مستند زنان فوتبالیست در ایرانمستند زنان فوتبالیست در ایرانمستند جذاب و بسیار دیدنی فوتبال بازیکنان دختر ایرانی + کتاب آموزش تاکتیک ها و تکنیک های فوتسال برای اولین بار مسابقات زنان فوتبالیست در ایران را ببینید مستند فوق العاده جالب و دیدنی از دخترای فوتبالیست وقتی فوتبالیست های ایران با آلمان مسابقه می دهند ببینید با چه وضعی فوتبال بازی می کنند !!! علی دایی فوتبال زنان را از نزدیک می بیند دختر ها در استادیوم این همه شور و هیجان در بین خانوم ها بسیار جالب و دیدنی است لحظه به لحظه از تمرینات تا داخل رختکن تیم ملی فوتبال زنان ایران مشکلات بازی فوتبال با پوشش اسلامی را از زبان برو بچهای تیم ملی بشنوید مقایسه فوتبال زنان در ایرانی با کشور های اروپای بوقی های زن در استادیوم دیدن دارد..!!! شماره ثبت: 4951 ISBN : 978-600-5096-31-6 1 کتاب + 1 سی دی قیمت : 8000 تومان اولین و بهترین مجموعه در مورد فوتسال مدرن ضربات ایستگاهی در فوتسال برای اولین بار در این مستند میتوانید شاهد حضور بانوان و دخترها در ورزشگاه ها باشید شماره ثبت: 4951 ISBN : 978-600-5096-31-6 مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی) فوتسال مدرن در فوتسال حرفه ای شوید شما هم از اولین کسانی باشید که مسابقات و تمرینات بازیکنان زن را در ایران می بینند!!! برنده بازی ایران و المان به نظر شما کیست؟؟؟ وقتی دختران ایرانی به تماشای فوتبال میروند ...!!! لیدر تماشاچی ها را ببینید ؟؟!!! دختری که تمریناتش را با مادرش انجام می دهد.... تمرینات دختران فوتبالیست در کجا انجام میشود؟؟؟؟ شماره ثبت: 4951 ISBN : 978-600-5096-31-6 مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی) بهترین صحنه های گل از بهترین بازیکن های اروپا و آسیا آگاهی های تاکتیکی در فوتبال را بشناسید اصول دفاع در فوتسال این همه شور و هیجان در بین خانوم ها بسیار جالب و دیدنی است لحظه به لحظه از تمرینات تا داخل رختکن تیم ملی فوتبال زنان ایران مشکلات بازی فوتبال با پوشش اسلامی را از زبان برو بچهای تیم ملی بشنوید مقایسه فوتبال زنان در ایرانی با کشور های اروپای بوقی های زن در استادیوم دیدن دارد..!!! شماره ثبت: 4951 ISBN : 978-600-5096-31-6 مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی) بهترین صحنه های گل از بهترین بازیکن های اروپا و آسیا آگاهی های تاکتیکی در فوتبال را بشناسید اصول دفاع در فوتسال این همه شور و هیجان در بین خانوم ها بسیار جالب و دیدنی است لحظه به لحظه از تمرینات تا داخل رختکن تیم ملی فوتبال زنان ایران مشکلات بازی فوتبال با پوشش اسلامی را از زبان برو بچهای تیم ملی بشنوید مقایسه فوتبال زنان در ایرانی با کشور های اروپای بوقی های زن در استادیوم دیدن دارد..!!! شماره ثبت: 4951 ISBN : 978-600-5096-31-6 مستند زنان فوتبالیست در ایران به همراه آموزش سیستم ها وتاکتیک های پیشرفته(کتاب و سی دی) مستند زنان فوتبالیست در ایران |
نرم افزار کسب درآمد |


عکس مربوط به مراسم تودیع و معارفه مدیر عامل ایرنا
مطالبی که می خونید مکالمات تلفنی واقعی ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مایکروسافت در انگلستان هست:
*
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید...
*
مشتری : سلام، من «سلین» هستم. نمی تونم دیسکتم رو دربیارم
مرکز : سعی کردین دکمه رو فشار بدین؟
مشتری : آره، ولی اون واقعاً گیر کرده
مرکز : این خوب نیست، من یک یادداشت آماده می کنم...
مشتری : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درایو ... هنوز روی میزمه .. ببخشید ...
*
مرکز : روی آیکن My Computer در سمت چپ صفحه کلیک کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام ... من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start کلیک کنید و ...
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل گیتس نیستم، لعنتی!
*
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش کنه...
*
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.
*
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خریده.
*
مرکز : و الآن F8 رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ اتفاقی نمی افته...
*
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و 10 قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه ... اون یکی کار می کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتری : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید... Internet Explorer
*
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از 4 ساعت برای شما صبر کردم. میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word کار می کردم و دکمه Help رو کلیک کردم بیش از 4 ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره کمکم می کنید؟
*
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : من دارم اولین ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟
منبع:http://mehrshad1365.persianblog.ir
ناگفتههای عشق
شور عشق، استارت یا سوخت
شور عشق، یعنی همان احساساتی که اوایل آشنایی با یک نفر، ما را مشغول میکند و خواب و خوراکمان را میگیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترک نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل میکنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده که آدم را به حرکت درآورد. ولی ما نمیتوانیم فقط با استارتزدن و باک ِ بدون بنزین حرکت کنیم.
شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد- مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را که دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاهی که از کارکرد مغز عکس میگیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فکر کنند یا عکس آنها را نشانشان داد. کارکرد مغزی این افراد نشان داد که هنگام فکر کردن به معشوق، فقط آن قسمتهایی فعال میشود که مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمتهایی که اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال میشود؛ یا در افراد معتاد به کوکائین، همان قسمتی که بعد از مصرف مادهی مخدر به فعالیت میافتد. این قسمتهای مغز، تشکر فوری را اعلام میکنند، و یک چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی که مغز، قسمتهای دیگری هم دارد که مربوط به پاداشهای طولانیمدت است.
دو پژوهشگر دیگر به اسمهای بارتل و ذکی آمدند همین کار را روی کسانی کردند که عشقشان تداوم پیدا کرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند- همان نوع عشقی که شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است .عکس کارکرد مغز این افراد نشان داد که فکرکردن به عشقشان قسمتهایی از مغز آنها را فعال میکند که مربوط به «پاداشهای بلندمدت» است- همان قسمتهایی که وقتی شما به شغل مورد علاقهتان فکر میکنید یا موسیقی مورد علاقهتان را گوش میکنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.
نتیجهی این پژوهشها نشان میدهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکنندهی چیزهایی است که قابل اتکا نیستند، عشق رمانتیک هم که دستمایهی شعر و غزل و رمان و فیلمهای زیادی شده است و چیز قشنگی هم هست قابل اتکا نیست. در عوض، عشق رفیقانه قابل اعتماد، اصیل و ماندگار است.
بعضی اقوام اصلاً نمیدانند عشق چیست؟
عشق رمانتیک نه تنها کوتاهمدت و غیرقابل اتکاست که حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست که جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همهی اقوام و ملتها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همهی جوامع و فرهنگها عشق رمانتیک را به این مفهومی که ما میشناسیم میشناسند؟
دو پژوهشگر به نامهای یانکویچ و فیشر، 166 فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که در 147 فرهنگ، عشق رمانتیک وجود دارد؛ اما در 19 قومیت،هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات ، شعر و هنرشان هیچ اشارهای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما تشکیل خانواده میدهند، به خانوادهشان علاقه دارند و برای آنها فداکاری هم میکنند. یعنی آن رمانتیسیسم که در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می بینیم در آن فرهنگها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیک چیزی نیست که بگوییم لازمهی هر زندگی است؛ بلکه همان موتور محرک اولیه است. 19 قومیت از این موتور استفاده نمیکنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن میشوند.
در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیدهاند که «شما دوست دارید عشق رمانتیک مبنای ازدواجتان باشد یا نه؟»
90 درصد آنها جواب مثبت دادهاند. یعنی گفتهاند «دوست داریم این احساسات را تجربه کنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیدهاند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفتهاند در نهایت با فردی ازدواج کردهاند که عاشقش نیستند و رابطهی رمانتیکی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند که «عشق» نه شرط کافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم.
عشق نوعی بیماری است؟
برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شدهاند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری پاتولوژیک است یا نه؟» و جالب است بدانید روانشناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کردهاند. در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم میآورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی میکند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی میشود. مثلا کسی عادت دارد هر شب 10 بار دستهایش را بشوید و اگر 8 بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب میشود و نمیتواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلولهای پلاکت خون بیمار افزایش پیدا میکند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند. پس عشق یک حالت وسواس اجباری ایجاد میکند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادتهای خاصی میشود که نمیتواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل میکند.
هوش عاطفیات را بالا ببر
با تمام این حرفها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیدهاند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریهای شکل گرفت که اگر برخی شباهتهای اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود میآید که میتواند ازدواج موفق را تضمین کند. اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمیافتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاقها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق میافتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهتهایی به هم داشتهاند اما پس از ازدواج تغییر کردهاند. پس خیلی وقتها مشکل اینجاست که آدمها تغییر میکنند؛ اما با هم تغییر نمیکنند: در دو مسیر یا با سرعتهای متفاوتی تغییر میکنند. پس حالا این سوال به وجود میآید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز میتواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوجها را تضمین کند؟»
پژوهشهای زیادی نشان دادهاند که هوش عاطفی یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک میکند به احساساتمان آگاه باشیم. بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم. آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم. ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.
هوش عاطفی به ما کمک می کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان میشویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مسالهای معمولی حلش کنیم .این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل میگیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدیترین نقش را دارد؛ اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند میتوانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا زندگیشان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر شود.
چه قدرعاشق هستید؟
عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر، خواه ناخواه رخ میدهد. برای خیلی از روانشناسها مطالعه این پدیده جالب است. بعضیها مانند استرنبرگ حتی نظریهای علمی درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد. اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد میلنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و میخواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه؟ این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است که بیشتر برای دانشجوها کاربرد دارد.
چگونه از این تست استفاده کنیم؟
عبارات زیر را بخوانید. معشوقتان را تصور کنید و نام معشوقتان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد 7، اگر نسبتا موافق بودید، عدد 6 ، اگر کمی موافق بودید عدد 5، اگر عبارت را هم درست میدانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد 4، اگر با آن کمی مخالف بودید، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد 2 و اگر بهطور کامل مخالف بودید عدد 1 را جلو عبارت بنویسید.
1) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم. ?
2) او را خیلی جذاب میدانم. ?
3) او نسبت به بیشتر مردم، عیبهای کمتری دارد. ?
4) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام میدهم. ?
5) به نظر من، او خیلی دلربا است. ?
6) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم. ?
7) وقتی با هم کاری را انجام میدهیم، کار برایم خیلی خوشایند است. ?
8) دوست دارم که او حتما مال من باشد. ?
9) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت میشوم. ?
10) خیلی وقتها به او فکر میکنم. ?
11) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد. ?
12) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم. ?
13) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم. ?
14) خیلی به او علاقه دارم. ?
راهنمای نمرهگذاری:
حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشتهاید، با هم جمع بزنید.
• شمایی که بالای 89 نمره آوردهاید، وضعتان خراب است. شما بدجوری عاشق شدهاید و اگر صادقانه به پرسشها پاسخ دادهاید، در عشقتان هیچ شکی نمیتوان کرد.
• اگر نمرهتان حول و حوش 78 تا 88 میچرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید.
• اما اگر نمرهتان بین 68 تا 77 باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشقاید.
• کسانی که از 68 پایینتر آوردهاند، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند.
• کسانی که از 58 پایینترند، به هیچوجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیقشان را نگذارند عشق
نرم افزار کسب درآمدنرم افزار کسب درآمدکامل ترین جزوه پولسازی و کسب در آمد در قرن 21 100% کاربردی و موثر 1 CD شما هم می توانید پولدار شوید هدیه ای به نسل جوان این فرصت استثنایی را از دست ندهید....!!! کاملترین جزوه کسب در آمد برای کسانیکه می خواهند از صفر و با سرمایه کم حتی بدون سرمایه شروع کرده و به ثروت برسند کاربردی ترین و موثرترین روشها ....صد در صد تضمینی و تست شده اگر می خواهید به کسب موفقیت بیندیشید حتماً این محصول را خرید کنید آینده خود را بسازید..... آموزش گام به گام کسب موفقیت معرفی سایت های آموزشی کسب در آمد اگر حتی یک ساعت وقت فراغت دارید آن را به پول تبدیل کنید در هر شرایطی که هستید با هر سرمایه ای با هر مهارتی پول بسازید اگر می خواهید خیلی زود پولدار شوید این فرصت را از دست ندهید شما هم می توانید لذت موفق شدن را تجربه کنید روش های پول سازی و کسب در آمد در منزل کسب در آمد از اینترنت طراحی وب سایت به صورت مرحله به مرحله توصیه های مهم در جهت ثروتمند شدن بیش از 400000 آدرس ایمیل ایرانی برای فرستادن میل های مورد نظر شما بیش از بیست روش مختلف راهکار ها ، کاربرد ها و افشای یک روش استثنائی با سود بالا شما در این جزوه بهترین را کسب در آمد از اینترنت و بدون اینترنت را فرا خواهید گرفت هدیه ای به نسل جوان باورت نمیشه پول در آوردن به همین راحتی باشه فقط باید از وقتت درست استفاده کنی.... بدون نیاز به سرمایه ی اولیه.... حتما به یکبار امتحان کردنش می ارزه....پس امتحانش کن.... برای ورود به سایت این آگهی کلیک کنید |
قدرت تسلط بر دیگران
ارسال کننده: رحمان شجاعی طبقه بندی: روانشناسی،
یکی از راههای تأثیر گذاری، کنترل و بهره برداری از دیگران، مهارت قدرت ذهنی و چگونگی استفاده از آن است.
معمولاً به منظور دستیابی به این اهداف از دو راه پیش می روند:
الف) استفاده از احساسات و برانگیخته کردن عواطف مردم
ب) تلقین و تشویق بر عقاید و باورهای جدید
اهداف اصلی رهبران این فرقه: 1) در اختیار داشتن نیروی انسانی 2) تسلط بر اوضاع روزمره 3) کسب ثروت
عوامل لازمه برای در اختیار داشتن نیروی انسانی: اختلال، فقر، تورم، عدم امنیت، عدم ثبات روابط عاطفی، حربه هایی جدید که به مغز هیچ کس خطور نکند، اعاده و عدم استقلال (مادی و معنوی)
این افراد با استفاده و ایجاد عوامل فوق بسته به نوع جامعه تحت سلطه، با قدرت و مهارت ذهنی خود پیش می روند، که البته همگی آنها در ظاهر در ذهن مردم به نام اصلاحات و بازسازی جامعه تداعی می شوند.
ایجاد رعب و عدم امنیت، اولین مقدّمه برای مطیع ساختن افراد زیر سلطه است.
با سلاح تلقین و القاء افکار مورد نظر در وجود هر شخص، وی خود به خود رویه زیر را پیش می گیرد:
در مورد محور موضوع اصلی، بحث و مطالعه می کنند.
ساعتها سراپا گوش فرا می دهد، بدون اینکه سوالی بپرسد!
همواره به خود شک دارد و به اهدافش فکر می کند
از خود انتقاد می کند.
عقاید و باورهای خود را بارها و بارها مورد بررسی قرار می دهد.
به نتایج جدید دست می یابد.
روش دستیابی به این نتایج را می یابد.
در این راه از فردی خارج از گروه خود کمک نمی گیرد( صرفاً این پرسش و پاسخ ها در بین خودی ها و افراد آن گروه خاص مطرح می شود)
مهمترین عامل در این راه، باور لیاقت، لغزش ناپذیری و کارآمدی رهبر گروه و تأثیر آن بر ذهن و موجودیت افراد است. با استفاده از عباراتی چون، "خداوند همواره قدرت و افکار والاتری را به رهبران اختصاص داده است" یا "این تحولیست که در طول تاریخ بشریت بی نظیر می باشد"
پس از گردآوری اعضاء، راهنمایان، رهبران و ... ، به تدریج مقلد، عزم خود را جزم کرده تا به هدف اصلی گروه دست یابد، هر کدام از اعضاء دیگر قادر نیستند که تنها عمل کنند، بدان معنی که به عنوان عضوی از گروه، برای هدف اصلی گام بر می دارند و حال، زمان احاطه ی قدرت ذهنی فرا رسیده است، به طوری که هر عضو، همواره وفادار دستورات و افکار رهبر گروه است.
سخنان، افکار و تلقینات رهبران، در سرتاسر گروه با عباراتی شفاف در سخنرانی ها، راهنمایی ها، مکالمات و امور روزمره بین اعضاء موج می زند و آهنگ آن دائماً همچون آوازی در گوش آنان جاریست. نتیجه ی تمامی این مراحل، ابقاء هدف و باور ذهنی اولیه است.
در این بین هر فرد از آن گروه به چیز دیگری جز هدف حکّ شده در مغز خود فکر نمی کند و همراه با گروه پیش می رود و بدتر از همه آن که خود نمی داند که مغز و ذهن او تحت کنترل دیگران است. وی همواره فکر می کند که به عنوانی شخصی مستقل، با افکار و باورهای خود عمل می کند، این درحالیست که بالواقع وی تحت افکار رهبران، راهنمایان و ... است. در اصل در این بین چیزی که احساس نمی شود، تحول و اصلاح افکار و ذهن است، ( مثل کسی که بوی مونواکسید کربن را نفهمد و مدام استشمام کند!)
در این رویه، پرورش و به اصطلاح بهسازی مغز، به تحوّلی گویند که ناخودآگاه تمامی ساختار شخصیتی فرد را تحت سلطه خود قرار داده و تأثیر آن تمامی ابعاد معنوی، روحی و جسمانی شخص را در بر گیرد.
رهبران این گروه، همواره با خودنمایی، دورویی و ایجاد تحریف و تناقض در باورهای سنتی و دینی مقلیدن خود، مسیر هدف را به نفع خود تغییر می دهند. آنان در این راه تنها در حاشیه ی افکار و باورهای مذهبی پیش می روند و در عمل هیچ اثری از تلاش برای برآورده کردن نیازهای افراد، رفع خلل در پیشرفت دنیوی و کمک به دیگران دیده نمی شود. در واقع آنان، با تسلط بر افکار و قربانی کردن اصول دیرینه ی باورها، سعی در کسب ثروت و شهرت بیشتر دارند. متأسفانه بیشتر اعضاء دیدشان به این مسئله بسته می ماند و کورکورانه، عقاید و افکار تحریف شده موجود در انجیل، روایتها و ادبیات کهن را پیروی می کنند که این خود عاملیست مهم در کنترل و احاطه بر آنان.
با عقل سلیم خود وقایع موجود در جهان حاضر را دوباره بررسی کنید، بحث ما در مورد آزادی مذاهب نیست، بلکه موضوع اصلی، سوء استفاده ی آشکارا از اذهان و افکار بیچاره ی افرادیست که بسیار ماهرانه و استادانه زیر و رو شده اند.
اصول مهارت در تلقین عقاید
آنان همواره از هفت روش طبقه بندی شده، زنجیروار و دارای هدفی مشترک، برای دستیابی به القاء عقاید خود بهره می گیرند.
1- افزایش اغتشاش روحی و تنوع فکری در افراد
اغتشاش افکار و اذهان افراد با تکرر مداوم اهداف بصورت، سمعی، بصری، گفتاری و یا تحریک در آنان به نوعی مثل هیپنوتیزم اعمال می شود. در این مرحله، با به هم ریختگی و درهم شکستن روال عادی افکار قبلی حاکم، سعی در به هم زدن تمرکز آنان دارند که به نوعی خود این اغتشاش ذهنی، منجر به ایجاد زمینه ی می شود که اعضاء ناخودآگاه نگاهی به روایا و مدّعیان این اهداف جدید بیاندازند و در این راه تسلسل تبلیغ گفتاری و در نتیجه برانگیخته شدن احساسات آنان، امری اساسیست.
2-اعمال مجازات های روحی
آنان در این مرحله با ظاهری کاملاً مثبت، سعی در ایجاد حالاتی چون، حس حقارت، عدم امتیازات اجتماعی، ضعف شخصیتی، عدم ثبات شغلی و موقعیت افراد، ایجاد حس بی لیاقتی و در نتیجه اضطراب و آشفتگی و ... می کنند که نتیجه آن، چیزی جز فروپاشی آرامش و سم پاشی روحی اذهان نیست.
آنان در واقع، اهداف خود را با بکارگیری دو روش متفاوت خشونت آمیز و مسالمت آمیز بصورت متناوب، پیش می برند، بطوری که در بعضی مواقع سلاح آنان در این راه، صمیمیت، حس دوستی، اهدای امتیازات جهت جلب اطمینان و تایید است و در برخی دیگر خشونت.
2- رواج انزواءطلبی و عدم ارتباط با خارج گروه
یکی از روشهای رهبران این گروه، عدم ارتباط اعضاء با دوستان، خویشاوندان و ... است که افکار و ایدولوژی آنان به نوعی با اهداف گروه همخوانی ندارد. حتّی در این راه به حمایت مالی و دیگر نیازهای اعضاء نیز اقدام می شود تا دیگر نیازی به ارتباط با بیگانه ها نداشته باشند.
3- در اینجاست که این رهبران با حس القاء والای ارزشها و اهداف گروه، تمرکز و تجمع آنها، ایجاد برنامه های اغتشاشات روحی، به قدرت کنترل و تسلط بر افراد، شرایط و دیگر عوامل اجتماعی دست می یابند.
در واقع احاطه فکری آنان براعضای گروه تا حدّیست که آن افراد کاملاً خود را تافته ای جدا بافته از روحیات و افکار قبل، همچنین دیگر افراد جامعه، می دانند. که تأثیر این حالات در آنان، بصورت حاشیه ای در رفتارشان مثل عدم قبول دیگر اذهان، کناره گیری از آنها و حتّی خیانت و حمله ور شدن به دیگر باورها و ارزشهای قبلی خود نمایان می شود.
آنان به تدریج با تلقینات رهبران و تحت تأثیر شرکت در سخنرانی ها، وقایع و ... دیگر بطور کامل رابطه ی خود را با افراد خارج از گروه قطع می کنند. در این راه حتّی از عدم مکالمه تلفنی، مکاتبه ای خود با خویشاوندان، دوستان قبلی خود در محیط آموزش، کار و ...نیز دریغ نمی کنند. در واقع اهداف گروه خود را بر هر چیزی برتری می دهند و تمام وقت خود را صرفاً با آنها می گذارنند.
4-تحقیر دیدگاه و تصورات شخصی
این روش، یکی از موثّرترین مراحل القائات ذهنی و کنترل آن است. با تسلط و تحقیر افکار و باورهای گذشته ی افراد، سعی در زشت جلوه دادن رویه و تصورات ذهنی قبلی آنان دارند و به نوعی این افراد تحت این فشارها به منیّت خود شک می کنند. در ادامه، با دیده ای تحقیرآمیز بر افکار، دیدگاه و احساسات قبلی خود می نگرند، در نتیجه، با این تردید و اختلال در درک واقعیتهاست که رهبران می توانند ناگهان مسیر زندگی آنان را به طرف دیدگاه و اهداف خود سوق دهند. در این مرحله، اعضای گروه به باورهای فردی و گذشته خود پشت کرده، به تدریج این افکار را منفی و در مقابل برای دستیابی به بقا و ارتقاء دانش و حس مفید بودن در خود، پیشرو این گروهان می شوند.
5-تلاش های مکرر در ایجاد عدم اعتماد به نفس و خود باوری در افراد
تحقیقات و آمار نشان داده است که افراد عضو این گروه ها، به خودی خود بروی اهداف و جاری شدن آنها اراده ای مستقیم ندارند. آنها تنها در تصورات خود فکر می کنند که همواره حق با آنهاست و هیچ اشتباهی در این راه مرتکب نشده اند. در اصل برخلاف تصوراتشان، آنان فقط عضوی بی اراده و تنها تحت اختیار رهبران گروه برای رسیدن به اهداف هستند.
6- ابزار و زبان احاطه ذهنی
ناسازگاری، آشفتگی و عدم حمایت، ابزاریست که در مواقع لزوم، رهبران در پیشروی و کنترل اوضاع، از آنها استفاده می کنند. همچنین این رهبران گاهی اوقات از اغفال مستقیم و ایجاد تردید در حقایق و نیرنگها درخود اعضای گروه نیز جهت تحریک و تثبیت ادّعاهای خود بهره می برند.
محور اصلی در گفتارها و مباحث آنها، مسائل و مشکلات ایجاد شده توسط افراد غیر عضو است که خود به نوعی زبان ارتباطی بین آنها محسوب می شود.
این رهبران در راه ثبات اهداف خود، دست به عباراتی جدید و شعارگونه می زنند؛ بطور مثال: "دنیای ما، نیک، برتر، هوشیارانه است، در حالی که دنیای دیگران، شیطانی، غیرهوشیارانه و جاهلانه است"
در این گروه ها، انتخاب و اختیار عمل برای اعضاء، معنایی ندارد، آنها با کنترلی دقیق، هر عاملی که منجر به تزلزل اساس و اعتبار بنیاد آن گروه شود را به خودی خود محو می کنند.
با این تکنیک، از ایجاد افکاری مستقل در گروه جلوگیری می شود، به طوری که با ایجاد یک سیستم حساب شده و دقیق، هر گونه شورش در اعضاء را تشخیص و خنثی می کنند. در سال 1984 در ایالت ارویل، با خاموشی نطق مردم، افکار و باورهای جدید را درجامعه ای جدید ایجاد کردند، در واقع با کنترل افکار مردم است که، خود به خود پیاده کردن افکار و باورها قابل اجراست.
7- ایجاد یا استفاده از جوّ حاضر جهت اهداف مادی
در این بین است که با کنترل و دخالت مستقیم آنها بر افکار، باورها و اختیارات دیگران تهدید و رو به نابودی می رود و در ادامه به تدریج مشکلاتی چون، بیماری های جسمی و روحی، اعتیاد، توّرم اقتصادی، ورشکستگی، طلاق، عدم تمایل به تشکیل خانواده و... ایجاد خواهد شد.
ترکیبی از این هفت مرحله، به اضافه ی روشهای دیگر و تأثیر و القای آنها بر اجتماع، همواره از تاریخ کهن بشریت تا به حال، یکی از الگوهای رهبران بوده است، البته شایان ذکر است که گاهی تمامی این مراحل در قالبی غیرملموس و روشی مسالمت آمیز پیش می رود
آب درمانی
دو لیوان آب -- بعد از بیداری -- کمک می کند به فعال کردن ارگان های داخلی
یک لیوان آب -- 30 دقیقه قبل از غذا -- هضم راحت غذا
یک لیوان آب -- قبل از گرفتن حمام -- کمک می کند به کاهش فشار خون
یک لیوان آب -- قبل از خواب -- به منظور جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی
به طرح هدفمند کردن یارانه ها که فکر می کنم یاد لوبیا می افتم! گیاهی که حتی برای راست ایستادن و زنده ماندن نیاز به قیّم دارد و حتما باید چیزی مثل یک چوب یا میله ی سفت و محکم در کنارش باشد تا به آن تکیه کند، به دور آن بپیچد و حیات خود را بدان وابسته نماید. اقتصاد یارانه ای مملکت ما هم متاسفانه تا پیش از طرح تحول از بنیه ی مالی ایرانی ها یک چنین توقعی داشت. اما خوشبختانه این طرح تغییر، خود نوعی احترام به عقل معاش مردم است و از هرز رفتن منابع جلوگیری می کند. بگذارید یک مثال بزنم. بر فرض دولت در نظر دارد برای هر نفر از اعضای یک خانواده ی قشر متوسط در آمدی مقدار x هزار تومان یارانه ی انرژی در طول یک سال تخصیص دهد. در حالت کنونی یارانه ها روی کالا و خدمات ارائه می شود یعنی کالا و خدمات ارزان تر تمام می شوند. وضعیت کنونی البته 2 پیامد دارد: اول اینکه فرد ترغیب می شود تا هرچه بیشتر مصرف کند و این به خودی خود یعنی تحلیل رفتن منابع ملی و دمیدن روح اسراف در جامعه. دوم، اگر فرضا یک سوم پول برق مردم را دولت بدهد چه کسی سود می کند و برق مفت بیشتری گیرش می آید؟ الان کسی سود می کند که بیشتر مصرف کرده است؟ وای! این یعنی فاجعه. حالا بگذارید نگاهی بیندازیم به فردا. زمانی که طرح تحول اقتصادی از سد آهنین مجلس گذشت و حسابی چکش خواری شد! (در اینجا بنا را بر حسن نیت مجلس بگذارید، ناحق شدن حق مردم را در پیچ و خم های جناحی که مثلا یک رئیس جمهوری باید حتما زمین زده شود و یا حتی عکس های نفرت انگیز پشت صحنه ی مجلس را از نظر دور کنید...) اکنون فردا است و تحول و تغییر صورت گرفته است. هر خانواده ایرانی کارت هوشمندی در دست دارد که در آن مبلغ X ضربدر تعداد اعضای خانواده اعتبار موجود است. قبض برق می آید. این بار با تعجب یک سوم گران تر از سابق. خوب دقیقا اینجا چه اتفاقی افتاد؟ ما به التفاوت قبض درون اعتبار کارت هوشمند است و نگرانی ای بابت گران شدن قبض نیست اما در اینجا بابای خانه نگران خشک شدن سد کرج است و مادر خانه دم غروب اطو کشی نمی کند. چه بسا این خانواده با مدیریت درست مصرف برقشان لازم نباشد حتی پولی بابت قبض برق بپردازند چرا که مصرف معقول خودشان را به یک سوم کاهش داده اند و اعتبار کارت هوشمند آنها دقیقا با قبضشان هم پوشانی دارد. این شد! و اما انتقاد ها. اول از همه و طبق معمول تزریق نقدینگی به جامعه موجب تورم می شود. یعنی به محض توزیع کارت های یارانه مردم بدوبدو بروند! و همه ی اعتبارش را بیرون بکشند! و خرج کنند! مردم البته عقل دارند و چنین کاری نمی کنند اما، خوب باید گفت که مجلس محترم! در نظر دارد جریان را به نحوی برنامه ریزی کند که امکان برداشت از حساب تحول اقتصادی خانوار در موارد متفرقه را مسدود نماید. این هم برای خودش چاره ای است. در ثانی، این طرح به دلیل انبوه داده ها و حساسیتی که دارد اگر در بروکراسی و برو بیا ها و پیچ و خم های اداری گیر کند و به اصطلاح کلافش تاب بخورد و گره بردارد شکست خواهد خورد. پس ساز و کارها باید در جهت آسان سازی پیش برود. ثالثا، در اجرای طرح تحول و هدفمند کردن یارانه ها باید همواره نگاهی به پشت سر داشته باشیم و کشورهایی که این طرح را اجرایی کرده اند رصد کنیم. تجربیات گذشته نشان می دهد که اگر مردم با هیئت حاکم صداقت داشته باشند و اطلاعات صحیح به آنها بدهند این طرح به خوبی اجرایی شده و به ثمر می نشیند. عقل معاش مردم ما از مرحله ی کودکی بیرون آمده و دیگر لزومی ندارد که دستش را بگیرند و برایش تعیین تکلیف کنند. حال او جوانی برومند است که سر فراز می گیرد و خودش محکم در مسیر ترقی گام بر می دارد.
کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می کنند ،انسانهای منطقی هستند .
کسانی که بر عکس عقربه های ساعت امضاء می کنند ،دیر منطق را قبول می کنند و معمولاً غیر منطقی هستند .
کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند .
کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسانهای منظمی هستند .
کسانی که با فشارامضاء می کنند ، در کودکی سختی کشیده اند .
کسانی که پیچیده امضاء می کنند آدمهای شکاکی هستند .
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.
کسانی که در امضای خود فامیل می نویسند دارای منزلت هستند .
کسانی که اسمشان را می نویسند و روی اسمشان خط می زننداحتمالاً شخصیت خود را نشناخته اند.
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می کنند ، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند .
10 کلید طلایی که هر زن شیک باید داشته باشد
مجلات مختلف همچون الی و ووگ چیزهای زیادی در مورد نحوه لباس پوشیدن می گویند، اما واقعیت این است که زنان همانند مردان نیاز به چیزهای دارند که داشتن آنها برای اینکه شیک و مد باشند، ضروری است و بدون آنها مثل این است که یک راهبه و فرد روحانی بدون دعا و نماز باشد
1- یک پیراهن مشکی:
داشتن آن برای هر زنی ضروری است. این لباس اشخاصی مانند آدری هیپبرن درفیلم صبحانه ای برای تیفانی و مونیکا بلوچی در فیلم مالن را ماندگار کرد. پیراهن مشکی لباسی است که می توان آن را در تمام موقعیتها و در هر زمان و مکانی پوشید.
2- یک کیف دستی شیک و با کیفیت خوب:
کیف هایی که از مواد خوبی تهیه شده باشند و ظاهر شیکی داشته باشند، باعث می شوند که به شما توجه شود. کیف نخستین چیزی که افراد متخصص مد و خوش سلیقه در افراد مشهور به آن توجه می کنند.
3- عینک آفتابی:
عینکها مکمل صورت شما هستند و زمانی که آن را به چشم می زنید، شما را اسرار آمیز و مرموز نشان می دهند.
4- یک دستبند یا النگوی طلا:
به شما زیبایی و شیکی خاصی می بخشد. خصوصا اگر دستبندی داشته باشید که نام شما در سرتاسر آن نوشته شده باشد.
5- عطری گرانبها و خوشبو:
بوی فریبنده و برانگیزنده عطری عالی، حسی از جذابیت و فریبندگی و مرموز بودن را به شما می بخشد. این عطر باعث می شود که فردی آن را بو کرده است، بخواهد تا شما را بشناسد و اسرار شخصیت شما را بداند.
6- کفش هایی عالی با پاشنه بلند:
این کفش ها ظاهر شما را برازنده تر می کنند و با آنها زیباتر قدم بر می دارید.
7- کت پوست و خز یا کتی از چرم عالی:
خواه شما به خز اعتقاد داشته باشید یا نه( در این صورت می توانید از نمونه مصنوعی استفاده کنید) یک کت خز همیشه قابل پوشیدن است و همیشه زیبا و شیک است. خزهای گران قیمت، پوست سمور و روباه است و نمونه ارزان، پوست و خز خرگوش است. یادتان باشد یک کت از چرم بسیار عالی می تواند جایگزین یک کت خز شود.
8- یک ساعت جواهرنشان و شیک:
نیازی نیست که مارک خیلی معروف و گرانی باشد. فقط کار کند و شیک و زیبا باشد.
9- روسری های ابریشمی:
این نوع روسری ظاهر شما را بهتر نشان می دهد و هیچ وقت از مد نمی رود.
10- اعتماد به نفس:
اینکه لباس را به خوبی بپوشید و با اعتماد به نفس رفتار کنید، هیچ هزینه ای برای شما ندارد. خودتان باشید و به خودتان اعتقاد داشته باشید
شاگرد ابلیس
دو پسربچه 13 و 14 ساله کنار رودخانه ایستاده بودند که یکی از آن مردان شرور که بزرگ و کوچک حالی شان نمیشود ، برای سرکیسه کردنشان ، ابتدا به پسربچه 13 ساله که خیلی هفت خط بود گفت: «من شیطان هستم اگر به من یک سکه ندهی همین الان تو را تبدیل به یک خوک میکنم.» پسربچه ی 13 ساله زبر و زرنگ خندید و او را مسخره کرد و برایش صدایی درآورد! مرد شرور از رو نرفت و به سراغ پسربچه 14 ساله رفت و گفت: «تو چی پسرم! آیا دوست داری توسط شیطان تبدیل به یک گاومیش شوی یا اینکه الان به ابلیس یک سکه میدهی؟» پسربچه 14 ساله که برعکس دوست جوانترش خیلی ساده دل بود با ترس و لرز از جیبش یک سکه 50 سنتی درآورد و آنرا به شیطان داد! مرد شرور اما پس از گرفتن سکه 50 سنتی از پسرک ساده دل ، به سرلغ پسرک 13 ساله رفت و خشمش را با یک لگد و مشت که به او کوبید ، سر پسرک خالی کرد وبعد رفت.
چند دقیقه بعد پسرک زبر و زرنگ به سراغ پسرک ساده دل آمد و وقتی دید او اشک میریزد علت را پرسید که پسرک گفت: «با آن 50 سنت باید برای مادر مریضم دارو میخریدم.»
پسرک 13 ساله خندید و گفت: «غصه نخور ، من 3 تا سکه 50 سنتی دارم که دو تا را میدهم به تو.»
پسرک ساده دل گفت: «تو که پول نداشتی!»
پسرک زرنگ خندید و گفت: «گاهی میتوان جیب شیطان را هم زد!»
1) وقتی از همسرتان می خواهید که کاری را انجام دهد بهتر است بگویید: می شه این کار رو انجام بدی؟ نه این که می تونی این کار رو انجام بدی.
بیشتر زنان در این مواقع از کلمه «می تونی» استفاده می کنند، چرا که به نظر می رسد مودبانه تراست. ولی در این صورت، شما از همسرتان درباره توانایی او سوال می کنید تا این که به او بگویید کاری را انجام دهد. مردان ترجیح می دهند که درخواست شما مستقیم باشد. هر چند ممکن است که در ابتدا برای شما سخت باشد ، ولی بهتر است درخواست هایتان را مستقیماً به انها بگویید. بیشتر مردان صحبت مستقیم را به ایما و اشاره ترجیح می دهند.
2) رک و مستقیم با آنها صحبت کنید
سعی کنید که دقیقاً آن چه را که مد نظر دارید به آنها بگویید و تنها به سرنخ ها و نشانه ها نپردازید که بعد هم از آنها انتظار داشته باشید تا منظور شما را دریابند. زنان بیشتر از مردان قادر به این کار هستند . پس ساده و بی پرده مسایل را مطرح کنید.
۳) مختصر و مفید حرفتان را بزنید.
مردان توجه چندانی به جزییات اطراف خود ندارند. مثلاً برای آنها مهم نیست که پرده های خانه فلانی چه رنگی بود یا بلوز پشمی فلان خانم دست باف بود یا حاضری؟ پس سعی کنید تا حد امکان از پرداختن به جزییات نزد همسرتان چشم پوشی کنید مگر این که او مرد نکته سنج و ظریفی باشد که این هم بسیار نادر است.
4) وقتی از او می خواهید که نظرش را راجع به چیزی بدهد، مطمئن شوید که منظورش را فهمیده اید، در غیر این صورت دوباره بپرسید تا مطمئن شوید.
مثلاً وقتی می خواهید لباسی را بخرید و از او نظرش را می پرسید شاید بگوید که چندان برایش مهم نیست و هر چه که شما بپسندید او هم می پسندد. ولی وقتی که لباس را خریدید ممکن است رنگش را چندان جالب نداند. بنابراین قبل از خرید بهتر است رنگ لباس را به او نشان دهید تا نظرش را دقیقاً بدانید حتی اگر بگوید برایش فرقی ندارد.
5) او را به گوش نکردن به حرف هایتان متهم نکنید.
این کار شما حس تحقیر و ناپختگی را در او ایجاد می کند و او شما را ، همانند کنترل کننده ای برای خود خواهد دید. مطالب و گفته های خود را کوتاه کنید و فرض کنید که او هم گوش می کند.
6) درک کنید که زنان بیشتر از مردان به گوش کردن بها می دهند.
برای یک زن، گوش دادن به صحبت طرف مقابل در حکم راهی برای بیان عشق و علاقه به او و حتی منعکس کننده یک ارتباط است. ولی برای یک مرد، نه.
7) وقتی که به شما گوش می دهد از او تشکر کنید:
مردان به این نوع تایید و تصدیق از جانب شما نیاز دارند، به خصوص که در حیطه روابط میان شما هم باشد. آنها اغلب احساس می کنند بر لبه پرتگاهی قرار دارند و نمی توانند نیازها و خواسته های همسرشان را کاملاً دریابند. به همسرتان کمک کنید تا اعتماد به نفس بیشتری را حس کندو این کار را با تقدیر و تشکر از تلاش هایش انجام دهید. این برخورد شما اشتیاق او را برای تلاش در جهت بهبود ارتباط با شما بیشتر خواهد کرد.
8) زمانی که با دوستان و نزدیکان تان هستید به آنها بگویید که همسرتان چقدر شما را درک می کند.
با این کار شما، او احساس می کند که یک مرد افسانه ای و اسطوره ای است و به زودی او نیز شنونده خوبی برای شما خواهد بود
اس ام اس مخصوص خوشه بندی ، سری جدید
اس ام اس مخصوص خوشه بندی ، سری جدید
متلک جدید :خوشه تو بخورم !
.
.
.
متلک روز:
خوشگله خوشه چندی ؟
فــــحش روز:
مرتیکه ی بی خوشه
.
.
.
میدونی تو رو چقدر دوس دارم؟اونقدر که حاضرم واست برم تو خوشه سه!
.
.
.
زین پس بجای واژه غریب و بیگانه (های کلاس) بگویید خوشه سه ای !
.
.
.
ای که در خوشه یک سر میبری/اگاه باش که دنیای منی
بگردم من به دور خوشه تو/که در ایران تک است اون خوشه تو !
.
.
.
بنی آدم از یک ریشه اند /که در خوشه بندی زیک خوشه اند
چوفرمی برآرند ز آمار/ دیگر فرمها نیاید به کار
.
.
.
دعای خیر جدید ! : الهی خوشه یکی بشی !
.
.
.
مادر عروس: داماد چه کاره هستند
ماد داماد: والله کار که ندارند ولی الحمدالله تو خوشه یک هستند !
.
.
.
خوشه مثل مهریه است کی داده کی گرفته
.
.
.
ثوابت باشد ای در خوشه ی یک/اگر رحمی کنی بر خوشه ی سه
.
.
.
جمله جدید برای سر سفره عقد : عروس رفته خوشه بچینه!!!
.
.
.
کارمند خوش شانس به همکاران: آقایون خوشه سومی، حاجی تون
تو خوشه یک رفته، خلاصه تعارف نکنین، پول مول خواستین درخدمتیم !
.
.
.
در آرایشگاه زنانه
شمسی خانم: شوهرم به اداره آمار اس ام اس زده، گفتن شما تو خوشه چهارین!
فخری خانم: این که چیزی نیس. شوهر من اس ام اس زده به اداره آمار
که اگه واسه یارانه پول کم آوردین، عددشو بفرستین تا چکشو بکشم!
.
.
.
من این خوشه چین سر خرمنم / که در خوشه ۳ به سر می برم
.
.
.
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم / توی آمار که از خوشه یک افتادم
خوشه دو نتوانست نگه داشت مرا / بردم از فقر توی خوشه سه جا دادم
توپ توپ بود مرا وضع و نمی دانستم / حال دانستم و از شوق به حوض افتادم
گر به تدبیر کنون حذف شده یارانه / از سر صبر به سجده و به شکر افتادم
گر توکل کنی و قانع و شاکر باشی / خود کفایت کند او ، گفت چنین استادم
.
.
.
در مراسم خواستگاری
مادر دختر: خوب آقا زاده به سلامی تو خوشه چندن؟
مادر پسر: راستش اس ام اس زده گفتن خوشه۳ ولی قراره اعتراض کنه بذارنش توخوشه۲
مادر دختر: ما اصلا رسم نداریم داماد تو خوشه پایین تر از سه باشه، از الان گفته باشم . . .

|
ای مرفه کارمند بی حقوق |
|
ای که بسیارید ایندم جوق جوق |
|
ای نوشته فرم ها را بهر پول |
|
ای بخورده زین سبب بسیار گول |
|
فرم یارانه نمودی پر عزیز |
|
تا روی با پول آن سوی ِ ونیز |
|
فرم را پر کردی و ملق زدی |
|
با کمر موزون بس لق لق زدی |
|
گفته ای ماشین نداری زیر پا |
|
دیزی ات پر باشد از آب و هوا |
|
سقفِ بالاسر نوشتی آسمان |
|
مالکی گفتی فقط یک از زنان |
|
یک پسر داری تو شیطون و بلا |
|
دختری داری چنان یاس منگولا |
|
از حقوقت هم نوشتی توی ِ فرم |
|
کم تر از خط فقیران است ونُرم |

|
پس چونان بگذشت ایام مدید |
|
دوره ای بگذشت و شد دور ِ جدید |
|
حال میباشد جوابت در مبایل |
|
دور تر از فکر و خاطر چند مایل |
|
خوشة اول ببودی در نظر |
|
پرت گشتی خوشة سوم دَمَر |
|
درد میبینم تو را حاصل شده |
|
فرم یارانه کنون کامل شده !! |
|
حال دانستی مرفه بوده ای |
|
بر شکم بیهوده کف را سوده ای |
|
چون مرفه گشته ای اینک بَبَم |
|
با خودت این جمله را گو دم به دم |
|
خوشه را برگیر و بنشین ای سعید |
|
یاد کن از آنکه بُن را میبرید |
|
شاد باش و شاد زی اینک با حال |
|
فقر و خطش را بشو پس بیخیال |
از امروز ماهانه یک میلیون تومان درآمد کسب کنید
در این مطلب قصد داریم راهی ایمن به شما معرفی کنیم تا بتوانید از شر تحریمهای غیرعادلانه شرکتهای نرمافزاری مانند گوگل و مایکروسافت بر علیه کاربران ایرانی رها شوید.
شبکه ایران نوشت؛ همواره برای کاربران ایرانی دسترسی به برخی برنامههایی که از سوی شرکتهای نرمافزاری برای بیشتر کشورها به طور رایگان عرضه شده امری دشوار به نظر رسیده است.
به طور مثال شرکت گوگل برنامههای رایگان خود را که در روی پایگاه اینترنتی خود عرضه میکند همواره برای کاربران ایرانی دانلود آن را ممنوع کرده و در برابر درخواست کاربران ایرانی برای دانلود این برنامهها اعلام میکند که استفاده از این برنامه در کشور شما مقدور نمیباشد.
ما در این مطلب قصد داریم راهی به شما معرفی کنیم که با استفاده از ان بتوانید از شر این تحریمهای غیرعادلانه شرکتهای نرمافزاری مانند گوگل و مایکروسافت بر علیه کاربران ایرانی رها شوید و بتوانید با خیال راحت برنامههای مورد نیاز خود را دانلود و بارگذاری کنید.
صرفنظر از استفاده از برخی برنامهها برا تغییر آیپی که خطرات مهمی برای شما در پی دارد استفاده از سایت "فایل هیپو " راحتترین روش برای بارگذاری و استفاده از این برنامههاست.
وبسایت فایل هیپو به آدرس www.filehippo.com به رغم اینکه سایت بیسر و صدا و کمادعایی است و شاید در ایران کمتر شناخته شده باشد همیشه نرمافزارهای به روزی را عرضه میکند.
از محاسن این سایت نرمافزارهای بروز آن دستهبندیهای متنوع و مختلف آن است که برنامهها را به صورت منظم در ان طبقهبندی کردهاند تا کاربران در پیدا کردن نرمافزار مورد علاقه خود سردرگم نشوند.
در این سایت همچنین تمامی نرمافزارها به صورت اورجینال آرشیو میشوند و کد MD5 آنها نشانگر اطمینان و دستنخورده بودن کدهای نرمافزاری این برنامهها است.
امیدوارم با لغو تحریمهای ناعادلانه این شرکتها علیه کاربران ایرانی دیگر نیازی به استفاده از وبسایتهای واسطه نباشد.
رابطه مثبت با همکاران باید بر مبنای احترام به حریم شخصی، مقام و شخصیت آنها باشد و مراقب کلیه رفتارهای خود، گپ های دوستانه، شوخی و خنده، و اختلافات باشید.
در گفتگوهای خود با همکارانتان، چه گپ های دوستانه باشد و چه صحبت های جدی کاری، یکی از سریعترین راه ها برای از خود راندن دیگران، تجاوز به حریم شخصی آنهاست.
به جای ازدحام کردن به دور کسانی که با آنها صحبت می کنید، کمی عقب تر بایستید (نیم متر فاصله به نظر مناسب است).
اگر یکی از همکارن صدایی آرام و ملایم داشت، ممکن است برای درک صحبت های او کمی خم شوید، اما وقتی نوبت به حرف زدن خودتان رسید باید به حالت معمول برگردید.
هنگام گفتگو با طرف مقابل ارتباط چشمی پیدا کنید. داشتن سیمایی مشتاق و علاقه مند، که با ارتباط چشمی آغاز می شود، تاثیر بیشتری بر مخاطب خواهد گذاشت.
حواستان به اختلاف های قدی باشد: اگر با یکی از همکاران اختلاف قدی زیادی داشتید، هنگام صحبت کردن با وی، به اندازه کافی از او دور بایستید تا او مجبور نباشد مدام بالا یا پایین را نگاه کند.
مراعات حال همکاران ناتوان جسمی خود را بکنید—مثا آنها که روی ویلچر هستند یا آنها که مشکل ناشنوایی دارند.
اگر با همکاران بین المللی در ارتباط هستید، باید از فرهنگ و آداب سخن گفتن آنها آگاه باشید.
درخواست و اعاده کمک
مسلماً هیچکس از افرادی که کار و مسئولیت هایشان را خودشان به موقع انجام نمیدهند و برای اتمام کار خود همکاران را وادار به کمک می کنند، خوشش نمی آید. همینطور آندسته از افراد که سیستم فایل بندی شرکت را هیچوقت یاد نمی گیرند و مدام برای آموزش به این و آن متوسل می شوند. در نتیجه، بعضی از کارمندان خوب هم به خاطر اینکه می ترسند با چنین افراد بی مسئولیتی اشتباه گرفته شوند، در درخواست کمک از همکاران خود تردید می کنند. اما در بیشتر شرکت ها و ادارات، کارمندان برای کمک به آندسته از همکاران که قبلاً به یاری آنها آمده اند، مشتاقند.
بهترین راه برای درخواست کمک، کمک کردن به دیگران است. مثلاً اگر وقتی می بینید یکی از همکاران در ساعت ناهار مشغول رسیدگی به پرونده های مشتریان است که روی هم تلمبار شده، به او کمک کنید، مطمئناً این سخاوت و خیرخواهی شما بیپاسخ نخواهد ماند. البته این کار داوطلبانه جزء اضافه کاری های شما ثبت نخواهد شد که با ازای آن مزد بگیرید، پاداش شما تشکر و قدردانی همکارتان خواهد بود. از این دید نگاه نکنید که هر کار نیکتان باید با مزد و اجرت جبران شود، و هیچوقت هم این کمک های دوستانه تان را به همکاران خاطرنشان نکنید تا ثابت کنید چه انسان فداکار و باگذشتی هستید.
و وقتی هم یکی از همکاران در کارها به کمک شما می آید، تشکر و قدردانی فراموشتان نشود، حتی اگر کمکی ناچیز و جزئی باشد. و وقتی هم که یکی از همکارات از ساعت ناهارش برای کمک به شما می گذرد، به نظر من یک هدیه کوچک یا یک دعوت به ناهار ضروری باشد.
تعریف کردن و تعریف شنیدن
همه ی کارمندان گه گاه نیاز دارند تا کسی از آنها تعریف و تمجید کند. مدیران شرکت معمولاً مشاورانی را استخدام می کنند تا به آنها آموزش دهند که چطور کارمندان را مورد تشویق و تحسین قرار دهند، اما راهکرد اصلی این است که فردی همدل باشید و برای دیگران احساس داشته باشید. گفتن "آفرین"، یا "کارت عالی بود" به کارمندان، انگیزه و روحیه آنها را بالا می برد. همچنین نشان می دهد شما فردی باملاحظه و هوشیار هستید و می دانید که چه زمان باید چه کسی را تشویق و تحسین کنید. اما حواستان باشد که اغراق نکنید و بیش از اندازه از همکارانتان تعریف نکنید، چون اینکار ارزش تمجیدهایتان و صمیمیتتان را کم می کند.
قدردانی از تعریف و تمجیدهای دیگران برای خیلی از افراد به نظر مشکل است. خیلی ها که از بچگی یا گرفته اند خودنما و فخر فروش نباشند، آنقدر درمورد شایستگی نداشتن در برابر تعریفات دیگران موشکافی می کنند، که جنبه منفی به آن می دهند. این اندازه شکسته نفسی و فروتنی هم اصلاً خوب نیست. پس از این به بعد به جای دلیل و برهان آوردن برای عدم لیاقت و شایستگی شما برای تعریف فلان نفر از کارتان، بهتر است بگویید، "کارم را خوب انجام دادم، نه؟"
حل همه ی این مشکلات با گفتن یک کلمه ساده حل می شود: "متشکرم".
چه بگویید وقتی....
یکی از همکاران نامزد یا عروسی می کند
"تبریک می گویم"، "برایت آرزوی خوشبختی و موفقیت می کنم"، "عروسیت مبارک باشد". طبیعتاً در چنین مواقعی باید برای فرد مورد نظر آروزی خوشبختی کنید. درمورد همسری که انتخاب کرده، کنجکاوی نکنید. لازم هم نیست برای او توصیه های مخصوص ازدواج بکنید یا تجربیات تلخ خود و اطرافیانتان را برای او عنوان کنید.
یکی از همکاران حامله می شود
اظهار خوشحالی کنید، اما دست از فضولی کردن بردارید. از ارائه توصیه هایی که مخالف پزشکی روز است هم خودداری کنید. مطمئن باشید او برای خود پزشک متخصص دارد که راهنماییش کند. از تعریف کردن داستان های وحشتناک درمورد وضع حمل و این قبیل چیزهای مربوط به حاملگی و به دنیا آوردن بچه خودداری کنید.
یکی از همکاران سقط جنین می کند
سقط جنین هم مرگ یک انسان است که باید برای آن غصه دار شد. با درک عمق این فقدان برای همکارتان، با او همدلی کنید. از گفتن جملاتی مثل "خدا اینطور خواسته..." یا "حتماً صلاح بر این بوده.." و از این قبیل خودداری کنید. و هیچوقت، تحت هیچ شرایطی به همکارتان نگویید که این سقط جنین به خاطر کارهایی است که او کرده یا نکرده.
یکی از همکاران طلاق می گیرد
طلاق هم نوعی مرگ است. در چنین موقعیتی بهتر است به جای حرف زدن به حرف های همکارتان گوش بدهید. در صورت لزوم هم می توانید توصیه های خود را (درمورد مراقبت از فرزندان، مالیات بر درآمد به عنوان سرپرست خانواده و.....) ارائه دهید.
یکی از همکاران یا اطرافیان او بیمار می شود
اگر یکی از همکاران یا نزدیکان او شدیداً بیمار می شود، رفتار و عمل شما بیش از حرف هایتان اهمیت پیدا می کند. با کمک به فرد مورد نظر در کارهایش، همدلی خود را به او نشان دهید. از غیبت های او گلایه نکنید. می توانید کسی را برای جانشین موقتی او در شرکت بگذارید تا کارهای مربوط به او را انجام دهد. و فرد مورد نظر را از جریان کار آگاه کنید.
یکی از نزدیکان همکاران فوت می کند
وقتی یکی از همکاران عزیز خود را از دست می دهد، تسلیت خود را به صورت کتبی و شفاهی به او اعلام کنید. اگر از همکاران نزدیک شماست، حتماً در مراسم تدفین و عزاداری شرکت کنید. از گفتن جملاتی مثل، "خدا را شکر کن، عذابش تمام شد" یا مشیت خدا این بوده" و ... خودداری کنید. کارهایی که از دستتان برمی آید را برای او انجام دهید و موقعیتش را درک کنید. مرگ یکی از عزیزان ممکن است حال وهوای همکارتان را به کلی تغییر دهد، پس توقع نداشته باشید بعد از یکی دو هفته همان همکار سابق شما شود.
یکی از همکاران اخراج شده یا منتقل می شود
با او همدردی کنید، اما طوری در این رابطه با او صحبت نکنید که داغش را تازه تر کنید. توضیح او را درمورد دلیل اخراجش بپذیرید و بیش از آن کنجکاوی نکنید. اگر کمکی از دستتان برمی آید دریغ نکنید، توصیه ای، تنظیم دوباره رزومه، پیدا کردن کاری جدید، یا هر چیز دیگری. اما این همدلی خود را تا جایی ادامه ندهید که دست به همکاری در اعمال مخرب او مثل نوشتن نامه های تهدیدآمیز و...بزنید. و تعجب نکنید اگر آن همکار سابق از زندگی شما بیرون برود، چون او دیگر عضوی از محل کار شما نیست و به جای جدید وارد می شود و ممکن است شما را فراموش کند

طنز نوشته زیر اثر خانم زینب صالحی از گناوه می باشد که امروز برای ما فرستادن ببینید چقدر آپدیتیم !!!!
اگر در خواب شتری در حال میل نمودن پنبه دانه دیدید ، تعبیرش اینست که آنچه از دوست دختران طمع دارید ، عایدتان نخواهد شد و شما دارید تیغ زده می شوید !
چنانچه در خواب یا در واقعیت کف دستتان خارید ، اگر دست راست باشد ، بزودی دوست دخترتان از شما کارت شارژ طلب خواهد کرد و اگر دست چپ باشد ، بزودی بابایتان به شما پول خواهد داد که آن را در راه مقدس و شریف دوست دخترتان صرف خواهید کرد!
لنگه کفش دیدن در خواب ، لطف خداوند منان را نشان می دهد که شامل حالتان شده و میخواهد به شما حالی کند که بزودی تولد " دوست دخترتان" است . نکند یادتان برود !دیدن ملاقه نیز همچین پیامی را دارد البته تفاوتش با لنگه کفش در این است که ملاقه ، تولد "زنتان" را ، یادآوری می کند !
اگر خواب دیدید دوست دخترتان آمده دارد خانه تان را جارو می کند ، در واقع دارد جیبتان را جارو می کند!
چنانچه در خواب خود را در حال کوبیدن آب در هاون دیدید ، نشانه آن است که تلاش های بی وقفه شما برای فرستادن زنتان به سفر تفریحی ناکام خواهد ماند و بهتر است جای دیگری دست و پا کنید برای بودن با دوست دخترتان !
دیدن وقوع زلزله در خواب ، نشانه اینست که وقتی شما خواب تشریف داشتید ، دوست دخترتان زنگ زده به گوشیتان و زنتان گوشی را برداشته و فهمیده چه خبر است . پس بزودی مجلس ختمی برایس شادی روح شما برگزار خواهد شد (روحتان شاد و یادتان گرامی باد !)
زهجر روی تو این دل کبابه / تو ختمت میخوریم کیک و نوشابه !(این را هم واسه سنگ مزارتان از خودم درو کردم ، خوب بید؟)
دیدن موش ، نشانگر آن است که بزودی خانه تان توسط زنتان روی سرتان خراب خواهد شد . همچنین دیدن هر گونه جاندار از رده ی جوندگان ، نشانه جویده شدن قریب الوقوع خرخره ی شما توسط زنتان می باشد !
دیدن اقامه ی " نماز وحشت" در خواب به این معناست که زنتان به مادرش گفته که شما زیر سرتان بلند شده و به زودی چشمتان به جمال مادر زنتان منور خواهد شد !
چنانچه در خواب مزرعه تان را ملخ زده دیدید ، بزودی جمعی از اقوام زنتان که تعدادشان از 15 نفر کمتر نمی شود ، می آیند خانه تان و 17 شب و 18 روز در خانه تان اتراق می کنند و زنتان با احترام ، لیست شانصد سانتیمتری خرید را ، دو دستی تقدیم شما می نماید !
اگر بانکی که در آن حساب دارید ، در خواب ، آتش گرفته ببینید ، بزودی زنتان ، تصمیم خواهد گرفت که دماغ و چانه خود را عمل کند ، شکم خود را با لیپوساکشن کوچک کند ، ابروهایش را با لیفتینگ ، بالا بکشد و موهایش را هایلایت کند
دیدن هر گونه حبوبات اعم از نخود ، لوبیا ، ماش ،عدس سبز ، در خواب ، نشانه این است که زنتان برایتان آشی پخته است با یک وجب و چهار انگشت روغن اعلا!
اگر خود را در حال غرق شدن دیدید ،بزودی ورشکست خواهید شد و زن و دوست دخترتان ، هر دو شما را ترک خواهند کرد .(آخر ، دیگر شما را می خواهند چکار؟)
اگر در خواب دیدید که کور شده اید ، نشانگر وقوع اتفاقاتی است که دارد دور از چشم شما توسط زنتان ،رخ می دهد و شما خبر ندارید(چطور شما شانصد تا دوست دختر دارید هیچکی به شما هیشکی هیچی به شما نمیگوید ؟ حالا که نوبت زنتان شد، رگ غیرتتان شد این هوا؟ بیشین بینیم !)
اگر در خواب دیدید شما و دوست دخترتان با همدیگر در خانه به خوبی و خوشی زندگی می کنید ، خواب دیدید خیر باشد ! َ
خبرگزاری فارس: اعتبارات حقوق و مزایای مستمر کارکنان دولت در لایحه بودجه سال 89 با 40 درصد افزایش 15 هزار و 759 میلیارد تومان پیش بینی شده است.

به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، دولت در لایحه بودجه 89 کل کشور مجموع اعتبارات حقوق و مزایای مستمر دستگاههای اجرایی دولتی را 15 هزار و 759 میلیارد تومان پیش بینی کرده است که این رقم در مقایسه با قانون بودجه سال 88 کل کشور رشد 40.8 درصدی را تحربه کرده است.
مجموع اعتبارات حقوق و مزایای مستمر دستگاههای اجرایی دولتی در قانون بودجه سال 88 بیش از 11 هزار و 187 میلیارد تومان بوده است.
به گزارش فارس، وزارت آموزش و پرورش در لایحه بودجه سال 89 کل کشور با اعتبار 7157 میلیارد تومانی حقوق کارمندان حدود 50 درصد مجموع اعتبارات دستمزدها را به خود اختصاص داده است.
بر اساس این گزارش، بنیاد شهید و وزارت بهداشت نیز به ترتیب با پیش بینی اعتبار 2300 و 1820 میلیارد تومانی حقوق کارکنان دولت در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند.
این گزارش حاکی است: اعتبار حقوق کارمندان دولت در وزارت علوم 700 میلیارد تومان، وزارت دادگستری 648 میلیارد تومان، معاونت برنامه ریزی 211 میلیارد تومان و وزارت جهاد کشاورزی 166 میلیارد تومان در لایحه بودجه سال آینده پیش بینی شده است و دیگر دستگاهها نیز ارقام زیر 100 میلیارد تومان را به خود اختصاص داده اند.
شباهات عجیب آمریکائی ها و تهرانی ها
1- عمر کشور امریکا 300 سال است ، تهران هم تقریبا همین جور
2- امریکایی ها دنیا را دو تکه می دانند ، امریکا + باقی دنیا ، تهرانی ها هم ایران را دو تکه می دانند ، تهران و باقی ایران
3- امریکا و مردمش کاملا با چیزی که در تلویزیون می بینید تفاوت دارند ، تهرانی ها هم همین جور
4- امریکایی ها حاضرند بمیرند ولی موجودی حساب (های) بانکی شان لو نرود ، تهرانی ها هم همین جور
5- امریکایی ها در حقیقت همه از بیرون امریکا آمده اند ولی با این وجود خودشان را از مردم بیرون امریکا بهتر و بالاتر می دانند ، تهرانی ها هم همین جور
6- هم امریکایی ها و هم تهرانی ها هر جا که پول باشد آنجا هستند …
در کسب و کار و تجارت آداب و قواعدی وجود دارند که مبنا و پایه و اساس یک کسب و کار را شکل می دهند. هیچ کارشناس و صاحب کسب و کار خبره ای نیست که درستی همه این اصول را تایید نکند. این ها ظاهری بسیار ساده دارند و برای فهمشان به هیچ فن و تخصص ویژه ای نیاز نیست. ارتباطات با مردم و دنیای اطراف هنر ارزشمندی است که در پی توجه و رعایت اصول زیر کسب می شود. خوب دقت کنید:
● خوب گوش دهید
به مراجع و آن مشتری احتمالی و مشتری کنونی به دقت گوش دهید. به حرف های کارمندانتان هم توجه کنید. کارمندان هستند که از چند و چون کسب و کار خبر دارند و اگر آنها مشکلات، نقاط ضعف و نقاط قوت کسب و کار و بازار را به شما نگویند، نخواهید توانست بازاریابی و کسب و کار موفقی را پیش ببرید. مشتریان کنونی و احتمالی، عوامل رشد و افزایش درآمدتان هستند. نیازها، خواسته ها و انتظاراتشان از خرید را درک نخواهید کرد مگر با گوش دادن دقیق و نکته بینانه به حرف های آنان. اعتراض ها و ابراز رضایت های این گروه، هر دو راهنمای کار شمایند.
● پاسخگو باشید.
ابتدا گوش دهید و سپس دست به عمل بزنید. هر چه زودتر پاسخ بدهید، مشتری کنونی ناراضی و مشتری بالقوه بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. سریع، قوی و موثر، آشکار و برجسته پاسخ دهید.
● کار گروهی و استمرار فعالیت هایتان را حفظ نمایید.
اگر یک تیم بازاریابی دارید، همواره با آنها مشورت کنید و نظرات و ایده هایشان را جویا شده درباره شان بحث و تبادل نظر نمایید. پیشنهادات و ایده ها و توصیه های یکدیگر را بشنوید و در یک کار گروهی، طرحی مناسب برای خلق و تقویت بازاریابی و راهبری و توسعه کسب و کار، تدوین کنید و به اجرا گذارید.
● کاملا بر کارهایتان تمرکز کنید.
ابتدا تا جایی که می توانید در پی کسب دانش، معلومات و مهارت های لازم باشید. سپس درباره ایده بازاریابی و کسب و کارتان، فکر و تعمق کنید. تمامی جوانب مسیله را در نظر گرفته از زوایای گوناگون به آن بنگرید. کارها و فعالیت هایتان را در یک مسیر معلوم و اصلی قرار دهید و همیشه سعی کنید در همین مسیر و در راستای نیل به هدف هایتان جلو بروید. این مسیر را کانون توجه خود قرار دهید و همیشه برای چالش ها و مشکلات آمادگی داشته باشید. کسب معلومات و مهارت های به روز در یک کسب و کار، هرگز به پایان نمی رسد و راه اصلی آمادگی همیشگی است.
● مفهوم "موفقیت" را به تمامی بدانید.
این مشتری است که فروش را خلق می کند. شما به عنوان یک بازاریاب فقط به او کمک می کنید. او برای تکمیل موفقیت آمیز فرایند فروش، از شما جایزه می گیرد! این همان موفقیت حقیقی است. مشتری را فقط یک عامل کسب درآمد ندانید. خدمت رسانی به او و اعطای جایزه به خاطر موفقیت، روند کسب و کارتان را زیباتر و لذت بخش تر می کند.
● با مردم آشنا شوید و با آنها ارتباط برقرار کنید.
با هر کسی که لازمست بشناسید، به تمامی آشنا شوید و او را از چگونگی کسب و کارتان آگاه کنید. هر قدر که دایره و شبکه ارتباطات انسانی شما وسیعتر باشد، فرصت های بیشتر و بهتری پیش رویتان قرار خواهند گرفت.
● منصفانه برای کالاها یا خدماتتان قیمت گذاری کنید.
بهای هر کالا یا خدمات را عادلانه و منصفانه تعیین نمایید و درباره حقوق کارمندانتان نیز چنین باشید. آن مقداری که لازمست از مشتری پول بگیرید. کاری کنید که قیمت های عادلانه ویژگی مشخص کسب وکارتان باشد.
● شراکت و همکاری با دیگر کسب و کارها را همواره در نظر داشته باشید.
این شریک ها می توانند همان مشتریان بالقوه و دایمی شما باشند. در این حال از محصولات یا خدمات آنها استفاده کنید. این روش اعتمادی دو سویه خلق می کند.
● هر روز که می گذرد، سعی کنید با اطرافیان، اعضای خانواده، کارمندان، مشتریان بالقوه و مشتریان کنونی، ارتباطات موثرتر، گسترده تر و مستحکمتر برقرار سازید.
● فراموش نکنید که "افراد" بهترین منابع رشد و پیشرفت هستند. تلفن موبایل، فکس، اینترنت و ایمیل ابزارهای بسیار قوی و راحت هستند اما روابط و ملاقات های رودررو مجاری رشدی هستند که قدرت و ارزششان به مراتب بیش از وسایل فوق است. اشخاص موردنظر را بیابید، در مکان و زمانی مناسب با آنها ملاقات نمایید. خواهید دید که این دیدارها چقدر تعیین کننده خواهند بود.
● همواره حساب های پولی و مالیتان را نگه دارید و هیچوقت رسیدگی به آنها را بی اهمیت و ساده ندانید.
زمانی که صاحب کسب وکاری از شرایط مالی خودش و کاستی ها و قوت های آن خبر داشته باشد و در ضمن از اوضاع بازار هم غافل نشود، می تواند در بحران های اقتصادی، کسب و کارش را از خطر سقوط نجات دهد.
● اجازه دهید که کارمندان، مشتریان احتمالی و مشتریان کنونی بدانند که شما به آنها علاقه مندید ومانند خودشان تلاش کرده در جهت پیشرفت کسب و کار قدم برمی دارید.
● مانند افراد موفق و همیشه پیروز فکر کنید.
و هرگز واقع گرایی را از یاد نبرید. خوش خیالی و بی توجهی و خوش بینی غیرواقع بینانه همان قدر زیانبار است که بدبینی بیشتر از حد و احتیاط های وسواس گونه.
● هرگز از یاد نبرید که شما تنها کسی نیستید که در بازار حضور دارد.
تجارت و کسب و کار شبکه عظیمی از ارتباطات انسانی را در خود دارد و اگر بخواهید در این شبکه به تداوم حضور داشته باشید و فعال وموثر فعالیت کنید، باید جزیی از آن باشید.
----------
سیمرغ
1- برای وبلاگ خود یک موضوع جالب و جذاب بیابید و سعی کنید مخاطبین علاقه مند به آن را جذب کنید
2- نامی زیبا بر وبلاگ بگذارید . به این اسم ها توجه کنید :
خانه غم
نوشته های یک پسر تنها
تنها ترین انسان
کلبه وحشت
آشیانه تنهایی
غمکده
مطمئن باشید اگر نام وبلاگتان اینگونه باشد تنها خودتان بازدید کننده وبلاگ خواهید بود ! نام وبلاگ باید به وجدآورنده و جالب باشد .
3- از اسامی لاتین جدا خوداری کنید چون وضعیتی همانند قانون قبلی خواهد داشت .
4- سعی کنید هر چه می توانید مطلب به درون وبلاگ بریزید , و تعداد پست هایتان را زیاد کنید چون یکی از بهترین مواردی که به شکل دائم مشتری برای وبلاگتان می آورد همین تعداد واژه هاست هر چه کلمات بیشتری در باکس داشته باشید گوگل و یاهو مشتری بیشتری برایتان خواهند فرستاد مخصوصا اگر مطالب باب دل سرچگرها باشد. ( به عنوان مثال می توانید مطالب اینجا در وبلاگتان تخلیه کنید !!! )
5- تعداد پیوندهای خود را بالا ببرید با تبادل لینک
6- وبلاگ یک فضای عمومی است به هیچ وجه هم دیگر را با اسم و نام شخصی لینک نکنید .! مهم " نام وبلاگ " است. بیچاره بازدید کننده ای که به پیوندهای شما مراجعه کند !
7- به پیام های توهین آمیز توجه نکنید محیط وب نویسی باید آرام و بی استرس باشد اگر احساس کردید عده ایی از مخاطبین شما جنبه حرف مخالف را ندارد قسمت نظرات وبلاگ را مسدود کنید . و با خیال راحت حرف خود را هم بزنید ! .
8- عنوان پستهای خود و لینک صفحه را در قسمت پیوندهای وبلاگ بگذارید . تا مراجعین بدون استفاده از آرشیو موضوعات وارد قسمت های مورد علاقه را بشوند.
9- به وبلاگ دیگران سر بزنید و برایشان پیامهای کوتاه و محبت آمیز بنویسید .
10- وبلاگهای پرطرفدار را بیابید و همواره به آنجا سر بزنید و پیام بگذارید و یا حتی یک گل بفرستید ! چون بسیاری از بازدید کنندگان آنها از طریق قسمت نظرات وبلاگهای پر طرفدار میهمان وبلاگتان را خواهند شد.
11- از ارسال پستهای کوتاه جدا پرهیز کنید تا جای که می توانید به مطالب آب ببندید و یا از این ور و آن ور داستان و مطلب کش روید!!!
12- قالب وبلاگ زیبا و شیک داشته باشیم
13- تعداد پست هایتان در صفحه اصلی وبلاگ بیشتر از 5 عدد نباشد.
14- کمتر از عکسهای بزرگ و پر حجم استفاده کنید.
15- در سایت های آمارگیری که ریز اطلاعات بازدیدکنندگان را می دهند ثبت نام کنید تا از این طریق نگاه دقیق تری به کل عملکردتان داشته باشید .
|
در این گفتار به اختصار روش تایپ 10 انگشتی آموزش داده می شود. همانطور که می دانید، تایپ ده انگشتی مهارتی است که به شما امکان می دهد تا بدون نگاه کردن به صفحه کلید، با سرعتی بیش از 5برابر افراد عادی (180حرف در دقیقه) تایپ نمایید. |
منبع : aftab.ir - آفتاب
یا لطیف
کبریای توبه را بشکن ، پشیمانی بس است
از جواهر خانه خالی نگهبانی بس است
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین
آبرو داری کن ای زاهد مسلمانی بس است
خلق دل سنگند و من آیینه با خود می برم
بشکنیدم دوستان ، دشنام پنهانی بس است
یوسف از تعبیر خواب مصریان دلسرد شد
هفتصد سال می بارد ، فراوانی بس است
نسل پشت نسل تنها امتحان پس می دهیم
دیگر انسانی نخواهد بود ، قربانی بس است
بر سر خوان تو تنها کفر نعمت می کنیم
سفره ات را جمع کن ای عشق ، مهمانی بس است











