قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٢/٢۸ توسط زهرا | نظرات ()

طبق آخرین یافته ها، تداوم و تکرار 21 اشتباه درطرز تفکر و برقراری ارتباط که افراد مرتکب آن میگردند، توانایی نابود ساختن هر رابطه ای را دارا می باشد:
1- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتی زمانی که ادله کافی در اختیار نداشته باشید .
2- هیچگاه عذرخواهی نکردن، حتی زمانی که تقصیر کار بودن شما اثبات گردیده باشد .
3- بی رحمانه خطاها ی شریک زندگی خود را بازگو کردن .
4- ادعای متعصبانه از آگاهی داشتن از انگیزه های شریک زندگی بهتر از خود وی .
5- تصور آنکه شریک شما می باید نیازهای شما را درک کرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد .
6- نادیده گرفتن کامل اولویتهای شریک زندگی و پافشاری بر اولویتهای خود .
7- تصور آنکه نیازهای جنسی همسر شما و نیازهای جنسی شما یکسان و مشابهی میباشند .
8- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم کردن .
9- شناسایی عیوب و کاستیهای شخصیتی همسر و اسرار خانوادگی وی، و بهره گیری از آنها برای پیروزی در مشاجرات، زمانی که منطق در میماند .
10- بهره گیری از عذاب وجدان و حس گناه کار بودن برای به بازی گرفتن، دستیابی به اهداف و یا مجازات همسر .

11- در شناسایی و یافتن بدیها و معایب همسر چیره دست بودن، اما هیچگاه خوبیها و محاسن وی را بزبان نیاوردن .
12- کوتاه نیامدن به هیچ قیمتی، و کشاندن مجادله تا جایی که همسر از خانه بگریزد .
13- هیچگاه رها نکردن گذشته، و بازگویی و باز آفرینی آن به کرات .
14- ابراز وابستگی شدید به همسر خود، و ادعای آنکه بی وی و یا در صورت بی اعتنایی وی بی شک خواهد مرد .
15- در صورت عدم وابستگی شدید، فاصله گرفتن از لحاظ فیزیکی و احساسی تا حد بی اعتنایی کامل .
16- قول دادن، وهیچگاه عمل نکردن .
17- تا حدی متظاهر و دو رو بودن که همسر نمیداند شما چه زمان جدی هستید .
18- عذرتراشی همیشگی برای عادات ناپسند خود .
19- پافشاری براین عقیده که همواره مطلبی که شما میخواهید بیان کنید مهمتر از مطلبی است که همسرتان میخواهد بگوید، بنابراین حرف وی را قطع میکنید .
20- وانمود میکنید که حرفهای بیان شده همسرتان را کاملا متوجه شده اید، ولو آنکه هیچ چیزی از صحبتهای وی را نفهمیده اید.
21- به گونه ای رفتار میکنید که گویی شما مرتکب هیچکدام از اشتباهات ذکر شده نگردیده اید و این شریک شماست که باید تغییر کند .
و در پایان بنده بی تقصیرم لطفاً سعی داشته باشید نکات بالا را انجام ندهید تا روابط خود را محکم و همیشه پایدار داشته باشید.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٤ توسط زهرا | نظرات ()

گر شما به طور مداوم بیش از حدی که میخواهید و مجازید، میخوابید، بدانید که در دنیا مانند شما کم نیست . من شخصا عادت داشتم که روزی 10 ساعت بخوابم که این زمان حداقل دو بار در هفته گاهی تا "شبی" 14 ساعت هم افزایش میافت. در نتیجه من میتوانم با توجه به تجربه شخصی و با اطمینان به شما بگویم که "در اکثر موارد، خواب بیش از حد میتواند به تمام سیستم خوابیدن شما آسیبی جدی وارد کند." شما به سرعت به خوابیدن اعتیاد پیدا میکنید، زیرا دیگر خواب شما طبیعی و با کیفیت خوب و مناسب نیست.

تاثیرات منفی خواب بیش از حد

کاملا واضح است که بیش از حد خوابیدن، موجب اتلاف وقت شده و کمبود وقت نیز موجب بی فایدگی و ناتوانی در انجام وظایف و مسئولیتهای روزانه میشود. گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید که این حالت به تدریج میتواند تاثیری منفی بر عزت نفس شما داشته باشد. این علت و معلولهای خواب بیش از حد میتوانند در یک چرخه پایان ناپذیر مداوم بر یکدیگر تاثیر گذاشته و مدام شرایط شما را سخت تر کنند.

برای مثال: شما اندکی افسرده هستید ? بیش از حد میخوابید? دیگر زمان اضافه ای برای رسیدگی به امور شخصی ندارید? بیش از پیش افسرده میشوید? بیش از حد میخوابید? ...

اما از کجا بدانید که واقعا به این خواب اضافه نیاز ندارید؟

گزینه اول: آن را حس میکنید. زیرا پس از خواب مفرط، اصلا احساس تجدید قوا و پر انرژی بودن نمیکنید. برعکس، کاملا خواب آلود هستید گاهی اوقات چشم یا سرتان هم درد میکند، گیج هستید و حتی ممکن است نتوانید حواس خود را متمرکز کنید.

گزینه دوم: شما واقعا به خواب اضافه نیاز داشته اید. زیرا به اندازه کافی خوب نمیخوابید.

در هر دو مورد، اگر شبی بیش از 8 ساعت میخوابید و میل دارید بدانید که چگونه میتوانید با کمتر خوابیدن، به همین اندازه استراحت کنید، به خواندن ادامه دهید:

دلایل خواب بیش از حد

همانطور که گفتیم، یک دلیل خواب بیش از حد شما میتواند کیفیت بد خواب باشد. دلایل داشتن چنین خوابی میتواند عادات یا شرایط بد و غیر اصولی مانند بیدار ماندن تا دیر وقت، انجام کارهای شیفتی، تغذیه نامناسب و محیط پر سر و صدا باشد. این حالت میتواند به دلیل ناهنجاریهای فیزیکی مانند قطع تنفس هنگام خواب یا Sleep apnea باشد.

اما بگذارید سوالی از شما بپرسم:

فرض کنیم که شما در اکثر اوقات بیش از حد میخوابید و هر از گاهی دیر به سر کار میرسید.. احتمال خواب ماندن شما در صبح روزی که باید زود بیدار شده و به هواپیمایی که شما را به تعطیلاتی طولانی میبرد برسید، چقدر است؟ متوجه منظورم شدید؟

بگذارید سر اصل مطلب برویم:

حتی زمانی که بد میخوابید و کسر خواب دارید، باز هم در زمانی که واقعا بخواهید، بیدار میشوید، مگر نه؟ شاید باید اعتراف کنید که در ذهن خود موانعی ساخته اید که شما را در تختخواب نگه میدارد.

منظورم مشکلات احساسی/روانی مانند افسردگی، کمبود انگیزه یا ترس از شکست است. شاید ترکیبی از بعضی یا تمام دلایل مذکور باشد که همراه با کمبود خویشتن داری و همچنین نیرویی که ما را اسیر عادات میکند، یکجا جمع شده و شما را در اکثر موارد وادار به خواب بیش از حد میکنند.

چگونه خواب بیش از حد را متوقف کنیم؟

ابتدا باید این احساس تعهد را در خود ایجاد کنید که حتما بر عادت خواب بیش از حد خود غلبه کنید. باید بدانید که "چرا" میخواهید چنین کنید. شما باید با دانستن این دلیل، در خود انگیزه غلبه بر این عادت را ایجاد کنید. سپس: با برقرار کردن یک برنامه منظم خوابیدن و بیدار شدن و رعایت آن، سیستم خواب خود را دوباره به نظم درآورید.

چه زمانی به خواب میروید؟ چه زمانی بیدار میشوید؟ حداقل طوری برنامه ریزی کنید که هر روز- حتی اگر دیر خوابیدید و حتی در روزهای تعطیل- در یک ساعت مشخص بیدار شوید.

شما باید برای خود برنامه ای داشته و آن را به طور دقیق اجرا کنید. انجام این کار در ابتدا مشکل است زیرا ممکن است سیستم خوابتان آسیب دیده باشد. یک نمونه ساده آن این است که اگر امروز صبح بیش از حد خوابیده باشید، زود خوابیدن در شب برایتان مشکل خواهد بود.

پس باید چه کنید؟

باید به هر روشی که بتواند شما را یک بار درست سر موقع بیدار کند متوصل شوید و یک چرخه تازه را آغاز کنید. چند ساعت زنگ دار را تنظیم کرده و همه را با هم و در جاهای مختلفی که نتوانید خاموششان کنید بگذارید، از دوستی بخواهید که به شما تلفن کند، همسرتان را به کمک بطلبید و خلاصه هر کاری میتوانید انجام دهید.

به یاد داشته باشید که "باید" به محض بیدار شدن از جای خود برخیزید و فرصت دوباره به خواب رفتن را به خود ندهید. البته این تازه اول کار است، پس از این شما باید:

• شرایط مناسب را برای داشتن خوابی خوب در شب محیا کنید و عوامل مخرب (نور، سر و صدا، عادت تماشای فیلم در رختخواب و...) را حذف کرده یا تعدیل کنید.

• روشی مناسب و عملی برای بیدار شدن خود پیدا کرده و هر روز از آن استفاده کنید

• بر روی انگیزه های خود و انضباط شخصی متمرکز شده، آنها را تقویت کنید.

فراموش نکنید که عادات، اکتسابی هستند و هرچند تغییر دادن آن در ابتدا مشکل به نظر میرسد، اما به خصوص درمورد خواب، الگوهای تازه سریع جا میافتند و شما پس از چند روز متوجه میشوید که به موقع و بدون نیاز به شنیدن زنگ ساعت یا ریخته شدن آب بر صورتتان! از خواب بیدار شده اید...

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

حتما چیزهایی درباره‌ی فشار قبر شنیده‌اید. و حتما برایتان سوال شده که فشار قبر دیگر چیست؟ و چگونه است؟ و نیز برایتان سوال شده که چه چیزی باعثش می‌شود؟

همین سوالِ آخرتان از همه مهمتر است، چون فشار قبر، هر طوری که باشد، خیلی مهم نیست، اما اینکه چه چیزی موجب دچار شدن بر آن می‌شود، و اینکه چگونه می‌توان از آن گریخت، بسیار مهم است.

داستان زیر را بخوانید تا با یکی از عوامل فشار قبر آشنا شوید و حتما حواستان را جمع کنید.

این داستان واقعی‌‌ست!

سعد یکى از یاران بزرگ پیامبر اکرم -سلام و درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد- و از اهل مدینه بود. او نزد رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- و مسلمین به طورى احترام داشت که وقتى سواره مى‌آمد، رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- مسلمین را به استقبالش می‌فرستاد و خود نیز هنگام ورودش تمام قامت در برابر او بر مى‌خواست.

سعد بن معاذ، این یار دلاور پیامبر، در جنگ خندق از خود گذشتگى‌هایى نشان داد تا آن که تیرى به دستش اصابت کرد و دچار خون‌ریزى شد.

فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست

به دستور پیامبر اکرم -صلى الله علیه و آله و سلم- در مسجد، خیمه‌اى برافراشتند و سعد در آن خیمه، تحت درمان قرار گرفت و خود پیامبر -صلى الله علیه و آله و سلم- پرستارى او را عهده‌دار گشت و این دعا را در حق او مى‌کرد: "خدایا! سعد در راه تو جهاد کرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبى بپذیر".

بعد از خاتمه جنگ خندق و محاصره قلعه‌ی بنى قُریضه، حضرت رسول -صلى الله علیه و آله و سلم- داوری و میانجی‌گری جنگ با یهودیان را به او واگذار کرد و دستور داد او را بر تختخوابى گذاشتند و پیش یهود آوردند.

و سعد اینگونه حکم کرد که: یا رسول الله! مردان ایشان را بکش ‍ و زنان و اطفال آنان را اسیر کن و اموالشان را در میان مهاجر و انصار قسمت فرما.

بعضی کارها هرچند خودشان کوچکند [البته به ظاهر] اما آثار و تبعات بزرگی دارند حال چه خوب، چه بد.

حضرت فرمود: حکمى کردى که خدا در بالاى هفت آسمان چنین حکم کرده بود.

بعدها سعد بر اثر خونریزی همان زخم از دنیا رفت.

صبح آن روزى که سعد از دنیا رفت. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله ! چه کسى از امت تو از دنیا رفته است، که فرشتگان آسمان روح او را به یک دیگر مژده مى‌دهند؟

حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

عده‌اى به خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند: یا رسول الله سعد بن معاذ رحلت کرده است.

رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- [وقتى خبر درگذشت سعد را شنید] همراه اصحاب خود برخاستند، [و به طرف منزل سعد حرکت کردند] و در حالى که در تکیه‌گاه بودند، امر کردند تا سعد را غسل دهند.

وقتى غسل به پایان رسید و او را حنوط و کفن کرده و به سوى تابوتش حرکت دادند رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- پا برهنه و بدون ردا، جنازه را تشیع مى کرد، گاهى طرف راست و گاهى جانب چپ تابوت را مى‌گرفت تا آن که کنار قبرش رسیدند.

آنگاه حضرت رسول -صلى الله علیه و آله و سلم- داخل قبر شد و او را در لحد گذاشته و خشتها را جدا کرده و چید.

می‌‌فرمود: "به من سنگ بدهید" ؛ " به من گِل بدهید" ، و با آن ها میان خشت ها را پر کرد.

رسول خدا -صلى الله علیه و آله و سلم- چون از این کار فارغ شد و خاک بر روى سعد ریختند و قبر را مرتب کردند فرمود: مى دانم که پوسیدگى به این قبر مى رسد، اما پروردگار دوست دارد بنده‌ی خدا وقتی کارى را انجام مى‌دهد، در آن محکم کارى کند.

درست است که در داستان ما "سعد" یک مرد بود، اما قضیه‌ی بدخُلقی و آثار وحشتناک آن‌[همان فشار قبر را می‌گویم] مربوط به همه‌ی بداخلاقها می‌شود، حتی خانم‌ها!

چون از مرتب کردن قبر فارغ شد و خاک به روى آن ریختند. مادر سعد گفت: "بهشت بر تو گوارا باد."

حضرت رسول -صلى الله علیه و آله و سلم- فرمود: "اى مادر سعد! بر اینکه گفتی مطمئن نباش".

رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت کرد و مردم نیز مراجعت نمودند و عرض کردند: یا رسول الله! ما امروز کارهایى را درباره سعد از شما مشاهده کردیم که تا به حال درباره هیچ کس دیگر ندیده بودیم که انجام دهید، بدون ردا، و کفش به دنبال جنازه‌ی سعد حرکت کردید!

فرمود: فرشتگان آسمان بدون کفش و رداء به تشییع جنازه سعد آمده‌اند، من هم به آنها تأسى کردم.

عرض کردند: شما گاهى جانب راست و گاهى جانب چپ سریر را مى گرفتید! فرمود: دست من در دست جبرئیل بود، هر طرف را که او می‌گرفت من نیز می‌گرفتم.

عرض کردند: شما دستور دادید که سعد را غسل دهند و خود بر جنازه‌اش نماز خواندید و براى او لحد قرار دادید و بعد از آن فرمودید که "قبر، بدن سعد را فشار داد"؟[این شخصیت و فشار قبر؟!]

فرمود: آرى ، چون سعد با اهل منزلش بداخلاق بود.

حالا با هم به چند نکته در این ماجرا دقت می‌کنیم:

1- فشار قبر فقط مال آدم‌های بد نیست

2- هیچ چیز در دستگاه محاسبه‌ی خداوند گُم و یا فراموش نمی‌شود حتی اگر به اندازه‌ی خردل باشد

3- بعضی کارها هرچند خودشان کوچکند [البته به ظاهر] اما آثار و تبعات بزرگی دارند حال چه خوب، چه بد.

4- درست است که در داستان ما "سعد" یک مرد بود، اما قضیه‌ی بدخُلقی و آثار وحشتناک آن‌[همان فشار قبر را می‌گویم] مربوط به همه‌ی بداخلاقها می‌شود، حتی خانم‌ها!

5- پیامبر فرمودند خدا دوست دارد بنده‌اش در کارها محکم‌کاری کند، پس یکی از این کارها که اتفاقا خیلی به محکم‌کاری نیاز دارد، همین مسأله قبر و جهان آن سویش است!

عقل هر آدم سالمی حکم می‌کند که بعد از خواندن این داستان دقیق‌تر به مسائل آخرت خود بیاندیشد و مواظب دامنش باشد که فشار قبر نگیردش.

 

شما هم برداشتها و نظراتتان را حتماً بنویسید.

والسلام

متن روایت :

الأمالی - الشیخ الطوسی - ص 427 - 428

وبالاسناد ، قال : حدثنا أبو الحسن علی بن الحسین بن شقیر بن یعقوب بن الحارث بن إبراهیم الهمدانی فی منزله بالکوفة ، قال : حدثنا أبو عبد الله جعفر بن أحمد بن یوسف الأزدی ، قال : حدثنا علی بن بزرج الخیاط ، قال : حدثنا عمرو بن الیسع ، عن عبد الله بن سنان:

عن أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق علیه السلام، قال: أتى رسول الله صلى الله علیه و آله آت فقال له: سعد بن معاذ قد مات ، فقام رسول الله -صلى الله علیه وآله- و قام أصحابه معه ، فأمر بغسل سعد و هو قائم على عضادة الباب ، فلما حنط و کفن و حمل على سریره ، تبعه رسول الله صلى الله علیه وآله بلا حذاء و لا رداء ، ثم کان یأخذ السریر مرة یمنة و مرة یسرة حتى انتهى به إلى القبر، فنزل رسول الله -صلى الله علیه و آله- حتى لحده و سوى علیه اللبن و جعل.

یقول: ناولونی حجرا ، ناولونی ترابا، فسدد ما بین اللبن، فلما أن فرغ و حثا التراب علیه و سوى قبره، قال رسول الله -صلى الله علیه و آله- "إنی لأعلم أنه سیبلى ویصل البلى إلیه" ، و لکن الله عز وجل یحب عبدا إذا عمل عملا أحکمه.

فلما أن سوى التربة علیه قالت أم سعد من جانب القبر: "یا سعد، هنیئا لک الجنة" .

فقال رسول الله -صلى الله علیه و آله- "یا أم سعد مه لا تجزمی على ذلک، فإن سعدا أصابته ضمة".

قال: فرجع رسول الله صلى الله علیه و آله ورجع الناس ، فقالوا : یا رسول الله ، لقد رأیناک صنعت على سعد ما لم تصنعه على أحد ، إنک تبعت جنازته بلا حذاء ولا رداء؟ فقال علیه السلام: إن الملائکة کانت بلا رداء ولا حذاء ، فتأسیت بها. قالوا : و کنت تأخذ یمنة و یسرة السریر؟ قال علیه السلام: کانت یدی فی ید جبرئیل علیه السلام آخذ حیث یأخذ . قالوا : و أمرت بغسله و صلیت على جنازته و لحدته فی قبره، ثم قلت: إن سعدا أصابته ضمة؟

قال: فقال علیه السلام: نعم إنه کان فی خلقه مع أهله سوء .

حسین عسگری - سایت تبیان

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود.

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد:

پسر عزیزم من حال خوشی ندارم، چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی.

دوستدار تو پدر

پیرمرد چند روز بعد این تلگراف را دریافت کرد:

پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آن جا اسلحه پنهان کرده ام..

صبح فردا 12 نفر از ماموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند.

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت:

که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند؟

پسرش پاسخ داد:

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.

در دنیا هیچ بن بستی نیست؛ یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت

 از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ توسط زهرا | نظرات ()

نباید بمیرید تا نغمه ی درونتان هنوز زنده باشد

 جبران خلیل جبران میگه : « وقتی زاده می شوید ، کار شما در دلتان قرار دارد » .

 کار شما چیه ؟ هدفتون چیه ؟ آیا در زندگیتون راهی رو میرید که دلتون میگه برید؟

 یه لحظه به خودتون اشاره کنید . انگشت شما به احتمال زیاد به قلبتون اشاره می کنه نه به مغزتون . شما همونید ، تپش دایمی قلب شما نشونه ی پیوند همیشگی شما با تپش جاودانه ی قلب خداوند یا شعور هستی است .

بعضی از آدما سرونوشت ایوان ایلیچ شخصیت داستانی تولستوی رو پیدا میکنن که در بستر مرگ نگران بود که اگه سرتاسر عمرم رو اشتباه کرده باشم چه ؟ واقعا صحنه ی وحشتناکیه .

نباید چنین سرنوشتی پیدا کنید . به اون رفیق ناپیدای درونتون گوش بدید . به اون نغمه توجه کنید و اعتنایی به نظر اطرافیانتون نداشته باشید .

ممکنه اگه از غرایزتون پیروی نکنید فکر کنید زندگی راحتی دارید . یه زندگی سر به راه و پیش بینی شده ای که طبق رسم و رسوم دارید . اما اینا رو یه کس دیگه ای نوشته . واقعا اینطور زندگی به دلت میشینه ؟

شور و عشق خود رو توی چیزی پیدا میکنید که بیشتر از هر چیز دیگه براتون الهام بخشه . شاید بپرسی الهام یعنی چی ؟ در الهام تلقینی هست که وقتی بهتون الهام میشه دیگه هدف و معنیش رو نمی پرسید ، اونو زندگی می کنید .

شور و شوق شما چیه ؟ چه چیزی به شما هیجان روحی میده و باعث میشه که احساس تمامیت و هماهنگی با اون بکنید ؟ اینو مسلم بدونید که شما با انجام دادن اون ، زندگی حقیقی می کنید و در عین حال به دیگران خدمت می کنید . قول میدم .

تنها چیزی که ممکنه مانع شما بشه ، ترسه . شاید شما از عدم تایید دیگران می ترسید . این ریسک رو بکنید و می بینید که وقتی دنبال تایید مردم نیستید بیشتر مورد تایید قرار می گیرید . باز ریسک کنید و خودتونو به دل ماجرا بزنید . شاید شما از موفقیت می ترسید و فکر می کنید کارآمد نیستید یا مهارت کافی رو ندارید . تنها راه مبارزه با این فکرای عبث اینه که برید سراغش و بذارید که موفقیت دنبالتون بیاد و مسلما هم میاد .

به هر کاری که می کنید عشق بورزید . چون این شور و شوق مفهومی خدایی داره .

من متوجه شدم که اگه به ترس خودتون فائق بیایید و بذارید که عشق و عزت نفس جای اونو بگیره ریسک دیگه خطرناک نیست . اگه به خودتون احترام بذارید اشتباه و خطا باعث ناراحتیتون نمی شه و شما به عنوان اشتباه کننده به خودتون می خندید . وقتی خودتون رو دوست دارید عدم تایید هیچ کسی براتون مهم نیست .

میدونستید ه شکست و پیروزی واقعیت نداره ؟ اینها صرفا در ذهن ما و تصور ما جا داره . جالبه نه ؟؟

از مغزتون کمک بگیرید ببینید احساستون چیه و نغمه ی خودتون رو بنوازید . از هیچ چیز و هیچ کس نباید ترسید و در این صورته که اون وحشت رو تجربه نمی کنید ه روزی در بستر مرگ بگید : اگه سراسر عمرم رو اشتباه کرده باشم چی ؟

به الهامی که بهتون میشه که در واقع راهنمایی از طرف مبدا هستی هست گوش بدید و با نغمه ی درونتون که هنوز در درونتون مترنم هست از دنیا نرید . بهش عمل کنید ، پشیمون نمی شید

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید 

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمین

 

همسران

 

 

 

 

 

پاکیزگى و آراستگى : هر انسانى پاکیزگى را دوست دارد و بى اختیار مجذوب پاکیزگى و آراستگى مى شود و سعى مى کند خود را پاکیزه و آراسته نگه دارد. اسلام بر این موضوع بسیار سفارش کرده و پیامبر اسلام (ص) مى فرمایند: پاکیزگى جزء دین است. و حضرت رضا (ع) پاکیزگى را از خوبترین اخلاق پیامبران الهى مى شمرند. مخصوصاً زن و شوهر باید براى یکدیگر پاکیزه و آراسته باشند و در منزل سر و وضع نامرتب نداشته باشند که در این صورت از مهر همسر کاسته مى شود. رسول خدا (ص) خطاب به مردان سفارش کرده اند که: «شما باید خود را براى همسرتان مرتب و آراسته و آماده گردانید همانطور که دوست دارید او خود را بیاراید و براى شما مهیا و آراسته باشد.» لباس مایه آراستگى و جمال انسان است و زن و مرد باید در منزل هم از لباسهاى آراسته استفاده کنند و از ژولیدگى بپرهیزند.

محبت : همه مردم تشنه دوستى و محبتند. دوست دارند محبوب دیگران‏باشند. دل انسان به محبت زنده است.کسیکه بداند محبوب کسى نیست‏. خودش را بی کس و تنها می شمارد.همیشه پژمرده و افسرده است.خانم‏محترم،شوهر شما نیز از این احساس غریزى خالى نیست. او هم تشنه‏عشق و محبت است. قبلا از محبتهاى بى‏شائبه پدر و مادر برخوردار بود. اما از آن هنگام که پیمان زناشویى بستید خودش را در اختیار تو قرار داد. انتظار دارد محبتهاى آنها را جبران کنى و از صمیم قلب دوستش بدارى.

امام صادق علیه السلام فرمود:وقتى کسى را دوست دارى به او خبر بده. (1)

رشته دوستى را از همه بریده و به تو پیوند کرده انتظار دارد تو تنها، به اندازه‏همه دوستش بدارى.شب و روز براى آسایش و رفاه تو زحمت می کشد وحاصل دسترنج ‏خویش را در طبق اخلاص نهاده تقدیم تو می کند. شریک‏زندگى و مونس دائمى و غمخوار واقعى تو است. و سعادت و خوشى تو عنایت دارد.قدرش را بدان و از صمیم قلب‏دوستش بدار. اگر او را دوست‏بدارى او هم به تو علاقه‏مند خواهد شد. زیرا محبت‏ یک پیوند دو طرفى است و دل به دل راه دارد. اگر محبت دو طرفه شد بنیان زناشویى استوار می شود و خطرجدایى برطرف می گردد.

خداوند بزرگ در قرآن شریف ‏می فرماید: یکى از آیات خدا اینست که همسرانى برایتان آفریده تا بدانها آرامش پیدا کنید و میان شما دوستى و مهربانى نهاد. (2)

 اگر می خواهى عشق او پایدار بماند با رشته محبتهاى دائمى آنرا نگهدارى‏کن. اگر شوهرت را دوست‏بدارى همیشه دلش شاداب و خرم است. درکسب و کار دلگرم و به زندگى علاقه‏مند است. و در همه کارها موفقیت‏خواهد داشت. اگر بداند محبوب واقعى همسرش می باشد حاضر است‏براى تامین سعادت و رفاه خانواده‏اش تا سر حد فداکارى کوشش کند. خانم محترم رشته محبت را بگردن شوهرت بینداز و بدینوسیله ‏بخانه و خانواده جلبش کن. ممکن است‏شوهرت را قلبا دوست‏ بدارى ‏لیکن اظهار نکنى اما این مقدار کافى نیست. باید آنرا به زبان بیاورى بلکه‏باید از رفتار و گفتار و حرکاتت آثار عشق و علاقه نمایان باشد.

همسران

چه مانع‏دارد گاه گاه بگویى: عزیزم واقعا ترا دوست دارم؟ اگر از سفر آمد دسته گلى تقدیمش کنى و بگویى:خوب شد آمدى دلم برایت تنگ شده‏بود. وقتى در سفر است‏برایش نامه بنویس و از فراق و جدایى اظهار دلتنگى کن. اگر از موقع معمول دیرتر به‏خانه آمد اظهار کن:  از دیر آمدنت ناراحت‏شدم. در غیاب او نزد دوستان و خویشان از او تعریف کن. و اگر کسى خواست‏بدگویى کند دفاع کن،هر چه بیشتر اظهار عشق و علاقه کنى بیشتر به تو علاقه‏مند می شود. درنتیجه پیمان زناشویى شما استوارتر و خانواده خوشبخت‏ترى خواهید بود.

شکسپیر می گوید: چیزیکه در زن قلب مرا تسخیر می کند مهربانى‏اوست نه روى زیبایش.من زنى را بیشتر دوست دارم که مهربانتر باشد.

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ توسط زهرا | نظرات ()

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خوا ست ازش یه سوال بپرسه

راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد

نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس

از جدول کنار خیابون رفت بالا

نزدیک بود که چپ کنه

اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد

برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد ، سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد

و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن، من رو تا سر حد مرگ ترسوندی! 

مسافر عذرخواهی کرد و گفت: من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه

راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم، 

آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ توسط زهرا | نظرات ()

گفتگو فقط راهی برای رسیدن به مقصد نیست، بلکه خودش هدف و مقصد است. به عبارت دیگر، گفتگو در ازدواج می‌تواند کمک شایانی به برقراری ارتباط مثبت و حل مشکلات کند و یکی از 4 نیاز مهم احساسی ما را برآورده کند و آن هم نیاز به صحبت کردن با فردی دیگر است. زمانی که می‌دانید چگونه این نیاز همسرتان را برآورده کنید، می‌توانید بر محبت میان خود و همسرتان نیز بیفزایید. 

 

 




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ توسط زهرا | نظرات ()

 


 

با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم

اوو!! معذرت میخوام

من هم معذرت میخوام ,دقت نکردم

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی


 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ توسط زهرا | نظرات ()

درس اول :

یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه…
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپدید میشه .......
! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه…
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه…
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتیجه : اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !

کسب درآمد 500 هزار تومان در ماه آسان و تضمینی




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٩ توسط زهرا | نظرات ()

شرلوک هلمز کارگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر ان خوابیدند.نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست .بعد واتسون را بیدار کرد و گفت : نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می بینی ؟

 

واتسون گفت : میلیونها ستاره میبینم . هلمز گفت : چه نتیجه می گیری ؟ واتسون گفت از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم . از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است ، پس باید اوایل تابستان باشد . از لحاظ فیزیکی ، نتیجه می گیریم که مریخ در موازات قطب است ، پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد . شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت : واتسون تو احمقی بیش نیستی . نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که چادر ما را دزدیده اند؟

نیتجه داستان : بعضی وقتها ساده ترین جواب کنار دستهایمان است ولی این قدر به دور دست ها نگاه می کنیم که آن را نمی بینیم.

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٩ توسط زهرا | نظرات ()


 

 

مطمئناً شما نیز در زندگی با افرادی روبرو شده اید که دائماً با نیش و کنایه حرف بزنند، در برخورد با این اشخاص، احساس می کنید انرژیتان تحلیل رفته و بعد از آن است که حس پرخاشگری، استرس، حقارت، و انبوهی از افکار منفی در ذهنتان انباشته می شود. در واقع این خود شما هستید که با اجازه به آنها و تحت تأثیر این روابط، به همین حالات ادامه می دهید و به تدریج قربانی این افراد خواهید بود. این اشخاص مهارت خاصّی در ایجاد ناامیدی و عدم اعتماد به نفس در قربانی خود دارند و با این روش، شما را از نیل به موفقیت ها و اهدافتان دور می سازند.

شاید در برخورد با فردی ناامید تنها برای ساعاتی از وضعیت و آشفتگی وی، شما نیز ناراحت شوید، امّا افراد به ذات منفی گرا با ظاهری عادی امّا با رفتاری موذیانه در شما استرس و اضطراب مزمن و دیرینه ای ایجاد می کنند که اثرات آن در طولانی مدّت، بطور مزمن باقی مانده و تمام زندگی شما را در بر می گیرد. آنها با تسلط بر قربانی خود، از هیچ تلاشی برای تحلیل انگیزه، ایجاد استرس و ناآرامی در طرف مقابل و در نهایت از دست رفتن وی، ابایی ندارند. دائماً با بیان مشکلات و شکایت از زمین و زمان، شما را بی جهت مورد اتّهام و سرزنش قرار می دهند. اگر جلوی برخورد آنها را نگیرید و به همین رویه ادامه دهید، با ذهنی منفی، رفته رفته، روح شما مرده و انگیزه ای برای ادامه زندگی نخواهید داشت.


"هر احمقی می تواند انتقاد، شکایت و تحقیر کند و این رویه ی افراد نادان است" بنجامین فرانکلین

با یک تست کوچک، می توانید تشخیص دهید که شما نیز جزء افراد منفی هستید یا نه؟

برخوردهای خود را با افراد مختلف و اطرافیانتان مرور کنید، اگر بعد از صحبت با کسی، تغییری در روحیه و رفتار شما ایجاد نشود، این رابطه بی طرفانه و می تواند مفید باشد. اما اگر بعد از ملاقات کسی، احساس تحلیل انرژی، روحیه و خستگی به شما دست داد، طرف مقابل شما فردی منفی گراست، و از طرفی اگر شما در رابطه ای با خالی کردن عصابنیت و ناراحتی های خود بر سر دیگران، احساس سبکی کردید، شما فردی با انرژی منفی هستید.  

در نهایت برای برخورد با افرادی منفی، می توانید چهار راهکار ذیل را رعایت کنید:

1-     به یاد داشته باشید این افراد در برخورد خود با افراد، خیلی ظاهری متفاوت ندارند، آهسته و در خود فرو می روند و در تاریکی خود با کمترین جرقّه ای، ناگهان خود را نمایان می کنند. آنها تنها با دیدگاه خود به دنیا می نگرند و در اصل نمی توانید آنها را تغییر دهید.

2-     حتی المقدور سعی کنید با این افراد تماس کمتری داشته باشید، یا در صورت اجبار مدّت زمان کمتری را با آنها سپری کنید. اگر این شخص، فامیل یا همکارتان است، تنها اجازه دهید هر حرف بی ارزش و کنایه ای که می خواهد بزند، از این گوش بشنوید و از آن گوش در کنید! هیچ واکنشی از خود نشان ندهید. در این بین، از درون، از قدرت روحیه و انرژی مثبت خود برای بازپس زدن تأثیرات منفی حرفهای او، استفاده کنید.

3-     زمانی که وی سر شکایت را باز می کند و در به انجام نرساندن کار یا هدفی، بی دلیل تمام تقصیرات را به گردن شما می اندازد، سعی کنید با تمرکز به نقاط مثبت قضیه و شرح موفقیتهای هرچند کم در آن مسئله، مسیر حرفهای او را تغییر دهید.

4-     روح خود را تقویت کنید. بعد از برخورد با چنین افرادی انرژی خود را بازیابی کنید. با کشیدن چند نفس عمیق، بر خود مسلط شوید و سعی کنید که تمام رسوبات منفی افکار وی را از درون خود بیرون بریزید.

 تنها خود شما هستید که مسئول کیفیت روابط خود هستید. روابط سازگار و غیر سازگار خود را تشخیص دهید. به عنوان انسانی عاقل، می توانید با یافتن روابطی مفید، به استحکام و افزایش سطح روحیه ی خود کمک کنید.

"شما نمی توانید با جنجال، لاپوشانی و نادیده گرفتن سایه ها و دیگر مشکلات عاطفی و جسمی خود، آنها را ازبین ببرید، بلکه تنها راه مبارزه با آنها، تاباندن نور مسقیم و نمایان کردن آنهاست"  شاکتی گاوین

منبع سایت : http://www.mardoman.net

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۸ توسط زهرا | نظرات ()

در حالات مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء که از بزرگان علماء در قرن سیزدهم و ساکن نجف اشرف بوده، آمده است:

 

در یکی از شب‌ها که برای «تهجّد»؛ (نماز شب) برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار کرد و

 

 

فرمود: «برخیز به حرم مطّهر مشرّف شده در آنجا نماز بخوانیم. فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت من فعلاً مهیّا نیستم شما منتظر من نشوید، بعد، مشرّف می‌شوم.»

 

شیخ فرمود: «نه، من اینجا ایستاده‌ام؛ برخیز، مهیّا شو که با هم برویم.

 

آقازاده، به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند. کنار در صحن مطّهر که رسیدند، آنجا مرد فقیری را دیدند نشسته و دست طلب از برای گرفتن پول از مردم باز کرده است.

 

آن عالم بزرگوار ایستاده و رو به فرزندش فرمود: «این شخص در این وقت شب برای چه اینجا نشسته است؟

 

پسر گفت: «برای تکدّی و گدایی از مردم.»

 

شیخ فرمود: «چه مقدار ممکن است از رهگذران، عاید او گردد؟

 

پسر گفت: «احتمالاً مقداری ناچیز.»

 

شیخ فرمود: «درست فکر کن ببین، این آدم برای یک مبلغ بسیار اندک کم ارزش دنیا آن هم محتمل، در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشته و آمده در این گوشه نشسته و دست تذلّل به سوی مردم باز کرده است!

 

آیا تو، به اندازه این شخص، اعتماد به وعده‌های خدا درباره سحرخیزان و متهجّدان نداری که فرموده است:

 

«احدی نمی‌داند که به پاداش عملشان چه چشم روشنی‌ها برای آنان، ذخیره گردیده است.» (سوره سجده، آیه 17)

 

گفته‌اند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار از آن دل زنده و بیدار، آن چنان تکان خورد و تنبّه یافت که تا آخر عمر از شرف و سعادت بیداری آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترک نشد!

 

 

 

دوستان عزیز اگر برایتان سخت است که هر شب نماز شب بخوانید؛ هفته‌ای یک بار آن هم در شب جمعه بخوانید تا عادت کنید و رفته رفته بیشترش کنید تا بدینوسیله نامتان در زمره "مستغفرین بالاسحار" قرار گیرد.

 

در قنوت سبزتان ما را از دعای خیرتان فراموش نکنید. 

 

 

 

منبع:

 

زندگینامه شیخ جعفر کاشف الغطاء .

 

 

درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.