قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران


 

همواره از شنیدن واژه "ازدواج"، موجی از شادی و هیجانات آن مثل، جشن، حلقه، نامزدی و ...از ذهن ما می گذرد، امّا خوب، مراسم عروسی تنها مثل رویایی شیرین یک شبه تمام می شود و بعد از آن چیزی که بسیار مهم است کیفیت زندگی مشترک زوجین در روزهای آینده است. در اینجا با بهره گیری از جدیدترین تحقیقات، به ده نکته از ضرورترین مسائلی که هر کدام از دو طرف، قبل از ازدواج باید بدانند، اشاره می کنیم تا شما هم بی گدار به آب نزنید!


-     نحوه تصمیم گیری:

ازدواج به نوعی، رسیدن به یک تفاهم مشترک است که طی گفتگو و صحبت های فی مابین حاصل می شود، در این تبادلات کلامی در عمل نیز باید متعادل باشید، بنابراین قبل از ازدواج، با مطرح کردن افکار و تصمیم های خود، دریابید که طرف مقابل نیز در این موارد با شما هم عقیده است یا خیر؟. البته با صحبت، گفتگو و از همه مهم تر دقّت در شنیدن صحبت های طرفین ، بسیاری از این اختلافات نمایان و شاید هم قابل حل باشد.

2-     وظایف در زندگی

در مورد نگاه خود به وظایف و زندگی مشترک، آشکارا صحبت کنید، بنا به وضعیت اجتماعی و اقتصادی متفاوت با دهه های گذشته، به نوعی شاید نتوان خیلی مرز مشخصی برای این وظایف و مسئولیتها تعیین کرد و ناخودآگاه باعث بروز مشکل در آینده می شود، بنابراین دیدگاه خود را قبل از ازدواج مشخص کنید.

3-     فرزند در زندگی

در مورد علاقه به بچه دار شدن و تعداد آن به توافق برسید؟ فرزند، بخشی از زندگی مشترک است، از آنجاییکه هر فردی در این مورد و نحوه ی تربیت فرزندان خود، نظری متفاوت دارد و این مسئله خود به نوعی یکی از دلایل ایجاد تنش در کانون خانواده است، بنابراین قبل از ازدواج دیدگاهها و افکار خود را دراین زمینه با یکدیگر مطرح کنید و به توافق برسید.

4-     عقاید و باورها

شاید با کمی آشنایی فکر کنید که گمشده ی خود را در زندگی پیدا کردید، امّا حقیقت این است که عدم شناخت عقاید دینی، باورها و ارزشهای طرفین، یکی از مهم ترین عوامل بروز چالش ها در زندگی زناشویی می باشد. صادقانه، قبل از ازدواج، عقاید، باورهای خود را بازگو و در عمل نشان دهید، چرا که با گذشت چندی از زندگی مشترک و به خصوص در تربیت فرزندان، عدم تفاهم در این مورد موجب بروز مشکلاتی می شود و شاید هم دیگر نتوانید یکدیگر را تحمّل کنید، البته همواره به یاد داشته باشید در زندگی مشترک انعطاف پذیری و گذشت امری ضروریست.

5- حس مسئولیت و بودن در کنار خانواده

با خود کنار بیایید، یکی از پایه های لازم برای دوام زندگی زناشویی، وقت گذاشتن برای خانواده و بودن در کنارشان است. آیا به آن درجه رسیده اید که بتوانید تعطیلات آخر هفته را با همسر و فرزند خود سپری کنید؟ شاید از دید شما این مسئله خیلی مهم نباشد، امّا همسر و فرزندان آینده تان، از شما انتظار دارند که در تفریحات با آنها همراه باشید و حمایتشان کنید.

6- انتظارات

البته انتظارات و توقعات هر انسانی، به مرور زمان تغییر می کند، امّا نکته ی اساسی این است که  هر دو طرف نیاز به احترام و توجه متقابل دارند، با گذشت و درک متقابل می توانید زندگی خود را متدوام کنید.

7- رابطه ی جنسی

شاید برایتان سخت باشد که با فرد مورد انتخاب خود قبل از ازدواج در مورد سکس و مسائل آن سر صحبت را باز کنید، امّا از جهت اهمیت فوق العاده این مطلب در زندگی زناشویی، به تدریج و با زمینه چینی و در نهایت ادب، می توانید نظر یکدیگر را جویا شوید، چرا که عدم رضایت در روابط جنسی، عاملی ویران کننده برای ثبات زندگیست.

8-مسائل مالی

درمورد درآمد و هزینه های زندگی با یکدیگر مشورت کنید، چرا که چیزی نمی گذرد که با عدم توافق در این مسئله، کنترل زندگی از دستتان خارج شده و رو به زوال می رود. بنابراین درباره مخارج، کم کردن هزینه های غیر ضروری با یکدیگر برنامه ریزی کنید و افکار خود را بیان کنید.

9- صرف زمان با یکدیگر

در مورد چگونگی با هم بودن در اوقات فراغت یا یکدیگر صحبت کنید، شاید شما  دوست داشته باشید آخر هفته در بستری گرم همراه با همسرتان به تماشای فیلم بپردازید و از لحظات با هم بودن لذّت ببرید،  امّا ممکن است وی نظری متفاوت داشته باشد، این مسائل جزئی را شوخی نگیرید و هیچ گاه نگویید:"هرچه تو بگویی!"، چرا که به مروز زمان به دلیل عدم رضایت حس درونیتان، افسردگی روح شما را دربر می گیرد. بنابراین قبل از ازدواج با یکدیگر به توافق برسید.

10- اعتیاد، سیگار، الکل...

به عنوان آخرین مطلب ولی در عین حال مهم، به خاطر داشته باشید، دانستن و آگاهی از هر کدام از مصرف مواداعتیاد آور، سیگار، ... در یکی از طرفین و با این آگاهی زندگی مشترک را شروع کردن، به معنای سر کردن و قبول وضعیت وی است. بنابراین قبل از ازدواج ضمن روراست بودن و تبادل نظر در این موارد، در صورت تصمیم قطعی برای ازدواج، باز هم با نگاهی عمقی به این مسئله فکر کنید تا بتوانید کنار بیایید.

منبع سایت : http://www.mardoman.net

 

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٦ توسط زهرا | نظرات ()

ازدواج

روزی که دختر و پسر بزرگ می شوند و  وقت ازدواج شان می شود ، خانواده ها ، دوستان و اطرافیان ، جدی و شوخی حرف ازدواج را پیش می کشند. دختر با بلند شدن قدش و به اصطلاح خانم شدنش ،چه بخواهد و چه نخواهد ، از گوشه و کنار برایش خواستگار پیدا می شود و پسر ها هم وقتی تکلیف درس و کارشان مشخص می شود ، سربازی می روندو برخی مقدمات لازم را دارند ، اقوام و نزدیکان درجه ی یک تا درجه ی هشت به این فکر می افتند که آستین ها را بالا بزنند و هر کس را که می شناسند و به نظرشان مناسب می آید به آقا پسر معرفی کنند.

 

در این میان گاهی به شوخی و جدی اطرافیان حرف هایی را راجع به ازدواج مطرح می کنند که نوعی منفی گرایی در باره ی تشکیل خانواده است .مثلا به پسر می گویند از آخرین روزهای آزادی ات لذت ببر که وقتی زن بگیری دیگه خبری از آزادی نیست . یا به دختر خانم می گویند خونه ی پدرت راحت باش ،تا می توانی درس بخوان ، تفریح کن و خوش بگذرون که وقتی شوهر کنی ، آقا بالا سر پیدا می کنی . و این حرف ها در ترس جوانان از ازدواج موثر است .

 

این روزها بیشتر از گذشته جوانان وقتی به سن ازدواج نزدیک می شوند ، دچار تضاد می گردند. برخی از اطرافیان با حفظ سنت پیشینیان هنوز جوانان را ترغیب به ازدواج می کنند ، به تازگی برنامه هایی در جهت تشویق به تشکیل خانواده در سطح جامعه نیز انجام می شود. مانند نمایشگاه ازدواج و سیاست های مختلف دولت از جمله بحث در نظر گرفتن سهمیه متاهلین برای ورود به تحصیلات تکمیلی اما از طرف دیگر تجربه های ناموفق در اطرافیان ، دیدن زندگی بدون دردسر و همراه با خوش گذرانی افرادی که مجرد هستند و دور بودن این افراد از حرف و حدیث های متاهلان و محتوای برخی فیلم ها باعث می شود جوان در کنار نیاز و میل به ازدواج از آن دوری کند. البته برخی افراد به دلیل مشکلات اقتصادی و امثال آن ازدواج نمی کنند اما زیادند جوانانی که بدلیل ترس از ازدواج از آن دوری می کنند.

برخی افراد به دلیل مشکلات اقتصادی و امثال آن ازدواج نمی کنند اما زیادند جوانانی که بدلیل ترس از ازدواج از آن دوری می کنند.

این افراد یا نیازشان را ندیده می گیرند و یا به گونه ای دیگر آنرا رفع می کنند و تن به ازدواج نمی دهند .به خصوص افرادی که در ذهن شان دلیل ازدواج رفع نیاز جنسی و فرزند آوری است . این جوانان با بیان اینکه راه های دیگری هم برای رفع این نیاز هست و فرزند هم آنقدر مشکلات و مخارج دارد که به زحمتش نمی ارزد دور تشکیل خانواده را خط می کشند یا آن را به سال های بعد ، دهه ی سوم و چهارم زندگی شان ، موکول می کنند .

 

اما واقعیت این است که کارکرد ازدواج و تشکیل خانواده آنقدر زیاد است که بر تمام جوانب زندگی تاثیر گذار است .در دنیای پر اضطراب امروز ، بهترین راه برای داشتن آرامش و به دست آوردن خوشبختی واقعی ، تشکیل خانواده است به شرطی که دو نفر نسبت به دلیل این اقدام و روزهای پیش روی خود ، اطلاع کافی داشته و مهارت های لازم برای زندگی موفق خانوادگی را کسب کرده باشند .

ازدواج تنها به دلیل اینکه همه ازدواج می کنند و بدون آگاهی ، اشتباهی به قیمت از دست دادن فرصت دوست داشتن و دوست داشته شدن ، است.

بهترین راه برای کمک به جوانان در تشکیل زندگی مناسب زناشویی این است که آنان در قدم اول بدانند بعد از گفتن بله وارد چه مرحله ای از زندگی می شوند . بدانند که باید و نباید هایی را باید رعایت کنند و خطوط قرمز رفتارهای خود را بشناسند و هم چنین از مزایایی که در ازای داشتن ازدواجی موفق به دست می آورند مطلع باشند.

 

ما در بخش خانواده و زندگی درباره ی چگونگی انتخاب همسر و همچنین معیار های مناسب مقالات زیادی داشتیم و این بار می خواهیم  کمی در باره ی  «ماجراهای زندگی زیر یک سقف» با شما صحبت کنیم چون آگاهی از روابط در زندگی مشترک نه تنها برای همسران لازم است بلکه با خبر شدن از آن قبل از ازدواج به انتخاب آگاهانه کمک می کند.

ازدواج

 

 

 

 

بعد از هم پیمان شدن باید همراه و هم قدم باشید برای گذشتن از راه های سخت و پر پیچ زندگی تا فتح قله ی تفاهم و یک دلی.وبه عبارت بهتر بایدهمراه و همدل شوید تا ته دنیا.

 

 

 

 

 

 

صحیح نیست بدون دادن آگاهی کافی جوانان را  به ازدواج  وادار کنیم و نباید آنان را از پیوند زناشویی بترسانیم. باید فرزندان ما با تمام وجود مفهوم خانواده و فواید آن را حس کنند. باید بدانند خانواده یعنی امن ترین و آرامش بخش ترین جای دنیا . یعنی جایی که اگر درست ساخته شود ، تمام نیاز های مان را برطرف می کند. جایی که می توان افراد آن را در بالاتربن درجه ی عشق ، دوست داشت . جایی برای تمام شادی ها و دلتنگی هایمان. اما این ها به سادگی به دست نمی آید. نمی توان توقع داشت در عرض چند ماه  به تمام این احساسات رسید . برای رسیدن به این احساس باید خانواده را ساخت . باید  هر کس تکالیف خود را بداند.باید قبل از ازدواج بدانیم چه وظایفی را می پذیریم .

روز های مجردی با دوران بعد از ازدواج متفاوت است و زوج های جوان به این دلیل زود به بن بست می رسند و حرف جدایی را پیش می کشند که قبل از  بستن پیوند زناشویی نمی دانند« فن ساختن زندگی زناشویی» بدون سوختن یکی از طرفین یعنی چه؟

 

به امید خدا شنبه ی هر هفته یکی از قوانین موجود در زندگی زناشویی را برای تان باز گو می کنیم . اگر ازدواج کرده اید می توانید ببینید که آیا به این قوانین عمل می کنید یا خیر و اگر ازدواج نکرده اید ،بدانید بعد از تمام شدن مراسم و رفتن به منزل مشترک باید به این قوانین عمل کنید.

اولین قانون که بعد از ازدواج باید رعایت کرد ،تعهد به همسر است ، متعهد بودن و پایبندی به پیوند مقدس در تمام جنبه ها از نگاه و حرف زدن گرفته تا خیال و احساس .در مقاله ی بعد با ما همراه باشید ....

نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/٦ توسط زهرا | نظرات ()

عوامل موثر در شکل گیری ازدواج (قسمت اول)

انسان موجودى اجتماعى است و براى آنکه بتواند نیازهاى خود را در قبال تداوم حیات استمرار بخشد به زندگى گروهى و ارتباط با سایر همنوعان خود نیازمند است. از جمله نیازمندى‏ها، نیازهاى روحى و جسمانى است که با ازدواج و تشکیل خانواده برآورده مى‏شود. ازدواج عبارت است از «پیوند بستن دینى و رسمى یک زن و مرد براى شروع زندگى مشترک.» (انورى، 1381: 345) و یا «رابطه حقوقى است که براى همیشه یا مدت معین به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مى‏دهد که از یکدیگر تمتع جنسى ببرند.» (معین، 1377:216)

 

«ازدواج از نظر اسلام، پیمانى مقدس است؛ پیمانى که برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشریفات و سنن و قوانین خاصى است. در سایه آن براى طرفین تعهدات و حقوقى پدید مى‏آید که تخلف آن موجب عقوبت و کیفر است.» (قائمى، 1375: 18)

ازدواج عاقلانه‏

حساسیت و اهمیت ازدواج تا اندازه‏اى است که بسیارى از پژوهشگران پیش از آنکه به عوامل شایع در روابط ارتباطى و محیطى خانواده گسیخته توجه کنند به زیرساخت و زیربناى خانواده نظر مى‏کنند. روشن است هر چه اساس و پایه زندگى بر حسب کنش منطقى و تفکرى صحیح صورت گیرد در آینده، کمتر با انباشت ناسازگارى‏ها و اختلاف همسران روبه‏رو خواهد بود.

طبق دیدگاه پارتو (جامعه‏شناس ایتالیایى)، کنش منطقى داراى سه جنبه متفاوت و مرتبط با هم است: هدف عینى، ابزار و وسایل متناسب با اهداف و در انتها تأیید آگاهان.

 

سؤال‏ها مى‏تواند به این شکل مطرح شود: آیا مى‏توان ازدواج را یک هدف عینى تلقى کرد؟ براى موفقیت در ازدواج نیاز است چه ابزار و وسایلى داشته باشیم؟ نقش والدین و دیگران تا چه اندازه مهم و معتبر است؟

در پاسخ به سؤال اوّل باید بپذیریم که ازدواج یک هدف عینى در جهت ارضاى نیازهاى درونى و تکامل روحى و حتى جسمانى است. اهداف ازدواج، در یک بیان کلى و همه‏پسند که مکتب اسلام بیان کرده، به اختصار عبارت است از:

1- پاسخ به نداى غریزه و فطرت‏ 2- ایجاد کانون آرامش براى همسران‏ 3- داشتن فرزند و تربیت کودکان و فرزندان سالم‏

4- حفظ عفت و پاکدامنى‏ 5- دوستى، محبت و عشق‏ 6- اجراى سنت رسول‏اللَّه(ص) 7- تأمین سلامت جسم و روان و برقرارى تعادل در وجود آدمى‏ 8-  کمک به تکامل و رشد یکدیگر.

با چنین کارکردهایى ازدواج یک هدف عینى است؛ منتها براى تکمیل شدن ابعاد کنش منطقى نیاز است به دو شرط دیگر نظرى بیندازیم.

ابزارها و وسایل متناسب ازدواج را مردان و زنان تشکیل مى‏دهند ولى شیوه چیدمان آنها در کنار یکدیگر و اینکه چه کسى، در چه صورت و با چه ویژگى‏هایى با شخصى ازدواج کند که نهایت کامیابى و لذت را در زندگى‏اش تجربه کند، بحث مفصلى است. گوناگونى فرهنگى، نژادى، قومى و حتى ژنتیکى سبب شده انسان‏ها هر کدام نسبت به دیگران منحصر به فرد و یگانه باشند. اندیشه دو نفر کاملاً شبیه به هم نیست؛ این مورد حتى در باره دوقلوهایى که از بسیارى جهات همانند هستند، قابل بیان است. این موضوع زمانى حساس‏تر مى‏شود که دو انسان از دو جنس مخالف قصد دارند روزها، ماهها و سال‏هاى زیادى در زیر یک سقف زندگى کنند. «باید چنان رفتار کنند که گویى مى‏خواهند دوست و رفیقى از جنس خود (نه از جنس مخالف) براى همه عمر برگزینند تا از افسون شهوت مصون بمانند.» (مساواتى‏آذر، 1374: 274).

منابع اسلامى ملاک‏هاى ازدواج را غالباً به این شکل مطرح مى‏کند:

1- توجه به بُعد مذهب و دیندارى‏ 2- داشتن اخلاق نیکو و حُسن خلق‏ 3- سلامت جسمانى‏ 4- توجه به خانواده‏ 5- توجه به اصل کفویت (همشأن بودن).

 

 انتخاب همسر متناسب و شایسته بیش از هر مسئله دیگرى در زندگى، نیازمند تأمل و دقت است. اهمیت این مسئله به خاطر این است که چون ازدواجى صورت گرفت گسست و فسخ قراردادى بدون تحمل فشارهاى روحى و آسیب‏هاى اجتماعى میسر نیست. امرى که با گزینش صحیح سبب خوشبختى و سرور مى‏شود اما در مقابل، گزینش ناصحیح، کوهى از مشکلات را به دنبال دارد.

شرط سوم در کنش عقلایى تأیید آگاهان است. در این قسمت مى‏توان به حضور والدین و سایرین اشاره کرد. به نوعى مى‏توان والدین و بزرگ‏ترها را «مظهر گرایش اولى» نامید (ساروخانى، 1375: 104).

 

ازدواج

ازدواج احساسى‏

در چنین ازدواج‏هایى همسران کفو هم نیستند. ملاک‏ها و همسانى‏ها رعایت نشده و موازین، آن گونه که باید در نظر گرفته شود ، خواه به عمد و خواه ناآگاهانه به فراموشى سپرده شده است.

اهداف هم مى‏تواند ناصحیح و نامناسب باشد ، از جمله ازدواج تنها به خاطر کامجویى و لذت جنسى، ازدواج تنها به خاطر کسب مال و ثروت، ازدواج به خاطر رسیدن به پست و مقام و ... .

عوامل زیادى در چگونگى شکل‏گیرى ازدواج عاشقانه مؤثر است مانند فقر فرهنگى، فقر اقتصادى، ازدواج تحمیلى، ازدواج ترحمى و موردى که در جامعه زیاد دیده مى‏شود. «شاید کمتر ازدواجى را بتوان سراغ گرفت که در آن هم مظاهر عالى عشق به چشم خورد و هم با تمامى معیارهاى مصلحت سازش یابد. در آنان که فقط به توسن علایق فردى و احساسات مجال مى‏دهند به زودى با سرماى سخت زمستانِ واقعیت مواجه شده و خواهند لرزید.» (ساروخانى، 1375: 104)

عشق بیانگر دلبستگى فیزیکى و شخصى متقابلى است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس مى‏کنند.

عشق چیست؟

عشق بیانگر دلبستگى فیزیکى و شخصى متقابلى است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس مى‏کنند. این روزها بسیارى از ما در باره این نظر که عشق همیشگى است تردید داریم اما معمولاً فکر مى‏کنیم که عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانى ناشى مى‏گردد. براى زوجى که عاشق مى‏شوند کاملاً طبیعى به نظر مى‏رسد که بخواهند زندگى مشترکى را آغاز کنند و رابطه‏شان با یکدیگر در جستجوى ارضاى شخصى و جنسى باشد.

عشق در بهترین حالت یک ضعف اجتناب‏ناپذیر و در بدترین حالت نوعى بیمارى روانى تلقى مى‏گردد. (گیدنز، 1989: 10)

 

عشق: بد یا خوب‏

منطقى بودن رفتار ممکن است این تصور را در ذهن ایجاد کند که عشق در روابط همسران غیرضرورى و غیرقابل پذیرش است. اما هرگز چنین نیست بلکه عشق براى تداوم زندگى پس از ازدواج ضرورى و مهم است. عشق عنصر ناگریز خوشبختى است و هدیه‏اى است که از سوى خداوند براى زن و مرد از آسمان فرود مى‏آید ؛ پیوند دهنده قلب‏ها و روشنى بخش چشم‏هایى است که به امید داشتن هدف‏هایى والا مبادرت به آن کرده‏اند. هدف ما از بحث، عشق‏زدایى کردن و پاک‏سازى آن در ازدواج نیست زیرا همان گونه که ازدواج کورکورانه در اثر عشقى آتشین، ویران کننده و نامطمئن است، حسابگرى کامل در ازدواج، سرانجام مطمئنى نخواهد داشت.

 نقص ازدواج عاشقانه، کاستى در شناخت و آگاهى شخصى است که نیاز هست بیشتر به عیب‏هاى او نظر انداخت.

«مهم‏ترین دلیل جدایى به فرایند معیوب انتخاب همسر برمى‏گردد و اینکه ازدواج صرفاً بر اساس روابط احساسى و زودگذر شکل مى‏گیرد. تحقیقات نشان داده است 30 درصد طلاق‏ها در سه سال اوّل ازدواج رخ مى‏دهد چرا که در طى دو سال اوّل زندگى احساسات فروکش کرده و چهره واقعى افراد مشخص مى‏شود و مشکلات زندگى خود را نمایان مى‏سازد.» (تواناعلمى،1383)

 

آسیب‏شناسى ازدواج عاشقانه‏

فروپاشى و از بین رفتن بیشتر خانواده‏هایى که روزى عاشق یکدیگر بوده‏اند اولین آسیبى است که ازدواج‏هاى نامقعول و غیرمنطقى مى‏بیند. البته گاهى هم اتفاق مى‏افتد که منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناک‏تر از پیش مى‏باشد. افسردگى روحى، خودکشى و نومیدى از زندگى مى‏تواند بعدها در روابط فردى به وجود آید. دسته دیگر علاوه بر چشیدن ناکامى، متوسل به خشونت مى‏شوند و مى‏خواهند از این طریق آنچه را که نتوانستند به دست بیاورند جبران کنند. تیتر روزنامه در صفحه‏هاى حوادث، هر روز از چنین اتفاقاتى خالى نیست و ما شاهد هستیم قتل‏ها و جنایت‏هاى وحشتناکى به نام عشق و روابط عاشقانه صورت مى‏گیرد که نشان از جنون و بیمارى روانى آنهایى دارد که به نوعى سرخورده از عشق لقب گرفته‏اند.

منصفانه نیست مانند دکتر استل‏پنستى، عشق را نوعى تصور و تفاهم فرض کنیم و یا مانند «گیدنز» یک بیمارى روانى قلمداد نماییم ولى هر چه که هست اگر ادعا کنیم ازدواج هر چه سنجیده‏تر و مناسب‏تر و بر اساس عقل و منطق صورت پذیرد استحکام و پایدارى خانواده بیشتر خواهد بود؛ و هر چه زناشویى نامناسب‏تر و بر اساس رفتارى غیرعقلایى تأثیر گرفته باشد گسیختگى خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد.

 

منبع :فارس

درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.