قاصدک
قاصدك خوش خبر آمده با عكس داستان كوتاه جالب و زيبا از عشق دوستي محبت شادكامي موفقيت و سربلندي دختر و پسر و خانواده ملت سرافراز ايران
نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱۱/۳ توسط زهرا | نظرات ()

 

هنگامی که امام حسین (ع) با سپاه حر برخورد می کند ، دروقت نماز برای اصحاب خویش خطبه ای خواند؛ در قسمتی ازاین خطبه چنین آمده است :

ای یاران من! می بینید که چگونه بلا و شدت بر ما وارد گردیده. همانا راه و رسم روزگار وارونه شد و صورت کریه و زشت آن پدیدار گردید، و از نیکویی و معروف چیزی مگر بسیار ناچیز و فریبنده بر جای نمانده است و بر این برگشتگی خود ادامه داد، زیستن در این روزگار سخت ناگوار است. آیا نمی بینید که کسی به حق عمل نمی کند و برای باطل انتهایی نیست؟

در چنین وضعی یک مرد خدا باید طالب مرگ باشد و بدون تردید لقای پروردگار خود را آرزو کند و من در این شرایط مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران و ناپاکان را جز ذلت و ننگ نمی بینم.

سوگواری سالار شهیدان بر همه آزاد مردان

تسلیت باد


 

غم دوران

ای فلک چند زبیــداد تو بینــــــــم آزار

من خود آزرده دلم با دل خویشم بگذار

چند ما را زجفای تو دود اشک به روی

ما به روی تو نیاریم تو خود شرم بدار

 

                                                       وحشی بافقی

 

در خاکـدان دهــــر دلی شادمان کجاســـــــت؟

یک دل که ایمن است زغم در جهان کجاست؟

در گیـرودار فتنه دوران بســــــــــــــــــوختیم

داری خبـر بگوی که دارالامان کجاســـــــت؟

 

                                                        قاسم انوار

 

خدایا کجایی؟

نمی دانم بر کدامین درد بگریم.

بر درد 1400 ساله حسین که در سینه دارم

بر دردی که دیروز بر شهر و مردمم گذشت

آه خدایا چگونه فراموش کنم کز کردن کودکی در دامان مادر را

و بغض و اشک و آه پیرزنی را که نه این بار در غم حسین ع

بلکه در غم فرزندان این مرزو بوم گریست

خاطرات گذشته را در پیچ شمیران مرور کردم

فریادهای مجاهد نستوه طالقانی را

تکیه های سر پیچ تا مسجد امام حسن ع را

شب عاشورا اشک ریختیم و حسین را شفیع قرار دادیم

اما چه شد که صبحگاهان به یکباره همه چیز بهم خورد

خدایا تو بودی؟ حسین جان تو بودی؟

آیا تو هم بر این مظلومیت گریستی؟

راستی مقصر کیست؟

 

 

عاشورا نهضت آزادگی

 اگر دین ندارید ، آزاد مرد باشید



 نهضت عاشورا و ادبیات آن چقدرمشابه با اساطیر و ادبیات کهن ایران زمین است ، چقدر الفاظ و کلمات این فرهنگ با کلمات آزاد مرد جهان خطاب به یزید سمبول ظلم زمان مشابهت دارد:

می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد  و چنانستیکه خیرات مردمان را وداع کردستی و افعال ستوده و اخلاق پسندیده مدروس گشته ، و راه راست بسته و طریق ضلالت گشاده و عدل ناپیدا و جورظاهر ، علم متروک وجهل مطلوب، لئوم و دنائت مستولی و کرم ومروت منزوی و دوستیها ضعیف وعداوتها قوی و نیک مردان رنجور ومستذل و شریران فارغ ومحترم  و مکر و خدیعت  بیدار و وفا و حریت درخواب  و دروغ موثر و مثمر و راستی مردود و مهجور و حق منهزم و باطل مظفر و متابعت هوا سنت متبوع و ضایع گردانیدن احکام خردطریق مشروع،و مظلوم محق ذلیل وظالم مبطل عزیز و حرص غالب و قناعت مغلوب و عالم غدار بدین معانی شادمان و به حصول این تازه و خندان.  (کلیله و دمنه)



بــس بگردیــد و بگـــردد  روزگـــار          دل به دنیا در نبندد هوشـــــیار

ای که دستت می رسدکاری بکن       پیش از آن کز تو نیاید هیچ کـــار

اینــکه در شـــهنامه ها آورده اند         رستم و رویینه تن اسفنـــــــدیار

تا بدانند این خداونــدان  مــــلک            کز بسی خلق است دنیا یادگار

اینهمه رفتند و مای شوخ چشم        هیچ نگرفتیــــم از ایشان اعتبار

آنچه دیدی برقرار خود  نمــــاند           وینچه بینی هم نماند بر قــــــــرار

دیر و زود این شکل و شخص نازنین    خاک خواهــد بودن و خاکــش غبار

اینهمه هیچ است چون می بگذرد    تخت و بخت و امر و نهی و گیر ودار

نام نیـــکو گر بماند ز آدمـــی             به کـــــزاو ماند ســـرای زرنــــگار

سال دیگر را که می داند حساب؟     یا کــــجا رفـــت آنکه با ما بود پـــار؟

چون زبر دستیت بخشید آسمان        زیردستان را همیشه نـــــیک دار

شکر نعمت را نکویی کن که حق        دوســــت دارد بنـــــدگان حقگزار


                                                     ( شیخ اجل سعدی)

 

درباره وبلاگ
زهرا
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي

رتبه سنج گوگل
javascript:popuplinkbox('boxprev.asp?box=4','link_preview',',toolbar=no,location=no,status=no,menubar=no,scrollbars=no,resizable=no,width=570,height=410,right=0,top=0');


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.