نوشته شده در تاريخ ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ توسط زهرا | نظرات ()
این هم پیامکی که دوست دوستم واسه دوستم فرستاده بود و چون دوستش داشتم دوست داشتم که شما دوستان هم بخونینش.امیدوارم دوست داشته باشید
روزی دروغ به حقیقت گفت میل داری باهم به دریا برویم و شنا کنیم,حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد, وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباساشو در اورد,دروغ لباسای حقیقتو پوشید و رفت, از اون روز حقیقت همیشه زشت و عریان است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي