قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ توسط زهرا | نظرات ()

 

 

خدایا...مرا ببخش اگر نفهمیده به تو خورده می گیرم.

مرا بفهم اگر تو را نمی فهمم.

و به من نشان بده چیزهایی را که نمی بینم.

 

دیوانگی هایم در حد خود من است! در حد انسان بودنم....

که خدایم گواه است می کوشم باشم!

تو می کوشی من بیشتر شوم و من سختم است...

خوب می دانی که خوب ماندن سخت است.

 

خدایا مرا داری بزرگ می کنی؟

و من هراسان که نکند اسباب بازی هایی را که از من گرفته ای دیگر به من بازنگردانی!

آخر من کوچکم هنوز...

خدایا! یادت هست افتادم و گریه کردم؟

مرا ببخش اگر از افتادن می ترسم! اگر در برابر بزرگ شدن ایستادگی می کنم.

اگر می جنگم تا خورد نشوم و دوباره ساخته شوم...

ولی مگر می شود تو بخواهی و من نه؟

بگو قدم بعدی چیست....  با اشک هایم هم شده می آیم! فقط تو تنهایم نگذار.

حتی آن زمان که فریاد می زنم بر سرت که چرااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.