قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

حتما چیزهایی درباره‌ی فشار قبر شنیده‌اید. و حتما برایتان سوال شده که فشار قبر دیگر چیست؟ و چگونه است؟ و نیز برایتان سوال شده که چه چیزی باعثش می‌شود؟

همین سوالِ آخرتان از همه مهمتر است، چون فشار قبر، هر طوری که باشد، خیلی مهم نیست، اما اینکه چه چیزی موجب دچار شدن بر آن می‌شود، و اینکه چگونه می‌توان از آن گریخت، بسیار مهم است.

داستان زیر را بخوانید تا با یکی از عوامل فشار قبر آشنا شوید و حتما حواستان را جمع کنید.

این داستان واقعی‌‌ست!

سعد یکى از یاران بزرگ پیامبر اکرم -سلام و درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد- و از اهل مدینه بود. او نزد رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- و مسلمین به طورى احترام داشت که وقتى سواره مى‌آمد، رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- مسلمین را به استقبالش می‌فرستاد و خود نیز هنگام ورودش تمام قامت در برابر او بر مى‌خواست.

سعد بن معاذ، این یار دلاور پیامبر، در جنگ خندق از خود گذشتگى‌هایى نشان داد تا آن که تیرى به دستش اصابت کرد و دچار خون‌ریزى شد.

فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست

به دستور پیامبر اکرم -صلى الله علیه و آله و سلم- در مسجد، خیمه‌اى برافراشتند و سعد در آن خیمه، تحت درمان قرار گرفت و خود پیامبر -صلى الله علیه و آله و سلم- پرستارى او را عهده‌دار گشت و این دعا را در حق او مى‌کرد: "خدایا! سعد در راه تو جهاد کرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبى بپذیر".

بعد از خاتمه جنگ خندق و محاصره قلعه‌ی بنى قُریضه، حضرت رسول -صلى الله علیه و آله و سلم- داوری و میانجی‌گری جنگ با یهودیان را به او واگذار کرد و دستور داد او را بر تختخوابى گذاشتند و پیش یهود آوردند.

و سعد اینگونه حکم کرد که: یا رسول الله! مردان ایشان را بکش ‍ و زنان و اطفال آنان را اسیر کن و اموالشان را در میان مهاجر و انصار قسمت فرما.

بعضی کارها هرچند خودشان کوچکند [البته به ظاهر] اما آثار و تبعات بزرگی دارند حال چه خوب، چه بد.

حضرت فرمود: حکمى کردى که خدا در بالاى هفت آسمان چنین حکم کرده بود.

بعدها سعد بر اثر خونریزی همان زخم از دنیا رفت.

صبح آن روزى که سعد از دنیا رفت. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله ! چه کسى از امت تو از دنیا رفته است، که فرشتگان آسمان روح او را به یک دیگر مژده مى‌دهند؟

حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

عده‌اى به خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند: یا رسول الله سعد بن معاذ رحلت کرده است.

رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- [وقتى خبر درگذشت سعد را شنید] همراه اصحاب خود برخاستند، [و به طرف منزل سعد حرکت کردند] و در حالى که در تکیه‌گاه بودند، امر کردند تا سعد را غسل دهند.

وقتى غسل به پایان رسید و او را حنوط و کفن کرده و به سوى تابوتش حرکت دادند رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- پا برهنه و بدون ردا، جنازه را تشیع مى کرد، گاهى طرف راست و گاهى جانب چپ تابوت را مى‌گرفت تا آن که کنار قبرش رسیدند.

آنگاه حضرت رسول -صلى الله علیه و آله و سلم- داخل قبر شد و او را در لحد گذاشته و خشتها را جدا کرده و چید.

می‌‌فرمود: "به من سنگ بدهید" ؛ " به من گِل بدهید" ، و با آن ها میان خشت ها را پر کرد.

رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- چون از این کار فارغ شد و خاک بر روى سعد ریختند و قبر را مرتب کردند فرمود: مى دانم که پوسیدگى به این قبر مى رسد، اما پروردگار دوست دارد بنده‌ی خدا وقتی کارى را انجام مى‌دهد، در آن محکم کارى کند.

درست است که در داستان ما "سعد" یک مرد بود، اما قضیه‌ی بدخُلقی و آثار وحشتناک آن‌[همان فشار قبر را می‌گویم] مربوط به همه‌ی بداخلاقها می‌شود، حتی خانم‌ها!

چون از مرتب کردن قبر فارغ شد و خاک به روى آن ریختند. مادر سعد گفت: "بهشت بر تو گوارا باد."

حضرت رسول -صلى الله علیه و آله و سلم- فرمود: "اى مادر سعد! بر اینکه گفتی مطمئن نباش".

رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت کرد و مردم نیز مراجعت نمودند و عرض کردند: یا رسول الله! ما امروز کارهایى را درباره سعد از شما مشاهده کردیم که تا به حال درباره هیچ کس دیگر ندیده بودیم که انجام دهید، بدون ردا، و کفش به دنبال جنازه‌ی سعد حرکت کردید!

فرمود: فرشتگان آسمان بدون کفش و رداء به تشییع جنازه سعد آمده‌اند، من هم به آنها تأسى کردم.

عرض کردند: شما گاهى جانب راست و گاهى جانب چپ سریر را مى گرفتید! فرمود: دست من در دست جبرئیل بود، هر طرف را که او می‌گرفت من نیز می‌گرفتم.

عرض کردند: شما دستور دادید که سعد را غسل دهند و خود بر جنازه‌اش نماز خواندید و براى او لحد قرار دادید و بعد از آن فرمودید که "قبر، بدن سعد را فشار داد"؟[این شخصیت و فشار قبر؟!]

فرمود: آرى ، چون سعد با اهل منزلش بداخلاق بود.

حالا با هم به چند نکته در این ماجرا دقت می‌کنیم:

1- فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست

2- هیچ چیز در دستگاه محاسبه‌ی خداوند گُم و یا فراموش نمی‌شود حتی اگر به اندازه‌ی خردل باشد

3- بعضی کارها هرچند خودشان کوچکند [البته به ظاهر] اما آثار و تبعات بزرگی دارند حال چه خوب، چه بد.

4- درست است که در داستان ما "سعد" یک مرد بود، اما قضیه‌ی بدخُلقی و آثار وحشتناک آن‌[همان فشار قبر را می‌گویم] مربوط به همه‌ی بداخلاقها می‌شود، حتی خانم‌ها!

5- پیامبر فرمودند خدا دوست دارد بنده‌اش در کارها محکم‌کاری کند، پس یکی از این کارها که اتفاقا خیلی به محکم‌کاری نیاز دارد، همین مسأله قبر و جهان آن سویش است!

عقل هر آدم سالمی حکم می‌کند که بعد از خواندن این داستان دقیق‌تر به مسائل آخرت خود بیاندیشد و مواظب دامنش باشد که فشار قبر نگیردش.

 

شما هم برداشتها و نظراتتان را حتماً بنویسید.

والسلام

متن روایت :

الأمالی - الشیخ الطوسی - ص 427 - 428

وبالاسناد ، قال : حدثنا أبو الحسن علی بن الحسین بن شقیر بن یعقوب بن الحارث بن إبراهیم الهمدانی فی منزله بالکوفة ، قال : حدثنا أبو عبد الله جعفر بن أحمد بن یوسف الأزدی ، قال : حدثنا علی بن بزرج الخیاط ، قال : حدثنا عمرو بن الیسع ، عن عبد الله بن سنان:

عن أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، قال: أتى رسول الله صلى الله علیه و آله آت فقال له: سعد بن معاذ قد مات ، فقام رسول الله -صلى الله علیه وآله- و قام أصحابه معه ، فأمر بغسل سعد و هو قائم على عضادة الباب ، فلما حنط و کفن و حمل على سریره ، تبعه رسول الله صلى الله علیه وآله بلا حذاء و لا رداء ، ثم کان یأخذ السریر مرة یمنة و مرة یسرة حتى انتهى به إلى القبر، فنزل رسول الله -صلى الله علیه و آله- حتى لحده و سوى علیه اللبن و جعل.

یقول: ناولونی حجرا ، ناولونی ترابا، فسدد ما بین اللبن، فلما أن فرغ و حثا التراب علیه و سوى قبره، قال رسول الله -صلى الله علیه و آله- "إنی لأعلم أنه سیبلى ویصل البلى إلیه" ، و لکن الله عز وجل یحب عبدا إذا عمل عملا أحکمه.

فلما أن سوى التربة علیه قالت أم سعد من جانب القبر: "یا سعد، هنیئا لک الجنة" .

فقال رسول الله -صلى الله علیه و آله- "یا أم سعد مه لا تجزمی على ذلک، فإن سعدا أصابته ضمة".

قال: فرجع رسول الله صلى الله علیه و آله ورجع الناس ، فقالوا : یا رسول الله ، لقد رأیناک صنعت على سعد ما لم تصنعه على أحد ، إنک تبعت جنازته بلا حذاء ولا رداء؟ فقال علیه السلام: إن الملائکة کانت بلا رداء ولا حذاء ، فتأسیت بها. قالوا : و کنت تأخذ یمنة و یسرة السریر؟ قال علیه السلام: کانت یدی فی ید جبرئیل علیه السلام آخذ حیث یأخذ . قالوا : و أمرت بغسله و صلیت على جنازته و لحدته فی قبره، ثم قلت: إن سعدا أصابته ضمة؟

قال: فقال علیه السلام: نعم إنه کان فی خلقه مع أهله سوء .

حسین عسگری - سایت تبیان

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

یک تحقیق علمی ‌در رابطه با ساندویچ نشان می‌دهد روش میل کردن ساندویچ توسط شما می‌تواند بیانگر بسیاری از احساسات درونی شما و بطور کلی شناخت شخصیت شما باشد.

 کدام یک از روش‌های زیر را برای خوردن ساندویچ در نظر می‌گیرید؟

?- ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید؟

2- ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید؟

3- ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید؟

4- ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید؟

5- ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید؟

 ?. چنانچه ساندویچ خود را به قطعات کوچک تر تقسیم می‌کنید :

فردی منظم، حساس، دقیق و عاطفی هستید. در واقع نظم در زندگی شما حرف اول را می‌زند. دیگران به خوبی می‌دانند که از چه جایگاهی باید با شما وارد سخن شوند. گذشت شما در زمینه‌های مختلف زبانزد خاص و عام است. صبر و استقامت از دیگر ویژگی‌های شماست. دیگران برای انجام کارها و رفع نیازهای روزمره خود روی شما حساب می‌کنند.

?. چنانچه ساندویچ خود را دو لقمه می‌کنید :

شما ظاهراً فردی عجول و نسبتاً خشن بوده و این خصوصیت راحتی در غذا خوردن را نیز نشان می‌دهد. ظاهراً خیلی از خودتان مطمئن هستید و می‌توان گفت که در اکثر اوقات به خاطر عجول بودنتان بدون مشورت با دیگران تصمیم می‌گیرید که در بسیاری از موارد عواقب آن را نیز متحمل می‌شوید. معمولاً شما فرصت رسیدگی به حرف و سخن دیگران و یا حتی خود را ندارید، که این نیز ناشی از همان عجول بودن ذاتی شماست.

?. چنانچه ساندویچ خود را آرام و با اشتهایی وصف ناپذیر می‌خورید :

به راحتی با دیگران دوست می‌شوید و خوشرو و دست و دلباز هستید و به رای و نظر فرد مقابل احترام می‌گذارید و از درگیر شدن با اطرافیان پرهیز می‌کنید، آرامش خاصی دارید و دیگران از بودن در کنار شما احساس لذت می‌کنند.

?. چنانچه ساندویچ خود را نصف کرده و باقی مانده را در بشقاب می‌گذارید :

آینده نگری و نگاهی به فردا داشتن از ویژگی‌های شخصیتی شماست. در هر زمینه‌ای و برای اقدام در مورد هر مساله ابتدا به عواقب آن اندیشیده و با مروری به آینده حال را برنامه ریزی می‌کنید. مصمم و هوشیارید و نسنجیده حرف نمی‌زنید. دیر با کسی دوست می‌شوید اما دوستی هایتان پایدار است.

?. چنانچه ساندویچ خود را کاملاْ باز کرده و محتویات آن را تنها با تکه ای نان می‌خورید :

شخصیتی قابل احترام دارید. سعی می‌کنید هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نروید. نگاه گیرا و نافذ شما می‌تواند مخالفانتان را به سرعت سر جای خودشان بنشاند. بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه‌های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آنها را نیز ببینید. انرژی شما برای یافتن دوستان جدید و کم نظیر نیز مثال زدنی است. در حل مشکلات بسیار ماهر و زبر دست بوده و عاشق رقابت سالم با دیگران هستید

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

 

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٧ توسط زهرا | نظرات ()

اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است.صورت 1 دانه است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود.(اگه پیدا نکردی برو ادامه مطلب)÷

پاسخ در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٢ توسط زهرا | نظرات ()

چهل حدیث

قالَ الاِْمامُ الْمَهْدِىُّ(علیه السلام):

1- توجّه امام مهدى(علیه السلام) به شیعیان خویش
«إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ، وَ لَوْ لا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَکُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا.»:
ما در رعایت حال شما کوتاهى نمى کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ، که اگر جز این بود گرفتارى ها به شما روى مىآورد و دشمنان، شما را ریشه کن مى کردند. از خدا بترسید و ما را پشتیبانى کنید.
2- عمل صالح و تقرّب به اهل بیت(علیهم السلام)
«فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِء مِنْکُمْ بِما یُقَرَّبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَلْیَتَجَنَّبْ ما یُدْنیهِ مِنْ کَراهِیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَإِنَّ امْرَأً یَبْغَتُهُ فُجْأَةً حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حَوْبَة.»:
هر یک از شما باید به آنچه که او را به دوستى ما نزدیک مى سازد، عمل کند و از آنچه که خوشایند ما نبوده و خشم ما در آن است، دورى گزیند، زیرا خداوند به طور ناگهانى انسان را مىگیرد، در وقتى که توبه برایش سودى ندارد و پشیمانى او را از کیفر ما به خاطر گناهش نجات نمى دهد.
3- تسلیم در مقابل دستورهاى اهل بیت(علیهم السلام)
«فَاتَّقُوا اللّهَ، وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّو الاَْمْرَ إِلَیْنا، فَعَلَیْنَا الاِْصْدارُ، کَما کانَ مِنَّا الاِْیرادُ، وَ لا تَحاوَلُوا کَشْفَ ما غُطِّىَ عَنْکُمْ، وَ اجْعَلُوا قَصْدَکُمْ إِلَیْنا بِالْمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الْواضِحَةِ.»:
از خدا بترسید و تسلیم ما شوید و کارها را به ما واگذارید، بر ماست که شما را از سرچشمه، سیراب برگردانیم، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود، در پى کشف آنچه از شما پوشیده شده نروید. مقصد خود را با دوستى ما بر اساس راهى که روشن است به طرف ما قرار دهید.
4- تحقّق حتمى حقّ
«أَبَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لِلْحَقِّ إِلاّ إِتْمامًا وَ لِلْباطِلِ إِلاّ زَهُوقًا، وَ هُوَ شاهِدٌ عَلَىَّ بِما أَذْکُرُهُ.»:
خداوند مقدّر فرموده است که حقّ به مرحله نهایى و کمال خود برسد و باطل از بین رود، و او بر آنچه بیان نمودم گواه است.
5- خلقت هدفدار و هدایت پایدار
«إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَیْهِمُ النَّبِیّینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ، یَأْمُرُونَهُمْ بِطاعَتِهِ وَ یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَ یُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دینِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَیْهِمْ کِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَیْهِمْ مَلائِکَةً یَأْتینَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَیْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَیْهِمْ.»:
خداوند متعال، خلق را بیهوده نیافریده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلکه آنان را به قدرتش آفریده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پیامبران را که مژده دهنده و ترساننده هستند به سویشان برانگیخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانى اش جلوگیرى فرمایند و آنچه را از امر خداوند و دینشان نمىدانند به آنها بفهمانند و بر آنان کتاب فرستاد و به سویشان فرشتگان برانگیخت تا آنها میان خدا و پیامبران ـ به واسطه تفضّلى که بر ایشان روا داشته ـ واسطه باشند.
6- ظهور حقّ
«إِذا أَذِنَ اللّهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْکُمْ.»:
هرگاه خداوند به ما اجازه دهد که سخن گوییم، حقّ ظاهر خواهد شد و باطل از میان خواهد رفت و خفقان از [سرِ] شما برطرف خواهد شد.
7- تفتیش ناروا
«مَنْ بَحَثَ فَقَدْ طَلَبَ، وَ مَنْ طَلَبَ فَقَدْ دَلَّ، وَ مَنْ دَلَّ فَقَدْ أَشاطَ وَ مَنْ أَشاطَ فَقَدْ أَشْرَکَ.»:
حضرت مهدى(علیه السلام) در خصوص کسانى که در جستجوى او بوده اند تا به حاکم جور تحویلش دهند فرموده است: آن که بکاود، بجوید و آن که بجوید دلالت دهد و آن که دلالت دهد به هدف رسد و هر که [در مورد من] چنین کند، شرک ورزیده است.
8- ظهور حقّ به اذن حقّ
«فَلا ظُهُورَ إِلاّ بَعْدَ إِذْنِ اللّهِ تَعالى ذِکْرُهُ وَ ذلِکَ بَعْدَ طُولِ الاَْمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ وَ امْتِلاءِ الاَْرْضِ جَوْرًا.»:
ظهورىنیست، مگر به اجازه خداوندمتعال و آن هم پس از زمان طولانى و قساوت دلها و فراگیر شدن زمین از جور و ستم.
9- مدّعیان دروغگو
«سَیَأْتى إلى شیعَتى مَنْ یَدَّعِى المُشاهَدَةَ. أَلا فَمَنِ ادَّعَى المُشاهَدَةَ قَبْلَ خُرُوجِ السُّفْیانى وَ الصَّیْحَةِ فَهُوَ کَذّابٌ مُفْتَر وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم.»:
آگاه باشید به زودى کسانى ادّعاى مشاهده (نیابت خاصّه) مرا خواهند کرد. آگاه باشید هر کس قبل از «خروج سفیانى» و شنیدن صداى آسمانى، ادّعاى مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است; حرکت و نیرویى جز به خداى بزرگ نیست.
10- دنیا در سراشیبى زوال
«إِنَّ الدُّنْیا قَدْ دَنا فَناؤُها وَ زَوالُها وَ أَذِنَتْ بِالْوِداعِ وَ إِنّى أَدْعُوکُمْ إِلَى اللّهِ وَ رَسُولِهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ الْعَمَلِ بِکِتابِهِ وَ إِماتَةِ الْباطِلِ وَ إِحْیاءِ السُّنَّةِ.»:
دنیا فنا و زوالش نزدیک گردیده و در حال وداع است، و من شما را به سوى خدا و پیامبرش ـ که درود خدا بر او و آلش باد ـ و عمل به قرآنش و میراندن باطل و زنده کردن سنّت، دعوت مى کنم.
11- ذخیره بزرگ
«أَنَا بَقِیَّةٌ مِنْ آدَمَ وَ ذَخیرَةٌ مِنْ نُوح وَ مُصْطَفى مِنْ إِبْراهیمَ وَ صَفْوَة مِنْ مُحَمَّد(صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِمْ أَجْمَعینَ).»:
من باقیمانده از آدم و ذخیره نوح و برگزیده ابراهیم و خلاصه محمّد (درود خدا بر همگى آنان باد) هستم.
12- حجّت خدا
«زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْکَلامِ لَزالَ الشَّکُّ.»:
ستمگران پنداشتند که حجّت خدا از بین رفته است، در حالى که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آینه تمام شکّ ها را از بین مى بردیم.
13- عطسه، نشانه سلامت
«أَلا أُبَشِّرُکَ فِى الْعِطاسِ فَقُلْتُ بَلى قالَ: هُوَ أَمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَةَ أَیّام.»:
نسیم، خدمتکار حضرت مهدى(علیه السلام) گوید: آن حضرت به من فرمود:آیا تو را در مورد عطسه کردن بشارت دهم؟ گفتم: آرى. فرمود: عطسه، علامتِ امان از مرگ تا سه روز است.
14- نماز، طردکننده شیطان
«ما أُرْغِمَ أَنْفُ الشَّیْطانِ بِشَىْء مِثْلِ الصَّلوةِ، فَصَلِّها وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ.»:
هیچ چیز مثل نماز، بینى شیطان را به خاک نمىمالد، پس نماز بخوان و بینى شیطان را به خاک بمال.
15- اذن مالک
«لا یَحِلُّ لاَِحَد أَنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ.»:
تصرّف در مال هیچ کس بدون اجازه او جایز نیست.
16- استعاذه به خدا
«أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمى بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدى وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ.»:
پناه به خدا مىبرم از نابینایى بعد از بینایى و از گمراهى بعد از راهیابى و
از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه ها.
17- اسوه هاى حقیقت
«إِنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِکَ سِوانا إِلاّ کَذّابٌ مُفْتَر.»:
حقّ با ما و در میان ماست، کسى جز ما چنین نگوید، مگر آن که دروغگو و افترا زننده باشد.
18- ظهور فَرَج به اذن خدا
«وَ أَمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإِنَّهُ إِلَى اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، کَذَبَ الْوَقّاتُونَ. وَ أَمّا قَوْلُ مَنْزَعَمَ أَنَّ الْحُسَیْنَ(علیه السلام) لَمْ یُقْتَلْ، فَکُفْرٌ وَ تَکْذیبٌ وَ ضَلالٌ.»:
امّا ظهور فرج، موکول به اراده خداوند متعال است و هر کس براى ظهور ما وقت تعیین کند دروغگوست. و امّا گفته کسانى که پنداشته اند امام حسین(علیه السلام) کشته نشده، کفر و دروغ و گمراهى است.
19- شناخت خدا
«إِنَّ اللّهَ تَعالى هُوَ الَّذى خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فىجِسْم«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىءٌ وَ هُوَالسَّمیعُ الْعَلیمُ».»:
همانا خداوند متعال، کسى است که اجسام را آفریده و ارزاق را تقسیم فرموده، او جسم نیست و در جسمى هم حلول نکرده، «چیزى مثل او نیست و شنوا و داناست».
20- ائمّه(علیهم السلام) دست پرورده هاى پروردگار
«إِنَّ اللّه مَعَنا و لا فاقَةَ بِنا إِلى غَیْرِهِ وَ الْحَقَّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعُنا.»:
خداوند با ماست، و به جز ذات پروردگار به چیزى نیاز نداریم، و حقّ با ماست. اگر کسانى با ما نباشند، هرگز در ما وحشتى ایجاد نمىشود، ما دست پرورده هاى پروردگارمان، و مردمان، دستپرورده هاى ما هستند.
21- دانش حقیقى
«أَلْعِلْمُ عِلْمُنا وَ لا شَىْءَ عَلَیْکُمْ مِنْ کُفْرِ مَنْ کَفَرَ.»:
دانش، دانشِ ماست، از کفرِ کافر، گزندى بر شما نیست.
22- اتّفاق و وفاى به عهد
«لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِى الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الُْیمْنُ بِلِقائِنا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا.»:
اگر شیعیان ما ـ که خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد واتّفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مىشمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند.
23- پیروان نادان
«قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَ حُمَقاؤُهُمْ، وَ مَنْ دینُهُ جَناحُ الْبَعُوضَةِ أَرْجَحُ مِنْهُ.»:
حضرت مهدى(علیه السلام) به محمّد بن على بن هلال کرخى فرموده اند :نادانان و کمخردان شیعه و کسانى که بال پشه از دیندارى آنان محکمتر است، ما را آزردند.
24- بیزارى از غالیان
«أَنـَا بَرىءٌ إِلَىاللّهِ وَ إِلىرَسُولِهِ مِمَّنْ یَقُولُ إِنّا نَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ نُشارِکُهُ فىمُلْکِهِ أَوْ یُحِلُّنا مَحَلاًّ سِوَى الَْمحَلِّ الَّذى رَضِیَهُ اللّهُ لَنا.»:
من از افرادى که مى گویند: ما اهل بیت [مستقلاًّ از پیش خود و بدون دریافت از جانب خداوند] غیب مى دانیم و در سلطنت و آفرینش موجودات با خدا شریکیم، ما را از مقامى که خداوند براى ما پسندیده بالاتر مى برند، نزد خدا و رسولش، بیزارى مى جویم.
25- سجده شکر
«سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَ أَوْجَبِها.»:
سجده شکر از لازمترین و واجبترین مستحبّات است.
26- فضیلت تعقیبات نماز
«إِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.»:
فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهاى مستحبى، مانند فضیلت واجبات بر مستحبّات است.
27- سجده، مخصوص خداست
«فَأَمّا السُّجُودُ عَلَى الْقَبْرِ فَلا یَجُوزُ.»:
سجده بر قبر جایز نیست.
28- راه اندازى کار مردم
«أَرْخِصْ نَفْسَکَ وَ اجْعَلْ مَجْلِسَکَ فِىَ الدِّهْلیزِ وَ اقْضِ حَوائِجَ النّاسِ.»:
خودت را [براى خدمت] در اختیار مردم بگذار، و محلّ نشستن خویش را درِ ورودى خانه قرار بده، و حوائج مردم را برآور.
29- امنیّت بخش زمین
«إِنّى أَمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ.»:
وجود من براى اهل زمین، سبب امان و آسایش است، همچنان که ستارگان سبب امان آسماناند.
30- رجوع به راویان حدیث
«وَ أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إِلى رُواةِ حَدیثِنا فَإِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَیْکُم وَ أَنـَا حُجَّةُاللّهِ عَلَیْهِمْ.»:
در پیشامدهاى مهمّ اجتماعى به راویان حدیث ما مراجعه کنید، زیرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من هم حجّت خدا بر آنان هستم.
31- مطاع، نه مطیع کسى
«إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبائى إِلاّ وَقَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطاغِیَةِ زَمانِهِ وَ إِنّى أَخْرُجُ حینَ أَخْرُجُ وَ لا بَیْعَةَ لاَِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى.»:
هریک از پدرانم بیعت یکى از طاغوت هاى زمان به گردنشان بود، ولى من در حالى قیام خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتى به گردنم نباشد.
32- آفتاب پشت ابر
«وَ أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ.»:
کیفیّت بهره ورى از من در دوران غیبت، مانند کیفیّت بهره ورى از آفتاب است هنگامى که ابر آن را از چشم ها پنهان سازد.
33- سبقت اراده خدا بر همه چیز
«وَ لکِنَّ اَقْدارَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لاتُغالَبُ، وَ إِرادَتُهُ لاتُرَدُّ، وَ تَوْفیقُهُ لایُسْبَقُبه »:
راستى که مقدّرات خداوند متعال، مغلوب نشود و اراده الهى مردود نگردد و چیزى بر توفیق او پیشى نگیرد.
34- علّت اصلى غیبت امام(علیه السلام)
«وَ أَمّا عِلَّةُ ما وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ، فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ قالَ: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَلَکُمْ تَسُؤْکُمْ.»: 
امّا علّت و فلسفه آنچه از دوران غیبت اتّفاق افتاده [که درک آن براى شما سنگین است] آن است که خداوند در قرآن فرموده: «اى مؤمنان از چیزهایى نپرسید که اگر آشکارتان شود، بدتان آید».
35- آگاهى هاى امام(علیه السلام)
«إِنّا یُحیطُ عِلْمُنا بِأَنْبائِکُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَىْءٌ مِنْ أَخْبارِکُمْ.»:
علم و دانش ما به خبرهاى شما احاطه دارد و چیزى از اخبار شما بر ما پوشیده نمىماند.
36- دعاى فراوان
«أَکْثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ.»:
براى تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.
37- سؤال نامطلوب
«فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یَعْنیکُمْ.»:
درهاى سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید.
38- آخرین اوصیا
«أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بى یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلى وَ شیعَتى.»:
من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف مىگرداند.
39- حجّت خدا در زمین
«إَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا.»:
زمین خالى از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.
40- علمدار هدایت در هر زمان
«کُلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.»:
هرگاه عَلَم و نشانه اى پنهان شود، عَلَم دیگرى آشکارگردد، و هر زمان که ستاره اى افول کند، ستاره اى دیگر طلوع نماید.

  امروزه با توجه به مقتضیات و به جهت کسب منافع بیشتر بسیاری از افراد زیرک و با هوش در مطالب سایت ها و وبلاگ های خود از کلید واژه ها و جملاتی استفاده می کنند که بیشترین متقاضی را دارد به عبارت دیگر مواردی را در صفحات و عبارات خود بکار می گیرند که بتواند بازدیدکنندگان را ولو برای یکبار به سایت آن ها هدایت کند و از این طریق میزان آمار بازدیدکنندگان خویش را افزایش داده، ایجاد فضای کاذب نموده از سایر حواشی مربوطه بهره برداری نمایند.

  اینگونه اشخاص عموما با توجه به علائق افراد به مسائل و در اصل اخبار روز و یا مد جامعه، واژه ها و یا عبارات خود را انتخاب کرده و سعی دراثر گذاری خود می نمایند،

به عنوان مثال کلید واژه ها و یا عبارات:

"افشاء مهمترین اخبار محرمانه دولت"  "خبر ها و تازه های سانسور شده"  "ناگفته های مسئولین" " دروغ بزرگ"  " بنا به گفته منابع موثق و آگاه"  "به گفته شاهدهای عینی حوادث اخیر"  " بیانیه جناح صلح طلب"  "حزب ...."  "گردهمائی و برنامه های آتی ..."  "تجمع غیر قانونی" "اجتماع بزرگ دانشجویان"  "اعتراض تعدادی از ..."  " دستگیری تعدای از..."  " آخرین اخبار سبز از حوادث و وقایع"  "دستگیری سردمداران و رهبران حزب"  "کشته شدن فرزند یکی از عالی ترین مقامات در حوادث اخیر"  "افزایش عنقریب قیمت های مسکن"  "تورم و بالارفتن قیمتهای ..." - "خاطرات و داستان های جذاب"  "افزایش چشمگیر و بی سابقه بیماری ها و ..."  "اختلافات شدید احزاب و جناح های مخالف"  "آمار واقعی کشته شدگان ..."  "مسائل مربوط به سکس"  "اخبار دانشجوئی و حوادث دانشگاه ها"  "اخبار محرمانه شکنجه های ... از زبان شاهد عینی و منابع موثق" " اختلاس بزرگ آقایان"  "آخرین فیلتر شکن های رایگان روز"  "کاریابی سریع و رایگان متناسب با تخصص و حرفه و شان شما"  "نیاز به همکاری تعدادی متخصص و استخدام فوری با حقوق و مزایای کاملا مکفی"  "تصاویر دوربین مخفی"  "تصاویر ..."  "پشت پرده هنرپیشه ها" "آن روی سکه این آقایان و خانم ها"  "کشت و کشتار بزرگ قرن"  "ترفند های ..."  "انواع برنامه رایگان"  و .....

از جمله کلمات و عباراتی هستند که افراد بسیاری را به سایت های مورد بحث هدایت می کنند.

 این واقعیت دقیقا مصداق کتاب پر فروش "چگونه راحت پولدار شوید است" این کتاب توسط نویسنده ای گمنام و نه چندان حرفه ای به نگارش درآمده و با محوریت این موضوع که با تفکر و براحتی می توان پول درآورد به ذکر مصادیق مختلف واقعی اشاره نموده و در پایان نیز به عنوان تجربه ای موفق انتشار و فروش و کسب درآمد راحت نویسنده را از طریق همین کتاب به رخ خوانندگان مربوطه می کشاند!

  اکنون شما خواننده گرامی برای اینکه مطمئن بشوید که زمان خود را بیهوده صرف نکرده اید و تحلیل و تجربه درست و واقعی را مطالعه کرده اید، پیشنهاد می کنم در صورت امکان برای مدت کوتاهی از ترفند های بالا استفاده کنید و اگر هم احیانا وبلاگ و یا سایتی جهت تجربه کردن موضوع ندارید و یا اساسا با استناد به اصول و هنجارهای وبلاگ داری وغیره اعتقادی به تجربه این بحث ندارید می توانید با مراجعه به بخش آماری همین وبلاگ آمارهای مربوط به مراجعات مختلف هدایت شده از واژهای مذکور را مشاهده نمائید!

امیدوارم موضوع حاضر برایتان جالب و قابل توجه بوده باشد.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ توسط زهرا | نظرات ()
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/۱٥ توسط زهرا | نظرات ()

راز موفقیت انسان‌ها تقدیم به همه انسانهایی که می اندیشند!

مردم تعاریف مختلفی از موفقیت دارند. «پولدار شدن، رسیدن به همه اهداف مورد نظر، جامه عمل پوشاندن به همه آرزوها» نکته بسیار جالب این است که بعضی از افراد موفقیت را برانگیختن حس حسادت دیگران می دانند. موفقیت به آ ن معناست که هر شخص از خود شخص ارزشمندی برای جامعه اش بسازد.

بیشتر دانشمندان تلاش کردند تا با تعاریف درست از این واژه به مردم در جهت رسیدن به اهدافشان کمک کنند، اما آنقدر تعاریف مختلف از این واژه زیاد شده است که به راستی همه را سردرگم کرده است. شاید ارائه تعاریف مختلف از این واژه داشتن برداشت های متفاوت از آن است.

آلفرد اوستن می گوید؛ آرامش و اطمینان بهترین موفقیت است. هیچ کس واقعا موفق نیست مگر آنکه خوشبخت باشد و نیز خوشبخت کسی است که کاری مفید و با ارزش انجام دهد. داشتن هدف به انسان در رسیدن به خوشبختی کمک می کند.

به راستی معیار درست برای موفق شدن چیست؟

 

 آیا موفق شدن به معنای بهترین بودن، جوان بودن، باهوش ترین بودن، ثروتمند ترین بودن، زیباترین بودن است. اگر فکر می کنید موفقیت به معنای داشتن اهداف بسیار بالاست در اشتباه هستید چون با نرسیدن به این اهداف با یک دنیا شکست مواجه می شوید.

برای پی بردن به واژه موفقیت اول باید به آن دسترسی پیدا کنیم. موفقیت به معنای به پایان رساندن آن چیزهایی است که آنها را شروع کرده ایم. به عبارت دیگر موفقیت به معنای تمام کردن همه برنامه های از قبل تعیین شده است. برای مثال اگر آرزو کردید که از یک بانک دزدی کنید و در نهایت روزی این کار را کردید آدم موفقی هستید.

هر چند که هیچ کس دوست ندارد آخر و عاقبت کارهایش به زندان ختم شود. با این تعریف مشخص می شود که موفقیت به معنای برنامه ریزی و اتمام آن است. این تعریف باعث می شود که درباره لحظه به لحظه زندگی خود قضاوت کنیم.

اگر در طول روز نتوانستیم برنامه خود را به اتمام برسانیم به راحتی پی می بریم که موفق نشده ایم و یا به عبارت دیگر شکست خورده ایم. پس شاید با این تعریف به نظر شما رسیدن به موفقیت بسیار آسان باشد اما واقعیت این است که حدود ۸۵ درصد از مردم هیچ وقت نمی توانند با موفقیت برنامه هایشان را به اتمام برسانند. برای رسیدن به موفقیت باید هدف داشت.

بسیاری از آدم ها بی هدف زندگی می کنند، این افراد حتی اگر موفقیت بسیار زیادی را به دست بیاورند و به موقعیت بسیار خوبی هم دست یابند باز ناراضی هستند چون بی هدف زندگی کرده اند.

خیلی از افراد برای رسیدن به موفقیت از کسی و یا از جایی الگو برداری می کنند. مثلا فکر می کنند که اگر بزرگی به کشاورزی و یا چوپانی می پرداخت و موفق بود آنها هم باید چوپانی کنند یا کشاورزی. در صورتی که شاید ویژگی های منحصر به فرد آن شخص باعث موفقیتش شده است. برای شناسایی هدف اول باید آنچه را که آرزویش را داریم به ذهنمان بسپاریم و دائما آن را مرور کنیم. پس از به ذهن سپردن باید برای هدفی که داریم مطالعه بسیار انجام دهیم و یا با مشاور صحبت کنیم تا ببینیم نظر دیگران راجع به هدفی که ما پیش روی داریم چیست؟

هنگام انتخاب هدف خود باید دقت کنیم که آن هدف در جهت رساندن ما به آرامش و آسایش بیشتر باشد و به ما احساس خوشبختی دهد و موجب شود که ما باور داشته باشیم که برای جامعه خود فردی مفید هستیم. اگر دوست دارید به هدف مورد نظر برسید باید به آن علاقه داشته باشید و مهارت ها و امکانات لازم برای رسیدن به آن را نیز در اختیار داشته باشید.

انسان های خسیس دائما در حال رقابت کردن هستند اما آدم های دست و دلباز به جای رقابت به همکاری با دیگران فکر می کنند. به اعتقاد روان شناسان اگر نسبت به اطرافیانمان دست و دلباز باشیم آنها هم نیز با ما دست و دلباز خواهند بود.

یکی راز های دست و دلباز بودن این است که در آن شادی وجود دارد. خیلی از آدم ها معتقدند لذت هدیه دادن خیلی بیشتر از هدیه گرفتن است. یکی دیگر از روش های موفقیت تصمیم گیری است. تصمیم گیری گام مهمی در جهت هموار ساختن مسیر زندگی است. تصمیم گیری یکی از لحظات سرنوشت ساز زندگی انسان است و گاهی ما با تصمیم های نادرستی که می گیریم تا آخر عمر خودمان را از داشتن زندگی شاد محروم می سازیم.

«ویلیام جیمز» درباره تصمیم گیری می گوید؛ «لحظاتی هست که مجبوریم انتخاب کنیم، اما لحظاتی هم هست که انتخاب کردن، خود یک تصمیم است». یکی دیگر از روش های رسیدن به موفقیت مهربانی است. این تفکر شدیدا در میان مردم وجود دارد که انسان های سخت و جدی و خودخواه در کارهایشان بسیار موفق هستند، اما آمادگی برای پذیرش هر چیز که بر سر راه انسان قرار دارد به معنای موفق بودن نیست.

روان شناسان می گویند موفقیت حقیقی از آن کسانی که با هوش و خودخواه هستند، نمی شود. برعکس مهربان بودن با دیگر انسان ها باعث رسیدن به موفقیت حقیقی می شود. خوبی و مهربانی دو عامل بسیار مهم برای رسیدن به موفقیت در زندگی هستند.

اگر تا به حال انسان مهربانی نبوده اید دیگر وقت آن است که در وجود خود تغییر و تحولی به وجود آورید. برای موفق بودن آ ن باشید که می توانید و گام هایی بلندتر از هر انسانی که تاکنون برداشته است، بردارید.

یکی دیگر از روش هایی که به موفقیت انسان کمک می کند داشتن اعتقادات مثبت است. آیا تا به حال به انسان های شاد توجه کرده اید؟ آیا تا به حال به خودتان گفته اید چرا بعضی از آدم ها اینقدر مشهود هستند و توجه دیگران را مثل آهن ربا به راحتی به خود جلب می کنند. پاسخ این پرسش آن است که افراد شاد همیشه با ذهن مثبت به اطرافشان نگاه می کنند. مثبت فکر کردن و مثبت نگاه کردن به زندگی بیش از هر عاملی شما را در رسیدن به آنچه می خواهید کمک می کند.

برای داشتن ذهنی مثبت عمل کنید تا عکس العمل. منتظر آن نباشید که اتفاق بدی برای زندگیتان بیفتد تا مجبور شوید عکس العمل از خود نشان دهید. خودتان وارد عمل شوید و بگذارید اتفاق های خوب در انتظارتان باشد. هر انسانی خودش مسوول وقایعی است که در زندگی اش می افتد. پس شما توانایی آن را دارید که بهترین زندگی را برای خود بسازید.

باور داشته باشید که هر لحظه از زندگی بدون در نظر گرفتن عواقبش از بهترین لحظات است. پیشامدهای بد همیشه در زندگی وجود دارد و این حقیقت زندگی است. اما این به آن معنا نیست که اجازه دهید پیشامدهای بد شما را از ادامه راهتان باز دارد. خوبی از همه چیز حتی پیشامدهای بد به شما خواهد رسید. برای به دست آوردن قدرت ذهنتان را باز نگه دارید و پذیرایی پیشامدهای بد باشید.

یکی دیگر از رموز موفقیت شکرگزاری است. خداوند را برای آنچه به شما داده است، شاکر باشید. پذیرایی هر موقعیتی باشید که در زندگیتان پیش می آید. آدم های موفق می گویند که حس ششم آنها را در جهت پیش بردن به هدفی تحریک کرده است. پس به ندای درونتان پاسخ مثبت دهید. برای رسیدن به موفقیت شوخ طبعی را فراموش نکنید. مردم همیشه از زندگی با افراد شوخ لذت می برند. زندگی را خیلی جدی نگیرید. شوخ طبعی شما را در رسیدن به زندگی موفق و شاد هدایت می کند.

درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.