پول اهمیت میدین....اصلا شماها بوی پول میدین....منم خیلی زورم اومد از این حرفا ....سنم هم کم بود اما پرو...گفتم یعنی چی ؟همه که این جوری نیستن.....گفت من ۲۰ سالمه هنوز نتونستم برم دانشگاه چون نتونستم هزینشو پرداخت کنم....کسی که دوسش داشتم چون موبایل نداشتم ولم کرد.....ساکت شدم ....گفتم حرفت درست قبول ....!

ببخشید که من خودم مادر و پدرم رو انتخاب نکردم....تو خودت جا زدی تقصیر خودته....داشت با چشاش از عصبانیت منو می خورد....خلاصه از اون روز شروع شد.....مجبورش کردم  که  درس بخونه ...با هم دنبال کار گشتیم و اون شروع کرد و من غافل از احساس اون بودم.....یه دفعه به خودم اومدم دیدم ۹ ماه گذشته  و اون منو می پرسته...من میخواستم بهش ثابت کنم که میتونی موفق بشی ...من حسی بهش نداشتم ..... تا شب قبل از تولدم بهش گفتم ما دوستیم اونم حمله کرد طرفم منم از ترس داشتم میمردم.....یادش بخیر همه زول زده بودن به ما...اما انقدر دوسم داشت که زود پشیمون شد ....دستام رو بوس میکرد میگفت ببخشید .....۱۴ اردیبهشت ۸۴ آخرین بار بود که دیدمش...کنکور شرکت کرد ....حقوق قبول شد...بهم گفت هر جا بری دنبالت میام.. ...خندیدم گفتم حتی تو خواب ؟! گفت انقدر صبر میکنم تا برگردی .....!

چند شب پیش از وحشت بیدار شدم ....قلبم درد گرفته بود...داشتم خفه میشدم...حس بدی افتاد به جونم ...نمیدونم چرا بهش زنگ زدم....لمسش کردم اما گوشیش خاموش بود....تا امروز فهمیدم تصادف کرده و تو کما هست...هنوز ماتم زدم ...خیلی ناراختم دلم میخواد گریه کنم مثل دختر بچه ها....خـــــــــــــــــــــــــدایـــــــــــــــــــــا کمکمش کن ....!

 

عزیز مهربونم ،درد و بلات به جونم ...
                  چراغ آسمونم،همدل و همزبونم ....
                              تویی تویی نیازم ، گنجه ی رمز و رازم .... 
                                        تویی طنین جازم ، ضرب و سکوت سازم.... 
                                                     تو کوه و آسمان من ، تو شعله ی نهان من...
 تو معنی زمان من ، تویی تویی جهان من .... 
                                 من بی تو بی ترانه ام ، خاموشم و بهانه ام .... 
                                                      بی تابی زمانه ام ، شبانه ام شبانه ام ....!

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()

این هم دو شعر زیبا و دردناک که متاسفانه هیچکدام از من نیست

 

یاد دارم در غروبی سردسرد
می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد میزد کهنه قالی میخرم
دسته دوم جنس عالی میخرم
کاسه و ظرف سفالی میخرم
گرنداری کوزه خالی میخرم
اشک درچشمان باباحلقه بست
عاقبت آهی کشید، بغضش شکست
اوّل ماهست و نان در سفره نیست
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!
بوی نان تازه هوشش برده بود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید
گفت آقاسفره خالی میخرید؟

========================

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد

بنویس: سارا به سین سفره مان ایمان ندارد

بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم

یا سیل می بارد و یا باران ندارد

بابا انار و سیب و نان را می نویسد 
حتی برای خواندنش دندان ندارد
انگار بابا همکلاس اولی هاست 
هی می نویسد این ندارد آن ندارد
بنویس کی آن مرد در باران می آید
این انتظار خیسمان پایان ندارد
ایمان ،برادر گوش کن نقطه سر خط 
بنویس بابامثل هر شب نان ندارد

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()

سوال اول:؟
اگر زنی را بشناسید که حامله شده است ودر حال حاضر هشت تا بچه داردکه سه تا از اونها کر هستند و دو تا کور هستند و یکی عقب مانده ذهنی و خودش هم به بیماری سیفیلیس دچاره،بهش میگین که بچه اش رو بیاندازد؟
قبل از این که جواب بدین سوال بعدی را هم بخونین
سوال دوم:؟
وقتشه که رییس جمهور کشورتون رو انتخاب کنین این اطلاعات در مورد سه کاندید در دست است
کاندید اول:هم عقیده با سیاست مداران فاسد،در مشورت با ستاره شناسان،دو تا معشوقه داره و کلاه سر همسرش میذاره مرتب سیگار می‌کشه و روزی هشت الی ده مارتینی میخوره.
کاندید دوم: دو بار تا حالا ار پارلمان اخراج شده،تا ظهر میخوابه در دوران کالج به مورفین معتاد بودو یک چهارم لیتر ویسکی هر شب میخوره.
کاندید سوم: سر باز کهنه کار جنگ-گیاه خوار سیگار نمیکشه-بعضی وقتها یک یا دو ابجو میخوره و سر همسرش کلاه نمیذاره.
اول تصمیم بگیرید وبعد جوابها را در ادامه چک کنید !!!

کاندید اول اسمش هست: فرانکلین روزولت
کاندید دوم اسمش هست: وینستون چرچیل
کاندید سوم اسمش هست: ادولف هیتلر
و سر اخر اینکه اگر به سوال اول در مورد انداختن بچه جواب بله دادید باید بگوییم که شما همین الان((( لودیک بتهوون)))را کشتید!!!!!!

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک می ریزد، 

زندگی به رنج کشیدنش می ارزد. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ! 

پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند 

پرهایش سفید می ماند 

ولی قلبش سیاه میشود 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی) 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم 
(دکتر علی شریعتی) 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری 
(دکتر علی شریعتی) 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی) 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

برایت دعا می کنم که ای کاش خدا از تو بگیرد 
هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
من چیستم؟ 
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب 
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان 
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ 

* * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
چه امید بندم در این زندگانی 
که در نا امیدی سر آمد جوانی 
سرآمد جوانی و ما را نیامد 
پیام وفایی از این زندگانی 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد 
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟ 
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود 
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم 
و هنگامی تشنه آتش شدم، 
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا ...! 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

از دیده به جاش اشک خون می آید 
دل خون شده ، از دیده برون می آید 
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق 
می دید که آهنگ جنون می آید 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
چو کس با زبان دلم آشنا نیست 
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم 
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر 
که از یاد یاران فراموش باشم 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد، 
آدمی را همواره در پی گم شده اش، 
ملتهبانه به هر سو می کشاند 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست 

اسراف محبت است 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
مسئولیت زاده توانایی نیست ، زاده آگاهی است و زاده انسان بودن. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
ارزش عمیق هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
.عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

.خدا و انسان و عشق ، این است امانتی که بر دوش ما سنگینی می کند. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 
مرا کسی نساخت ، خدا ساخت . نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم . کسم خدا بود ، کس بی کسان. 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

.هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ توسط زهرا | نظرات ()

رنگ قهوه ای در دکراسیون



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ توسط زهرا | نظرات ()

 

آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده‌اید؟ تا به حال فکر کرده‌اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟

با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.
انگشت شماره 1 (شصت)
این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب می‌کنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.
انگشت شماره2 (اشاره)
این انگشت نماد کار می‌باشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری می‌دهند انسان‌های کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.
انگشت شماره 3 (وسط)
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان می‌دهد، افرادی که این انگشت را انتخاب می‌کنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.
انگشت شماره4 
این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب می‌کنند، انسان‌های احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.
انگشت شماره5(کوچک)
این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت می‌دهند

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ توسط زهرا | نظرات ()

همیشه کَسی رو 
برای دوستی، انتخاب کن 
که قلبِ بزرگی داشته باشه 
تا برای جا شدن تو قلبش خودتو براش کوچیک نکنی !.

از من گفتن، از تو، شاید نشنیدن !!!!!!.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ توسط زهرا | نظرات ()

 

 

در هر دهه ی سنی باید رنگ های خاصی را بپوشید و از یک سری از رنگ ها دوری کنید . که این ده ها بین ده های بیست ، سی ، چهل ، پنجاه تقسیم می شود



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ توسط زهرا | نظرات ()

 

 

 

*او را با گفتار و رفتارتان کوچک نکنید.

*شکاک نباشید.

*طوری رفتار نکنید که تصور کند وجودش ضرورتی ندارد.

*درباره خاطرات خوش گذشته صحبت کنید و خاطرات جدید بیافرینید.

*استعداد او را زیر سوال نبرید.

*در روزهایی غیر از روز عشاق و روز پدر برای او هدیه بخرید.

*او را شرمنده نکنید.

*فراموش نکنید به او بگویید که به او می بالید.

*در برابر او مسئول و گشاده رو باشید.

*به احساسات او توجه کنید و باملاحظه باشید.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ توسط زهرا | نظرات ()

دوستی نوشته بود:‌یادمان نیست که نیامدیم که بمانیم!

اینجا خانه ی ما نیست! برای چی باید بجنگیم؟! برای چی باید از دیگران نردبان درست کنیم و بریم بالا؟!‌ برای چی پا رو دلِ‌ مردم بذاریم که دلمون خوشحال بشه؟ اینجا ملک ابدی ما نیست!

اینجا اونقدر بزرگه که لازم نیست جای کسیو بگیری. اونقدر جا هست که می تونی جای خودت رو پیدا کنی.

فقط باید جای درست رو پیدا کنی! جای درست.

؟؟ جای من کجاست؟

 

چگونه میتوان ضمیر ناخودآگاه را به مسیر درستی هدایت کرد


مهمترین موضوع اینه که ضمیر ناخودآگاه، متناسب با هر سیگنالی که در هر لحظه دریافت می‌کنه، باور و روحیه‌ای میسازه و یا سیستمی را در بدن انسان و یا بیرون از بدن در دنیای خارج کنترل می‌کنه. بنابراین در تمام لحظه‌ها باید مراقب باشیم که ضمیر ناخودآگاه فقط سیگنالهای خوب رو از طریق حواس پنجگانه و فکر ما دریافت ‌کنه. چند نمونه عبارتند از: 

 

The image “http://www.myup.ir/files/amfmv5akzphyjruakzz7.gif” cannot be displayed, because it contains errors.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٢ توسط زهرا | نظرات ()

- تو نوزادی شیر خشک نایاب شده بود …
- تو بچگی هم دوران جنگ بود …
- دوران تحصیل هم هر چی طرح بود رو ما امتحان کردن … نظام قدیم، نظام جدید، طرح کاد، نظام خیلی جدید …
- رسیدیم دانشگاه سهمیه ها بیداد کردن …
- فارغ التحصیل شدیم به خاطر زیاد بودن جمعیت کار پیدا نشد …
- تا خواستیم خونه بخریم قیمت خونه ها سر به فلک کشید، همین که خریدیم قیمتها افتاد …
- ماشین خریدیم بنزین سهمیه بندی شد ….
- خواستم وام بانکی بگیریم، جلوشو گرفتن ….

بارالها! ما نسل جدید حال نداریم به راه راست هدایت شویم، خودت راه راست را به سوی ما کج کن

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ توسط زهرا | نظرات ()

 

عکسهایی از جدیدترین اختراعات جالب و عجیب

حتما ببینید. 

 

ساعتی بدون صفحه واعداد و عقربه های مزاحم . نام این ساعت ( عصر بخیر ) است.

The image “http://www.myup.ir/files/amfmv5akzphyjruakzz7.gif” cannot be displayed, because it contains errors.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ توسط زهرا | نظرات ()

  آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که چرا از امتحان می‌ترسید؟

·         آیا تابحال به صورت عمیق به این موضوع فکر کرده‌اید که چه عواملی در ترس و اضطراب نسبت به امتحان مؤثر بوده‌اند؟

·         آیا در زندگی تحصیلی راههایی برای کاهش این نوع اضطراب یافته‌اید؟


بدون تردید ترس از امتحان بین دانش آموزان و دانشجویان تقریبا همه گیر و رایج است و می‌توان گفت مهمترین علت این موضوع ، نتیجه‌ای است که از امتحان بدست می‌آید. نتیجه‌ای که مدرک قبولی یا مردودی محسوب گردیده و باعث ارتقاء ، تهدید ، تشویق و یا تنبیه می‌گردد. گاهی اوقات این نتیجه می‌تواند سرنوشت را نیز رقم زند. به همین علت هر چه نتیجه ، حساسیت و اهمیت بیشتری داشته باشد، به همان نسبت می‌تواند و ترس و اضطراب از امتحان گردد، که برخی از آنها عبارتند از

 

The image “http://www.myup.ir/files/amfmv5akzphyjruakzz7.gif” cannot be displayed, because it contains errors. 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ توسط زهرا | نظرات ()

روش پس ختام

این روش یکی از مهمترین و معروفترین روشهای بهسازی حافظه استنام این روش همانند نام انگلیسی آن (PQ4R)متشکل از حروف اول شش مرحله آن است.

 


مراحل پیش خوانی

در این مرحله کتاب یا مطلب بصورت یک مطالعه اجمالی و مقدماتی مطالعه شود. از جمله موارد این مرحله خواندن عنوان فصلها ، خواندن سطحی فصل ، توجه به تصاویر ، بخشهای اصلی و فرعی و خلاصه فصلها می‌باشد. هدف در این مرحلهیافتن یک دید کلی نسبت به کتاب و ارتباط دادن بخشهای مختلف کتاب با یکدیگر می‌باشد


The image “http://www.myup.ir/files/amfmv5akzphyjruakzz7.gif” cannot be displayed, because it contains errors.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٤/۱٩ توسط زهرا | نظرات ()

 

                       داغی در سینه دارم جاودانی

عمر من مرگی است نامش زندگانی

روزها به امید آمدنت زیر پنجره صبر به انتظار ایستاده ام

ولی دست تقدیر حکایتی دیگر داشت                                   

 حکایت یک حقیقت

                    و آن حقیقت کوچ تو بود

                     حقیقتی که هیچوقت فکرش را نمی کردم

                                         نه... دلم باور این داغ را دیگر نداشت

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۳/۱٩ توسط زهرا | نظرات ()

یک بار برای دیدن دریا قدم به ساحل گذاشتی... اما امواج دریا هزاران بار برای بوسیدن قدمگاهت تا روی ساحل پیش آمدند. دلم برات تنگ میشه اما هزاران بار بر قدمگاهت بوسه میزنم

  

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده ی امروزم. خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز می سوزم‌

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٢/۱٩ توسط زهرا | نظرات ()

خدایا تو خود می‌دانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است...

 

 

چه زجر می‌کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.


نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱/۱ توسط زهرا | نظرات ()

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()

 

راهنمای خرید میز عسلی

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()

 

آورده اند  مردی بود که پیوسته تحقیق ِ مکرهای زنان می کرد و از غایت غیرت ،هیچزنی رامحل اعتماد خود نساخت و کتابحیل النساء " (مکرهای زنان) را پیوسته مطالعه می کرد. روزی در هنگام سفربهقبیله ای رسید وبه خانه ایمهمان شد.
مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زنی داشت در غایت ظرافت ونهایت لطافت . زن چون مهمانرا پذیرا شد با او ملاطفتآغاز نمود. مرد مهمان چون پاپوش خود بگشود وعصا بنهاد،به مطالعه کتاب مشغول شد.زن میزبان گفت: خواجه ! این چه کتاب است که مطالعهمیکنی؟ گفت:حکایات مکرهای زنان است. زن بخندید وگفت : آب دریا به غربیل نتوانپیمود وحساب ریگ بیابان به تخته خاک ، برون نتوان آورد و مکرهای زناندر حد حصر نیاید .پس تیر ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و برهدف ِ دل او راست کرد واز در مغازلت و معاشقت در آمد چنان که دلبسته ی ِ او شددر اثنای آن حال، شوهر او در رسید

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()

1 - قانون گاو

گاو سرشو می‌اندازه پایین و کار خودشو انجام میده، کاری نداره کسی چی میگه! از شاخش هم استفاده نمی‌کنه، چون بهترین شاخ زن‌ها رفتن توی میدان گاو بازی و نابود شدند.

برای مثال شما قصد داری به عیادت کسی در بیمارستان بری، بهترین راه اینه که راه خودت را بگیری و مستقیم وارد بخش بشی و به کسی هم توجه نکنی، حالا مثلا اگر از نگهبان بپرسی که "الان ساعت ملاقات هست؟" یا این که "می‌تونم برم تو؟" اگر هیچ مشکلی هم وجود نداشته باشه، نگهبانه برای اینکه قدرت خودشو بهت نشون بده جلوت را می‌گیره. این قانون در جاهایی که قوانین مسخره و دست و پا گیر داره هم کاربرد داره، یعنی خیلی موانع قانونی (یا بهتر بگم سنگ اندازی‌ها) در مرحله آغازین کارها بیشتر جلوه می‌کنند، وقتی شما بی‌توجه به همه‌ آنها کارت را آغاز کردی، اکثر آنها خود به خود کنار می‌روند یا افراد مجبور میشن خودشونو با شما وفق بدن. در کل این قانون (قضیه) در جوامعی مثل جامعه ایران که فضولی در کار دیگران امری پسندیده‌ای محسوب می‌شود بسیار کاربرد دارد.

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()

آکادمی بین المللی علوم در آستانه ورود به نخستین دهه هزاره سوم 10 حادثه بزرگ اینترنت را انتخاب و جایزه وبی (Webby Awards) را به آنها اعطا کرد.

به نقل از مهر ، آکادمی بین المللی علوم همراه با مرکز هنرهای دیجیتال نیویورک 10 حادثه بزرگ دهه اخیر را برگزیدند.



ادامه مطلب...

 


                                                
1) پشت گوش‌ اندازی                                                                                      
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایف‌شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.                                                                                 


اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار بسرعت      هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از     انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.                                                                   


2) ترس از  موفقیت                                                                                             
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا" می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از         موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب‌آور میباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت          گریبان‌گیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛             مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.                               

تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا    کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد.                                                                                                               


3)وسواس 

                                                                                                        
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ می‌باشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چرا که خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک می‌نمایند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزئی زیان‌آور است چرا که زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.                                                                                          

اینگونه افراد،سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید بکار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های   مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد نمود.              


4) نا امنی                                                                                                          
افراد ضعیف و سست بنیان بعلت داشتن احساس ناامنی،در کارشان پیشرفتی   حاصل نمی‌گردد. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اینگونه انسان‌ها در بی‌میلی  آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها می‌گردد.                                               


5)اطرافیان         

                                                                                                 
ممکن است شما همه شرایط لازم برای منعکس نمـودن فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آنـها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و یا اصلا" دیـدگاهی نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار میکنند.                                                            


برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل واستعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی وتردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها گردند.                     

6) فقدان منابع

                                                                                                      
هیچ چیزی ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه    قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط بخاطر عوامل خارج از کنترل      خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی و یا کمبود زمان بدلیل نگهداری از       خانواده و یا مسؤلیتهای دیگر میتواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط    فقر و یا تامین نمودن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت    از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده ترسیم خواهد نمود.                                         

7) نیاز به دیدگاهی درمانگر

                                                                                  
یک معلم مدرسه، روحانی، افسر ارتش و سرایدار میتوانند بطرق مختلفی مـوفق  باشنـد. با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نگردید. یـک قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـی نمایید.                                                                                       

خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفس‌تان، دقت کنید که قدم‌های  صحیـحـی جهت بهینه نمودن فرصت‌ها برای بدست آوردن موقعیتی موفق‌تر و  راضی کننده‌تر بردارید  


 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٧ توسط زهرا | نظرات ()

با استفاده از این 10 روش میتوانید تا حدودی مشکلات سیستم خود را بر طرف نمایید.

۱- شبکه Wi-Fi شما به شدت کند است.
اگر دلیل این کندی قطع شبکه نباشد، احتمالا تداخلی ایجاد شده است. ابتدا جای روتر (router یا همان مودم) را تغییر دهید تا آنرا از معرض موارد مشکل زایی چون امواج مایکرو ویو یا تلفن بیسیم دور کنید. شاید شما از یک کانال شلوغ استفاده میکنید؟ کانال را از طریق صفحه configuration روتر تغییر دهید، بخش Channel را پیدا کنید و ۱، ۶ یا ۱۱ را امتحان کنید.

۲ - کیفیت صفحه نمایش یا display بسیار بد است.
با کلیک راست بر روی desktop، تنیم صفحه نمایش را بررسی کنید، در ویندوز XP به بخش Properties و در ویندوز ویستا به Personalize بروید و از آنجا Settings را انتخاب کنید. اگر نمیتوانید رزولوشن یا کیفیت رنگ را افزایش دهید، دکمه Advanced, Adapter را انتخاب کنید. اگر اداپتور VGA استاندارد یا هر اداپتور دیگر در آنجا فهرست شده بود، یک درایور مخصوص به نوع PC را دانلود کنید

اگر اداپتور موجود بود، یک نسخه از درایور قبل از آن را امتحان کنید. در ویندوز XP به ترتیب بر روی Properties, Driver, Roll Back Driver کلیک کنید در ویستا Personalization Control Panel را باز کرده و به ترتیب بر Display Settings, Advanced Settings, Properties کلیک کرده و در نهایت Driver, Roll Back Driver را انتخاب کنید.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

مطمئناً هر کسی با دیدن این منحنی سه بعدی باور نمی کند که این وسیله می تواند یک کفش باشد؛ اما باید قبول کنیم که این یک کفش زنانه زیباست که توسط طراح انگلیسی، جولیان هکس ساخته شده است.

این کفش ظریف که با نام «موجیتو» شناخته می شود، از فیبر کربن -بخاطر استقامت و حالت ارتجاعی خوبی که دارد- و یک لایه از رزین و همچنین چرم در زیرش، ساخته شده است.

فکر می کنم این طراحی، خلاقانه ترین و زیباترین طراحی در دسته کفشهای زنانه باشد که تا به حال دیده ام و مطمئناً برای خانم ها هم بسیار جذاب خواهد بود.

منبع : نارنجی

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

سال ها دو برادر با هم در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود، زندگی می کردند. یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زیاد شد و از هم جدا شدند.یک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتی در را باز کرد، مرد نجـاری را دید. نجـار گفت:« من چند روزی است که دنبال کار می گردم، فکرکردم شاید شما کمی خرده کاری در خانه و مزرعه داشته باشید، آیا امکان دارد که کمکتان کنم؟»برادر بزرگ تر جواب داد: « بله، اتفاقاً من یک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسایه در حقیقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و این نهر آب بین مزرعه ما افتاد. او حتماً این کار را بخاطر کینه ای که از من به دل دارد، انجام داده.»سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت:« در انبار مقداری الوار دارم، از تو می خواهم تا بین مزرعه من و برادرم حصار بکشی تا دیگر او را نبینم.»نجار پذیرفت و شروع به اندازه گیری و اره کردن الوار کرد . برادر بزرگ تر به نجار گفت:« من برای خرید به شهر می روم، اگر وسیله ای نیاز داری برایت بخرم.» نجار در حالی که به شدت مشغول کار بود، جواب داد:« نه، چیزی لازم ندارم.»

 

هنگام غروب وقتی کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاری در کارنبود. نجار به جای حصار یک پل روی نهر ساخته بود.کشاورز با عصبانیت رو به نجار کرد و گفت:« مگر من به تو نگفته بودم برایم حصار بسازی؟»در همین لحظه برادر کوچک تر از راه رسید و با دیدن پل فکرکرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روی پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او برای کندن نهر معذرت خواست.وقتی برادر بزرگ تر برگشت، نجار را دید که جعبه ابزارش را روی دوشش گذاشته و در حال رفتن است.کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزی مهمان او و برادرش باشد. نجار گفت:«دوست دارم بمانم ولی پل های زیادی هست که باید آنها را بسازم.!»

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

آلبرت : دو چیز انتها ندارد...

آلبرت : دو چیز انتها ندارد...

دو چیز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنه‌‌ی کهکشنها. که البته در مورد کهکشنها مطمئن نیستم!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

یک فروشگاهی که شوهر می فروشد تنها در نیویورک باز شده است.

 

جائیکه یک زن ممکن است برای انتخاب یک شوهر آنجا برود.

 

مابین دستورالعمل ها در وروی یک توضیحی در مورد عملکرد فروشگاه وجود دارد.

 

(شما ممکن فروشگاه را فقط یک بار ویزیت کنید)شش طبقه موجود است

 

با ویزگیهای مردان که هر چه خریدار بالا می رود ویزگیها افزایش می یابد.

 

اما یه شرطی وجود داره:شما ممکنه مردی را از یک طبقه ویزه انتخاب کنید.

 

یا ممکنه شما رفتن به طبقه بالاتر رو انتخاب کنید

 

اما شما نمی توانید به طبقه پایین تر بر گردید مگر برای خروج از ساختمان .

 

طبقهءیک:این مردان شغل دارند و خدارو دوست دارند.

 

طبقهءدو:این مردان شغل دارند-خدا وبچه هارو دوست دارند.

 

طبقهءسه:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند و خیلی خوش قیافه هستند.

 

طبقهءچهار:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند.خوش قیافه هستند و در کار خانه کمک می کنند.

 

زن : قبولش برام واقعا سخته…باورم نمیشه

 

هنوز او می رود به طبقه پنج و شرایط را می خواند.

 

طبقهء پنج:این مردان شغل دارند-خدا و بچه هارو دوست دارند-مجلل هستند-در کار خانه کمک می کنند و حرکات قوی رمانتیک دارند.

 

او خیلی فریفته شد اما به طبقهء ششم رفت وشرایط رو خواند.

 

 

شما ۴۳۶۳۰۱۲ مین بازدید کننده ی این طبقه هستید…

 

در این طبقه هیچ مردی وجود ندارد و این طبقه فقط برای این ساخته شده

 

که ثابت کنه راضی کردن زنان غیر ممکن است

 

با تشکر از خرید شما از فروشگاه شوهر …لطفا هنگام خروج مراقب باشید

 

که زیاد از کوره در نرید…روز خوبی داشته باشید.

 

نتیجه اخلاقی:بابا به اون چیزی که داری راضی باش.

چه کار کردم تا بازدید وبلاگم 50  برابر شده

من هم مثل شما وبلاگ دارم.

 حدود یکسال است که هر وقت فرصت می کنم آن را آبدیت می کنم.

 اما دریغ از یک بازدید کننده.

اما از وقتی که با جهان باکس آشنا شدم آمار وبلاگم 10 برابر شده.

حالا که آمارم فقط با یک لینک باکس 10 برابر شده 

 اگر پنج لینک باکس در وبلاگم بذارم چی می شه؟

درسته آمار بازدید کنندگان 50 برابر می شه.

 شما هم امتحان کنید.

لینک باکسهایی که من پیشنهاد می کنم اینه،

 به خاطر اینکه روی سرور قوی نصب شده و کمتر غیر فعال می شه وزود هم لود می شه. 

پس شما هم دست بکار بشین. و برید قسمت بالای لینک باکس 

 و روی قسمت لینک خودرا اضافه کنید کلیک کنید. 

بعد کدی را که می ده در قالب وبلاگتان بذارید. 

همش یک دقیقه وقت می بره ولی اثرش فوق العاده است. 

امیدوارم بتونم با این پیشنهاد به شما کمکی کرده باشم. 

موفق باشید. 

لینک باکسهای پیشنهادی من اینه. 

جهان باکس  http://www.jahanbox.com/

امین باکس   http://www.aminbox.com/

آرام باکس   http://www.arambox.com/

ارم باکس    http://www.erambox.com/

جوان باکس  http://www.javanbox.com/

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ توسط زهرا | نظرات ()

امام عزیزم سلام!
آسوده خاطر باش. هنوز فرزندان تو زنده اند و جان دارند که در راه این انقلاب فدا کنند. هنوز هستند و بسیار زیادند کسانی که به ندای «هل من ناصر ینصرنی» نائب بر حق امام زمان (عج) و علی (ع) زمانه ، لبیک بگویند. هنوز مردم بر اساس سخن خودت که گفته‌ای «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» ، پشتیبان ولایت فقیه هستند. هنوز امریکا در این مملکت جایی ندارد. هنوز هستند کسانی که بعد از 30 سال ، به آرمان ها و اهداف اولیه خود پشت پا نزدند و استوار در راه تو قدم برمی دارند. هنوز زیادند کسانی که به فکر آزادی قدس شریفند و این هدف بزرگ را فراموش نکرده‌اند. اینجا سرزمین ولایتمداران با بصیرت است.. اینجا مملکت امام زمان (عج) است. به خون پاک شهداء قسم که تا این انقلاب را به انقلاب جهانی امام عصر (عج) پیوند نزنیم ، از پا نمی‌نشینیم ...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

 

عکس هایی  از سوتی های بامزه و ایرانی

www.zez.ir

پیشنهاد میکنم حتما تمام عکس ها را ببینید و کلی بخنین

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢٦ توسط زهرا | نظرات ()
Bia2BND.Com

بقیه عکس ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب...

 

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم


وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم


وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم


و تو، آدم سفید


وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی


وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای


وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی


و وقتی می میری، خاکستری ای


و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟

 

شخصیت خود را با استفاده از رنگ چشم بشناسیم


پایگاه خبری تقریب-سرویس اجتماعی: اگر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در رابطه ما داشته و کمک های فراوانی به ما خواهد کرد.

معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٤ توسط زهرا | نظرات ()

 

 





غذاهایی برای بهتر دیدن و شنیدن
غذاهایی برای بهتر دیدن و شنیدن

نویسنده: مرجان باژن



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٤ توسط زهرا | نظرات ()

 



بناهای تاریخی و مذهبی مشهد مقدس

بناهای تاریخی و مذهبی مشهد مقدس


 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٤ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٤ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۳ توسط زهرا | نظرات ()
صدف


مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد.

- صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟

- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت
و گفت: "برای این صدف اوضاع فرق کرد… !"

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۳ توسط زهرا | نظرات ()
برنده مسابقه کر بود ...


روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدهند .
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود .
جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ...
و مسابقه شروع شد ....

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند .
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:

" اوه,عجب کار مشکلی !!"
"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند .."

یا :
"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست. برج خیلی بلنده !"

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/۳ توسط زهرا | نظرات ()

جامهای شیشه ایی بسیار زیبا

 

 

بقیه عکس ها در ادمه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢ توسط زهرا | نظرات ()

تصاویری جالب از خواب حیوانات



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢ توسط زهرا | نظرات ()
تصاویری از ماهیان عجیب و غریب!



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢ توسط زهرا | نظرات ()
باربی در پنجاه سالگی باحجاب شد!
اخیرا در آلمان نیز به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولید عروسک باربی ، عروسک باربی خانم " آنگلا مرکل " صدر اعظم آلمان طراحی و به نمایش درآمده است.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/٩/٢ توسط زهرا | نظرات ()

 

حتما دست همسرتان را بگیرید !

گرفتن دستان شریک زندگی، درد را کاهش می‌دهد.

هندونه: دانشمندان بر این عقیده‌اند که «گرفتن دستان همسر» می‌تواند درد افراد را در شرایط ناراحتی کاهش دهد.

محققان در جریان تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که لمس کردن و یا دیدن تصویر شریک زندگی، می‌تواند باعث کاهش درد افراد شود. این موضوع حداقل در مورد زنان درست است.

این کشف جدید که توسط روان‌شناسان دانشگاه کالیفرنیا حاصل شده است، اهمیت روابط اجتماعی را مورد تاکید قرار می‌دهد.

«نایومی آیزنبرگر» یکی از محققانی که در این مطالعه شرکت داشته است می‌گوید: «زمانی که زنان به عکس‌های همسرشان نگاه می‌کنند – نسبت به زمانی که عکس‌های یک شی‌ء یا فرد غریبه را تماشا می‌کنند، واقعاً درد کمتری در برابر محرک‌های گرما از خود نشان می‌دهند».

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۸/٢۱ توسط زهرا | نظرات ()

Iran Eshgh Group !

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٠/٦/٦ توسط زهرا | نظرات ()
درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.